پاورپوینت کامل اسلام و زن «قسمت چهارم» ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اسلام و زن «قسمت چهارم» ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اسلام و زن «قسمت چهارم» ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اسلام و زن «قسمت چهارم» ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint :

>

زن در چارچوب همسری و مقایسه آن با مرد

احمد زکی یمانی – وزیر نفت پیشین عربستان سعودی

ترجمه: س.م. اشکذری

بررسی وضع زن به عنوان «همسر»

وقتی جایگاه وی با جایگاه مرد سنجیده می شود، پرسش های زیادی را برمی انگیزد. از جمله آنچه می طلبد در این فصل به آن بپردازیم اینهاست:[۱]

یکم – مفهوم زناشویی در اسلام،

دوم – تأیید تثبیت پیمان زناشویی،

سوم – همشأنی (کفو بودن)،

چهارم – شرطهای عقد ازدواج،

پنجم – حقوق زناشویی و وظایف،

ششم – تعدد همسری،

هفتم – پایان دادن به زناشویی،

هشتم – حضانت،

نهم – حق زن در ارث در مقایسه با مرد،

دهم – شهادت زن در داوری.

یکم: مفهوم زناشویی در اسلام

زناشویی در فلسفه تشریع اسلامی امری فطری و انسانی است با معنایی گسترده که همه ابعاد فطرت را در بر می گیرد و فراتر از غریزه جنسی یا غریزه تولید مثل است. خدای تعالی در کتاب عزیزش می گوید: «وَ مِنْ کلِّ شی ءٍ خلقنا زوجین لعلّکم تذکرون؛[۲] از هر چیزی یک جفت آفریدیم، شاید متذکر شوید.» پس مسئله زوجیت، انسان و حیوان و گیاه و جماد را، همه شامل می شود، از این رو سنّتی است مرتبط به هستی، که گستره آن را نمی دانیم و ژرفای آن را نمی شناسیم. نسبت به انسان، خدای تعالی می گوید: «وَ مِنْ آیاته اَنْ خَلَقَ لکم مِن انفسکم اَزواجاً لِتَسْکنوا الیها و جَعَلَ بینکم مودّهً و رحمهً اِنّ فی ذلک لآیاتٍ لقومٍ یتفکرون؛[۳] از نشانه های اوست که برای شما از خودتان همسرانی آفرید تا به آنان آرامش یابید و میان تان دوستی و مهربانی قرار داد؛ در این، همانا نشانه هایی است برای گروهی که اندیشه کنند.»

از این آیه شریفه سه مطلب به دست می آوریم: مطلب اول اینکه خداوند از خودِ ما همسرانی را آفرید. پس مایه و عنصر اصلی یکی است و آن «اَنْفُسنا؛ خودمان» و لکن به دو بخش تقسیم شده است؛ یعنی زن و شوهر. و مطلب دوم عبارت است از «سَکن؛ آرامش»؛ یعنی آرامش و سکونت یافتن شوهران به زنان؛ یعنی یک بخش به بخش دیگر سکونت می یابد: «لِتَسْکنوا الیها». و مطلب سوم، دستاورد و میوه زناشویی است که در جمله «و جَعَلَ بینکم مودهً و رحمهً» آمده است. این همان مفهوم زناشویی در اسلام است. بنابراین رابطه میان زن و شوهر، رابطه یکی با لباس خودش است که او را می پوشاند و از سرمای زمستان و گرمای تابستان نگه می دارد: «هُنَّ لباسٌ لکم و انتم لباسٌ لَهُنَّ؛[۴] آنان لباسی برای شمایند و شما لباسی برای آنانید.»

رابطه میان زن و شوهر، که چه بسا برخی گمان می کنند، بر پایه غریزه جنسی به عنوان پایه و اساس آن است، نیست. پس «آرامشی» که در آیه کریمه آمده، آرامشی روحی است؛ کما اینکه امام فخرالدین رازی در بیان فرق لغوی میان جمله «سَکنَ الیه» و «سَکنَ عِنْده» آورده است که اوّلی برای آرامش قلبی و روحی است و دومی برای آرامش جسمانی است.[۵] و آیه کریمه می گوید: «لِتَسْکنوا اِلیها». و این معنا پیش همسران سالمند، امری روشن است؛ چرا که هر چقدر سنّ زن و شوهر بالا می رود، وابستگی آن دو بیشتر و الفت شان قوی تر می شود.

