پاورپوینت کامل صحیفه نور نگاهی گذرا به شخصیت زن در اندیشه و کلام امام خمینی ۷۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل صحیفه نور نگاهی گذرا به شخصیت زن در اندیشه و کلام امام خمینی ۷۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل صحیفه نور نگاهی گذرا به شخصیت زن در اندیشه و کلام امام خمینی ۷۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل صحیفه نور نگاهی گذرا به شخصیت زن در اندیشه و کلام امام خمینی ۷۹ اسلاید در PowerPoint :
>
ارزیابی دیدگاه امام خمینی((قده)) درباره زنان و تحول بنیادی و گسترده ای که در این زمینه به وجود آوردند، مسأله بسیار مهمی است که تاکنون بارها موضوع تحلیل های گفتاری و نوشتاری صاحب نظران علوم اسلامی و اجتماعی قرار گرفته است و بی شک سنت قولی و سیره عملی آن فقیه فرزانه و رهبر یگانه، هم زمینه بسیار مناسبی را برای مباحث زنان فراهم ساخت و هم خود، دستمایه بزرگی برای پژوهشگران است. آنچه می خوانید نگاهی گذرا با تحلیلی اندک است که تنها می تواند نمایی کلی از منظر کلام و اندیشه امام در باره بانوان باشد.
حضرت امام(ره) با بهره گرفتن از سرچشمه زلال معارف اسلامی و تفقه و تأمل فقیهانه در منابع اصیل اسلامی، به تصویر روشن و منحصر به فرد از شخصیت و منزلت زن دست یافتند که تجلی آن را در عباراتی از این دست می توان دید: ((زن مظهر تحقق آمال بشر است، زن پرورش ده زنان و مردان ارجمند است. از دامن زن مرد به معراج می رود، دامن زن محل تربیت بزرگ زنان و بزرگ مردان است… .))[۱]
حضرت امام(ره) در روزگاری دم مسیحایی خود را بر کالبد سرد و افسرده جامعه فرو می ریزند که زنان جامعه یا در اسارت جاهلیت قدیم به بند تحجر و خرافات گرفتارند و یا در اسارت جاهلیتی جدید که از جانب غرب همچون سیلی بنیان کن رو به تاختن آورده بود.
به جرأت می توان ادعا نمود که پس از پیامبر اکرم(صلوات الله علیه) و ائمه اطهار(علیهم السلام) تا کنون در اندیشه و کلام هیچ کدام از بزرگان جامعه اسلامی، شخصیت زن این مقدار که در اندیشه و کلام امام(ره) مورد تکریم و احترام واقع گردیده، صورت نگرفته است. پیامبر اکرم(ص) و ائمه(ع) در جاهلیت قدیم به اکرام و ارزش نهادن به منزلت و شخصیت زن پرداختند و امام راحل به پیروی از آن بزرگواران در جاهلیت جدید به زنده نمودن ارزشهای والای زن و تبیین جایگاه واقعی آن اقدام نمودند.
چهره زن در فرهنگ عمومی گذشته ایران
محرومیتهای مختلف زنان در گذشته منجر به غیبت آنان از صحنه های مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی شد و در نتیجه آنان را دچار رکود فکری نمود. این رکود موجب ضعف تخصص و تواناییهای لازم گردید. بنابراین طبیعی است، زنی که به لحاظ عدم تخصص، تحصیلات و آموزشهای لازم، از توان انجام مسوولیتهای اساسی اش باز ماند، حتی امکان بروز صحیح غرائز طبیعی خود را هم نخواهد داشت، چه رسد به اینکه در جامعه بخواهد اعتلا و رشد یابد. البته این مسأله اگر به همین جا ختم می گردید، شاید قابل تحمل می نمود ولی زنان پرورش دهنده زنان و مردان آینده می باشند و از این رو توسعه و اعتلای فکری و فرهنگی آنان در یک جامعه، پیش از آنکه مربوط به طبقه ای تحت عنوان زن باشد، مربوط به نسل آینده ای است که فردا مناصب جامعه را در دست خواهد داشت؛ لذا زنی که تا دیروز از دستیابی به تخصص، تحصیلات و تواناییهای لازم به دلایل مختلف فرهنگی و اجتماعی محروم گردیده است و امروز به خاطر عدم تواناییهای لازم علمی، مدیریتی، داوری مثبتی در باره او نمی شود، چیزی جز ظهور و بروز تجلیات جسمی و ظواهر دلفریب برای او باقی نخواهد ماند و بیشترین تجربه ای که اندوخته همین است و بس؛ و بهترین کالایی که در نظر او در تمامی دوران گذشته مورد توجه باقی مانده است، جلوه گری، خواهد بود.
