پاورپوینت کامل برداشتی تازه از فقه حقوقی زن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل برداشتی تازه از فقه حقوقی زن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل برداشتی تازه از فقه حقوقی زن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل برداشتی تازه از فقه حقوقی زن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

>

در میز گردی با حضور آیت الله سیدمحمدحسین فضل الله

ترجمه: مجید مرادی رودپشتی

آنچه در پی می آید بخشی از چند نشست و مناظره علمی است که جمعی از زنان اندیشور لبنان، با حضرت آیت الله فضل الله ترتیب داده اند. در این مناظره ها، پرسشهایی درباره حقوق زنان در فقه اسلامی طرح و پاسخ داده شده است. مهمترین مباحث طرح شده درباره ارث، شهادت و حدود و بیان حکمت نابرابری بهره زن و مرد در این سه موضوع است. ((مرکز شوون العمل النسوی)) در لبنان مجموعه این مناظرات را در قالب کتاب ((قرائه جدیده لفقه المرأه الحقوقی)) چاپ و منتشر نموده است.

پیش سخن خواهر جمال الحسینی:

ما امروز به مناسبت روز زن، زادروز حضرت زهرا(س) جمع شده ایم. مناسبتی که اشارات مهم و ارزشمندی با خود به همراه دارد و شاید مهمترین این اشارات عبارت است از تأکید بر مقام و نقش زن، و پی ریزی ارزش و کرامت او به عنوان انسانی کوشا و آزاد و نو نهادن حقوق کامل او که توانهای نهفته اش و استعدادهای خداداده اش را در جهت شکوفایی شخصیت و رسیدن به کمال انسانی آشکار می کند. در مسیر این تلاش مسؤولیت عقب ماندن [از قافله کمال] نیز متوجه خود او است.

سخن از بزرگداشت مقام زن در اسلام، در گفته ها و نوشته های اسلامی، بسیار زیاد است اما عمل بسیار اندک است؛ چرا که همچنان زن مسلمان در محیط خانواده و جامعه و نهادهای اجتماعی و حرکتهای سیاسی اسلامی مورد تحقیر است. این حقارت در سطوح و اندازه های گوناگونی آشکار می شود و همچنان با زن به عنوان موجودی ناتوان رفتار می شود. از این رو دائما نیازمند وکالت دیگری (مرد) است.

این جایگاه منفی از کجا به سراغ زن آمده است؟ و چه اندازه این گونه نظر داشتن به زن با روح نص قرآنی که انسان را گرامی داشته و آزادیاش بخشیده است، همخوانی دارد؟

چه کسی مسؤول عمیق شدن شکاف و گسترده شدن دره موجود بین این ((دیدگاه)) و این ((روح)) است؟ و تا کجا باید شکاف موجود بین نگاه کلان نگر و کلی نگری که روح قرآن و مقاصد عام شریعت را در نظر دارد و بین اجتهادهای جزئی نگر و ستیزه گرا ادامه یابد؟

شاید مشکل اساسی همان است که دامنگیر اصل اجتهاد فقهی عموما و فقه زن خصوصا، شده و آن دور بودن اندیشه های اجتهادی از کلان نگری به انسان و حیات است. همایش امروز ما هم که با عنوان ((پاورپوینت کامل برداشتی تازه از فقه حقوقی زن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint)) برگزار شده است تلاشی است برای روشنگری و رفع ابهام از اشکالاتی که هنگام تأمل و اندیشه در قرائت متن فقهی یا حقوقی ای که درازنای عصرها فراورده عقل و فهم مجتهدان بوده است، به ذهن زن مسلمان خطور می کند. این اشکالات، اشکالاتی پیچیده و حیرتآور است که به ذهن ما به عنوان زنان مسلمان خطور می کند و ما خطرها و آثار منفی آن را بر شخصیت و هستی زن در فضای عام اسلامی درک می کنیم. آثار و خطرهایی که زنان خارج از محیط اسلامی هر چند در سطح علمی بالایی قرار داشته باشند، قادر به درک آن نیستند، هر چند بعضی از اشکال آن را می بینند. امیدواریم این همایش بتواند از سیمای فقه حقوقی زن، بعضی از پیرایه های بسته شده بر آن، مانند غبار سالها و انباشتگی تجربه تاریخی جامعه اسلامی و ابهام جایگاه انسان و بویژه زن را در آن، بزداید و این با برداشتی جدید از متون میسر است که مقاصد عامه شریعت را لحاظ می کند و آن را پایه قانونگذاری و ضابطه اجتهاد می داند و از این رو از متون و روایات برداشت تبعیضآمیز نمی کند و متن یا روایت برتریدهنده را به تنهایی قرائت نمی کند که حکمش را بر اساس آن – هر چند مخالف شریعت و مقاصد الهی باشد – صادر کند.

