پاورپوینت کامل بار سفر شبانه را بستیم ۵۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بار سفر شبانه را بستیم ۵۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بار سفر شبانه را بستیم ۵۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بار سفر شبانه را بستیم ۵۲ اسلاید در PowerPoint :
>
۶۴
طلیعه
گزارشی از شبهای قدر در حرم مطهر حضرت معصومه (س)
دستان دعا در همیشه این شهر جاری بوده و هست و خورشید وجود مردان شب نورد روشنایی بخش آسمان پرستاره این
شهر است; مردانی که تمام سال را بر براق سجاده های خود سلوک می کنند و در پرواز جمعی شبهای قدر شکوه عروج
یک شهر به سوی آسمان را می آفرینند.
دوربین عکاسی، ضبط کوچک ولی رازنگهدار و قلمی شکسته – مثل دلمان – در این آغازین شماره خاطرات این مردان و
زنان آسمان پیما را ثبت خواهدکرد. آنچه می گذرد گزارش واره ای است که با همیاری برادر ملکی از لحظات عروج مردم قم
از معراجگاه معصومیه تا آسمان های دوردست، آنهم در شب های قدر; و ما هم با تمام بی بضاعتی به این خیل می پیوندیم ..
..
با ماه به ابر و باد پیوستیم
پاورپوینت کامل بار سفر شبانه را بستیم ۵۲ اسلاید در PowerPoint
حامد حجتی
سه شنبه ۱۸رمضان ۱۴۱۷ ساعت ۲۰
رحمت ازلی بر سر شهر باریدن گرفته است و بارگاه لاهوتی بانوی کرامت فاطمه معصومه(س) در هاله ای از لطافت و
باران می درخشد. امشب بارگاه معصومیه(س) سکوی پرواز هزاران پرستوی شیداست و باران غبار زمان را از گونه های
گنبد طلایی اش می زداید تا ستاره زمینی ما در آسمان درخششی الهی داشته باشد. به صحن که قدم می گذاری، شمیم
«افتتاح » در حجم مه آلودش پراکنده است و بوی دلاویز باران روح زمینی ما را تا افلاک پرواز می دهد.
الحمد لله خالق الخلق باسط الرزق فالق الاصباح ذی الجلال والاکرام والفضل والانعام …
گلدسته های استوار بارگاه، مودب و باوقار چون دستان دعا رو به آسمان ایستاده اند و شال سیاه عزا را به نشان
ظلومیت شیعه بر گردن آویخته اند. با ورود هر زائر بلندای استقامت گلدسته به احترام قدومش خم می شود. صدای نوحه
در فضا پخش شده است و آوای «مولا علی » از هرسو به گوش می رسد. زائران گریه می کنند، بارگاه ضجه می زند، شانه های
گلدسته ها هراز چندگاهی لرزیدن می گیرد و قطرات فیروزه ای چشمانش همراه با ترنم باران امتزاجی از عشق و رحمت
را بر زمین فرو می ریزد.
حجم ماذنه ها از افتتاح لبریز است و آسمان عاشقانه به این نوای ملکوتی گوش سپرده است.
امشب لیاقت حضور در بارگاه یافتیم و پیکر گناه آلودمان را تا پای مشبکهای ضریحش کشاندیم. دستهای نیازمند به
ضریح قفل شده است و اشک زبان واحدی است که در این لحظات تمام چشمها با آن سخن می گویند.
هرکدام از دوستان گروه گوشه ای خلوت را انتخاب کرده اند و من آرام آرام به «مسجد بالاسر» می روم، کنار پیرمردی
نورانی می نشینم و «مفاتیح الجنان » را می گشایم تا چشمان کم نورم لغت به لغت نور دعای افتتاح را مرورکند.
در شب شب روشنای موسایی
من بودم و هرچه بود شیدایی
صدایی آسمانی تمام نگاهها را به خود می خواند:
گریه کن ای دل به عزای علی
ناله کن ای دیده برای علی
صدا آشناست، لحن با گوشت و پوست ما عجین است، نورانیت خمینی کبیر از صدای ترک خورده «کوثری » در فضا
پراکنده می شود و دلهای سنگین را آب می کند. موسیقی حرفهای این پیر با تصویر تکان خوردن شانه های استوار روح الله
خاطره ای دردناک را در حافظه زنده می سازد. دیدگانمان را برای لحظاتی به عبور ابر گفته های «کوثری » می بخشیم تا
بارانی شود.
از شبستانهای مسجد اعظم تا رواقهای بیرونی مملو از عاشقانی است که امشب زبان به اشک گشوده اند و ناله را بر هر
موسیقی دیگر ترجیح می دهند. غرق شدن در دریای نگاه آنها کار آسانی نیست. پیرمردی را می بینم که محاسن سپیدش
را با اشک آبیاری می کند، از او می پرسم: پدرجان شب قدر یعنی چه; آرام پاسخ می دهد: شب قدر چنگ زدن به دامن
لایزال الهی است، درهای رحمت گشوده است. اگر زرنگ باشی می توانی بار سال آینده را ببندی …. می گویم: پدرجان از
خاطرات «شب قدر» بگو. آه سردی می کشد و چنین می گوید: در شب قدر خاطره ها رخ داده است که تا ابد از حافظه
تاریخ محو نمی شود; یکی نزول کلام خدا و دومی ضربت خوردن و شهادت مولا …. درددل پیرمرد تمامی نداشت.