زن در جامعه ایران با توجه به فرهنگ عمومی گذشته، از جایگاه مشخص و تعریف شده ای برخوردار نبوده است، و این پدیده ناشی از مولفه های اصلی تشکیل دهنده باورهای فرهنگی جامعه است؛ به طوری که اگر به کالبدشناسی فرهنگ عمومی جامعه بپردازیم، در خواهیم یافت که باورهای فرهنگی مردم که پایه و اساس رفتار آنها را تشکیل می دهد، از چه منابع و سرچشمه هایی نشأت یافته اند. در فرهنگ عمومی ایران در رابطه با برخورد با زنان، سه منشأ اصلی منجر به ایجاد باور گردیده اند. هر چند منشأهای دیگری نیز وجود دارند ولی از درجه اهمیت کمتری برخوردارند.[۲]
بنابراین اگر بپذیریم که فرهنگ عمومی هر جامعه عبارت است از: ((مجموعه ای از عقاید، افکار، سنتها، آرزوها، آداب و رسوم، ارزشها، مهارتها، ابزار، روابط و قوانینی که بر رفتار مردم حاکمیت دارد))[۳] می توان ادعا نمود که فرهنگ عمومی هر جامعه، دارای منشأ و سرچشمه های ایجاد است، که در طول اعصار گذشته با تقدم و تأخرهای زمان و درجه تأثیرگذاری متفاوت، شکل گرفته است و باورهای برگرفته از این منشأها در میان مردم منجر به رفتار می گردد؛ و بخشی از رفتار عمومی مردم، چگونگی رفتار و برخورد با زن، موقعیت و جایگاه آن است. در ایجاد باورهای منفی فرهنگی جامعه ایران، سه عامل در میان دیگر عوامل از اهمیت زیادی برخوردار است؛ تا قبل از اسلام منشأ ملی گرایی و ملیت ایرانی؛ بعد از ظهور اسلام، برخی برداشتهای ناصحیح دینی و مذهبی و امروزه در کنار آن دو عامل، اندیشه های روشن فکری و غرب گرایی ناشی از تداخلهای فرهنگی، در رفتار ایرانی نقش و تأثیر دارند. لذا برخورد جامعه ایرانی با زن و موقعیت آن، بیشتر ناشی از همین سه منشأ است.
حضرت امام(ره) در تبیین شخصیت و منزلت زن با باورهای ناشی از هر سه منشأ، مبارزه نمود. در اینجا به منظور آنکه اهمیت برخورد حضرت امام را با شخصیت و جایگاه زن به طور دقیق تر بررسی نماییم، به طور اختصار باورهای عمومی جامعه را در رابطه با زن از زوایای مختلف مورد ارزیابی قرار خواهیم داد.
الف: برداشتهای دینی
از جمله مسائلی که در رابطه با زنان همواره مورد بحث و مناقشه بوده است، برداشتهای متفاوت دینی در رابطه با زن، حجاب، فعالیتهای بیرون از خانه، تحصیلات و… . می باشد. به طور مثال در مورد حجاب طرح مسأله به گونه ای بود که بر اساس برداشت عموم از آن، باید زنان را در پستوهای خانه نگه داشت و حتی به اسم خودشان صدا نکرد؛ ((مادر بچه ها))، ((عیال)) و ((ضعیفه)) یا به نام پسر بزرگ و… . و تقوا و عفت زن را این گونه حفظ می نمودیم، که گویی موجوداتی هستند که تربیت بردار نیستند و اهلی نمی شوند! و تنها راه نگهداریشان قفس است و کنج خانه ها، زنان موجوداتی بودند که نه به مدرسه راه داشتند نه به کتابخانه و نه به جامعه.
