پاورپوینت کامل دختران فراری، زنان رها، چرا و چه باید کرد؟ ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل دختران فراری، زنان رها، چرا و چه باید کرد؟ ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دختران فراری، زنان رها، چرا و چه باید کرد؟ ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل دختران فراری، زنان رها، چرا و چه باید کرد؟ ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
>
[افزایش روزافزون فرار دختران از کانون گرم خانواده و پیامدهای مخرب آن بر فرد، خانواده و جامعه یکی از آسیب های اجتماعی جدی است که طی سال های گذشته گریبانگیر جامعه ایرانی شده است. اگر چه عوامل متعدد و مختلف اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی موجبات خانه گریزی دختران را فراهم می آورد اما برخورد ناصحیح متولیان امر و عدم برنامه ریزی درست و منسجم در این زمینه را نباید نادیده انگاشت. پدیده زنان ویژه و خیابانی نیز از جمله یکی از مهم ترین پیامدهای دختران فراری است که در همین راستا قابل تحلیل است.
این نوشتار کوشش دارد از زبان کارشناسان و آمارهای موجود ریشه ها و عوامل این پدیده شوم را شناخته، پیامدهای ناشی از آن را گوشزد کند.]
پیشگفتار
در فرهنگ ما و در خانه مرد ایرانی، زنان و دختران، دارای حرمتی ویژه اند؛ که اگر زیر پا گذاشته شود، حرمت خانه و مرد نیز از بین می رود. زنان و مردان ما قرن ها با این فرهنگ زندگی کرده اند و این باور با آنان همراه بوده است. در سال های سیاه حکومت پهلوی بویژه در سالهای پایانی آن، این فرهنگ دستخوش آفت شده بود. انقلاب اسلامی نویدبخش حیات دوباره آن بود اما اکنون در جامعه ما برخی دختران و زنان از این فرهنگ روی گردان شده اند و به هر دلیل تحمل و برتافتن مشکلات آن را در خود نمی بینند. اینان برای رها شدن از چالش ها از خانه می گریزند و ایده آل های بی حد و مرز زندگی شان را که فرسنگ ها با واقعیت فاصله دارد، در خیابان ها جستجو می کنند. اینان هر چند اندک باشند اما نمی توان نگران این پدیده نبود بویژه اگر شاهد گسترش این ناهنجار باشیم.
اینان شاید نمی دانند «دختری» که در چنین «فرهنگی» و «جامعه ای» زندگی می کند، پس از فرار، به سرنوشت خوشایندی نمی رسد و گریزشان به سقوط در غرقاب فساد و تباهی می انجامد. ای بسا نمی دانند که پس از فرار، هر فرد سودجو و فرصت طلبی می کوشد به گونه ای از جسم و روح شان بهره گیرد و آنها را به انواع کارهای غیر اخلاقی مجبور کند.
گویا نمی دانند با کار نادرست خود، جدای از گرفتاری های شخصی و مشکلات عاطفی، به گسترش روزافزون ناهنجاری ها کمک می کنند و با شیوع بیماری هایی مانند ایدز، سلامت جامعه را به خطر می اندازند.
شاید نمی دانند که فرهنگ زشت فرار، روز به روز، باورهای مذهبی، شرم، حیا و متانت مثال زدنی دختران و پسران کشور اسلامی مان را به سوی تباهی، بی بندوباری، بی دینی و بی غیرتی می کشاند. گویا نمی دانند که فرار و پیامدهای ناشی از آن، جامعه اسلامی را مورد هجوم و یورش دشمنان و آویزه دست مخالفان قرار می دهد، جامعه ای که با خون هزاران شهید آبیاری شده است. ای بسا نمی دانند که….
در این گزارش قصد داریم با استفاده از نظر کارشناسان به بررسی پدیده «دختران فراری» و سپس «زنان رها» بپردازیم و عوامل، ریشه ها و پیامدهای ناشی از آن را در جامعه اسلامی مطرح کنیم.
تاوان یک اعتماد
دختران از خانه می گریزند، گرچه می دانند گریز سرآغاز لغزیدن در سراب است؛ سرابی که رفتن در پی آن، غلتیدن در چاه تباهی را به همراه دارد. اما آنها به خاطر احساس ناامنی در خانه، روابط نامهربانانه پدر و مادر یا ناپدری و نامادری، احساس نیاز به محبت و عواطف، وجود پدر فقیر و معتاد، فقر فرهنگی و اقتصادی خانواده، گاه آزارهای جسمی و جنسی برخی اعضای خانواده، عشق و عاشقی و جوانی و ناپختگی، به دست آوردن وضعی بهتر و مطلوب برای زندگی، طلاق و جدایی والدین و… از خانه می گریزند، تا به خیال خویش از ناملایمات گریخته باشند!
اما اندکی پس از فرار، از چشم شکارچیانِ حرمت انسانی دور نمانده و گرفتار دام آنها می شوند و پس از آنکه کار از کار گذشت، دیگر روی بازگشت به خانه را ندارند و آرام آرام تن به غرق شدن و آلودگی بیشتر می سپارند و گرفتار باندهای فساد می شوند و همچون زنان خیابانی، ضیافت در گنداب را تجربه می کنند. پسران هرزه، اولین شکارچیانی که گاه و بیگاه و مخصوصاً شب ها در پارک ها به امید یافتن این گونه دختران، پرسه می زنند، چنانچه با دختری که به هر دلیل از خانه خارج شده باشد روبه رو شوند، از آن طعمه نخواهند گذشت. نیز شکارچیان حرفه ای، از این دختران به راحتی نخواهند گذشت. هر دختر برای آنها میلیونها ریال می ارزد، پس چرا از او بگذرند؟
یک تعارف، احوالپرسی و گاه دعوت به یک شام… چقدر می ارزد؟ در برابر تعارف و احوالپرسی و شام، طعمه ای به چنگ می افتد که می توان حداقل چندین سال از جسم و روح او کار کشید و میلیون ها تومان و هزاران دلار استفاده کرد.
دختری که به خاطر اعتماد، به چنین سرابی کشیده شد، دیگر در خانه جایگاهی نخواهد داشت. جای او در پارک ها و خیابان ها است، او مانند بره ای مطیع کار می کند، برای او فقط جای خواب و قوت بخور و نمیر کافی است.