بسیار می شنویم و فراوان می خوانیم که اسلام به زن آزادی داده و او را از بندها آزاد کرده است، زیرا مثلا به زن، حق آموختن و کار داده است. اما این حق با فتوا به حرمت خروج زن از خانه – بدون اجازه همسرش – که بسیاری از فقها قایلند چه هماهنگی ای دارد؟

یا چگونه ممکن است زن باور کند که شخصیت و هستی مستقل و محترم و حفظ شده در اسلام دارد در حالی که در سایه شبه اجماعی فقهی، حکم به ناشایستگی زن در امر شهادت – حتی در امور معمول مثل رویت هلال ماه رمضان – دارد و نیز فتاوایی هست که قبول شهادت فرزند ممیز را حتی در خون مجاز و محترم می دارد اما شهادت زنان را هر چند عاقل و رشید و مومن و عادل باشند مردود می داند.

پرسشها و اشکالات و فراوری های فقهی همچنان از یک زهدان و در قالب های همگون و هماهنگ زاد و زه می کنند و فراوانی از پرسشها را در پی دارند.

برخی با تلاشهای علمی خود دلیرانه از این شیوه تکراری خارج شده اند تا ابراز کنند که آنچه در طول قرنها کاملا بدیهی به حساب می آمده، بداهتی ندارد. همانند عدم شایستگی زن برای حکومت.

اما درباره مرجعیت، قضاوت، ارث، شهادت و دیه چه؟

اینها موضوعات آن مناطق ممنوعه و راههایی است که حکم به بسته شدنش داده شده است. با توجه به اینکه پرسشهای مرتبط با این موضوعات علمی و محققانه است آیا راهی برای باز شدن این درهای بسته وجود دارد؟ وانگهی آیا چندان نصیب از جرأت و آزادگی داریم که نتایج تحقیقات و یافته های خود را بدون اعتنا به واپس گرایی نهفته در عرف و جامعه ابراز کنیم یا نه؟

زن حق دارد که حقوق خویش را بشناسد و جامعه وظیفه دارد این حقوق را محترم بشمارد.

حضرت آیت الله سیدمحمدحسین فضل الله در برداشت تازه شان از فقه حقوقی زن کوشیده اند تا صورت مسأله را روشن و مفهوم آن را مشخص کنند و به باورها غنا بخشند. اضافه بر این به اشکالات و پرسش هایی که خواهران ما با ایشان در میان خواهند گذاشت، پاسخ خواهند داد.

آیت الله فضل الله:

به اعتقاد ما گذشته (سنت)، اندیشه ای را که گذشتگان دریافته اند یا راهی را که آنان رفته اند، تقدس نمی بخشد، مگر اینکه، آنچه در گذشته رفته است، حقیقتی بوده باشد، زمان ناپذیر. چرا که حقیقت، زاییده حیات است. و نبوت به معنای ایمانی اش، حقیقتی [ثابت] در هستی است و گذشته، تنها ظرف مکانی و زمانی ای است که پذیرای این حقیقت بوده است. پیامبر در اعتقاد ما، انسان حیات است نه انسان قطعه ای از زمان. اگر چه حیات او در بستر زمان زاده شده و در همین بستر پایان یافته است.

