پاورپوینت کامل امام خمینی، نگاهی کوتاه از بیرون ۶۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امام خمینی، نگاهی کوتاه از بیرون ۶۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام خمینی، نگاهی کوتاه از بیرون ۶۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امام خمینی، نگاهی کوتاه از بیرون ۶۵ اسلاید در PowerPoint :
>
بی تردید حجم مطالبی که در باره امام و انقلاب اسلامی، تا کنون در بیرون مرزها در رسانه ها انتشار یافته، در مجموع اگر بیش از گفته ها و نوشته های داخل کشور نباشد، اما چنان گسترده است که دسترسی به بخش کمی از آن نیز امری آسان نیست. تحولی که امام خمینی در بسیاری از مردمان دیگر کشورها ایجاد کرد و نقشی که در این خصوص آفرید، تاکنون بارها در رسانه های داخلی مطرح شده است. آنچه می خوانید نمونه های دیگری از داوری کسانی است که خود مستقیما تحت تأثیر حرکت و شخصیت امام قرار گرفته و در این باره سخن گفته اند. پرواضح است اینها نمونه هایی تنها بسیار محدود از این دست می باشد.
آلمان غربی اوایل سال ۱۹۸۰ میلادی روز جمعه است و مطابق هر جمعه دیگر در سالن غذاخوری دانشگاه ((Menza)) مشغول آماده کردن میز کتاب هستم. چندتا از برادرها مشغول پخش اعلامیه هایی جهت روشن شدن افکار عمومی در خصوص مسایل انقلاب و امام خمینی هستند. انقلاب اسلامی و رهبریت آن به واسطه سیل اخبار دروغ و منفی، آماج حملات رسانه های عمومی و بالطبع مردم است و دانشجویان مسلمان خارج از کشور سعی می کنند با برپایی میز کتاب در دانشگاهها و نشستهای دانشجویی تا حدودی از این حملات بکاهند.
کتابهای ترجمه شده به زبان آلمانی را طوری روی میز قرار می دهم که توجه دانشجویان را جلب کند. عده ای نزدیک می آیند، کتابها را یکی یکی نگاه می کنند، نگاهی به من می اندازند و به عکسی که پشت سر من قرار دارد. یکی از آنها با نگاهی توأم با خشم می پرسد:
شما طرفدار خمینی هستید؟! جواب می دهم: اگر شما هم چهره واقعی او را بشناسید، بدون تأثیرات تبلیغات منفی، طرفدار او خواهید شد.
خمینی یک دیکتاتور است! این همه آدم کشی برای چی است؟
او کسی را نمی کشد. ما فقط متهمین به قتل هزار هزار جوان بی گناه ایرانی را محاکمه می کنیم که به خاطر آزادی و استقلال کشورشان به دست جنایتکاران به خاک و خون کشیده شده اند. در اینجا هم یک نفر قاتل را می گیرند، محاکمه می کنند و برایش مجازات تعیین می کنند. در آمریکا هم که قاتلان را اعدام می کنند، چرا به آنان معترض نمی شوید؟! در این لحظه همسرم نزدیک می شود و رشته سخن را به دست می گیرد. دانشجوی آلمانی به شدت تحت تأثیر اخبار دروغین قرار دارد و شدیدا به عکس امام معترض است. همسرم او را به آرامی به کنار می کشد و شروع می کند به توضیح وقایع و چگونگی شروع انقلاب و تبیین شخصیت امام.
یکی دو نفر دیگر، دو تا کتاب می خرند و دور من خلوت می شود. از دور همسرم را نگاه می کنم که چگونه با آرامش با دانشجوی آلمانی مشغول صحبت است. پسرک گاهی صدایش بلند می شد و مجددا آرام می گرفت. با خود فکر می کنم در هر صورت مشتاق دانستن است، چرا که می توانست همانند خیلی های دیگر نگاه چپی به ما بیاندازد و برود. در همین افکار هستم که احساس می کنم کسی به طرفم می آید. صورتش به طرف من است و نگاهش بر روی عکس امام، لباس بلند مشکی او توجه ام را جلب می کند. او یک پدر روحانی است. در یک لحظه نگاهمان در هم گره می خورد. نمی دانم چه می خواهد و چه عکس العملی بایستی نشان بدهم. با خودم فکر می کنم شاید برای دیدن کتابها آمده است. همان طور نشسته نگاهش می کنم. حالا دیگر کاملا به میز نزدیک شده است. هر دو با هم سلام می کنیم و بعد با لبخند می پرسد:
((می توانم با شما صحبت کنم، یا بایستی با مردانتان حرف بزنم؟)) با خودم فکر می کنم تبلیغات چه کار که نمی کند و از خدا صبر می خواهم که پاسخگوی سوالاتش باشم. با لبخند جواب می دهم:
البته که می توانید با من صحبت کنید. این تفکر شما فقط در نتیجه تبلیغات منفی است و اسلام در این باره محدودیتی ندارد. فقط شرایطی را برای سلامتی جامعه مطرح کرده است.
