پاورپوینت کامل نام مادر ۱۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نام مادر ۱۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نام مادر ۱۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نام مادر ۱۲ اسلاید در PowerPoint :

>

۱۶

عصر یکی از روزهای ماه رمضان بود. از شدت حرارت آفتاب کاسته شده بود و چند تکه ابر کوچک در آسمان دیده می شد.
سید عباس از مدرسه بیرون آمد و برای خرید نان به نانوایی رفت. آن روز بر خلاف روزهای پیش، نانوایی خلوت بود. چند
نان گرفت و بیرون آمد. در بین راه پیرمردی را دید که زیر سایه بان کوچکی نشسته بود و خرما می فروخت. مقداری خرما
خرید. به مدرسه برگشت و نان و خرما را در حجره اش گذاشت. بیرون آمد. در حجره را قفل کرد و از مدرسه خارج شد.
چیزی به غروب آفتاب نمانده بود و مردم نجف در تدارک افطار بودند. رفت و آمدها بیشتر شده بود و بازار شلوغ بود.
سید عباس به سمت مرقد حضرت علی(ع) رفت. پیرمرد خرمافروش تمام خرماهایش را فروخته بود و آماده می شد به
خانه برگردد. سید عباس وضو گرفت و وارد حرم شد. حرم شلوغ بود. مردم زیادی به آنجا آمده بودند. زن و مرد، پیر و
جوان همه مشغول زیارت بودند. بعضی قرآن و زیارتنامه می خواندند. سید عباس به سمت ضریح رفت شمیم روح نوازی
فضا را پر کرده بود. هر موقع به حرم مولا می آمد آرامش عجیبی در وجود خود احساس می کرد. آرامشی که از غم غربت
می کاست و سالهای دوری از پدر و مادر و وطن را برایش قابل تحمل می ساخت. ساعتی بعد صدای بانگ اذان از
گلدسته های حرم در شهر نجف پیچید و مردم برای خواندن نماز جماعت مغرب و عشا، صفوف بهم پیوسته ای تشکیل
دادند. سید عباس به آنان پیوست. بعد از نماز گوشه خلوتی را پیدا کرده و مشغول خواند قرآن شد. آنگاه بار دیگر به
سمت ضریح رفت و دستهایش را در آن حلقه زد. نگاهی دیگر به قبر مولا انداخت و بعد از آنجا دور شد. قرص ماه کامل
بود و نور ملایم آن کوچه های شهر را روشن کرده بود.

سید به مدرسه رسید وارد شد و به سمت حجره اش رفت. حسابی گرسنه بود. مقابل حجره ایستاد. دست در جیب کرد تا
کلید را بیرون بیاورد و قفل در را باز کند. اما کلید در ج

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.