محقق و پژوهشگر/ مسائل دینی و مذهبی باید به نوجوانان تفهیم شود
حجت الاسلام «رضا مهکام» دارای تحصیلات حوزوی و دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی است که کتاب «خانه گریزی دختران» از ایشان اخیراً چاپ شده است.
با ایشان به گفتگو می نشینیم تا نظریات وی را درباره ریشه ها و پیامدهای فرار دختران بعد از انقلاب اسلامی جویا شویم.
بحث فرار دختران از خانه از چه زمانی در جامعه مطرح شد؟
فرار دختران از خانه را نمی شود به مقطع و زمان خاصی نسبت داد. این پدیده هم قبل از انقلاب مطرح بوده و هم بعد از انقلاب، و تا کنون هم در جامعه ما به عنوان یک مشکل مطرح است. پیش از انقلاب بنا به دلایلی و پس از انقلاب هم تا سال ۷۲ الی ۷۳ تقریباً در جامعه کمرنگ بود اما بعد از این سال ها جهش گرفت. پررنگ شدن بیش از حد این قضیه می شود گفت سیاسی بود، یعنی بعضی می خواستند با مطرح کردن این گونه آسیب ها در جامعه، نظام و عملکرد مسئولان را زیر سؤال ببرند و دل شان به حال دختران فراری نسوخته بود.
پدیده فرار دختران قبل از انقلاب هم وجود داشته و در حال حاضر نیز وجود دارد، ولی چرا الان بحث فرار دختران به این شدت در جامعه مطرح است؟ چرا آمار فرار دختران نسبت به قبل از انقلاب افزایش داشته است؟
البته نمی شود آمار الان را با پیش از انقلاب مقایسه کرد چرا که اوّلاً قبل از انقلاب اگر آماری داده می شد، دقیق نبود. از طرفی مؤسساتی که متولی و مسئول رسیدگی به این قضیه (نگهداری دختران فراری و ساماندهی آنان) بودند، مثل الان وجود نداشت. نتیجه اینکه بعد از انقلاب بروز و ظهورش بیشتر بوده است. علتش به متولیان امور فرهنگی و سیاسی جامعه برمی گردد. کشمکش های سیاسی که در جامعه هست و کشور را به غرقاب سیاسی می کشاند، باعث می شود متولیان جامعه بیشتر درگیر مسائل سیاسی باشند. بسیاری از مسائل جامعه در حاشیه و اثرپذیرنده از سیاست هستند. سیاست آنقدر در بعضی مسائل ریشه دوانیده که باعث شده بسیاری وظیفه اصلی شان را از یاد ببرند. عدم توجه کافی مسئولان به جوانان و نوجوانان و خانواده ها باعث شدت گرفتن این قضیه شده است. خانه گریزی دختران، محصول چند سال اخیر نیست. اگر بخواهیم ریشه ای بررسی کنیم باید بگوییم به رغم آنکه انقلاب صورت گرفت و کشور ما اسلامی شد اما متأسفانه فرهنگ سازی علمی و دقیق روی خانواده ها کار نشد تا جلوی خیلی از مسائل گرفته شود. درگیری کشور و مسئولان با جنگ، منافقین و… اینها همه باعث شد که خیلی از مسائل مورد غفلت واقع شود. از طرفی عملاً بعد از جنگ و شروع دوران سازندگی نسبت به فرهنگ سازی، ضعف و بی مهری ملاحظه شد و فرهنگ سازی، هنجارسازی و اطلاع رسانی صحیح در مورد مشکلات جوانان و خانواده ها صورت نگرفت. حتی درباره آسیب ها و ناهنجاری ها، بعضی فقط با نوشتن مقالاتی کوتاه و… سعی کردند وجدان خود را راحت کنند و این طور وانمود کنند که در جامعه خبری نیست. از یک طرف صدا و سیما که می توانست با سریال های پرمحتوا و هدفدار در این زمینه به خانواده ها آموزش بدهد، متأسفانه با الگودهی غلط به نوجوانان (و حتی در مواردی) باعث ایجاد انگیزه فرار دختران از خانه می شد.
دین و مذهب تا چه حد می تواند در پیشگیری از فرار دختران مؤثر باشد؟
به جرئت می توان گفت که بیشتر دختران فراری، در خانواده های کاملاً بی دین یا در سطح پایین مذهبی زندگی می کنند. دختران فراری، از آموزه های دینی آگاهی ضعیفی دارند و اعتقاد چندانی به معارف دینی ندارند. یکی از عواملی که در افزایش فرار، تأثیر داشته است و دارد، بی اطلاعی و ناآگاهی از دین و مسائل دینی در خانواده ها و خودِ فرد است. خانواده های دین مدار و آشنا به معارف اسلامی، کمتر در معرض خطر فرار دختران قرار دارند. خطر فرار، خانواده های بی دین و ناآگاه از مسائل دینی را بیشتر تهدید می کند.
با توجه به مطالعات و تحقیقاتی که داشتید نقش مطبوعات و صدا و سیما را پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون در پیشگیری فرار دختران از خانه به چه صورت می بینید؟
مطبوعات با بالا بردن اطلاعات و آگاهی ها، خانواده ها را به سمت تربیت بهتر فرزندان راهنمایی می کنند و با آموزشِ ملاک های درست ازدواج، سن ازدواج، مسائل زناشویی، اعتیاد و… آموزش های لازم را به خانواده می دهند و از بروز نابسامانی ها و از هم پاشیدگی خانواده می کاهند.
