پاورپوینت کامل اندیشه های سیاسی شهید شیخ فضل الله نوری ۶۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اندیشه های سیاسی شهید شیخ فضل الله نوری ۶۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اندیشه های سیاسی شهید شیخ فضل الله نوری ۶۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اندیشه های سیاسی شهید شیخ فضل الله نوری ۶۵ اسلاید در PowerPoint :

>

۵۰

به مناسبت یازدهم مرداد، سالگرد شهادت شیخ فضل الله نوری

اشاره:

یکی از شخصیتهای مهم و برجسته نهضت مشروطیت ایران شهید بزرگوار آیت الله شیخ فضل الله نوری است. وی در
سال ۱۲۵۹ه .ق در روستای لاشک از توابع کجورمازندران تولد یافت. تحصیلات خویش را در همان روستا آغاز کرد و پس از
چندی برای ادامه تحصیل به نجف و سامرا مشرف شد. وی نزد استادان بزرگی چون میرزای شیرازی، شیخ حبیب الله
رشتی و شیخ راضی به تحصیل علوم و معارف اسلامی همت گماشت. پس از نائل شدن به مقام اجتهاد در سال ۱۳۰۳ه.ق به
تهران آمد. وی درنهضت تحریم تنباکو نقش مهمی داشت و پس از آن در نهضت عدالتخانه که به نهضت مشروطیت تبدیل
شد، از رهبران مهم و برجسته بود. به دنبال انحراف نهضت عدالتخانه و طرح مشروطیت، او به دلیل روشن نبودن اهداف
و اندیشه های سردمداران مشروطه و اعمال ضد اسلامی آنها، با آن به مخالفت برخاست و سرانجام پس از پیروزی و
حاکمیت مشروطه طلبان در یک دادگاه فرمایشی و تصنعی به اعدام محکوم شد و در تاریخ سیزدهم رجب سال ۱۳۲۷ه .ق
در میدان توپخانه به شهادت رسید.

در این نوشتار اندیشه های سیاسی شیخ شهید را از نظر گذرانده، دلایل مخالفت وی به حکومت مشروطه را بررسی
می کنیم.

یکی از مهمترین موارد اختلاف شیخ فضل الله نوری با مشروطه طلبان مساله نظام حکومت مشروطه بود. در جنبش
عدالتخانه که برای جلوگیری از ظلم و ستم و مبارزه با استبداد و به رهبری روحانیون اداره می شد، ابتدا هیچ نامی از
مشروطه درمیان نبود. نام مشروطه و القای اندیشه مبارزه برای ایجاد حکومت مشروطه ازهنگام تحصن در سفارت
انلگستان و به وسیله روشنفکران غربگرا و فراماسون دربین مبارزان رواج یافت. گرچه قبل از آن افرادی اندک از این لفظ
آگاهی داشتند، اما به هیچ عنوان مشروطه از اهداف مبارزان و نهضت عدالتخانه شمرده نمی شد. از مهمترین خواستهای
مبارزان اجرای قوانین اسلام در باره تمام مردم به طور یکسان و مهمتر از همه ایجاد عدالتخانه ای بود که در آن به
شکایات مردم رسیدگی شود و در آنجا با همه به عدالت رفتار شود. در قسمتی از فرمان مظفرالدین شاه به عین الدوله برای
رسیدگی به درخواستهای متحصنین در حرم حضرت عبدالعظیم(ع) آمده است: «ترتیب و تاسیس عدالتخانه دولتی
برای اجرای احکام شرع مطاع و آسایش رعیت از هر مقصود مهمی واجب تر است.»