لذت جنسی که در تماس زن و شوهر پیش می آید، به رغم اهمیتش، هدفی اصلی نیست، بلکه ابزاری عالی است برای افزایش وابستگی روحی، کما اینکه وسیله ای طبیعی است برای افزایش نسل که نژاد آدمی را باقی گذارد. از این رو دانشمندان در تفسیر گفته خداوند عزّ و جلّ «فالآنَ باشِرُوهنَّ و ابتَغُوا ما کتَبَ اللَّهُ لکم؛[۶] پس اینک با آنان آمیزش کنید، و خواهان شوید آنچه را خداوند برای شما نوشته است» گفته اند: یعنی از خداوند بطلبید نسلی را که برایتان نوشته و مقرر ساخته است.[۷] زیر چتر این مفهوم اسلامی برای زناشویی شایسته است که ما به احکام ازدواج و روابط زناشویی بنگریم، و ما انکار نمی کنیم که بعضی از مسلمانان، غرایز و خواسته هایشان بر آنان غلبه یافته و آنان را از فهم درست رابطه زناشویی باز داشته است و بسیاری از نظرهای فقها تحت تأثیر آداب و رسوم حاکم پیش از اسلام قرار گرفته است؛ سنت هایی که اسلام مفاهیمی آورد که با آنها مخالف است.

در سایه آنچه گذشت خواننده می تواند نظر خود را در باره گونه هایی از ازدواج که در برخی کشورهای اسلامی شروع به گسترش کرده پی ریزی کند؛ مانند آنچه میان دانشجویان دانشگاههای مصر به ازدواج «هبه» یا در کشور عربستان سعودی به نام ازدواج «مسیار» نامیده می شود. این نوع زناشویی ها پدیده ای تازه نیست، موضوعی قدیمی است که از نیاز به اشباع خواسته های جنسی زیر چتر ازدواج برمی خیزد، و غالباً زن یا مرد تلاش می کند آن را پنهان نگه دارد، در حالی که اهداف دینی مهم ازدواج و لزوم اعلان آن را به فراموشی می سپارند. این نوع ازدواج تنها در میان شبه جزیره عربی معروف نبود، بلکه مورخان، وجود آن را در مکه مکرّمه در قرن نهم هجری نیز ثبت کرده اند، و مورخ مشهور مکی «جاراللَّه بن فهد» در کتابش «نیل المُنی» چیزی از این پدیده اجتماعی را آورده است که عبارت است از ازدواج پنهانی، و اینکه پنهان کاری گاهی فقط از سوی زن صورت می گیرد؛ وقتی از خانواده ای معروف باشد، و ذکر کرده که برخی از زنان بارها ازدواج می کنند، کما اینکه پنهان کاری از سوی مردهایی که دارای همسر اول هستند و می خواهند از ایجاد مشکلات دور باشند نیز صورت می گیرد.[۸]

روزنامه «الجزیره» در صفحه ۲۷ خود، در تاریخ ۱۲ محرم ۱۴۱۹ه. آرای بسیاری از علما، مانند شیخ صالح فوزان، و شیخ صالح لحیدان، را در باره ازدواجی که انجام می شود اما در نیت شوهر است که پس از رفع خواسته هایش یا تغییر شرایطی که منجر به ازدواج شده، آن را با طلاق پایان برد منتشر کرده است. شیخ لحیدان آن را شبیه زنای سازمان یافته شمرده است؛ کما اینکه شیخ فوزان آن را به خاطر مفاسدی که به بار می آورد ازدواجی باطل دانسته است. همچنان که دکتر صالح عبدالعزیز آل منصور کتابی را با عنوان «ازدواج به قصد طلاق» نوشته است که هر کس بخواهد اهداف شریعت اسلامی را که ازدواج دایم پایدار به دست می دهد بشناسد، یک مرجع به شمار می رود.