تحصیلات و سواد آموختن برای زنان همچنین جزء مسائلی است که برداشتهای متفاوتی درباره آن صورت گرفته است و به طور کلی، دو نظر متضاد در باره آن وجود داشته است، یکی منع آموزش زنان به طور مطلق و دیگری دیدگاه آزادی تعلیم و تعلم است.
برخی مخالفان آموزش زن گاه به برخی روایات و گاه قراین دیگر متوسل می گردند و معتقدند نباید به زنان آموزش و سواد آموخت:
دختر چو به کف گرفت خامه
ارسال کند جواب نامه
آن نامه نشان روسیاهی است
نامش چو نوشته شد گواهی است
(نظامی گنجوی)
در مقابل، عده ای آموزش زنان را همچون مردان می دانند و به استناد متون دینی معتقدند طلب علم برای زنان و مردان یک فریضه است و در این باب تفاوتی بین مرد و زن قائل نیستند. اما باید اذعان داشت در گذشته وجه غالب اندیشه ها، اندیشه و دیدگاه اولی است که آموختن و تحصیل را برای زنان محدود می ساخت. نتیجه چنین برداشتهای دینی که سازنده و ایجاد کننده باورهای فرهنگی در جامعه است، همان خواهد بود که از زن موجودی ثانوی ساخته و خط نوشتن و دانستن را بر آن حرام یا مکروه بداند.
ب: باورهای ملی
جایگاه و شخصیت زن در اذهان و باورهای عمومی هر جامعه نشان دهنده میزان اهمیت و منزلت زنان در آن جامعه است. به طوری که تصویری را که فرهنگ ملی یک ملت از زن ارائه می دهد، در واقع نگرش و دیدگاه مردم آن جامعه به زن می باشد. این تصویر را در برخوردها و آداب و رسوم، سنتها، ادبیات و ارزشهای شایع و… . آن ملت می توان ارزیابی نمود. امروزه در بسیاری موارد صفات انسانی به نام مردان ثبت شده است و جزء صفات مردانه محسوب می شوند، مانند خوش قولی، شجاع بودن، سخت کوشی، صفات مردانه، و برعکس، آسان گیری، چشم پوشی، بی وفایی و… . صفاتی زنانه محسوب می شوند. به طوری که اگر نگاهی به چهره زن در ادبیات فارسی داشته باشیم، دیدگاه جامعه ایران را نسبت به زن در گذشته و امروز درخواهیم یافت، چرا که یکی از نقاط مشترک ادبیات فارسی با فرهنگ ملی، تلقی بدبینانه ای است که از هر دو سو نسبت به زن شده است و در ادبیات ملی که زبان گویای فرهنگ عمومی جامعه است، زن به عنوان نماد سستی و ضعف و ترس قلمداد می گردد و در همه جا و در آثار ادیبان و شاعران دیروز و حتی امروز، زن عنصری شکننده و ناپایدار است و این مسأله تا بدانجا پیشرفت کرده است که برداشت منفی و ناصواب از شخصیت زن در روح و ذهن و زبان زنان شاعر و ادیب نیز رخنه کرده است.