اما متأسفانه بعضی از مطبوعات جامعه را به سوی فرهنگی نادرست ولی به ظاهر جذاب می کشانند. تعدادی از مجله ها و روزنامه ها، خواسته یا ناخواسته، برای بالا بردن شمارگان خود و جذب مخاطب، مقاله هایی را چاپ و منتشر می کنند که با هویت ملی و فرهنگ دینی ما در تضاد است. آیا چنین مجلاتی که با چاپ مقالات مختلف و به ظاهر جذاب، زمینه فرار نوجوان را از خانه فراهم می کنند، می توانند ادعا کنند که با چاپ یک مقاله کوچک در زمینه پیشگیری از فرار، به صورت گزارش کوتاه، رسالت خود را انجام داده اند یا این عمل سرپوشی است برای فعالیت های مغرضانه یا ناآگاهانه برخی نشریه ها؟
صدا و سیما و به ویژه تلویزیون جزو وسایل و رسانه هایی هستند که بیشترین تعامل و گسترده ترین ارتباط را با نوجوان و جوان دارند و شاید تأثیرگذارترین عامل پس از خانواده بر ذهن و روح نوجوانان باشند.
اما سطح زندگی افراد را در سریال ها و فیلم های تلویزیونی در نظر بگیرید. دختر و پسر جوانی که تازه ازدواج کرده اند و شوهر مثلاً روزنامه نگار تازه کاری است، در یک آپارتمان بزرگ با پرده های آنچنانی با مبلمان شیک و یخچال فریزر و بهترین وسائل زندگی می کنند، آیا این وضع با واقعیت جامعه سازگار است؟
چند درصد جوانان در ابتدای زندگی همه امکانات لازم را در اختیار دارند؟ آیا سریال هایی از این دست توقع و انتظار عمومی جوانان را بالا نمی برد که باید در ابتدای زندگی همه امکانات را داشته باشند؟ آیا نتیجه آن تأخیر در ازدواج نخواهد بود و هزاران آیا و چرا و پیامدهای سوء دیگر؟!
بنابراین بی توجهی به مسایل فرهنگی، روان شناختی و تربیتی در ساخت فیلم ها و سریال ها، آثار مخربی بر روان نوجوان می گذارد و می تواند او را به سوی ناهنجاری های گوناگون بکشاند که یکی از آنها، فرار است.
چه راهکارهایی از سوی متولیان امر و جامعه در پیشگیری از فرار دختران به کار گرفته شده و پیشگیری بهتر نیازمند چه اقداماتی است؟
در حال حاضر قانونی ترین متولی نگهداری دختران، بهزیستی است که با پوشش دادن این دختران در مراکز، مداخله در بحران، خانه های سلامت، مراکز بازپروری و… سعی می کنند به این افراد که مشکل روحی و روانی دارند کمک کند. اما با این حال امکانات جا و بودجه کافی ندارد. حتی در بعضی از این مراکز کادر و نیروی کافی وجود ندارد. وظیفه متولیان امر است که علاوه بر گسترش چنین مراکزی، مراکزی را هم که در حال حاضر وجود دارد، از نظر امکانات و تأمین نیرو حمایت کنند.
برای پیشگیری بهتر و بیشتر هم، جامعه باید در سطح کلان فعالیت کند. مطبوعات، صدا و سیما، خانواده ها و مدرسه با توجه به تأثیر تربیتی که روی نوجوانان دارند، می توانند در پیشگیری از ناهنجاری ها بسیار مؤثر باشند. همچنین رسانه ها و مطبوعات و حوزه های علمیه در شهرهای مختلف باید روی دینداری خانواده ها کار کنند. آمار نشان می دهد بیش از ۹۰% دختران فراری از خانواده های کم مذهب یا کاملاً بی مذهب هستند. این وضع نشان می دهد که اصول مذهب درست به خانواده ها آموزش داده نشده و خانواده ها نتوانسته اند اصول مذهبی و اخلاقی را درست به فرزندان انتقال دهند. متولیان امور فرهنگی، وزارت ارشاد اسلامی، رسانه های جمعی و… باید روی این زمینه کار کنند و گرنه بیم تباهی و فساد جامعه می رود.
* * *
چه کسی مسئول پدیده فرار است؟
در سال های اخیر حرکت رو به افزایش این فرایند، بر نگرانی های خانواده و جامعه افزوده است و پیامدهای منفی آن تأثیر بسیار نامطلوبی را برای خانواده و جامعه ایجاد کرده است که به سختی جبران می شود و یا هرگز قابل جبران نخواهد بود. اما به این موضوع درست اندیشه نشده که چرا جوانان از خانه می گریزند؟ در حالی که مدام از افزایش و عواقب دردناک این پدیده سخن گفته می شود، شخصی یا نهادی پاسخگوی این پرسش نبوده که چه کسی مسئول این پدیده است؛ خانواده، جامعه، ارگان ها، افراد مسئول، مربیان یا مراجع مسئول؟
نقش خانواده
خانواده پیکره اصلی جامعه است و نقش مهمی در پرورش فرزندان دارد. والدین باید با ایجاد روابط سالم و دوستانه با فرزندان و پای بندی عملی به آموزه های اسلامی و بها دادن به فرزندان شان آنها را از لحاظ شخصیتی و روانی، متعادل و سالم بار بیاورند.
پدر و مادر باید به نیازهای جسمانی و روانی فرزندشان توجه داشته باشند و آنها را درک کنند. وقتی در خانواده به جای توجه به این مسائل و نیازها، فقر فرهنگی و تربیتی و رفتاری و اقتصادی حاکم شد، دختران خانه را ترک می کنند. آنها به پندار خود می روند تا به یک زندگی بهتر و با وضعی مطلوب تر برسند و آرامش و محبت را تجربه کنند، اما خواسته و ناخواسته دچار انحرافات اجتماعی مثل اعتیاد به مواد مخدر و مشروبات الکلی، توزیع مواد مخدر، سرقت، تشکیل خانه های فساد، می شوند و نهایتاً برچسب زنان خیابانی را یدک می کشند.
تأثیر جامعه بر روند فرار
جامعه هم مسئول است. بدون شک ایجاد محیط برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوا، رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه در تمام زمینه های مادی و معنوی طبق ضوابط اسلامی، جهت ایجاد رفاه و برطرف ساختن هر نوع محرومیت، جز با فراهم آوردن شرایط ظهور و بروز اقتصادی سالم و پویا که از مهم ترین وظایف حکومت اسلامی است فراهم نخواهد شد. گذری هر چند مختصر بر تاریخچه ۲۵ ساله انقلاب اسلامی و تحلیل سبب پیدایش بحران ها و معضلاتی همچون فرار دختران از خانه، زنان ویژه، طلاق، اعتیاد و… گویای کاستی هایی است که در سیاستگذاری های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور ملاحظه می شود.
