پاورپوینت کامل امام خمینی؛ شخصیت و کرامت زن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل امام خمینی؛ شخصیت و کرامت زن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام خمینی؛ شخصیت و کرامت زن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل امام خمینی؛ شخصیت و کرامت زن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

>

تجدید حیات فرهنگ دینی و احیای ارزش های متعالی انسانی و رویکرد مجدد بشر به کرامتهای اخلاقی و معنوی که در قهر بی رحم تمدن صنعتی از آن روی گردانده بود یکی از ثمرات نهضت اسلامی حضرت امام خمینی بود.

تفسیری که حضرت امام از دین ارائه داد و جهان علم و تفکر و تمدن را به حیرت فرو برد و اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله را به عنوان الگوی برتر و گریزگاه امن بشر از جهنم اندیشه های مادی معرفی کرد، نه متکی بر اجتهاد در مقابل نص بود تا گرفتار ارتداد جاهلی شود و نه بر یافته های عقل تجربی تکیه داشت تا در لجنزار فهم عصری دین، همه ارزش های مقدس انسانی را در پای مادیات خشک و منطق مقدس تحصلی قربانی کند و نه به بهانه انتظار ظهور مصلح جهانی و اعتقاد به تعطیل نمودن دین و دنیا از هر گونه تعهد انسانی و دینی شانه خالی کرد.

حضرت امام جهان و انسان و اسلام را دقیقا آنچنان می دید که قرآن کریم به تصویر کشیده بود و اولیاء دین در پی تحقق آن لحظه ای از پای ننشستند. او توحید را از درون کتابهای کلامی و فلسفی و ذهنیت اندیشمندان و دین شناسان برگرفت و به صحنه طبیعت و شریعت و واقعیت زمین و زندگی و در کانون قانون و قدرت آورد. امام غبارهای سیاه نخوت عربی و اجتهاد متکی بر قیاس عقلی و مصلحت قومی و تجربه ما تریالیستی و خردورزی سکولاریستی را از چهره نبوت و هدایت وحیانی الهی برگرفت و آیات الهی را از مجلس مردگان و گورستان بر فراز مناره صراط مستقیم سعادت انسانی فروزان ساخت. و نیز ولایت و امامت و حاکمیت حق و عدالت را که پس از غیبت امام معصوم(عج) از صحنه حیات و هدایت جوامع بشری رخت بربسته و همانند اسطوره های تاریخی در درون کتابها و موزه ها و زیارتگاهها عقده گشای کمبودها و سنگ صبور رنجها و ظلمها و عقب افتادگیها و تحقیرها شده بود در همان قالب و مثالی که اولیاء معصوم ارائه فرموده بودند متجلی ساخت و… نگاه امام به جایگاه زن و تبیین کرامت او چنان تحولی در انسان شناسی دینی پدید آورد که از یک سو نگاه تفریطی جاهلی به زن را از صفحه ذهن مومنان متکی بر وحی پاک نمود و از سوی دیگر اندیشه های فرزانه و فرهیخته را از نگرش افراطی جاهلیت متمدن بازداشت.

حضرت امام که اسلام را به مثابه یک کل بهم پیوسته می دانست معتقد بود که عقیده و شریعت و عبادت مجموعه ای متکامل و هماهنگ هستند و به همین دلیل نمی توان بین دین و سیاست و دولت اختلاف و تعارضی یافت، و نیز معتقد بود که فرهنگ، اساس سعادت و شقاوت ملتهاست و تلازمی در بهره مندی از علوم و صنایع غرب با پذیرش فرهنگ استعماری و مادی غرب نیست و می توان از صنعت آنان بهره مند شد و فرهنگ الهی خود را از دست نداد، و نیز به کرامت انسانی و عزت مومنان و قوت و شوکت مسلمانان باور داشت. او مصمم بود تا بتهای ساخته شده به دست بشر را بشکند و باورهای شرک آلود را در هر زمینه ای ریشه کن کند و با التزام به اسلام ناب، حصار تحجر و التقاط در فهم و عمل اسلامی را در هم فرو ریزد. از نظر حضرت امام و در بیان و عمل او، هم تحجر مردود بود و هم التقاط که به معنای رها کردن قیود صحیح برای فهم دین و اسلام است.[۱] او می گفت:

