پاورپوینت کامل در مسیر سبز خانه ۶۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل در مسیر سبز خانه ۶۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل در مسیر سبز خانه ۶۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل در مسیر سبز خانه ۶۳ اسلاید در PowerPoint :

>

«حج» در زندگی انسان از آن فرصت های غیر مترقبه و «نفحات» غیر منتظره ای است که اندک دست می دهد. با درک صحیح از فلسفه حج و اسرار و ظرایف مناسک، می توان اعمال حج و عمره را با خلوص نیت در حال و هوایی که: «یدرک و لا یوصف» است، آغاز کرد و به پایان رساند؛ می توان جرعه ای از بیکران زمزم نوشید و سیراب شد و با کوله باری از اخلاص و صداقت، معنویت، اخلاق، انسانیت، پاکی، صفا و ادب به وطن خویش مراجعت کرد.

حج ظاهری دارد که مردم با جسم هایشان بدان می رسند و باطنی که خواص بندگان با قلب های خویش بدان نایل می شوند و هنگام ظهور ملکوت، جلوه آن را می بینند. بنابراین حج نیز چون سایر عبادات که راهی برای شناخت خداست، غایت من و تو مخلوق محتاج است و نه خالق؛ خدا غنی محض است و آن که حج می گذارد، در واقع بهترین توشه را با حج خویش گرد می آورد.

زائر پس از آهنگ سفر در ایام معین و مکان خاص، مناسکی را انجام می دهد که یادآور ایثار، فداکاری، استقامت و یکتاپرستی ابراهیم، هاجر و اسماعیل است. چه زیباست این اعمال، چرا که بانویی بزرگوار در آن نقش دارد: هاجر همسر ابراهیم، مادر اسماعیل، کنیز حبشی سیاهپوستی که عنوان یک الگو مطرح شد. یک «زن»، همو که به کمال می رساند، ستر عیب می کند، زینت می بخشد و تسکین می دهد. یک «زن»، او که شایسته مقام مادری است و بوسه بر پایش، بوسه بر دروازه های بهشت است. زنی که حیات او با تاریخ کعبه پیوند ناگسستنی دارد و تو چه مرد باشی و چه زن، مجبوری به تکریم مقام والای او و زیارت آرامگاه او در جوار خانه خدا؛ و این برای همه ما زنان جای بسی تأمل و تفکر دارد!

حج به معنی قصد و آهنگ و حرکت است. جنبش به سوی اللَّه، به سوی بی نهایت. زائر بیت اللَّه الحرام با این نیت دل از خانه و کشور خویش برمی کشد و راهی سفر می شود و به میقات می رود. میقات کجاست؟ وعده گاه، جایی که برای اجتماع در آن تعیین وقت می کنند: پرده اول نمایش عظیم حج، اولین منزلگاه در این سیر عرفانی، سرزمینی که از آن، سفر طولانی خود را به خدا آغاز می کنی. اینجاست که زائر یکباره لرزش بر تن خود حس می کند که من کجا می روم، آیا لیاقت این حرکت را یافته ام؟ احرام می بندی، لباس های خود را بیرون آورده و لباس سفید می پوشی. احرام، شروع هجرت تو به خویشتن گمشده ای است که آن را در تفاخر و ریا و مال و منال بدرود گفته ای.

تنها خود می شوی، آنچه که باید باشی. در جمع و گروه گم می شوی، فردیت و منیت های خود را ترک می کنی. با نیت وارد مسجد می شوی و برای نمازی متفاوت آماده می گردی.

چه زیباست به امام زمانت متوسل گردی تا در این طی طریق راهنمایت باشند و دستت را بگیرند! در نماز و گفتگوی خود با خدایت، وزن حضور او را بر خود احساس می کنی.

پس از نماز نیت می کنی، نیت به معنی عزم و قصد قلبی؛ با خدای خود پیمان می بندی که اکنون احرام می بندم و از آنچه من را به این دنیا مرتبط می کند، جدا می شوم. اکنون زائر دیگر خودِ گذشته اش نیست بلکه میهمان ویژه رب الارباب است.