می گوید: می دانم. تبلیغات علیه شما بسیار است و یافتن حقیقت با وجود سیل تبلیغات منفی کار آسانی نیست.
و بعد ادامه می دهد: مدتها بود فکر می کردم چرا این همه تبلیغ منفی علیه یک فرد، یک ملت و یک کشور وجود دارد؟ به محض پیروزی انقلاب تنها اخبار وحشتناک حاکی از قتل و خشونت از ایران شنیده می شد و من با خود فکر می کردم چطور می شود که همه چیز در یک کشور اینقدر بد باشد. فکر می کردم چرا این همه از خمینی نوشته می شود و آن هم همیشه منفی. به نظرم عاقلانه نمی رسید. از طرفی می دانم هر گاه نشریات در خصوص مسایل انقلابی با یک کشور و یا یک رهبر حالت تهاجمی به خود بگیرند، بایستی به مواضع آنان شک کرد.)) آن کشیش آلمانی حرف می زد و من مبهوت و دقیق او را نگاه می کردم مبادا کلامی از دستم خارج شود. و او ادامه داد: ((در نتیجه سعی کردم خودم حقیقت را کشف کنم.)) با هیجان پرسیدم: خوب چکار کردید؟
کار آسانی نبود. ابتدا بایستی تمامی منابع را در این زمینه جمعآوری می کردم و چون قصد داشتم نظریات کلیه گروهها را بدانم، شروع به جمعآوری اطلاعات کردم. کلیه روزنامه ها و مجلات و اعلامیه هایی را که از سوی گروههای مختلف وجود داشت، جمعآوری کردم. گروههای مخالف مانند مجاهدین، فداییان، سلطنت طلبها و طرفداران، از طریق سفارتخانه و کتب موجود و همچنین نشریات خودمان. پس از جمعآوری اطلاعات، می بایستی آنها را به دقت مطالعه می کردم. لذا مدت ۴ ماه تمام، خودم را در خانه حبس کردم و شب و روز به مطالعه پرداختم.)) خطوط چهره اش حالتی مهربان به خود می گیرد و می پرسد:
((می دانید به چه نتیجه ای رسیدم؟)) با خودم فکر می کنم نکند مرا دست می اندازد. آهسته و هیجان زده می پرسم: به چه نتیجه ای؟ و او ادامه می دهد:
((شما راه سخت و پرمشقتی را شروع کرده اید، زیرا هم شرق را نفی می کنید و هم غرب را. تا به حال روال به این صورت بوده است که تنها کشورهایی می توانستند دوام بیاورند که یا متمایل به غرب باشند و یا متمایل به شرق. بدون تعظیم در مقابل یکی از این دو ابرقدرت، کشوری نمی توانسته مقاومت کند. اما شما رهبری مردی را به همراه دارید که بحق بزرگ مرد تاریخ عصر ما است. من با مطالعات همه جانبه و چهار ماهه خویش به این نتیجه رسیدم که خمینی منجی بشریت است و اگر برای انسان این عصر نجاتی باشد، از طریق او امکان پذیر خواهد بود. برای همین این همه اخبار منفی راجع به او وجود دارد، چرا که او همه قدرتهای دنیا را رد می کند و شعارش نه شرق است نه غرب.