((مادامی که در مسیر حق باشیم پیروزیم… حق بودن به این است که ما همه چیزمان را اسلامی کنیم، عقایدمان عقاید اسلام باشد، ایمان را در قلبمان تقویت کنیم، اعمالمان را تطبیق بدهیم با اسلام، با قرآن و اخلاقمان را مهذب کنیم، تطبیق بدهیم با اسلام.))[۲] و معتقد بود: ((هر چه موافق دین و قوانین اسلام باشد، با کمال تواضع گردن می نهیم و هر چه مخالف دین و قرآن باشد… و لو الزامات بین المللی باشد، با آن مخالفیم.))[۳] و به این باور بود که: ((ما نمی خواهیم در خارج از کشور وجاهت پیدا بکنیم، می خواهیم به امر خدا عمل کنیم.))[۴] و ترس ایشان از آن بود که:

((مبادا از حرفهای خارجیها بترسیم و در پیاده کردن احکام خدا سستی کنیم.))[۵]

سرمنزل مقصود

ما بیش از آنچه می توانیم از نوشته ها و گفته های حضرت امام در ابعاد اجتماعی و تربیتی اسلام بهره مند شویم باید در مشی عملی و رفتارهای سیاسی، عبادی، اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی حضرت امام توجه کنیم تا به هدفهای تربیتی و سیاسی اسلام و فهم شیوه های رفتاری آن دسترسی پیدا کنیم. به دیگر سخن، فهم کامل و تبیین جامع دیدگاه حضرت امام نسبت به شخصیت زن و جایگاه رفیع او، زمانی میسر است که ما به مجموعه نظام فکری، عقیدتی و اصول اعتقادی اسلام توجه داشته باشیم. جامعه ای که بخواهد هر یک از مسایل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و تربیتی خود را از کشوری وام بگیرد و تابع اصول و ارزشها و بینشهای غیر دینی که در معادلات سیاسی، فرهنگی حاکم بر جهان جریان دارد باشد و دچار التقاط در جهان بینی و وام گیری در اندیشه و فرهنگ از این و آن بشود هیچ گاه به سرمنزل مقصود نخواهد رسید و نمی تواند صاحب تمدنی پایا و مستقل باشد. و علت موفقیت حضرت امام در پیشبرد نهضت اسلامی و علت اینکه یکتنه و یکنفس آن همه تأثیر در تحولات فرهنگی و اجتماعی اسلام و ایران و حتی بسیاری از جوامع غیر اسلامی داشت و روز به روز و این تأثیرگذاری افزایش داشت، ریشه در همین حقیقت دارد که او در گفتار و رفتار و شیوه زندگانی و ظاهر و باطن و در خانه و جامعه و در نوع مدیریت و مرجعیت و حکومتش تابع یک نظام عقیدتی و فکری واحد و بهم پیوسته بود.

این است که تبیین نگرش امام به مقام زن و جایگاه آن بدون توجه به مجموعه فکری و اعتقادی او، انسان را به بیراهه خواهد کشید و اولین و بزرگترین اشتباه کسانی که مدعی قرائتهای گوناگون در دیدگاههای حضرت امام هستند از همین جا است که به دلیل جایگاه فکری و سیاسی خودشان نتوانسته اند و یا نخواسته اند امام را آنچنان که بود بشناسند و دریابند.

نگرش تخصصی در زمینه علوم انسانی و اسلامی که از ملازمات جامعه صنعتی و حاکمیت تکنولوژی است، در عین داشتن مزایا و منافع قابل توجه یک آفت بزرگ را نیز به همراه دارد، زیرا انسان را از درک ارتباط واقعی بین اشیاء و نگاه توحیدی به عالم و انسجام و تعامل بین ابعاد گوناگون تکوین و تشریع و فهم نظام مند قوانین فطری و شرایع دینی که منطبق بر فطرتند بازمی دارد.

تبیین ارزش و مقام زن در اسلام فرع بر انسان شناسی اسلام است، و آن نیز خود از هستی شناسی و توحید نشأت می گیرد.