جوانانی که با طلوع خورشید انقلاب اسلامی پای به عرصه وجود گذاشته اند، اکنون ۲۵ ساله هستند، با تمامی خواسته ها و گرایش های مادی و معنوی که حداقل آن دستیابی به شغل شرافتمندانه و مناسب شأن خویش، ازدواج راحت و آسان و در اختیار داشتن مسکن است که در آن بیاسایند و جز به تشکیل خانواده ای خوشبخت و سعادتمند که زمینه اعتلای انسانی و سعادت معنوی ایشان را فراهم نماید فکر نکنند. اما این شرایط برای همه آنان فراهم نیست.
اکنون جوان که در سال های آغازین عمر و در عنفوان شادابی و نشاط (که سرشار از شور دانستن و فهمیدن است و در رویارویی با مناسبات ناعادلانه و دست و پاگیر اجتماعی) از برآوردن عقلانی ترین خواسته ها و منطقی ترین نیازهای مادی و معنوی زندگی بازمانده است. عصیان و آشوب و بروز رفتارهای نابهنجار اجتماعی همچون فرار از خانه، پناه بردن به اعتیاد، قاچاق مواد مخدر، سرقت، عدم فرمانبری از مقررات و قواعدی که خود را قربانی آن می بیند، ایراد خدشه و آسیب بر مناسبات و چارچوب هایی که در پیله آن گرفتار آمده، از شیوه های اعتراض گونه غیر مسالمت آمیز اوست.
پیامد فقر و نداری
امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: «گاه فقر به کفر می انجامد.»
باید برنامه ها و راهکارهای خود را برای حل معضلات و مشکلاتی که گریبان خانواده ها و جامعه را گرفته اند، بازبینی کنیم و با ارائه راهکارهایی که بتواند آسیب هایی همچون دختران فراری و در سطحی بالاتر، زنان ویژه را کاهش دهد، مسئولیت خویش را در بهسازی جامعه انجام دهیم.
معاونت و کارشناس امور اجتماعی/ ننگ بزرگان و مرگ فقیران، صدا ندارد!
آقای «محمود محمدزاده» معاونت امور اجتماعی بهزیستی استان اصفهان، حضور ما را برای مصاحبه – به رغم عدم هماهنگی قبلی – به گرمی پذیرا می شود و با وجود تلفن ها و مراجعات مکرر در میان مصاحبه، سؤالات مان را با حوصله، پاسخ می دهد.
در ابتدا از آقای محمدزاده می خواهیم درباره عوامل گریز دختران از خانه پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون توضیح دهد.
رشد این ناهنجاری پس از پیروزی انقلاب اسلامی مخصوصاً در دهه اخیر برمی گردد به رشد سایر آسیب های اجتماعی.
فقر اقتصادی در خانواده ها، یکی از عوامل مهم گریز دختران از خانه محسوب می گردد. دختری که در خانواده ای است که امکانات مالی و تفریحی ندارد، حتی گاهی خانواده اش به نان شب محتاج است، فکر می کند که با فرار می تواند به یک سری آرزوها و آنچه در خانه برایش دست نیافتنی بوده، برسد.
از فقر اقتصادی که بگذریم، فقر فرهنگی نیز عامل بسیاری از آسیب های اجتماعی و از جمله فرار دختران محسوب می شود. پدر و مادری که صبح از خانه بیرون می روند دنبال کارشان و شب به خانه برمی گردند و نمی توانند به خاطر درگیری های کاری به فرزندان محبت کنند، سبب می شود که محبت را در بیرون از خانه جستجو کنند. چون فرزندان در این خانواده ها محبت ندیده اند، به امید کوچک ترین محبت، به بیرون کشیده می شوند. در کنار درگیری پدر و مادر، سوء استفاده بعضی از فرزندان از درگیری کاری پدر و مادر، به بهانه هایی همچون رفتن به جشن تولد دوستان، کلاس های تقویتی و… باعث می شود کم کم با فرار از خانه و انجام بزه آشنا و در ادامه آلوده شوند.
طلاق و جدایی والدین هم یکی از عوامل فرار دختران محسوب می شود. بچه ناپدری دارد یا نامادری و به حدی محیط خانواده متشنج است که نمی تواند نیازهای روحی و روانی بچه را ارضا کند. به همین علت از خانه بیرون می زند تا این نیازها را برآورده کند و خودش را از استرس و فشارهای خانه رها کند.
در کنار این عوامل، اعتیاد پدر و مادر و اکنون اعتیاد پدر و مادر با هم، علتی دیگر برای فرار فرزندان از خانه محسوب می شود. در خانواده ای که اعتیاد هست، فرزند احساس امنیت نمی کند، چون هر فردی بخواهد در خانه را باز می کند و داخل می شود!
دختران پس از فرار با چه مشکلاتی رو به رو هستند و سازمان بهزیستی برای مقابله با مشکلات اینان چه اقداماتی را انجام داده است؟
مشکلات پس از فرار، اقدامات بهزیستی
فرهنگ اسلامی جامعه، اصلاً فرار را قبول ندارد، چون فرار با ضریب ۹۹% همراه با آسیب است. دختری که از خانه فرار می کند با خیلی از مسائل و بزه ها آشنا می شود. از طرفی تصورش بر این است که پل های پشت سرش خراب شده و راهی برای بازگشت به خانواده ندارد. اینجاست که آسیب پذیری دختر زیاد می شود. دختر خود را در شهری می یابد که پناهگاهی ندارد و از این مسئله هم خبر ندارد که بهزیستی پناهگاهی برای آنها دارد. در این مرحله افراد سودجو و دلال که ممکن است مرد هم نباشند و زنان دلال و دختران آسیب پذیرند، به دختران فراری پناه می دهند و ناخودآگاه دختر در بستر فروش مواد مخدر، روابط نامشروع و… می افتد.