خمینی مرد خدا است. من یک کشیش هستم و شاید خیلی چیزها را صلاح نباشد بگویم، ولی خواستم شما بدانید راهی باارزش، اما پرمشقت را شروع کرده اید. شما را آسوده نخواهند گذاشت. سستی به خودتان راه ندهید. با رهبرتان باشید و مقاوم! پیروزی از آن شما خواهد بود. من برایتان دعا می کنم.)) مشتهایش را به علامت مقاومت گره کرد و در حالی که ادامه می داد خمینی مرد بزرگی است و تنها راه نجات بشر امروز، با خداحافظی به سرعت دور شد. مات و مبهوت مانده بودم. ابتدا فکر کردم در عالم رویا بوده و تمامی این چیزها را خواب دیده ام. با دیدن کشیش که از در سالن غذاخوری بیرون می رفت، متوجه شدم همه چیز حقیقت داشته است.
فریاد زدم: پدر شما کجا زندگی می کنید؟
همین اطراف.
اما. ..
فراموش نکنید چه گفتم! مقاوم باشید! مقاوم. .. به سرعت به طرف برادرها می دوم. بروید دنبالش. آدرسش را بگیرید. آنها فکر می کنند او تعرضی به من داشته است. می گویم بعدا توضیح می دهم. سریعا به دنبالش می روند، اما از او اثری نمی یابند. و امروز که در آستانه صدمین سال تولد این ناجی الهی انسان قرن بیستم از زنجیرهای زندگی مادی و مصرفی قرار گرفته ایم، به یاد کلمات روحانی آن کشیش آلمانی افتادم. براستی که همه چیز را درست دیده بود. درگیریهای خیابانی و هیاهوی منافقین منجر به جمع میز کتابهای بچه های مسلمان از سالنهای دانشگاه شد و روزهای سختی به واسطه حملات مسلحانه منافقین، جنگ تحمیلی و جنگ مطبوعات در خارج و داخل، در صفحات تاریخ انقلاب اسلامی حک شد. اما بزرگی و صلابت روح و پیام نشأت گرفته از کلام معصومین امام چنان بود که از پس ابرهای سیاه مشکلات، نیز می توانست بر دل تمامی آنان که قلبهایشان مهر نشده بود، بتابد و آنان را هدایت کند. همین پیام الهی بود که در گوشه و کنار جهان بر دل آزادگان نقش بست و امام را پایه گذار انقلاب جهانی کرد.
و بحق لمس کردیم نجاتی را که آن کشیش برای نسل امروز به واسطه امام بشارت داد. برادر آلمانی که نوزده سال پیش در سالن غذاخوری بر ما خرده گرفت که چرا عکس امام را به دیوار زده ایم، ۲ سال بعد از آن اولین دیدار، عکس بزرگ امام خمینی را در روز تظاهرات قدس با خود حمل می کرد و با مهارت خاص به پرسش مردمی که به دور ما حلقه می زدند، جواب می داد و چنان در راه عشق به امام و اسلام و انقلاب اسلامی قدم برداشت که به سرعت به جمع ((السابقون)) پیوست.
و کم نبودند و نیستند انسانهایی که حتی از طریق تبلیغات منفی به امام خمینی و انقلاب اسلامی اتصال پیدا کرده و راهشان تغییر کرد. سیل دانشجویان مشتاق طرفدار، کنجکاوان بی طرف و گاه مخالف برای دیدن امام در ((نوفل لوشاتو فرانسه)) مصداقی بر آیات الهی بود که آنان که ایمان و توکل خالص داشته باشند، خداوند مهرشان را بر دلهای دیگر انسانها می نشاند. هر کس با او برخورد می کرد، مجذوب اعمال او می شد و توازن بین کلام و عملش تحولی در انسانهای جستجوگر و آزادیخواه به وجود می آورد. در این باره یکی از دانشجویان چنین تعریف می کرد:
تا قبل از دیدن آقا در فرانسه با دین و ایمان سر و کاری نداشتم. هنگامی که خبر ورود ایشان به فرانسه پخش شد، عده ای از دانشجویان از اتریش با افکار مختلف عازم فرانسه شدند و یکی از آنها پرسید که آیا دوست دارم همراهشان بروم یا نه؟ ابتدا جواب دادم: نه. و بعد از کمی فکر کردن دوباره با آن دوست تماس گرفتم و اعلام آمادگی کردم. به محض ورود به محل اقامت ((آقا)) در ((نوفل لوشاتو)) متوجه شدیم دانشجویان دیگری نیز از سراسر اروپا برای دیدار و صحبت با ایشان به آنجا آمده اند. به محض دیدن آقا، ابهت و صلابت ایشان لرزه ای بر اندامم انداخت. سعی می کردم بیش از احساساتم عقل را به کار گیرم.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 