ممکن است در پاره ای موارد شیوه های رفتاری و عناوین و موضوعات و حتی قوانین فرعی اسلام با مکتب و فرهنگ دیگری تشابه داشته باشد حتی ممکن است هدفها نیز در یک ارزیابی تخصصی، مشابه و دارای شاخصهای مشابه باشد. اما انگیزه ها و نیات و دیدگاهی که این رفتار و گفتار از آن منبعث شده است حکمهای متفاوتی را بر دو عمل مشابه جاری نماید. حضرت امام در سال ۴۱ خطاب به علم نخست وزیر رژیم شاه می نویسد: ((ورود زنها به مجلسین و انجمنهای ایالتی و ولایتی و شهرداری مخالف قوانین محکم اسلام که تشخیص آن به نص قانون اساسی محول به علمای اعلام و مراجع فتواست و برای دیگران حق دخالت نیست و فقهای اسلام و مراجع مسلمین به حرمت آن فتوا داده و می دهند.))[۶] و همو پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تأسیس مجلس شورای اسلامی حضور زنان را لازم، و قانونی را که به حضور آنان اجازه شرکت داده است قانون اسلام می شمارد.

این است که باید به هنگام بحث از مقام زن در نگرش و روش حضرت امام، توجه به مبانی فکری و فلسفی و فقهی آن بزرگوار که پشتوانه و منشأ واقعی این نگرشها و رفتارها می باشد داشته باشیم.

تفاوت دیدگاهها

بیشترین نقدها و کج فهمی ها در مورد دیدگاه اسلام نسبت به زن و تبیین شخصیت زن در سیره حضرت امام، گذشته از عدم توجه به مبانی اعتقادی، ناشی از تفاوت دیدگاهها در زمینه مباحثی است که به بخشی از آن اشاره می شود:

الف: اسلام انسان را خلیفه خدا در زمین می داند که تسخیر طبیعت و عمارت زمین را به او واگذار نموده و او را بر سرنوشت خویش حاکم قرار داده است. حضرت امام می فرماید: ((حق تعالی به مقام اسم جامع و رب الانسان بر صراط مستقیم است. چنانچه فرماید: ان ربی علی صراط مستقیم… و مربوب آن ذات مقدس بدین مقام نیز بر صراط مستقیم است… آن بر وجه ظاهریت و ربوبیت و این بر وجه مظهریت و مربوبیت. و دیگر موجودات و ((سائرین الی الله)) هیچ یک بر صراط مستقیم نیستند بلکه اعوجاج دارند یا به جانب لطف و جمال و یا به طرف قهر و جلال. و مومنین، چون تابع انسان کامل هستند و از پیش خود قدمی برندارند و عقل خود را در کیفیت سیر معنوی الی الله دخالت ندهند از این جهت صراط آنها نیز مستقیم و حشر آنها با انسان کامل و وصول آنها به تبع وصول انسان کامل است.))[۷] ولی ((در اندیشه سکولاریسم مساوات میان انسانها به عنوان یک ارزش به مثابه مساوات میان خدا و انسان و طبیعت ظهور یافت چون سکولاریسم به جای خدا انسان را در مرکز منظومه معرفتی خود قرار داد و به جای آنکه ساختار ذومراتب هستی از خلال مفاهیم توحید و استخلاف انسان و تسخیر و آبادانی طبیعت و جهان (خدا سپس انسان و سپس طبیعت تدریجی) مشاهده شود همچنان که در دیدگاه توحیدی چنین است عالم وجود در یک سطح افقی و متشکل از سه اقانیم و اصول متساوی (خدا انسان طبیعت) دیده شد. این نوع نگاه به عالم هستی در اندیشه غربی رفته رفته به مرگ خدا و در جهان غرب عملا به نابودی انسان و تخریب طبیعت انجامید. چنین نتیجه ای در مفهوم مساوات میان مرد و زن نیز انعکاس یافت و فقدان مرجعی مستقل از دو طرف خداوند در نهایت به حاکمیت و حکمیت واقعیت و سیطره روابط قدرت به اشکال مختلف در میان زن و مرد انجامید.))[۸]