از مناره های بارگاه،«جوشن کبیر»را فریاد می کنند، در انحنای یکی از رواقها تمام لحظات را به این دعا می سپارم یک به
یک اسمای هزارگانه خداوند را مرور می کنم; اما:
ای دل عاشقان دردمندت پای سرگشتگان پای بندت کی رسانم به عفو بلندت دست کوتاه تقصیر خود راسبحانک یا لااله
الاانت الغوث الغوث خلصنا من النار یارب
چند وقت است دلم می گیرد
دلم از شوق حرم می گیرد
مثل یک قرن شب تاریک است
دو سه روزی که دلم می گیرد
کوچه های کوفه از غربت لبریز است. امام ذوالفقار فاصله خاکی پس کوچه های شهر را می پیماید تا برای آخرین نماز در
محراب مسجد حاضرشود. مرغابی ها گریه می کنند، میخ در بی تاب است، چشمهای کودکان به در دوخته شده و از
لحظات کوفه مظلومیت علی(ع) می بارد. ذوالفقار غیرتش در غلاف برای مظلومیت او ناله سرمی دهد، باران اشک و
دستهایی که تا آسمان کشیده می شود و بر سینه های داغدار فرودمی آید تصویری جاودانه را در حافظه گنبدها، رواقها و
مناره های حرم به یادگار می گذارد.
پیری نورانی و مفسری الهی مراسم احیا را برپا خواهدداشت. آیت الله جوادی آملی، که بحق از استوانه های حوزه و
مذهب جعفری است، لحظات ملکوتی اش را با مردم تقسیم می کند او تفسیر قدر می گوید; همان قدری که برای درک
معانی بلندش روزها را به شب و شبها را به روز دوخته است. در نظر بلند این پیر شب قدر دست یافتنی است. اگرچه از
لحاظ تاریخی در زمان دقیق «قدر» اختلاف نظر است اما بنابر نظر رادمردی چون او شب قدر همان شبی است که دل در
آن صفایابد و هوا از بوی لطیف محبت حق سرشار شود. او می گوید: «شب قدر نه سرد است و نه گرم » …. اما فهمیدن و
درک این شب فقط بستگی به آب و هوای دل انسان دارد. اگر هوای شرجی بر دهلیزهای وجود انسان حاکم شود، آن شب
شب قدر است.
قرآنها را به سر می گیریم و خدا را به چهارده معصوم(ع) قسم می دهیم که قرآن کتاب زندگی باشد و چهارده معصوم
دستگیر ما. قرآن به سر می گیریم و به خویش یادآوری می کنیم که قرآن همه چیز ماست …. نوای الهی آیت الله جوادی در
فضا می پیچد:
بک یا الله … بمحمد … بعلی … بفاطمه … بالحسن … بالحسین نزدیک سپیده دم با رواقها، گنبدها و مناره ها خداحافظی
می کنم به آستان درگاه حرم حضرت که می رسم چشمانم حجم صحن را مرور می کند و مشامم از بوی سیب آکنده
می شود.
چشمان زمینگیر خود را به بارگاه بی بی می دوزم و دست به سینه می گویم:
السلام علیک یا فاطمه المعصومه
چهارشنبه ۱۹رمضان ۱۴۱۷
۴صبح
پنجشنبه ۲۰رمضان ۱۴۱۷
ساعت ۳۰:۲۰
هاله ای از غم شهر را به خود پیچیده است. همه چیز در غمی دنباله دار فرو رفته است. تمام کودکان شهر مثل یتیمان کوفه
سیاه پوشیده اند و تمام مردان این دیار در فراق علی همچون آن «نابینای بینا» حیران و سرگردان اشک را تنها زبان
گفتگویشان قرارداده اند. شهر است و چادرهای سیاه بانوانی که زینب گونه، گونه هایشان را به شبنم حضور شستشو
می دهند و من سنگین تر از همیشه به دنبال قلمی و کاغذی که این لحظات ناب را ماندگار کنم.
امشب خبرکنید تمام قبیله را
بر شانه می برند امام قبیله را
کوفه در سکوتی حیرت انگیز بر در خانه علی زانو زده است; کودکان کاسه محبت خویش را، که لبالب از شیر معرفت است،
به دست گرفته اند تا شاید پدرشان، مولایشان، آقایشان و در یک کلام عشقشان بار دیگر سر از بالین بردارد. حسنین بر
بالین پدر ذوب می شوند و زینبین در امتحانی جدید صبر و استقامت را تجربه می کنند …. و ما نشسته بر لحظات تاریخ
چشمانمان را وقف بارش می کنیم و سوزش زبانه های آتش را در مجمر دل به نظاره نشسته ایم.
زخمیم خنجر یمنی را بیاورید
زنجیرهای سینه زنی را بیاورید
وارد حرم که می شوم نوای ملکوتی «کمیل »، که سالها از حنجره زخمی علی در چاههای غربت فریاد می شد، را می شنوم.
«اللهم عظم سلطانک وعلا مکانک … ولایمکن الفرار من حکومتک » این مرد از کدام سو آمده بود که این چنین در قالب
لغات درددل سالهای تنهایی خویش را با خدا نجوا می کند. این مرد کیست که فریاد «یا قدوس » یا پایه های عرش را به لرزه
می افکند.
ماتم که علی را به چه تفسیر کنم
تفسیر علی جز به علی نتوان کرد
مسجد اعظم، یادگار آیت الله حا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 