اشکال و خدشه حرام نیست

از این رو غیر از آنچه که حقیقتی زمان ناپذیر است، تمام آنچه که در گذشته جریان داشته قابل خدشه است. حتی نصی که حقیقت متغیری را بیان کرده و ثابت بودنش اثبات نشده است، قابل مناقشه است. زیرا این نص اگر چه حروف و کلماتی ثابت و ماندگار دارد، اما ضروری نیست که مفهوم و معنایش نیز ثابت و ماندگار بماند.

انسانها در فهم نصوص اختلاف کرده اند. کسانی بر معنای لغوی و حرفی جمود می ورزند و معتقدند همه معنای یک واژه همان است که در قاموس آمده است و برخی نص را در درون شرایطی که از آن برخاسته است، متغیر می بینند و در جست و جوی رابطه نص با تاریخ یا رابطه تاریخ با نص اند، کسانی هم هستند که در طیفی از معانی شناور می شوند تا از این معانی اشارات تازه ای دریابند.

ما می دانیم که زبان، واژه های موجود در قاموس نیست. زیرا واژه ها در امتداد تاریخ انسانی جریان دارند و هماهنگ با تحول انسانها تحول می یابند. بنابراین یک واژه به معنای قاموسی اش بار تمام این معانی تحول یافته را می کشد. از این رو، ما بیش از آنچه که نیازمند درک معنای لغوی یک واژه باشیم نیاز دائم به فهم اشارات یک واژه داریم. زیرا انسانی که کلمه ای را به کار می برد، معانی ای را در احساس و شعور و آگاهی خویش می پرورد که آن را به صورت کلام درنمی آورد.

بنابراین هر کلمه ای در درون خود، تاریخی از اشارات مفهومی را داراست و بار معانی مختلف را بر آن گذارده است که این لفظ نمی تواند معنی وضعی خود را مشخص نماید ولی می تواند اشاره به معانی گوناگون داشته باشد.

نیاز فقه زن به قاعده

بنابراین هنگامی که می خواهیم قرائتی از فقه حقوقی زن ارائه دهیم، ناگزیر باید قاعده معینی را مبنای برداشت خود قرار دهیم. زیرا هرگونه استنباط حقوقی ای باید بر اساس آگاهی از قاعده ای باشد که مبنای تمام نظام حقوقی یا سرمایه حقوقی قرار می گیرد. از این رو ناگزیر از این پرسش هستیم که: آیا در اسلام، در ژرفای مفهوم انسانی ای که مبنای قانون گذاری است، حقیقت انسانیت زن و مرد را می توان به دو دسته مذکر و مونث تقسیم نمود؟

من در ژرفای مفهوم انسانیت دو دستگی ای نمی بینم که زن و مرد دو طرف این مفهوم باشند. انسان نفس یگانه ای است. ((الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها))[۱] آن که شما را از ((نفس واحدی)) آفرید و جفتش را [نیز] از او آفرید.

کلمه ((زوج)) واژه ای است که هم بر زن و هم بر مرد اطلاق می شود. در این آیه ((نفس واحده))ای داریم که به معنی زوجیت [جفت بودن] بسط می یابد و زوجیت واحدی است متنوع و گوناگون.

وقتی که دریافتیم ((نفس واحده)) همان زن و مرد است به لحاظ تنوع و گونه گونی نفس واحده، باید توجه کنیم که همان گونه که ((نفس واحده)) دارای آفاق متنوعی است، مظاهر وجودی متنوعی نیز دارد. در اینجا نفس واحده وجود دارد و در مظاهر وجودی نفس، دوگانگی ای نیست و همچنین ژرفای مفهوم نفس نیز، دوگانگی را برنمی تابد که بگوییم دو گونه نفس داریم.

با این توضیح می فهمیم که خداوند سبحان هنگامی که قانون شرع را فرستاد، مخاطب او انسان (مذکر – مونث) است. زمانی که انسان در آغاز آفرینش در بهشت می زیست، تجربه زن و مرد را [در زندگی مشترک] می بینیم. فریب شیطان نیز به طور مساوی متوجه زن و مرد بوده است ((انی لکما لمن الناصحین))[۲] ((من قطعا از خیرخواهان شما هستم)) ((فاکلا منها))[۳] آن گاه از آن [درخت ممنوع] خوردند.