بهزیستی برای مقابله با مشکلات، در کنار ۱۹ طرح (از جمله در زمینه مشاوره و کاهش طلاق، خانه امن و سلامت، بازپروری زنان آسیب دیده، تلفن حقوق کودک، ساماندهی دختران فراری و… که خاص آسیب های اجتماعی است) برای شناسایی دختران فراری، مددکار مستقر در ترمینال های مسافرتی و مددکاری سیار در گوشه و کنار شهر دارد تا بتواند این دختران را شناسایی کند، اگر چه در بعضی موارد متأسفانه شیادان و افراد سودجو زودتر از عوامل ما دختران فراری را شناسایی می کنند. پس از شناسایی اینان و جذب اعتماد، آنها را عامل خرید و فروش مواد مخدر می کنند یا وارد باندهای فساد و فحشا می نمایند.
دختران فراری از چه قشری هستند، مرفه یا فقیر؟
دختران فراری را از تمام خانواده ها داریم. اما از میان خانواده های فقیر و کم درآمد بیشتر داریم. از طرفی در خانه های مرفه خیلی از آسیب ها و فسادها معلوم نمی شود و به قول معروف «ننگ بزرگان و مرگ فقیران، صدا ندارد.»
با این حال فقر در خانواده دلیل بر عدم برخورد درست با دختران نیست، چرا که خیلی خانواده های فقیر هست که بسیار محترمانه و آبرومند زندگی می کنند و به قول معروف صورت شان را با سیلی سرخ نگه می دارند. فرزندان و دختران آنها با وجود فقر اقتصادی خیلی عاقلانه تر با مسائل برخورد می کنند. این وضع بیانگر آن است که در برخورد با مسائل و مشکلات جامعه، فقر فرهنگی نقش منفی بیشتری دارد. خانواده ای با وجود فقر مالی، به لحاظ توکل و ایمانی که به خدا دارد و ثروتمند و فقیر بودن را خواست و اراده خدا می داند، با مشکلات عاقلانه برخورد می کند، در صورتی که ممکن است خانواده ای به رغم امکانات مالی، در صورت روبه رو شدن با کوچک ترین مشکلی، نادرست برخورد کند.
چرا بعضی از آسیب های اجتماعی از جمله فرار دختران از خانه در دهه کنونی نسبت به دهه اوّل انقلاب گسترش یافته است؟
متأسفانه سعی نکردیم نوجوانان و جوانان مان را برای بعد از خود تربیت کنیم، یعنی اینکه بیاییم تا حدی انتظارات خود را از زمان سنی مشابه خودمان با فرزندان کاهش بدهیم. چون این کار را نکردیم، موجب ایجاد فاصله میان این نسل و نسل قبلی شده ایم. نوجوانان این فاصله را هم در مدرسه احساس می کنند و هم در خانواده و هم در جامعه. از طرفی نسل انقلاب هم نتوانستند نسل جدید را به صورت صد در صد معتقد به حفظ دستاوردهای نظام و انقلاب پرورش دهند. در کنار فاصله ایجاد شده بین نسل جدید و نسل قبلی و عدم انتقال ارزش ها به گونه درست به نسل جدید، سرعت انتقالات فرهنگی با توجه به رسانه ها و امکانات متعدد از جمله ویدئو و ماهواره و اینترنت، خلأیی را برای نوجوان ایجاد کرده، بسیاری از مسائل ضد فرهنگی را که محصول فکر و برنامه ریزی دشمنان انقلاب است به راحتی پذیرا می شوند. پذیرش فرهنگ غربی، زمینه آسیب های بسیاری را برای نوجوان آماده می کند، که فرار یکی از آسیب ها است.
* * *
دختران فرار، اقدامات و سیاست ها
زمانی که تعداد دختران فراری از خانه – برای آینده ای بهتر یا از دست پدر و مادر معتاد یا برادر به شدت غیرتمند – آنقدر زیاد شد و آنقدر اینجا و آنجا به چشم هر بیننده ای آمد که دیگر مسئولان نتوانستند انکار کنند، همه به فکر چاره جویی افتادند و اقدامات متعددی برای ساماندهی و نگهداری دختران فرار انجام دادند.
تا پیش از سال ۱۳۷۶ و اوایل سال ۷۷ بحث جدایی دختران فراری و آسیب دیده از یکدیگر مطرح نبود و در سطح کشور تنها ۵ مرکز جهت نگهداری از این افراد دایر شده بود.
در دی ۱۳۷۷ بر اساس توافق نامه دادگستری، نیروی انتظامی، استانداری، کانون اصلاح و تربیت، دادگاه اطفال و سازمان بهزیستی، کار جمع آوری، طبقه بندی و نگهداری کودکان خیابانی و نوجوانان فراری به شکل آزمایشی (دوره سه ماهه) به شهرداری داده شد و در این رابطه شهرداری اقدام به تشکیل «خانه سبز» و «خانه ریحانه» نمود.
پس از پایان دوره آزمایشی، دستگاههای مسئول، موافقت نامه را به مدت یک سال تمدید کردند، اما پس از مدت کوتاهی در اجرای طرح، خلل ایجاد شد و به دنبال اختلاف های به وجود آمده، شورای عالی اداری در خرداد ۱۳۷۸، وظیفه جمع آوری و نگهداری آسیب دیدگان اجتماعی را به عهده سازمان بهزیستی کشور گذاشت و خانه سبز شهرداری را فاقد وجاهت قانونی تشخیص داد.
بهزیستی، به دلیل بودجه ای که در این زمینه داشت فعالیت می کرد تا اینکه بعد از اختلافاتی که میان شورای فرهنگی اجتماعی زنان و وزارت کشور در اردیبهشت ۱۳۸۱ ایجاد شد، بار دیگر شهرداری تهران، مسئول سازماندهی کودکان خیابانی دانسته شد و دور جدید فعالیت های خانه سبز آغاز گشت. تنها به فاصله سه ماه و به دلیل نبود برنامه ریزی کافی در خانه های سبز و ریحانه و همچنین به علت هزینه های سرسام آور این مکان ها، کارکرد واقعی یعنی حمایت و نگهداری کودکان خیابانی، در خانه های مزبور به فراموشی سپرده شد.
دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی در این باره دو طرح بازپروری و خانه سلامت را اجرا کرد. جمعیت مورد پوشش خانه های سلامت که از سال ۱۳۷۸ به اجرا در آمد، دختران و زنانی بود که مورد آسیب واقع نشده و از سلامت جسمی – جنسی برخوردار بودند.