در اندیشه توحیدی بنای بر کمال و سیر الی الله است نه اینکه حاکم و محکومی باشد، یکی فرمانروایی کند و دیگری فرمانبری ولی ((از آنجا که جنگ و ستیز، ارزش حاکم بر نظم معرفتی غربی است آثار و شعارهای زن سالاری موجب شد متقابلا عده ای به معارضه برخاسته و بر برتری مرد تأکید کنند و در اثبات افضلیت او بکوشند. دلایل و حجتهای این تفکر متنوع بود، برخی آرای خود را بر مبانی دینی استوار کردند، گروهی کوشیدند از نظر زیست شناسی و روانی برتری مرد را ثابت کنند و بعضی نیز با استناد به نمونه های تاریخی سعی کردند پست تر بودن زن و ناتوانی او را در خلاقیت و نوآوری به اثبات برسانند.))[۹]

و حضرت امام در نسخه تربیتی و عرفانی خود نه مردان را به مقام ویژه ای نوید می دهد و نه زنان را از سیر تا اوج کمال انسانی محروم می شمرد و همان گونه که به درخواست یک زن در زمینه سلوک الی الله پاسخ می دهد[۱۰] پسرش را نیز با مراحل سیر الی الله آشنا می کند.[۱۱]

ب: باید به این اصل اساسی نیز اعتراف کرد که در نگرش وحی تشریعی و تبیین احکام تکلیفی از لحظه ای که انسان مورد خطاب مستقیم یا غیر مستقیم الهی قرار می گیرد تا لحظه محاسبه و پاداش بین زن و مرد فرقی نیست و هر حکمی که برای مرد آمده نسبت به زنان هم جاری بوده و هر خطابی که به زنان شده نسبت به مردان هم جاری بوده است و آنچه در خطابهای تشریعی نقش ندارد جنسیت است و استثناهایی که در موارد خاص دیده می شود اگر واقعیت داشته باشد و مشمول جهل و غرض ورزیها و اشتباه بین اصل و فرع و خلط بین ماده و تبصره نباشد به دلیل تفاوتهای زیستی و روانی بوده که طبیعتا قوانین ویژه را نیز نیاز دارد. زیرا یک سری تفاوتهای زیستی و به تبع و تناسب آنها تفاوتهای روانی و روحی بین زن و مرد وجود دارد که نه تنها وجود آنها خالی از حکمت نیست بلکه نشان اعتدال نظام آفرینش و آگاهی و قانونمندی حکیمانه آن و برای تداوم نسل بشر ضروری بوده و گرچه هیچ یک از زن و مرد به طور یک جانبه مزیت چشمگیری نسبت به دیگری ندارند ولی این تفاوتهای زیستی و روانی موجب تفاوتهایی در جایگاه اجتماعی و رفتار و زندگی شده است که از آنها نیز گریزی نیست.

غربیانی که اساس زندگی اجتماعی را قراردادهای اعتباری می شمرند و از مقررات تشریعی هماهنگ با فطرت محروم شده یا خود را محروم نموده اند هر گونه محدودیت قانونی را به معنای سلب بخشی از حقوق فردی دانسته و متقابلا از مواردی که الزامات قانونی وجود ندارد به نام آزادی و امتیاز نام می برند و قانون و مقررات الزامی تکلیفی را تحدید مرز آزادی می پندارند.

در صورتی که وضع قوانین محدودکننده یا توسعه دهنده در فرهنگ اسلام با نگرش غربی تفاوت دارد. در اسلام وضع قانون برای کمال انسانی و در جهت رشد و هدایت او و برای حفظ حریم و احقاق حق او است؛ اعطای حق است نه سلب حق و حفظ حریم است نه دخالت در حریم. و قوانین توسعه دهنده نیز تنها به معنای رهایی از الزام و تکلیف نیست بلکه میدانی برای شکوفایی و رشد اخلاق و امتحان و ابتلاء است. حضرت امام می فرماید: ((اسلام اگر محدودیتی برای مردان و زنان قایل شده است همه به صلاح خودتان بوده است. تمام قوانین اسلام چه آنهایی که توسعه می دهد چه آنهایی که تحدید می کند همه بر صلاح خود شماست برای خود شماست.))[۱۲]

مضافا بر اینکه اخلاق نقش اساسی را در زندگی انسان دارد و احکام محدودکننده برای تنبه و تحدید کسانی است که به تأملات اخلاقی ملتزم نیستند و همواره پای از گلیم خود بیرون می نهند. قانون حداقل حدود ارتباطات را در زندگی اجتماعی اسلام به عهده دارد نه حد تمام و کامل را. چه اینکه قاعده و اساس قوانین اسلامی بر اباحه و حلیت و رخصت است و حرمت و منع و تقیید استثناء است.