زن و مرد تجربه مشترکی را می گذرانند، مشکل مشکل آدم نبود که بگوییم او حوا را به آن کار فرا خواند و نیز مشکل حوا نبود که بگوییم او بود که آدم را فریب داد. مشکل همانا مشکل ضعف طبیعت انسانی است که زن و مرد به سبب وجود عناصر ضعف در درونشان مشترکا دارند. ((و خلق الانسان ضعیفا))[۴] ((انسان ناتوان آفریده شده است)). بنابراین قرآن، زن را به تنهایی به صفت ضعف محکوم و متهم نکرده است، بلکه قرآن ضعف را صفت انسان می داند. این همان است که انسان را به خطا و نهایتا به انحراف راهبری می کند. وقتی آدم و حوا به زمین فرود آمدند خداوند مرد و زن را یکجا مورد خطاب قرار داد: اما یأتیئکم منی هدی فمن تبع هدای فلا خوف علیهم و لا هم یحزنون))[۵] ((پس اگر از جانب من شما را هدایتی در رسد، آنان که هدایتم را پیروی کنند برایشان بیمی نیست و غمگین نخواهند شد.)) بنابراین روشن شد که منطق قوانین شریعت اسلامی بر اساس وحدت نفس انسانی پی ریزی شده است. این نگرش ما را به اندیشه ای پیوند می دهد که معتقد است: مشکلات انسان یکی و مشترک است، و ناگزیر باید حل این مشکلات هم از راه مشترکی میسر باشد. و اگر می بینیم که انسان وجودی متنوع است، طبیعی است که مشکلات، برخی از نقاط مثبت و منفی این تنوع را به خود بگیرد. در نتیجه خصوصیت امری خواهد بود که تأثیر خویش را در اینجا و آنجا به جا خواهد گذارد؛ اما از قاعده وحدت خط خارج نخواهد شد.

عمومیت تکلیف

آیات قرآن کریم در چارچوب کلی موضوعات احکام، حکمی را ویژه مرد یا ویژه زن قرار نداده است. چارچوب کلی همان چارچوب مسؤولیتهای ((ایجابی))ای است که خداوند از انسانها خواسته است تا بدان پایبند باشند و نیز چارچوب مسؤولیت ((سلبی))ای که خداوند از آنان خواسته است از آن رویگردان باشند. عنصر ایجابی مسؤولیت انسان را در سوره احزاب می خوانیم:

ان المسلمین و المسلمات و المومنین و المومنات و القانتین و القانتات و الصادقین و الصادقات و الصابرین و الصابرات و الخاشعین و الخاشعات و المتصدقین و المتصدقات و الحافظین فروجهم و الحافظات و الذاکرین الله و الذاکرات اعد الله لهم مغفره و اجرا عظیما.[۶]

((خدا برای مردان مسلمان و زنان مسلمان، و مردان مومن و زنان مومن، و مردان اهل طاعت و زنان اهل طاعت، و مردان راستگوی و زنان راستگوی، و مردان شکیبا و زنان شکیبا، و مردان خداترس و زنان خداترس، و مردان صدقه دهنده و زنان صدقه دهنده، و مردان روزه دار و زنان روزه دار، و مردانی که شرمگاه خویش را حفظ می کنند و زنانی که شرمگاه خویش را حفظ می کنند، و مردانی که خدا را فراوان یاد می کنند و زنانی که خدا را فراوان یاد می کنند، آمرزش و مزدی بزرگ آماده کرده است.))

آیا در این آیه فرقی بین زن و مرد از جهت التزام به ارزشهای الهی می بینیم؟ ارزش یکی است. برای زن همان ارزش است که برای مرد ارزش است و پاداش این همان است که پاداش او است و فراخوان به پایبندی به ارزشهای الهی نیز برای هر دو یکی است.

و ما کان لمومن او مومنه اذا قضی الله و رسوله امرا ان یکون لهم الخیره من امرهم[۷]

((و هیچ مرد و زن مومنی را نرسد که چون خدا و فرستاده اش به کاری فرمان دهند، برای آنان در کارشان اختیاری باشد.))