دختران فراری بیشتر در این طرح ساماندهی می شدند. این طرح همچون خانه های عادی است که دختران در صورت همخوانی با شرایط طرح، در این خانه ها جایگزین می شدند و به تحصیل، کارآموزی و زندگی عادی خود می پرداختند و هدف، مستقل کردن آنها بود.
مرکز مداخله در بحران های اجتماعی نیز در سازمان بهزیستی از ابتدای سال ۱۳۷۸ راه اندازی شد و بعد از آن این مراکز به تدریج توسعه پیدا کرد، به طوری که در حال حاضر حدود ۵۰ مرکز در کشور در حال فعالیت می باشند. در مراکز بحران، بخشی به نام قرنطینه وجود دارد که به طور شبانه روزی تا ۲۰ روز دختران فراری را در آن مکان نگه می دارند تا تکلیف آنها مشخص شود.
مراکز مداخله در بحران دارای زیرمجموعه های خانه سلامت، مرکز بحران، کاهش طلاق و… می باشد که در آنجا کارهای خدمات مشاوره ای انجام می شود.
در خانه های سلامت، عوامل و مددکاران سازمان بهزیستی مشکلات دخترانی را که به این مرکز معرفی می شوند، بررسی می کنند و آنها را به خانواده هایشان باز می گردانند. در صورتی که نتوان آنها را به خانواده هایشان بازگرداند، در خانه های سلامت مورد مراقبت قرار می گیرند و به مسائل تحصیلی و رفاهی آنها رسیدگی می شود و سعی می گردد آنها را در برابر مشکلات مقاوم کنند تا کم کم روی پای خود بایستند.
در خصوص دختران فراری آسیب دیده و زنان خیابانی و رها نیز بهزیستی آنها را در مراکز بازپروری آسیب دیدگان اجتماعی نگهداری می کند. مددکاران آنان را توانمندسازی کرده و برای بازگشت به جامعه آماده می سازند و زمینه های لازم را برای ازدواج شان فراهم می کنند.
اما امکانات موجود در این مراکز پاسخگوی حجم کاری نیست و به امکانات و بودجه بیشتری جهت بازدهی بهتر نیاز دارند.
تحقیقات و آمار
تحقیقی با عنوان «علل فرار دختران از خانه» توسط سرهنگ «داوود جشان» از معاونت پژوهشی دانشگاه علوم انتظامی در مورد ۱۲۰ دختر فراری در تهران انجام شده که این آمارها به دست آمده است:
سن دختران فراری عمدتاً بین ۱۱ تا ۲۱ بوده است که بیشترین آنها در ۱۱ تا ۱۳ سالگی از خانه فرار کرده اند.
۵%/ ۴۲ از دختران فراری محور اصلی انگیزه فرار خود را دوست پسر داشتن معرفی کرده اند.
۵۵% پس از فرار از کار خود پشیمان شده اند.
۵%/ ۸۲ از پیامد کاری که انجام داده اند بی خبر بوده و از روی غفلت دست به چنین کاری زده اند.
۹۶% موقعیت خوبی نداشته اند و با این کار می خواستند به آرزوی خود برسند.
۷۰% از دختران فراری از فرارشان نتیجه مثبتی نگرفته اند و ۵۲% از آنها ترک تحصیل کرده اند.
تحقیق دیگری تحت عنوان «دختران فراری، علل و راهکارها» توسط دکتر انور صمدی راد از دانشگاه علامه طباطبایی انجام شده که نتایج آن به این شرح است:
۵۲% دختران فراری پیش از فرار از منزل در تهران سکونت داشته اند و باقی در شهرستان ها ساکن بوده اند.
۳۶% ترک تحصیل کرده بودند. ۷۴% مجرد بوده و ۲۵% از مجردین، اغفال شده اند.
نیمی از دختران فراری سابقه فرار داشته اند. ۷۶% از دختران فراری قبلاً توسط نیروی انتظامی دستگیر شده اند.
۶۴% از دختران فراری توسط نیروی انتظامی به مراکز ارجاع شده اند.
در خصوص علل فرار، ۳۶% دختران فراری، اختلاف با پدر و کتک خوردن از وی، ۵% اختلاف با برادر و کتک خوردن از او، ۱۵% اختلاف با مادر و ۳% ازدواج اجباری را ذکر کرده اند.
۷۸% دختران فراری والدین معتاد داشته و ۸۵% از آنها دارای خانواده هایی هستند که حداقل یک نفر از آنها به جرم سرقت به زندان رفته است.
عوامل دیگری همچون: تبعیض در خانواده (۸۸%)، کنترل شدید والدین (۸۲%)، اختلاف خانوادگی و احساس طردشدگی از خانواده (۸۴%) از دلایل دیگر فرار است.
نتایج مطالعات، افزایش این پدیده را در سطح جامعه نشان می دهد، چنان که در فاصله سال های ۷۸ – ۶۵ شیوع این پدیده ۲۰ برابر شده است. میانگین سن دختران فراری ۱۶ سال است و میانگین سن دختران فراری در سال ۱۳۷۹، ۱۴ سال بوده است. همچنین بر اساس گزارش خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در طول سال ۱۳۸۰، تنها ۴ هزار و ۷۳ نوجوان فراری توسط مرکز ساماندهی کودکان و نوجوانان خیابانی معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران در خیابان ها شناسایی شده اند که بیش از نیمی از آنها دختر هستند. از این تعداد ۵۹% قبلاً ازدواج کرده و ۴۱% مجرد بودند. براساس آمار نیروی انتظامی در چهار ماه آخر سال ۱۳۸۰، ۶ هزار و ۱۵۶ دختر فراری توسط این مرکز دستگیر شده اند و این در حالی است که به دلیل زندگی پنهانی دختران فراری و جابجایی سریع آنها، دستیابی به آمار دقیق غیر ممکن است.