زن و اژدها هر دو در خاک به
جهان پاک از این هر دو ناپاک به(فردوسی)
این باور عمومی ماست که زنان نیک و موفق را همیشه به مردان تشبیه کرده است و مردان بد، همواره همانند زنان تلقی شده اند. چندان که بدترین صفت برای مردان مساوی با زن بودن و بهترین صفت زن، مردانگی آن است:
زن درخور مهر و کین نباشد
زن باشم اگر چنین نباشد
زن رخنه گر یقین مرد است
زن ناقص عقل و دین مرد است
(خواجه مسعود قمی)
همچنین این صفت مردانگی را برای زن و زنان شجاع و بزرگ قلمداد کردن در خصوص خاندان عصمت و طهارت نیز به کار برده شده است. چنان که عمان سامانی در نقل حوادث کربلا و در مقام ستایش و شرح احوال حضرت زینب(س) می سراید:
زن مگو، مردآفرین روزگار
زن مگو، بنت الجلال اخت الوقار
زن مگو، خاک درش نقش جبین
زن مگو، دست خدا در آستین
آنچه از فرهنگ عامه و باورهای عمومی مردم برمیآید، آن است که گویی زن را خداوند فقط برای خانه داری خلق کرده است و شجاعت و دلاوری زنان در باورهای عمومی پدیده ای غریب می نماید. چرا که همواره آن را، ((ضعیفه)) نامیده اند و اگر بگوییم ((زنی شجاع))، صفتی را به موصوفی نسبت داده ایم که بعید است!
حال به خوبی روشن است که چرا زنان در چنین باوری عمومی و فرهنگ عامه نمی توانند جایگاه واقعی و حقیقی خود را دریابند و همواره به عنوان موجودی ثانوی قلمداد می گردند[۴].
ج: تداخل فرهنگی
در تقابل میان یک فرهنگ با فرهنگ بیگانه، معمولا از یکی از سه حالت کلی خارج نیست. حالت اول آنکه در فرهنگ بیگانه هضم شده و تماما رنگ و بوی فرهنگ بیگانه را می پذیرد. حالت دوم آنکه، در این تقابل، فرهنگ ملی در مقابل فرهنگ بیگانه موضع گرفته و حتی به پایگاه سنتی تر خویش پناه می برد. در حالت سوم، فرهنگ ملی در مقابله با فرهنگ بیگانه دست به انتخاب و گزینش می زند و بعضی از مولفه های فرهنگ بیگانه را می پذیرد. در این رابطه جامعه ایران، در خصوص برخورد با فرهنگ بیگانه، بویژه از زمان مشروطه به این سو، مواجه یک سردرگمی و فقدان سیاست مناسب بوده است. چندان که مردم در مقابله با فرهنگ بیگانه به سه گروه متفاوت، که هر کدام ویژگی یکی از حالتهای سه گانه فوق را دارا بود، تبدیل گردیدند. بخشی از افراد سنتی و مذهبی که معمولا اکثریت آنها را افراد مسن تشکیل می دادند در مقابله با فرهنگ بیگانه، موضع خصمانه پیش گرفته و با هر گونه پذیرش فرهنگ بیگانه مخالفت نمودند. دسته دوم بخش عمده ای از قشر جوان اعم از دختر و پسر که به علت سطحی بودن فرهنگ ملی در آنها، تنها راه سعادت و تعالی خویش را در پذیرش تمامی ابعاد فرهنگ بیگانه می دانستند. و در این میان عده ای معدود به انتخاب و گزینش از فرهنگ بیگانه پرداختند.
در این تداخل فرهنگی آنچه بیشتر مشهود بود، گرایش نسل جوان به پذیرش فرهنگ بیگانه بود. برخی زنان نیز که از پایگاههای فرهنگی محکم و استوار برخوردار نبوده و سالها رنج تحقیر و حبس و انزوا را در خویش تحمل نموده بودند در این مسیر دچار برخوردی انفعالی گردیدند. در این گیر و دار است که بخشی از زنان جامعه همگام و همصدا با شعار آزادی زن، آزاد می شوند اما نه با کتاب و دانش و ایجاد فرهنگ و روشن بینی و بالا رفتن سطح شعور و سطح احساس و جهان بینی، بلکه با قیچی نمودن حجاب و چادر و اصالت بخشیدن به خواستهای فردی، جدای از نهاد خانواده و جامعه؛ همان چیزی که پیش از آن به زن اروپایی بخشیده بودند. در نتیجه چنین زنانی در کشورهای اسلامی نه تنها مصرف کننده کالاهای مختلف وارداتی از اروپا و آمریکا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 