شخصیت زن در فراسوی اندیشه ها

الف: حقیقت این است که دستیابی به نقش زن و کرامت او در تاریخ اسلام و تا به امروز کاری بس دشوار و حساس است زیرا بازگشت مسلمین به فرهنگ سنتی جاهلی در اثر فراز و نشیبهایی که پس از رحلت پیامبر(ص) پیش آمد و ناتوانی سیاستمداران حاکم از ارائه الگوی اسلامی شفاف در زمینه های مختلف و از جمله در زمینه نگرش اسلام به زن مسلمان و تعارض و تباین بعضی از گفتارها و فتواها با رفتار و عمل معصومین و دیگر مسلمین، میدان هر گونه بیان و تصمیم قاطع را محدود نموده و محقق را از رسیدن به یک نتیجه روشن بازمی دارد. این است که بیشتر محققین غربی به هنگام اظهار نظر در مورد شخصیت زن از منظر اسلامی به نتایجی دور از حقیقت رسیده و دین اسلام و مسلمین را نسبت به زن و مقام و جایگاه او ظالم پنداشته اند.

نکته لازم به ذکر این است که امروزه در زمینه مباحث اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و حتی اعتقادی، برای مسلمانان دو میراث متوازی و تا حدودی متباین به یادگار مانده است: آنان از سویی وارث تعالیمی هستند که توسط اولیاء دین در صدر اسلام و دین شناسان صادق و امین در طول تاریخ به دست آنان رسیده است. و بالطبع طی این مسیر برای همگان میسر نبوده و میراث داران این ثروت عظیم به دلیل شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم محدود و انگشت شمار بوده اند. و از سوی دیگر کم نبوده اند کسانی که در مدت محدود همراهی و مصاحبت پیامبر، همه نگرشهای جاهلی و فرهنگ قومی و عربی را نتوانستند از ذهن خود بیرون کنند و با شرایط پیش آمده پس از رحلت پیامبر و درگیریهای سیاسی و جناحی، این دیدگاهها بعد سیاسی به خود گرفت و به نام سنت و دین ماندگار شدند. تلاشی که سیاست پیشگان اموی و عباسی در تطبیق این شعر جاهلی که می گوید:

بنونا بنو ابنائنا و بناتنا

بنوهن ابناء الرجال الاباعد

(یعنی: فرزندان ما همانا فرزندان پسران ما هستند و فرزندان دختران ما فرزندان دیگرانند) بر اهل بیت پیامبر و اثبات این معنا که حضرت حسن و حسین علیهما السلام و فرزندان آنان، فرزندان علی علیه السلام هستند و نه فرزندان پیامبر! بر صاحبان اندیشه و تحقیق پوشیده نیست.

و اگر به این نکته نیز توجه کنیم که گاهی در اثر همان جو حاکم، حوادث خاص موردی قضایای شخصیه را تعمیم داده و به صورت یک قاعده کلی و مبنایی جلوه می دادند، و یا به عبارت دیگر تبصره ها و استثناها را به جای قانون جا می زدند، خواهیم دید که دریافت اصول و مواد اساسی نگرش اسلام در مورد زن و دیگر مباحث اجتماعی و سیاسی تا چه حد دشوار و پیچیده می باشد.

ب: شخصیت انسان در مفهوم انسانیت او نهفته است و انسانیت مجموعه ای از صفات والایی است که از روح الهی نشئت گرفته و در نهاد انسان ملکه شده است. تجلی این ملکات در مظاهر زندگی یک شخص او را از دیگران متمایز می کند و ((شخصیت)) ویژه ای به او می بخشد و ((حریم)) ویژه ای برای او منظور می نماید. میزان توجه به این حریم و رعایت آن در مناسبات رفتاری، نشانه ارزش و کرامتی است که برای آن ((شخصیت)) لحاظ می شود. در این نگرش، کرامت یک شخص به تناسب ملاحظه او با دیگران و نافع بودنش برای دیگران نیست بلکه ناشی از شخصیت ذاتی او و به تناسب ملکاتی است که در او بروز دارد.