آنجا هم که سخن از عمل انسان به میان می آید، می فرماید: ((انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکر او انثی))[۸] من عمل هیچ صاحب عملی از شما را از مرد یا زن، تباه نمی کنم.

و ((الزانیه و الزانی فاجلدوا کل واحد منهما مأه جلده))[۹] به هر زن زناکار و مرد زناکاری صد تازیانه بزنید. و ((السارق و السارقه فاقطعوا ایدیهما))[۱۰] و مرد و زن دزد را به سزای آنچه کردند دستشان را ببرید.

و از بعد الگویی نیز می فرماید:

ضرب الله مثلا للذین کفروا امرأه نوح و امرأه لوط کانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتاهما فلم یغنیا عنهما من الله شیئا و قیل ادخلا النار مع الداخلین. و ضرب الله مثلا للذین آمنوا امرأه فرعون اذ قال رب ابن لی عندک فی الجنه و نجنی من فرعون و عمله و نجنی من القوم الظالمین و مریم ابنه عمران التی احصنت فرجها فنفخنا فیه من روحنا و صدقت بکلمات ربها و کتبه و کانت من القانتین.[۱۱]

((خدا برای کسانی که کفر ورزیده اند زن نوح و زن لوط را مثل آورده [که] هر دو در نکاح دو بنده از بندگان شایسته، بودند و به آنها خیانت کردند، و کاری از دست [شوهران] آنها در برابر خدا ساخته نبود، و گفته شد: ((با داخل شوندگان داخل آتش شوید)) و برای کسانی که ایمان آورده اند خدا همسر فرعون را مثل آورده است، آن گاه که گفت: ((پروردگارا، پیش خود در بهشت خانه ای برایم بساز و مرا از فرعون و کردارش نجات ده و مرا از دست مردم ستمگر برهان.)) و مریم دخت عمران را، همان کسی که خود را پاکدامن نگاه داشت و در او از روح خود دمیدیم و سخنان پروردگار خود و کتابهای او را تصدیق کرد و از فرمانبرداران بود.))

از دو آیه یاد شده درمی یابیم که زن منحرف و فاسدی که در مسیر زندگی اش به عناصر ضعف و تباهی روی آورده است، نمونه همه کافران قرار می گیرد.

و زن شایسته ای که قدرت خود را در مبارزه با فساد حاکم و التزام خود را به ارزشها نشان داده است نمونه و الگوی همه زنان و مردان مومن قرار می گیرد. این سیمای کلی را قرآن کریم ارائه می دهد.

در قرآن کریم، با خط فکری ای روبه رو نمی شویم که مرد را به لحاظ مسؤولیتها و پیامدهای آن بر زن برتری داده باشد. و هنگامی که می خوانیم: یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقاکم[۱۲] ((ای مردم، ما شما را از مرد و زنی آفریدیم و شما را ملت ملت و قبیله قبیله گردانیدیم تا با یکدیگر شناسایی متقابل حاصل کنید، در حقیقت ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزگارترین شماست.))، می فهمیم که مسأله، مسأله انسان است. انسانی که از جهت ارزشی فرقی با دیگر انسانها ندارد، مگر آنکه در معیار عمل و در سطح ارزشها، با هم نابرابر باشند.

بنابراین در آیه فوق با مفهوم انسانیتی روبه رو هستیم که هم حقوق مرد را ملحوظ می دارد و هم حقوق زن را و بر اساس این تشریع است که حقوق زن و مرد مرزبندی و مشخص می شود.