***
این واژه غریب نیست
واژه «زنان ویژه»، غریب نیست. زنان ویژه هم غریب نیستند. آنها را می شود خیلی جاها دید. کنار خیابان ها، سر چهارراهها، داخل پارک ها، در خانه هایی که همسرآزاری موج می زند، در منزل هایی که درد بی سرپرستی و یتیمی، زنان را مچاله می کند، در خانه هایی که اعتیاد و فقر بیداد می کند، در جامعه ای که از زنان مطلّقه هیچ حمایتی نمی شود، در اجتماعی که زنان بیوه به فراموشی سپرده می شوند و… فقط باید واقع بینانه به اطراف مان نگاه کنیم، آن وقت خواهیم فهمید مشکلی به نام زنان ویژه، رها و خیابانی وجود دارد، معضلی که از کنار آن چه بسا بی خیال می گذریم. در بخش پایانی مقاله به پدیده زنان رها و خیابانی – که یکی از مهم ترین پیامدهای فرار دختران از خانه می باشد – می پردازیم.
زنان ویژه، محلّه ویژه!
آغاز داستان زنان ویژه به خیلی پیش برمی گردد. پیشتر از پیروزی انقلاب اسلامی مخصوصاً در تهران روسپیگری روندی روبه رشد داشت. در زمان ناصرالدین شاه تصمیم گرفته شد مانند برخی کشورها در یک محل متمرکز شوند.
در دوران رژیم پهلوی هر چند چنین زنان فاسدی در سطح شهر نیز حضور داشتند اما بیشتر در محله ای در جنوب شهر مستقر شده بودند تا تحت کنترل باشند.
عربده کشی، لات بازی و توسل به راههای غیر اخلاقی، از رویدادهای عادی این محله بدنام بود. بحمداللَّه با پیروزی انقلاب اسلامی، این بساط برچیده شد و برخی از عوامل اصلی آن به دست قانون سپرده شدند و در سال ۱۳۶۴ این محل به وسیله بلدوزرهای شهرداری از میان رفت. گفته می شود محله «خاک سفید» تهران که در سال ۱۳۷۹ توسط مأموران نیروی انتظامی تخریب گردید، مأمن بسیاری از این گونه زنان و محل فروش مواد مخدر و تکدی گری و انجام امور خلاف دیگر توسط آنها بود.
اینک هر چند محله ای خاص برای این زنان وجود ندارد، ولی متأسفانه به صورت پیدا و پنهان، به رغم برخی اقدامات بازدارنده، رواج یافته و در سال های اخیر گسترش پیدا کرده است.
نگاهی کلی به انحراف و کجروی این زنان در دوران پیش و پس از انقلاب اسلامی مشخص می کند که مهم ترین دلیل انحراف و روی آوردن به روسپیگری، در عوامل فردی، خانوادگی و اجتماعی خلاصه می شود.
اما در سال های اخیر این پدیده بیشتر معلول عوامل زیر است: تغییرات فرهنگی و دگرگونی های اقتصادی ناشی از برخی سیاست های نادرست، افزایش طلاق در جامعه، دختران فراری، نبودن قوانین حمایتی از زنان بی سرپرست، زمینه های رو به رشد سردرگمی و ناامیدی برای زنان مطلّقه، بیکاری، فقر و اعتیاد و… .
عذر بدتر از گناه
در بسیاری از کشورهای غربی روسپیگری و فحشا به صورت یک شغل رسمی در آمده است که حتی دولت ها از آن، مالیات دریافت می کنند! اگر چه شیوع این ارتباط ناسالم و اثرات و پیامدهای آن را هیچ انسان عاقلی نمی تواند بپذیرد و باید برای آن به دنبال راه حلی بود، ولی راه حلی که غربیان برای این مشکل ارائه کرده اند، بی شباهت به مثل مشهور: «عذر بدتر از گناه» و «فرار از دهان مار به کام اژدها» نیست. در این جوامع، روسپیگری به عنوان یک شغل رسمی و نیمه رسمی شناخته شده است. رسمیت دادن به این عمل بسیار زشت راه حلی است که تمدن جدید ارائه می کند و می گوید: وجود این گونه مراکز رسمی تنها راه فرونشاندن شهوت هایی است که به طور مداوم و گسترده در سطح جامعه تحریک شده، باعث می شود که جلوی بسیاری از مصیبت ها، جنگ ها، جدال ها و تهاجم ها به نوامیس مردم گرفته شود! به همین جهت تن فروشی که در تمام طول تاریخ به صورت یک انحراف و ضد ارزش تلقی می شد، در تمدن غربی به عنوان یک شغل رسمی و بدون سرافکندگی به عنوان لازمه تمدن مطرح می شود.
«برتراند راسل» که تردیدی در افکار و اخلاق انحرافی وی نیست، به دفاع از این شغل می پردازد و در کتاب «زناشویی و اخلاق» ضمن دفاع از این حرفه، آن را تضمین کننده سلامت ازدواج ها و حفظ خانواده ها می داند و می گوید:
«اگر قائل باشیم که باید سلامت خانواده و ازدواج را حفظ کرد، روسپیگری تضمین کننده این سلامت است و…».
بر خلاف پیش بینی ها، افزایش تعداد این مراکز و رواج روسپیگری در غرب نه تنها به خانواده ها امنیت از دست رفته را برنگرداند و این گونه مراکز نه تنها محلی برای تخلیه شهوات تحریک شده نگردید، بلکه همراه با افزایش این مراکز و مشاغل، آمار جرم و جنایت و زنای به عنف و انحرافات جنسی به طور وحشتناکی سیر صعودی را طی کرد.
برداشته شدن قیدهای اخلاقی و امکان ارتباط آزاد نه تنها فحشا را از بین نبرد، بلکه به صورت بسیار زشت تر و ظالمانه تری در آمد تا آنجا که تبدیل به یک تجارت بین المللی و برده داری نوین در مورد زنان و دختران گردید.
وکیل دادگستری/ عینک همیشه مقصر بودن زن را کنار بگذاریم!
دفتر وکالت خانم «مریم السادات محقق» روی همه زنان دردمندی که خطرهای زندگی را تجربه می کنند، باز است. ایشان با صبر و حوصله زنانی را که از ظلم خانواده و جامعه به او پناه آورده اند جواب می دهد و آنها را راهنمایی می کند. وقتی می فهمد برای پرداختن به موضوع و مشکلات زنان ویژه، نزدش رفته ایم، ضمن اظهار اینکه جامعه شرایط بروز این پدیده را فراهم کرده است، به سؤالات مان با خوشرویی پاسخ می دهد.