شیخ فضل الله باانگیزه اجرای دستورات اسلام با رهبران نهضت عدالتخانه به همکاری پرداخت. وی در پاسخ به درخواست
آنها برای همکاری با نهضت گفت: … من راضی به بی احترامی به روحانیت و توهین به شریعت نیستم و شما را تنها
نمی گذارم. هر زمانی که اقدامی انجام دادید من هم با شما حاضرم ولی باید مقصود اسلام و شرع باشد وطوری رفتار
نشود که اسباب توهین به شرع و علما فراهم شود. تحصن در سفارت انگلستان که با هدایت فراماسونها و غربگرایان و
روشنفکران انجام گرفت، نقطه آغازین انحراف نهضت عدالتخانه بود و شیخ فضل الله نخستین کسی بود که به
طورمشخص رویاروی جریان غربزدگی این دوران که عدالتخواهی را به مشروطیت تبدیل می کرد ایستاد. او با بینش
بنیادی و عمیق خود پی برد که آنچه روشنفکران به عنوان مشروطه در پی عرضه و اجرای آن هستند، برخاسته از بینش و
فکری غربی است و در نهاد اسلامی ریشه ای ندارد. در بینش توحیدی اسلام اصالت از آن خداوند است و در برابر فرامین
الهی آراء مردم ذاتا اصالتی ندارد. اندیشه های شیخ فضل الله نوری که از گفتارها و رساله هایش به دست آمده، گویای این
حقیقت است که وی بیش از دیگر رهبران روحانی در تهران و نجف به سیاستهای ناهماهنگ مشروطه با احکام شرع
آگاهی داشت و مخالفان وی که لیاقت مذهبیون را در چهره او و قدرت روحانی اش نمایان می دیدند با او به
خالفت برخاستند و سرانجام سختی برایش ترتیب دادند. مقایسه حرکت روشنفکری و حرکت روحانی در مرحله تشکل
نهضت نشان می دهد روشنفکران که خواهان تغییر نظام سیاست بودند، برای طرح پیشنهادی مجتهدان اعتباری قائل
نبودند و به عدالتخانه اعتقادی نداشتند، بلکه خواستارپارلمان ملی بودند و در همان مسیر قدم برمی داشتند. شیخ
فضل الله که در هجرت به قم (هجرت کبری) حضور داشت، با شنیدن خبر تحصن در سفارت انگلستان به توطئه ها و
اهداف روشنفکران و فراماسونها پی برد و دریافت که خطر عظیمی نهضت را تهدید می کند. از این رو خطاب به روحانیون
و رهبران نهضت پرسید: که شما چه اقدامی می خواهید انجام دهید؟ و هدف شما چیست؟ در پاسخ به سؤال آگاهانه
وهوشیارانه شیخ فضل الله همهمه و گفتگویی درگرفت. سپس سیدمحمد طباطبایی که ازقبل تحت تاثیر افکار
روشنفکران قرار گرفته بود، در پاسخ گفت مراد ما مشروطه است و مجلس شورای ملی.

شیخ فضل الله به مخالفت با مشروطه پرداخت و ضدیت این نوع حکومت را با احکام شرع بیان کرد. آقای طباطبایی در
پاسخ گفت: حال که کارها به خوبی پیشرفت کرده، بعد از این هم با مشورت رفتار خواهد شد و بدون رضایت شما رفتار
نخواهیم کرد.

به دنبال موافقت با خواسته های مبارزان وبازگشت علما و مهاجرین به تهران، مظفرالدین شاه طی فرمانی با تشکیل
مجلس شورای اسلامی موافقت کرد. اما این فرمان به بهانه مبهم بودن مورد موافقت قرارنگرفت و فرمان دیگری صادر شد.
در قسمتی از این فرمان آمده است: «… برای آنکه عموم اهالی و افراد ملت از توجهات کامله همایون ما واقف باشند،امر
مقدر می داریم که مجلس مزبور را به شرح و دستخط سابق صریحا دایر نموده،بعد از انتخاب مجلس، فصول و شرایط
نظام مجلس شورای اسلامی را موافق تصویب وامضای منتخبین به طوری که شایسته ملت و مملکت و قوانین شرع
مقدس باشد، مرتب نمایند.» اما پس از صدور این فرمان نیز متحصنین حاضر به ترک سفارت نشدند ودر آنجا به بحث و
گفتگو پرداختند. یکی از شاهدان تحصن می گوید: ما درب سفارتخانه ایستاده بودیم که درشکه دبیر سفارت وارد شد،
وقتی مقابل ما رسید،زن او از درشکه پایین آمد و پرسید: شما برای چه منظوری در سفارتخانه متحصن شدید؟ در پاسخ
او عده ای گفتند که ما برای مجلس عدالت تحصن کرده ایم. او گفت که مجلس عدالت چیست؟ گفتند مجلسی است که از
نظام و ستم پادشاه و درباریان جلوگیری کند. بعد گفت حتما شما مشروطه می خواهید و ادامه داد که شما
مشروطه نگویید. چون ما که مشروطه شدیم کشیش هایمان را کشتیم. یکی از متحصنین گفت ما هم هر کسی که
مخالفت کند او را می کشیم. سپس خانم باخنده گفت: شما هم می کشید؟ بسیار خوب، بسیار خوب. پس از آن یکی فریاد
زد ما«مشربه » می خواهیم و دیگری می گفت ما شرطه می خواهیم و سومی گفت: آنچه راخانم گفت، شما هم بگویید. ما
مشروطه می خواهیم. نهضت عدالتخانه از این مرحله،تحت نفوذ و هدایت استعمار انگلستان قرار گرفت و روشنفکران
غربزده وفراماسونهای وابسته در شمار رهبران اصلی آن درآمدند و همچنان که ماهیت نهضت عوض شد، نام آن نیز تغییر
یافت و نهضت مشروطه نامیده شد. امتناع متحصنین برای خروج از سفارتخانه، موجب شد تا فرمان تشکیل مجلس
اصلاح شود و مجلس شورای اسلامی به مجلس شورای ملی تغییر یابد. و از این زمان بحث مشروطه رواج یافت
وروشنفکران و جمعی از رهبران روحانی خواهان نظام مشروطیت شدند.