رویارویی با بعضی خلاها

تصویر یادشده فوق را از طریق طبیعت قاعده و مفهومی که منعکس کننده حق به معنای انسانی است درمی یابیم. اکنون می خواهیم با بعضی از مسائلی که معمول مردم آن را خلاهای حقوقی می پندارند روبه رو شویم. استفهاماتی پیرامون آیاتی از قرآن و به عنوان نمونه این آیه مطرح می شود که می فرماید: ((الرجال قوامون علی النساء))[۱۳] ((مردان سرپرست زنانند.)) بعضی از واژه ((سرپرستی)) (قوامت) چنین برداشت کرده اند که این سرپرستی شامل همه چیز می شود و بنابراین مرد همیشه اول است و سرپرست امور زن می باشد و زن همیشه دوم است. اما بنا به استنباط ما چنین نیست، بلکه سرپرستی مطرح شده در آیه فوق تنها شامل دایره زناشویی می شود و نه بیش از این. زیرا آیه چنین می گوید: الرجال قوامون علی النساء بما فضل الله بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم ((مردان، سرپرست زنانند، به دلیل آنکه خدا برخی از ایشان را بر برخی برتری داده و [نیز] به دلیل آنکه از اموالشان خرج می کنند.)) تنها حالتی که در آن بر مرد واجب است، از آن رو که مرد است، بر زن، به این وصف که زن است، خرجی بپردازد، حالت ازدواج است. زیرا وقتی وظیفه پدر را بررسی می کنیم می بینیم که بر او نیز واجب است خرج فرزندانش را بپردازد. در اینجا با مسأله ای به نام مذکر و مونث روبه رو نیستیم. زیرا بر پدر واجب است که خرجی دخترش را از این جهت که فرزند او است بپردازد، نه به لحاظ اینکه زن است.

همچنین وقتی به مسأله ((ولایت)) وارد می شویم می بینیم آنجا که ولایت از آن مردان است این ولایت تنها بر زنان نیست، [بلکه بر مردان نیز هست]، زیرا ولایت پیامبر اکرم هم بر زنان بود و هم بر مردان و ولایت امام نیز بر هر دو بود و ولایت فقیه نیز هم بر مردان است و هم بر زنان. معلوم است که در این مسأله جانب زن و جانب مرد مطرح نیست مگر در حالت ازدواج. و مسأله سرپرستی در ازدواج نیز مسأله ای شخصی نیست بلکه مسأله شخصی است که باید بار مسؤولیت اداره زندگی مشترک را بر دوش بکشد. زیرا مدیریت زندگی زناشویی چندان گسترده نیست که گنجایش دو نفر را داشته باشد بلکه در اینجا ناگزیر باید یک نفر باشد که مدیریت کند. از این رو سرپرستی خانواده به لحاظ بعضی ویژگیها که به طور مشخص به ویژگیهای جسمی و روانی و تکوینی و مسأله خرجی دادن می توان توجه کرد، به مرد سپرده شده است.

بنابراین اگر مسأله مدیریت چنان شأنی در اذهان و اوهام یافته که به تحقیر شخصیت انسانی دیگران منجر شده، ما وظیفه داریم که با همه عنوانها و جایگاههایی را که در آن، مدیر، مسؤول اول و برتر و دیگران زیر سلطه اش قرار می گیرند، مبارزه کنیم.

آیه ای دیگر از قرآن نیز با این پندار مبارزه می کند: و لهن مثل الذی علیهن بالمعروف و للرجال علیهن درجه[۱۴] ((مانند همان [وظایفی] که بر عهده زنان است، به طور شایسته، به نفع آنان [بر عهده مردان] است، و مردان را بر آنان مرتبتی است.)) این مرتبت (درجه) که در این آیه شریفه آمده است تنها در برخی حقوق زناشویی ویژه مرد مطرح است که پیشاپیش این حقوق، حق طلاق است. مقصود از این درجه، برتری رتبه انسانی نیست بلکه برتری رتبه مرد از جهت اجرایی و در مسایل روزمره زندگی است که زندگی مشترک آن را اقتضا می کند.

مورد دومی که محل اشکال تراشی و خرده گیری فراوانی واقع شده است مسأله ارث است که قرآن می فرماید: ((للذکر مثل حظ الانثیین))[۱۵] سهم پسر، چون سهم دو دختر است. که این مسأله امتداد پیدا می کند تا به موضوع دیه هم مربوط می شود. آیا این نوع نگرش بر اساس این مقوله است که زن نصف مرد است که او انسان کامل است و در نهایت آیا زن نیمی از حقیقت انسانی را داراست؟!