دیدگاه و تعریف شما نسبت به زنان خیابانی چیست؟
پیش از هر چیز جا دارد گلایه کنم از خانواده ها، بعضی از مسئولان، نویسندگان و… که چه بی دغدغه صفت خیابانی و بدکاره را به عده ای زن نسبت می دهند، همان طور که در ماجرای «سعید حنایی» بدون تحقیق کارشناسانه از ابتدا صفت «خیابانی» را به زنانی که حق حیات از آنان سلب شده بود، ضمیمه کردند. می خواهم بدانم: آیا «زن»، جزء افراد مسلمان محسوب نمی شود؟ آیا «قذف» و «حد» آن را که مصداق ماده ۱۳۹ و ۱۴۰ قانون مجازات اسلامی است، فراموش کرده ایم؟ آیا از آیات سوره نور، که مسلمانان را از غلبه گمان منع می کند، غافل شده ایم؟!
مقدمه را به قصد این نتیجه خدمت تان عرض کردم که بگویم انتساب بی دلیل بدکاره، خیابانی و هرزه، خودآگاه یا ناخودآگاه، زشتی این واژه را زدودن، بزرگ ترین عامل ایجاد چنین گروههایی است. اما به طور کلی وجود زنان خیابانی از عواقب رابطه جنسی خارج از نکاح و خانواده است. هر چند که در قانون بعضی از کشورها جرم نیست اما چون عواقب این رابطه برای زن و مرد و فرزندان ناشی از این رابطه، خالی از خطر نیست، قانون همه کشورها با نظری مشوش بدان می نگرند و همین تشویش، دلیلی بر تقبیح ضمنی این رابطه است.
«هانری ژولی» عضو انستیتوی فرانسه در کتاب معروف خود به نام «حقوق زن» می نویسد:
«قانون، رویه قضایی و اجرای اداری آنها باید بدین حقیقت ایمان آورد که زن برای ازدواج ساخته شده، نه برای وصلت آزاد یا به عبارت دیگر رابطه جنسی خارج از نکاح».
زنان خیابانی بیشتر از چه گروهها و اقشاری هستند؟
قسمت اعظم زنان خیابانی متشکل از چند گروه است:
دختران فراری، زنان مطلّقه و زنان شوهردار.
متأسفانه در بحث دختران فراری، علت فرار مجدد دختران و پناه بردن به فساد اخلاقی و ناهنجاری های دیگر، انتساب سریع عمل خلاف به آنان بدون تعمق و ریشه یابی خصوصاً توسط خانواده و خویشاوندان است.
چندی پیش با دختری برخورد کردم که از یک خانواده پاکدامن و آبرودار بود و به وسیله شگرد مردی حیوان صفت و دارای نفوذ مورد تعرض قرار گرفته بود. بعد از این قضیه، خانواده او را مقصر می دانست، به جای اینکه مرد متظاهر به مذهب را مقصر بدانند، این مسئله باعث شده بود که دختر از همه جا رانده و مانده بشود و این بار خود را در اختیار مردان دیگر قرار بدهد.
در بسیاری موارد اگر خانواده و جامعه به جای آنکه انگشت اتهام را فقط به طرف دختر نشانه رَوَند، به طرف مرد هم نشانه می گرفتند، خیلی از مسائل بعدی اتفاق نمی افتاد.
ای کاش روزی می رسید که عینک همیشه مقصر بودن زن را کنار می گذاشتیم و واقع بین می شدیم. حتی می بینیم این فکر در طرح زنان نماینده مجلس برای رفع مسئله زنان خیابانی نیز بازتاب دارد، زیرا در این طرح، نقش مخرّب مردان که از این زنان سوء استفاده می کنند و زیرکانه به دلایلی فرصت فرار از دام مجازات دارند، نشانی ندارد.
زنان مطلّقه هم دسته ای دیگر از زنان خیابانی را تشکیل می دهند. پس از طلاق، زن در خلأ عاطفی و روحی شدید و مشکلات مادی و اقتصادی قرار می گیرد. نیاز عاطفی و مادی گاهی به وسیله خانواده زن از جمله پدر و مادر، برادر و… تأمین می گردد، یعنی در زنان مطلقه ای که از خانواده غنی و سرشار از دین و فرهنگ و تعهد برخوردار هستند، درصد کمتری از انحراف مشاهده می شود، اما اگر نیاز عاطفی و مادی زن برطرف نگردد، روابط خارج از نکاح صحیح، بستری است مناسب برای اشباع نیاز عاطفی و روحی و مالی و اقتصادی زن. در صورتی که اگر زمینه های قانونی و اجتماعی به گونه ای فراهم شود که زن بتواند به حقوق مالی خویش دست یابد، تا حدی خلأ مادی می تواند جبران شود.
متأسفانه در دادگاهها هر روز شاهد هستیم زنان مظلومی نمی توانند سوء معاشرت مرد، اعتیاد مضر و… را ثابت کنند و با بذل مهریه، خود را رها می سازند و بعد در جامعه ای که هیچ پشتوانه مالی ندارند قرار می گیرند، در نتیجه گرفتار اوضاع ناخوشایند و دردناکی می شوند!
حتی اجرت المثل سال ها کار و زحمت و هدر دادن جوانی آنها در خانه مردی ناجوانمرد به یغما می رود و هنگام پرداخت آن، مرد هزاران دلیل بدتر از گناه می آورد. این زنان در جامعه فقط سنگینی نگاه، رفتار، حرکات و برخوردهای دیگران را به خاطر مطلقه بودن شان به جان می خرند.
اگر بخواهیم در بخشی جلوی پدیده زنان خیابانی را بگیریم، باید پس از طلاق، نیاز زنان مطلّقه را از لحاظ مادی و عاطفی تأمین کنیم.
البته طرح های فراکسیون زنان مجلس در خصوص بازنگری قانون پرداخت اجرت المثل و بیمه تأمین اجتماعی
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 