باید نخست از جامه عصیان برآیی

با جامه طاعت به کوی دلبر آیی

سفیدی احرام نشان رنگ باختن تمام مرزهاست. در برابر چنین بی نهایتی، تمام وجودها رنگی از عدم به خود می گیرند. در اوج این پریشانی «آرامشی» که خود را برای رسیدن به آن پریشان کرده ای، می یابی و خود را باور می کنی. حال در جمع، حضور می یابی و یکصدا و هماهنگ سرود عشق یعنی «تلبیه» سر می دهی:

«لبیک، اللهم لبیک، لبیک لا شریک لک لبیک. ..»

و با تکرار این سرود به ندای الهی که تو را به نزد خویش دعوت کرده است، پاسخ می دهی. حرکت به سوی مکه است و تو با نزدیک شدن به آنجا هر چه بیشتر از وضعیت جسمانی خود دور می شوی. هر لحظه انتظار دیدار دوست را می کشی تا وارد حرم شوی.

آمدم در معرض فیض تمام

زائرم من زائر بیت الحرام

ای خدا، بارِ گناهانم نبین

بهر توبه اشک چشمانم ببین

تو کریمی و غفوری و مجیر

ای پناه بی کسان، دستم بگیر

پیش از ورود از خود می پرسی، آیا لیاقت حضور در چنین حرمی را یافته ام؟ آیا اجازه دارم وارد مکانی شوم که محل عبادت انبیا، ائمه و اولیای خداست؟ سپس با عرض سلام و ادب به پیشگاه شان به زیارت آنان می پردازی. مسجدالحرام چون حلقه ای است که نگین کعبه بر آن نشسته، عجب شکوه بی همتایی، نقطه ارتباط من با آسمان. درهای عروج از همین جا بر محمد گشوده شده. به خانه خدا، بیت عتیق، مهد آزادی و امنیت و یکرنگی خوش آمدی. این همان خانه ای است که هر روز پنج بار رو به سوی آن می نشینی و در اوج بندگی و افتادگی سر بر سجده می نهی. اکنون نیز بر سجده افتاده و خدا را شکر و سپاس می گویی و از اعماق وجودت از خدا می خواهی که تو را از پلیدی ها به دور دارد و سعادت دنیا و آخرت نصیبت کند. وقتی امتداد نگاهت با خانه کعبه پیوند می خورد، حتماً مطمئن باش حاجت تو برآورده می شود؛ دعا برای ظهور آقا را فراموش نکن. می ایستی و با چهره ای که حتماً در این لحظه گریان شده پا به خانه می گذاری، خانه ای که مالکیت شخصی و فردی ندارد. وارد حریم اللَّه می شوی و به سوی رکن حجرالاسود می روی؛ به سوی سنگ سیاهی که در غالب خاصی قرار گرفته، سرگذشت شگفت خود را دارد، حکم دست خدا را دارد و یمین اللَّه روی زمین است. با صاحبخانه با دست راست خود بیعت می کنی و تکبیرگویان شروع به حرکت می نمایی. از او کمک می خواهی تا بتوانی روی زمین به موازات کعبه که در عرش، مطاف فرشتگان است، در ابعادی به وسعت طواف حرکت کنی، هفت بار بچرخی و از می وصل الهی بنوشی. طواف کلمه نیست، دریای اسرار است. بهانه ای است که دریابی منظور از حج، دیدار خانه خدا نیست که کعبه نشانگر جهت است، جهتی که می توان در آن به خدا رسید.

تا در طواف کوی تو بی ما و من شدم

دل را به جا نهادم و بی جان و تن شدم

یک لحظه در دو عالمِ بود و نبود خویش

پروانه سان به طواف گُل یاسمن شدم

تو اکنون مخلوق بسیار کوچکی هستی که در اطراف بی نهایت بزرگ از سرِ شوق و سرمستی به جنبش آمده.

