پاورپوینت کامل اوج افتخار ۱۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اوج افتخار ۱۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اوج افتخار ۱۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اوج افتخار ۱۶ اسلاید در PowerPoint :

>

۶۰

مسجد کوفه غرق در همهمه بود. گوشه و کنار از جمعیت موج می زد.

ابن زیاد وارد مسجد شد. مردم جلو پایش بلند شدند. آرام آرام به طرف منبر رفت. نگاهش را به اطراف چرخاند و از منبر
بالارفت. سکوت سنگینی بر مسجد حاکم شد. صدای ابن زیاد همه نگاه هارا به بالای منبر کشاند:

– سپاس خدایی را که حق را آشکار و امیر المؤمنین یزید و شیعیان او را یاری کرد و دروغگو پسر دروغگو، حسین بن علی
را کشت.

عبد الله عفیف ازدی تاب نیاورد. از جایش بلند شد و با صدای بلند گفت: «ای پسر مرجانه! دروغگو تویی و پدرت. دروغگو
کسی است که تو را والی کوفه کرده و پدر او دروغگو است. ای دشمن خدا! آیا فرزندان انبیاء را می کشید و بر منبر
مسلمانان سخن می گویید؟» ابن زیاد در حالی که چهره اش برافروخته بوددندانهایش را روی هم فشار داد.

– چه کسی این حرف را زد؟

عبد الله با این که یک چشمش را در جنگ صفین و یکی را در جنگ جمل از دست داده بود و نمی توانست ببیند، اما به
خوبی تصورمی کرد که ابن زیاد، چه حالی دارد و چه قدر از این حرف می سوزد؟

صدایش را بلندتر کرد:

– من بودم ای دشمن خدا! چطور جرات کرده ای این حرفها را بزنی؟

ذریه پاک رسول خدا(ص) را می کشی و فرزندانش را به اسارت می گیری. فرزندانی که خدا آنها را از آلودگی پاک کرده و
هنوزهم فکر می کنی مسلمان هستی.

عبد الله رویش را به اطراف چرخاند. دستهایش را رو به آسمان گرفت و فریاد زد:

کجا هستند فرزندان مهاجرین و انصار که از این ناپاک انتقام حسین(ع) و خاندانش را بگیرند. دستش را به سمت منبر
درازمی کند:- انتقام از این ناپاک، که رسول خدا(ص) او را ملعون پسر ملعون خوانده است. رگهای گردن ابن زیاد متورم
شد. با غضب فریاد زد:

– عبد الله را نزد من بیاورید.

ماموران ابن زیاد از هر طرف به سمت عبد الله دویدند. بزرگان قبیله ازد که از پسر عموهای عبد الله بودند، از جا بلند
شدند وبا چالاکی تمام او را از مسجد بیرون برده و به خانه اش رساندند.

ابن زیاد نمی توانست این توهین عبد الله را نادیده بگیرد. چراکه عده زیادی شاهد ماجرا بودند و شخصیت او خرد شده
بود. بدون معطلی دستور داد تا نگهبان ها به خانه عبد الله بروند و او رادستگیر کنند. عده ای از مردم همراه ماموران به
طرف خانه عبد الله رفتند.

یکی از اقوام عبد الله که شاهد ماجرا بود به قبیله ازد خبر دادتا برای دفاع از عبد الله حاضر شوند. چند قبیله یمنی هم به
کمک آنها آمدند. سربازان ابن زیاد دست و پایشان را گ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.