[اهل سنت به رغم مشروعیت و رواج عملی چندین ساله ازدواج موقت در زمان پیامبر(ص) و پس از حضرت و به رغم اینکه مشروعیت آن منشأ قرآنی دارد، به پیروی از حکم خلیفه دوم، و به رغم آنکه اصل آن یک نیاز اجتماعی است، برای همیشه قایل به حرمت و بطلان آن شده اند. در سال های اخیر، چنان که نویسنده نیز اشاره کرده، در برخی کشورهای عربی، و طبعاً برخاسته از همان نیاز اجتماعی یک نوع ازدواج به نام «مسیار» رواج یافته که موافقان و مخالفانی دارد. در ازدواج موقت، از آغاز با تعیین وقت، محدوده زمانی زناشویی معلوم می شود و با سر آمدن وقت، علقه زناشویی نیز بدون طلاق پایان می یابد. یعنی زناشویی به صورتی آسان تر شکل می گیرد، چرا که برخی احکام و مسئولیت های ازدواج دایم را ندارد. در ازدواج «مسیار» نیز زن و مرد به هدف تشکیل یک زندگی پایدار و مستمر ازدواج نمی کنند، بلکه با این قصد است که پس از رفع نیاز، مرد زن را طلاق دهد. این همان است که عالم یاد شده در کتاب از آن به عنوان «زنای سازمان یافته»! نام برده است. اینکه حکم چنین ازدواجی چیست و چرا برخی به شدت مخالف آن می باشند، بحثی است که باید جای دیگر پی گرفت، اما به هر حال نشان دهنده این واقعیت است که به رغم اینکه جوامع اهل سنت با ازدواج موقت مخالفت شدید می کنند، اما این نیاز اجتماعی انسانی که فقه و مذهب شیعه رویکرد کاملاً درستی به آن دارد، برخی محافل فرهنگی اجتماعی آنان را به پیدا کردن راهکارهایی که خارج از چارچوب شرع نباشد وا داشته است؛ راهکاری چون ازدواج «مسیار» که با دشواری و تکلف می خواهد همان فلسفه ازدواج موقت را پی گیرد؛ راهکارهایی که نویسنده، اصل آن را امری تازه نمی داند و به استناد منابع تاریخی، آن را پدیده ای دارای سابقه می شمارد. ولی آیا بهتر نیست منطق حکیمانه و مستند اهل بیت و رأی فقهی فقهای شیعه را بپذیرند و حکم خلیفه دوم را به خاطر علایق تاریخی و دینی که به وی دارند، دست کم امری موقتی و محدود به همان زمان بشمارند! – مترجم]

در برخی کشورهای عربی، قوانین «احوال شخصی» غرض و هدف از ازدواج را متعرّض شده است. قانون سوری و عراقی، تولید نسل را هدف شرعی ازدواج قرار داده است. در حالی که قانون الجزایر، شکل گیری خانواده را و قانون یمن، ایجاد خانواده ای که قوام آن حسن رفتار و زندگی است هدف قرار داده و قانون مراکش بیان کرده که هدف، عبارت است از ایجاد رابطه و همداری قانونی به شکلی ماندگار.

دوم: ایجاد پیمان زناشویی

ازدواج پیمانی است که با ایجاب و قبول تحقق می یابد، چنان که خواهیم دید. و پیش از آن، مسئله اختیار زن و شوهر مطرح است، زن که نوعاً به ازدواج در می آید و به عنوان همسر، انتخاب می شود، یا به خاطر ثروتش است یا شخصیت و خانواده اش، یا زیبایی اش یا دینداری اش و پیامبر(ص) با این گفته اش ما را پند می دهد: «سراغ زنی دیندار برو و حتماً به او دست پیدا کن.»[۹] و پیامبر(ص) در باره کسی که زنی را به خاطر جایگاه و خاندانش به همسری می گیرد، فرموده: «کسی که با زنی به خاطر حسب و خاندانش ازدواج کند، خداوند جز پستی به او نمی افزاید.»[۱۰] و زن زیباروی دارای حسبی که نمی زاید گزیده ای برتر نیست. پس بر مرد است که خوب انتخاب کند. مردی پیش پیامبر(ص) آمد و گفت: «من زنی دارای حسب و زیبایی یافته ام که نمی زاید، آیا با او ازدواج کنم؟» حضرت(ص) به او فرمود: «نه.» بار دوم آمد و پرسید، او را منع کرد. بعد بار سوم آمد، حضرت(ص) دفعه سوم به او فرمود: «با زن مهربان و زاینده ازدواج کنید، چرا که من به (جمعیت) شما بر سایر امت ها فزونی می یابم.»[۱۱] اما نسبت به انتخاب شوهر، ملاک اخلاق و دین است و نه موقعیت و مال. پیامبر(ص) می فرماید: «وقتی کسی که دین و اخلاقش مورد پسند شماست خواستگاری کرد، به او همسر دهید؛ اگر نکنید مایه فتنه ای در جامعه و فساد گسترده ای است».[۱۲]