روشنفکران و غربگرایان همواره سعی داشتند روحانیون را با خود همراه کنند تابه مقصود خویش نائل شوند. در
نامه های میرزا آقاخان کرمانی به میرزا ملکم خان که هر دو در راس روشنفکران آن عصر می باشند، آمده است: اگر از
طایفه ملایان تا یک درجه محدودی معاونت بطلبیم، احتمال دارد، زودتر مقصود انجام گیرد. به عقیده «حامد الگار» محقق
مسلمان انگلیسی: چون هیجان مشروطیت ماهیت مذهبی داشت، علما می بایست حتما نقش مهمی ایفا کنند و این نقش
با وجود محافل سری پیچیده است، برخی از اعضای انجمنهای مخفی مانند ملکم خان دریافته بودند که فقط علما
می توانند توده ها را به حرکت درآورده، تغییراتی در وضع موجود ایجادکنند. در واقع جمعی از روحانیون ناآگاهانه در
جهت مقاصد و اهداف گروههای روشنفکر اصلاح طلب فعالیت می کردند و روشنفکران نیز همواره اهداف و نیات خود
رامخفی می کردند.

سید محمد طباطبایی در مذاکرات مجلس شورای ملی در روز چهارده شوال ۱۳۲۵ ه .ق گفته است: «ما ممالک مشروطه
را که خودمان ندیده بودیم ولی آنچه شنیده بودیم و آنهایی که ممالک مشروطه را دیده، به ما گفتند مشروطیت موجب
امنیت و آبادی مملکت است. ما هم شوق و عشقی حاصل نموده. تا ترتیب مشروطیت را در این مملکت برقرار نمودیم.»

به گفته کسروی جنبش مشروطه خواهی را در ایران گروه اندکی پدید آوردند و عموم مردم معنی مشروطه را
نمی دانستندو هر گاه از آن آگاهی می یافتند، خواستار آن نبودند. جامع آدمیت یکی ازگروههای غربگرا بود که به عنوان
نماینده روشنفکران خواهان اصلاحات عمومی وتاسیسات سیاسی و اجتماعی به سبک کشورهای اروپایی بود و از این که
اساس کارها باید بر اصول علمی بنا نهاده شود، سخن می راند. با این وجود روشنفکران تلاش می کردند چنین وانمود کنند
که هیچ تعارضی بین حکومت مشروطه به سبک اروپایی و مذهب وجود ندارد و این نوع حکومت موجب ترقی و پیشرفت
کشور خواهدبود. در چنین محیطی شیخ فضل الله نوری که از نیات و اهداف روشنفکران غربگراآگاه بود به مخالفت با
مشروطه پرداخت. وی از حکومت اسلامی و حاکمیت دین دفاع کرد و حکومت بر جامعه اسلامی را تنها حق فقهاء دانست.
او می گوید: در زمان غیبت امام(ع) مرجع در حوادث فقها از شیعه هستند و مجاری امور به «ید»ایشان است و بعد از تحقق
موازین، احقاق حقوق و اجرای حدود می نمایند و ابدامنوط به تصویب احدی نخواهد بود و در رابطه با تشکیل مجلس
قانونگذاری مشروطه می گوید: اگر وظیفه دارالشوری جعل قانون صرف نظر از شرعی بودن یا نبودن آن نباشد، باز از آن
روی که نمایندگان قصد مداخله و مباحثه در امور عامه یعنی امور مربوط به عموم رعایای مملکت را دارند، مغایر با اسلام
است. چرا که دراسلام در امور عامه وکالتی وجود ندارد و باب، باب ولایت است و تکلم در امورعامه منحصرا به امام و در
زمان غیبت به نواب امام اختصاص د

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.