امام صادق(ع) می فرمایند: «همان گونه که با بدنت در میان مردم طواف کعبه می کنی، با قلبت در جمع ملائک عرش خدا طواف کن.» با هفت بار گردش به گرد خانه خدا، زنجیرها را از دست و پای جان خود می گشایی. چرا هفت؟ چون خواست خدا به آن تعلق گرفته و چون راز اعداد مقدس را کسی نمی داند و همین رازگونگی به آنها زیبایی بخشیده است. در هر دور این هفت خوان، حجابی را برطرف می نمایی. در دور اول، حجاب کفر، در دور دوم، وجود شرک، در دور سوم، از زنجیر نفاق و در دور چهارم، از آلودگی هوس و در دور پنجم، از دیو طمع و در دور ششم، از چاه عمیق خودبینی و در دور هفتم، از کبر و احساس بی نیازی رها و آزاد می شوی. در این هفت دور نشان از تنها کسی می یابی که در کعبه به دنیا آمده و شکافی از هیبت حضور او بر جان کعبه افتاده: علی که توحید را در وجود انسان به طور کامل به تصویر کشاند. پس از طواف به سوی مقام ابراهیم می روی. نماز در پشت مقام ابراهیم یعنی نماز در جایگاه «ولایت»، اسماعیلت را قربانی کن؛ مثل او که عزیزترین دارایی اش را به قربانگاه عشق برد. پس بیندیش اسماعیل تو کیست؟ شهرتت، مقام و منصبت؟ مال و منالت؟ زیبایی، غرور و جوانی ات یا معشوق دنیایی ات؟ هر چه هست در منای وجودت یعنی وجدان و باطنت قربانی اش کن. اینجا عروج می کنی و تقرب می یابی و خود را در محضر حق می بینی. چرا که نماز عین حضور است.

آنگاه جرعه ای از زمزم بنوش و بر سر و روی خود بریز. چرا که زمزم ثمره سعی هاجر و حاصل تلاش رهروی است که در پی حقیقت، سراب ها را پیمود و آنگاه ناامیدانه و از همه منقطع، فقط به خدای قادر اتکال نمود. زمزم نتیجه ناله و فریاد زنی است که در کویر خشک فریاد می زند و تنها از خدا برای نجات فرزندش کمک می خواهد.

حال نوبت سعی توست به یاد کودک تشنه و مادرِ در جوش و خروش. شاید سرابی آن سو در صفا نگاهش را به سمت خویش می کشاند و او می دود. امیدوارانه و هراسان به هروله راه می افتد. می داند خدا او را تنها نخواهد گذاشت و نیز می داند که باید سعی کرد؛ لذا هفت بار صفا را تا مروه سعی می کنی. آنگاه که خستگی بر چهره هاجر غبار می افشاند، خسته و نگران به اسماعیل و تشنگی او می اندیشد، دست و پا زدن او را می بیند، ناگهان از زیر دستان اسماعیل چشمه ای می جوشد و هاجر حیات خود و فرزندش را، پس از سعی خویش از خدای خود هدیه می گیرد و قصه سعی او ماندگار و ابدی می شود. پس ای انسان، تو نیز تلاش کن. بی تحرک در انتظار معجزه و مائده ای از آسمان نباش، همواره بر خدا توکل کن و به تلاش خود ادامه بده و بدان تلاش به جایی ختم می گردد که از آنجا شروع نشده باشد.

هاجر، اسماعیل، سعی و سراب، حکایت همیشگی زندگی است و آنان که چشم بر معنای راستین زندگی گشوده اند، در جای خالی آن این معنا را دریافته اند و تو اکنون در سعی خویش باید بکوشی تا به این معنا دست یابی.

تقصیر یا همان پالایش درون: قربانی کردن مظاهر زیبایی که از خالق تمام زیبایی ها غافلت می کنند؛ غرور، کبر و نخوت دیگر جایی برای ماندن در تو ندارند، تو در حال دادن آخرین امتحان ها هستی لذا تارهایی از مو یا قدری از ناخن ها را به نیت او تقصیر می نمایی. در صورتی که اعمال عمره مفرده را انجام دهی، دوباره به سیل جمعیت می پیوندی، پای قصد در میان است اما این بار قصد، قصد دیگری است، طواف نساء: زائر خانه خدا با طواف نساء و نماز آن، اطاعت و وفاداری خود را نسبت به حقوق همسر و خانواده ابراز می کند و با دست کشیدن به حجرالاسود با خدا تجدید پیمان می کند، همان طور که در ازدواج زن و مرد نامحرم با عقد و میثاق با خدا به یکدیگر حلال می شوند، زائران خانه خدا هم که با احرام، همسر بر آنان حرام شده بود بار دیگر با تجدید عهد و ابراز اطاعت از قوانین الهی در مورد

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.