اهمیت شرعی موافقت زن با ازدواج

در اسلام، بر خلاف آنچه در جاهلیت رایج و حاکم بود، حرف نهایی در گزینش شوهرش را زن می زند.

پیامبر(ص) فرموده است:

«زن بیوه، بدون دستور او شوهر داده نمی شود، و دختر بدون اجازه وی شوهر داده نمی شود. گفتند: ای رسول خدا! اجازه دختر به چه صورت است؟ فرمود: سکوت او.»[۱۳]

به خاطر اینکه دختر باکره عربی در آن زمان طبیعتاً خجالتی بود، اجازه اش همان سکوتش بود. ولی اگر رد کند شوهر دادنش درست نیست و ازدواجش پذیرفته نمی شود. خدام، دخترش خنساء را که بیوه بود شوهر داد، او رضایت نداد و [به شکایت] پیش پیامبر(ص) آمد؛ حضرت ازدواج را رد کرد.[۱۴] دختری پیش حضرت(ص) آمد و از پدرش که بدون رضایت وی او را شوهر داده بود شکایت داشت. پیامبر(ص) او را میان رد و پذیرش عقد مخیر گذاشت.[۱۵] مانند آن، دختری بود که شکایت پیش پیامبر(ص) آورد که پدرش او را به پسر برادر خود [پسر عمو]شوهر داده تا خسیسی برادرش را از میان ببرد. پیامبر(ص) کار را به خود دختر وا گذارد که اگر خواست عمل پدرش را تأیید کند و اگر خواست آن را باطل کند. دختر گفت: «آنچه را پدرم کرده اینک اجازه دادم، ولی خواستم زنان را آگاه کنم که چیزی از این کار دست پدران نیست.»[۱۶] کما اینکه پیامبر(ص) فرموده است: «ولی، اختیاری نسبت به زن بیوه ندارد.»[۱۷]

ازدواج با زنان اهل کتاب

اسلام برای مرد مسلمان، ازدواج با زنان اهل کتاب را جایز شمرده است[۱۸] ولی آن را برای زن مسلمان حرام شمرده و او حق ازدواج با مرد از اهل کتاب را ندارد. برخی گمان می کنند که این یک نوع نابرابری میان مرد و زن است. ولی اسلامی که به دستاورد ازدواج یعنی «نسل» اهمیت می دهد، سخت تأکید دارد که فرزندان مسلمان بار بیایند، و چون فرزند در دین خود پیرو پدرش می باشد، ازدواج زن مسلمان با غیر مسلمان کتابی را حرام کرده تا فرزندی نزاید که بر اساس دین غیر او تربیت و بزرگ شود. [فقهای شیعه، از جمله دلیل های حرمت ازدواج زن مسلمان با غیر مسلمان را قاعده فقهی «نفی سبیل» شمرده اند که می تواند گویای فلسفه و هدف تحریم نیز باشد. این قاعده که برخاسته از آیه «و لَنْ یجْعَلَ اللَّهُ للکافرین علی المؤمنین سبیلاً» می باشد، سلطه و ولایت غیر مسلمان را نفی کرده است و قهراً هر کار و پیمانی که به این سلطه بینجامد، چنان که فقها در موارد مختلف فقه گفته اند، ممنوع است. از آنجا که به هر حال شوهر به خاطر مدیریت و برخی حقوقی که در خانه دارد، دارای نوعی سلطه و حاکمیت هر چند نسبی است، ازدواج زن مسلمان با نامسلمان زمینه این سلطه و «سبیل» را فراهم می سازد. بنابراین، این نکته را نیز باید در کنار آنچه نویسنده گفته و بازگو کرده در نظر داشت. مترجم]