طبیعی است که قانونهای الهی یاد شده بر چنین مبنایی استوار نیست. زیرا تمامی مسؤولیتهایی که متوجه مرد شده، گذشته از برخی خصوصیتها، متوجه زن نیز شده است. بنابراین زن به طور کامل انسانی است که بار اعمال و مسؤولیتهایش را بر دوش دارد. درست چنان که مرد نیز به عنوان انسان، مسؤول خویشتن است. پس باید ببینیم که مسأله ارث راچگونه تفسیرکنیم؟

مسأله ارث

در مسایل حقوق مادی باید بر روی خط توازن گام نهیم. پیش از هر چیز این سوال کلی را مطرح می کنیم که هنگامی که من چیزی به شما دادم آیا شما بر خود لازم می دانید فکر کنید که من از شما چه گرفته ام؟ آری باید تعادل دو کفه ای را رعایت کرد؟ مثلا اگر کسی به من ۱۰۰۰ دلار بدهد و بار هزینه کردن ۲۰۰۰ دلار را بر دوش من بگذارد و به شما ۵۰۰ دلار بدهد ولی هیچ بار مالی ای بر دوش شما نیافکند، کدام یک از این دو صورت ترجیح دارد؟

به واقعیت باز می گردیم و در نظریات بیش از این باقی نمی مانیم و می گوییم: اگر خداوند سهم زن را نصف سهم مرد قرار داد در مقابل او را به هیچ تکلیف مالی مکلف نکرده است و در عین حال مرد را موظف به پرداخت چیزهایی مثل مهر همسر و خرجی همسر و فرزندان و از این قبیل نیازمندیهای زندگی خانوادگی، نموده است.

بنابراین با وجود مرد، زن مسؤول تأمین خرجی فرزندان نیست بلکه تنها مرد، مسؤول است. و من در یکی از گفتگوهای مطبوعاتی گفته ام که: حق این است که: ((مردان، در این زمینه خواهان برابری با زنان باشند.)) درست است که اسلام نیمی از سهم مرد را از زن گرفت اما در مقابل حق مهر و خرجی را به او بخشیده و او را از هر مسؤولیت مالی ای معاف کرده است. و اگر نیمی از سهم زن را به مرد بخشید، در ازای آن چندین برابر آن مسؤولیت مالی بر دوشش نهاده است. حال باید بپرسیم خلاء انسانی این مسأله کجاست؟ قانون ارث نمی خواهد بگوید انسانیت زن در مقایسه با مرد نقصان دارد، بلکه می خواهد بین حقوق و وظایف تعادل برقرار کند. وقتی که من به حقوق خود توجه می کنم باید وظایف و واجبات خود را هم بدانم و بررسی کنم که چگونه می توانم بین حقوق و واجبات (دخل و خرج) تعادل ایجاد کنم. جان کلام اینجاست.

شاید گفته شود که این توضیح را درباره زندگی زناشویی می پذیریم. اما درباره مسأله دیه چه جوابی دارید؟

اینجا سخن از پس از مرگ است. اما وقتی که شریعت اسلامی قاعده معینی می نهد، مسأله اقتصادی را بر این مبنا می گذارد که مسؤولیتهای مرد بیشتر از مسؤولیتهای زن است، پس طبیعی است که در مسأله دیه، که بعد داد و ستدی دارد، ارزش دیه مرد بیش از زن باشد، زیرا زیان مادیای که به خانواده مرد می رسد، بیش از زیان مادی است که خانوداه زن می بینند. این توازن به لحاظ مسؤولیتی است که مرد در برابر فرزندانش دارد، در حالی که زن چنین مسؤولیتی ندارد.

نتیجه سخن آنکه ژرفای حقوقی مسأله دیه گویای نقص زن به لحاظ شخصیت انسانی نیست. بلکه این قانون نیز در پی ایجاد توازن در سطح حقوق و وظایف، آن هم در یک مسأله مادی است. نهایت اینکه مرد و زن یکی هستند: ((و لهن مثل الذی علیهن))[۱۶] مانند همان [وظایفی] که بر عهده زنان است، به طور شایسته، به نفع آنان [بر مردان] است. ((هن لباس لکم و انتم لباس لهن))[۱۷] آنان برای شما لباسی هستند و شما برای آنان لباسی هستید.