کرامت، فرایند شخصیت انسان و یک اصل کلی است که دارای مصادیق و نمودهای متفاوتی می باشد. این نمودها تا آنجا که در تعارض با اصل ملکات روانی قرار نگیرد و بیانگر شخصیت واقعی شخص باشد می تواند متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی متغیر باشد. به عنوان مثال اصل عفاف و پاکدامنی کرامت ذاتی است ولی نمودها و مظاهر آن به تناسب شرایط و جوامع می تواند تغییر یابد.

از سوی دیگر با توجه به تفسیر فوق ملاکهای ارزشی امری کسبی و قابل تحصیل می باشد و ربطی به جنسیت شخص ندارد چنانچه ربطی به جغرافیا و نژاد و رنگ و سن و ثروت و قیافه ندارد و به طور کلی ملاکهای ارزیابی و ارزشمندی انسان در حیطه امور اختیاری و اکتسابی است و در زمینه امور فطری و طبیعی و غریزی که از قدرت و اختیار انسان خارج است ارزش و کرامت معقول نیست. بدین معنا که انتساب این گونه ویژگیها به انسان روا نیست زیرا به اختیار و انتخاب خود او نبوده است.

ج: و سخن آخر اینکه از ناپسندترین شیوه های تکریم و ارجگذاری به زن، مقایسه او با مرد و اصرار بر این امر است که ارزش زن تنها در مشابهت و برابری او با مرد و در مقایسه با او نهفته است. این شیوه تکریم، تقلیدی کور از فرهنگ رسوب شده مردسالاری غربیان است که معتقد بودند و هنوز هم در فرهنگ عامه وجود دارد و به آن معتقدند زن موجودی طفیلی است و نعمتهای الهی و از جمله زن برای مردان آفریده شده است. و یا اینکه: مرد موجودی دارای شرافت است و زن فاقد این منزلت می باشد. و یا اینکه: زن فاقد شخصیت اجتماعی بوده و نقشی در تمدن ندارد و…[۱۳]

براستی چه تکریمی در این امر نهفته است که گفته شود: وقتی زنان دارای شخصیت و ارزشند که در تمامی مظاهر زندگی و رفتاری همچون مردان باشند!! مگر زن خود انسان نیست و مگر شخصیت مستقل ندارد؟ این است که حضرت امام می فرماید: ((مع الاسف زن در دو مرحله مظلوم بوده است: یکی در جاهلیت… مرحله جاهلیت مرحله ای بود که زن را مثل حیوانات بلکه پایین تر از او، زن در جاهلیت مظلوم بود، اسلام زن را از آن لجنزار جاهلیت بیرون کشید. در یک موقع دیگر در ایران، زن مظلوم شد… با اسم اینکه زن را می خواهند آزاد کنند ظلم کردند به زن، ظلمها کردند به زن. زن را از آن مقام و شرافت و عزت که داشت پایین کشیدند، زن را از آن مقام معنویت که داشت ((شیی)) کردند. به اسم آزادی… آزادی را از زن و مردسلب کردند.))[۱۴]

سرچشمه کرامتهای الهی

بر خلاف آنچه در فرهنگ غرب و مقلدین آنها رسوخ نموده است حضرت امام زن را نه تنها موجودی ضعیف و وابسته و طفیلی نمی شمرد بلکه معتقد است: ((احترامات بی حد رسول الله به این مولود شریف حضرت زهرا(س) نشان می دهد که زن بزرگی ویژه ای در جامعه دارد که اگر برتر از مرد نباشد کمتر نیست.))[۱۵] و می گوید: (((زن) عنصر تابناکی که زیربنای فضیلتهای انسانی و ارزشهای والای خلیفه الله در جهان است.))[۱۶] و باز می گوید: ((زنان در عصر ما ثاب

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.