در همین حال، خداوند بر شوهر مسلمان حرام کرده که همسر نامسلمان کتابی خویش را بر تغییر دین و پذیرش اسلام مجبور کند، منتها مسیحیت و یهودیت چنین موضعی نسبت به اسلام نگرفتند (و اجبار را ممنوع نکردند). از این رو (و در واقع) در منع ازدواج زن مسلمان با شوهر غیر مسلمان، یک نوع حمایت از عقیده اوست. بنابراین اختلاف حکم در اجازه ازدواج با زن کتابی، و حرمت ازدواج با مرد کتابی به معنای نابرابری میان زن و مرد نیست، بلکه از یک سو، حمایت از «نسل» است و از سوی دیگر حمایت از «دین» زن مسلمان.

استاد دکتر «محمدسلیم عوّا» معتقد است یکی از عللی که باعث جواز ازدواج مرد مسلمان با زن کتابی و حرمت ازدواج زن مسلمان با مرد کتابی شده، عبارت است از وظیفه سرپرستی و قیمومتی که بر عهده شوهر گذاشته شده است. چرا که اگر مرد مسلمانی باشد که همسرش از اهل کتاب است، بر عهده مرد است که زمینه برپایی شعائر دینی وی و انجام واجباتش را فراهم سازد، و شوهر به کتاب آسمانی همسرش و نبوت پیامبرش ایمان دارد و ایمانش (اساساً) بدون آن کامل نیست. اما اگر شوهر از اهل کتاب باشد و همسر، مسلمان، بر شوهر محال است که وظیفه سرپرستی و قیمومت را ادا کند زیرا او به کتاب آسمانی همسرش ایمان ندارد و پیامبری و رسالت پیامبر او را نمی پذیرد.[۱۹]

ارکان پیمان زناشویی

پس از پایان انتخاب و با موافقت زن، پیمان زناشویی با تحقق ارکان معروف آن صورت می گیرد، که عبارت است از «ایجاب» و «قبول» و بر این موضوع، اجماع شکل گرفته است. برخی از مذاهب فقهی اسلامی تکمیل ازدواج را مشروط به «ولی» و حضور دو شاهد کرده اند. ولی حنفی ها برای زن جایز می دانند که عقد زناشویی را خودش انجام دهد؛ مثل اینکه به مرد بگوید: خودم را به همسری تو در آوردم (زَوَّجْتُک نفسی)، وقتی مرد پاسخ دهد که قبول کردم، ازدواج منعقد می شود.[۲۰] حنفی ها به حدیث «الثّیب احقّ بنفسها من ولیها؛ بیوه نسبت به ولی اش، به خود أحقّ است»[۲۱] استناد کرده اند.

بسیاری از مذاهب اهل سنت مانند مالکیه، شافعیه و حنبلیه در کنار زیدیه با نظر حنفیه در جواز عقد ازدواج بدون نظر ولی، مخالفت کرده اند، زیرا در انجام و درستی عقد ازدواج نظر «ولی» را مشروط می دانند و بدون آن منعقد نمی شود. اما شیعه امامیه هم رأی با حنفیه اند و به دلیل های خودشان استناد کرده اند.[۲۲] امام باقر[(ع)]می گوید: زنی که اختیاردار خود شده، و سفیه و «مولی علیها» نمی باشد، ازدواجش بدون ولی جایز است.[۲۳] و زن سفیه، چنان که معروف است، کسی است که نمی تواند در مال خودش تصرف کند، همانند مرد سفیه که نمی تواند در مال خودش تصرف کند، به خاطر ترس از تبذیر و ضایع کردن مال. «مُولی علیها» عبارت است از دختر کوچکی که به سنّ رشد نرسیده است، همانند «مُولی علیه» که پسر کوچک غیر رشید است.

به رغم اینکه حنفیه و جعفریه (شیعه) معتقدند زن خودش پیمان زناشویی می بندد، اما مجاز شمرده اند که دیگری را برای ا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.