شهادت زن

می ماند مسأله شهادت. اسلام، اجمالا شهادت زن را پذیرفته است و خداوند فرموده است که شهادت زن را قبول می کند. نهایت آنکه خداوند شهادت دو زن را در مقابل شهادت یک مرد قرار داده است و علت این را هم نه آن می داند که زن برابر نیمی از مرد باشد، بلکه فرمود: ان تضل احدیهما فتذکر احداهما الاخری[۱۸] تا [اگر] یکی از آن دو [زن] فراموش کرد، [زن] دیگر وی را یادآوری کند.

دلیلی که می توانیم برای این قانون الهی ذکر کنیم این است که در برخی حالات، فضای درگیریها و اختلافات، عاطفه انسان را به حمایت از این متهم یا آن مدعی وادار می کند. البته این حالتی انسانی است بویژه اینکه ما معمولا تحت تأثیر مظلومیت [یا مظلوم نمایی] قرار می گیریم بیآنکه در ماهیت دعوا دقت و تأمل کنیم. در این زمینه، زن به لحاظ قویتر بودن جنبه عاطفی و احساس اش از مرد، طبیعتا بیشتر تحت تأثیر قرار می گیرد و این طبیعت حال او است و مقتضای مادر بودن، همسر بودن و مونث بودن او.

نکته دقیقی که ناگزیر از تأمل در آن هستیم این است که شهادت یک زن مکمل شهادت دیگری است و همین موضوع گاه در شهادت مردان نیز مشاهده می شود. مثلا می بینیم که در ((بینه)) دو شاهد عادل باید گواهی بدهند. چرا شهادت یکی به تنهایی کافی نیست؟ در جواب می گوییم این شرط، نوعی احتیاط در رعایت عدالت است، بنابراین در عالم دعاوی جز شهادت دو شاهد عادل پذیرفته نمی شود و به شهادت یک نفر اکتفا نمی گردد. آیا مفهوم این سخن آن است که در مقام دعوا، هر کدام از این دو به لحاظ شخصیت انسانی، کاستی و نقصان دارند؟! خیر، مسأله ما، مسأله احتیاط و محکم کاری است که مبادا عدالت ضایع شود [. و نه تعیین ارزش شخصیتی شاهدان]. اما اینکه گفته می شود شهادت زن در مورد قتل پذیرفته نمی شود، باید بگویم این مسأله محل اختلاف است، زیرا امیرالمومنین علی(ع) فرمود: ((لا یبطل دم امرئ مسلم)) خون انسان مسلمان به هدر نمی رود. بنابراین، شهادت زن در این مورد پذیرفته است. البته در برخی از شرایط شهادت زن مقبول نیست مثل شهادت نسبت به زنا، زیرا غالب حدود، بازدارنده است و اسلام هم مایل نیست که توجه و اهتمام انسانها را به سمت این موضوع گرایش دهد. قاعده فقهی ((الحدود تدرأ بالشبهات)) ((حدود به خاطر شبهات، لغو می شود))، برخاسته از این نگرش است. البته موارد بسیار خرد و ناچیزی از عدم پذیرش شهادت زن وجود دارد که دلیل آن، وجود خصوصیاتی است که در خود موضوع است. همچنین در برخی مسایلی که مختص زنان، است شهادت زن به تنهایی پذیرفته می شود و نیازی به شهادت مرد نیست. این امر نشانه آن است که رغم همه شبهاتی که پیرامون این مسأله مطرح می شود، زن [از دید اسلام]، انسانی است که از حقوق کامل برخوردار است.

عهده داری قضاوت

مسأله دیگری که باید به آن بپردازیم مسأله عهده داری قضاوت و حکومت توسط زن است. خاستگاه این مسأله حدیثی است که بخاری و جماعتی دیگر روایت کرده اند. این روایت در کتب شیعه امامیه نقل نشده است. مضمون حدیث این است که رسول خدا(ص) هنگامی که خبر یافت قومی از ایرانی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.