پاورپوینت کامل دختری یتیم از آل محمد در شام ۴۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل دختری یتیم از آل محمد در شام ۴۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دختری یتیم از آل محمد در شام ۴۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل دختری یتیم از آل محمد در شام ۴۷ اسلاید در PowerPoint :

>

۵۳

فراز و خرابه شام

پس از انتقال اهل بیت به شام، ایشان را در ویرانه ای جای دادند که موجب وارد آمدن
اذیت های فراوان به ایشان شد. عموم محدّثان و تاریخ نگاران از این مکان به عنوان
مکانی یاد می کنند که تغییراتی را در پوست بدن ایشان پدید می آورد، سخنان برخی از
ایشان را در این زمینه می آوریم:

۱. شیخ صدوق (م ۳۸۱ ق) به سندش از فاطمه بنت علی(س) نقل می کند:

ثمّ انّ یزید ـ لعنه الله علیه ـ أمر بنساء الحسین(ع)، فحبسن مع علیّ بن
الحسین (ع) فی مجلس لایکنّهم من حرّ و لاقرّ، حتّی تقشرت وجوههم۱؛ یزید دستور داد
تا زنان کاروان حسینی را همراه علی بن حسین در زندانی جای دادند که آنان را از گرما
و سرما حفظ نمی کرد؛ تا آنجا که پوست صورت ایشان دگرگون شد.

۲. قاضی نعمان (م ۳۶۳ ق) پس از ذکر گریه نمایشی یزید می نویسد:

و قیل انّ ذلک بعد أن أجلسهنّ فی منزل لا یکنّهنّ من برد و لا حرّ، فأقاموا شهراً
و نصف، حتّی اقشرّت وجوههنّ من حرّالشّمس، ثمّ أطلقهم۲؛ گفته شده: این کار یزید
(گریه نمایشی او) پس از زمانی بود که او ایشان را در منزلی جای داد که آنان را از
سرما و گرما محافظت نمی کرد. آنان یک ماه و نیم در این وضع به سر بردند، تا آنکه
پوست صورت ایشان از حرارت خورشید کنده شد و پس آن گاه اقدام به آزادی ایشان کرد.

۳. ابن نما (م ۶۴۵ ق) می نگارد:

واسکن فی مساکن لاتقیهنّ من حرّ و لا برد، حتّی تقشّرت الجلود، و سال الصّدید۳؛ و
آنان را در جاهایی قرار دادند که ایشان را از گرما و سرما نگاه نمی داشت؛ تا اینکه
که پوست ها کنده و خون جراحات بدن سرازیر شد.

۴. سید بن طاووس (م ۶۶۴ ق) می نویسد:

ثمّ أمر (یزید) بهم الی منزل لا یکنّهم من حرّ و لا برد، فأقاموا فیه حتّی تقشّرت
وجوههم۴؛ یزید دستور داد تا آنان را در منزلی جای دادند که ایشان را از گرما و سرما
محافظت نمی کرد و آنان در آنجا اقامت داشتند؛ تا آنکه صورتشان پوست انداخت.

نیز همین مضمون را سید محمد بن ابی طالب آورده است.۵

از برخی روایات استفاده می شود که آن مکان به قدری ویران بود که خطر زیر آوار قرار
گرفتن اهل بیت را به همراه داشت.

صاحب بصارالدّرجات از امام صادق (ع) روایت می کند که وقتی امام زین العابدین (ع) و
همراهان را در آن خانه جای دادند، بعضی از آنان گفتند: ما را در اینجا جای دادند تا
بر سرمان خراب شود، و ما کشته شویم.۶

و همین مضمون را ابن شهرآشوب نیز آورده است.۷

طبری (امامی) از امام صادق (ع)چنین روایت می کند:

أُتی بعلی بن الحسین (ع)الی یزید بن معاویه و من معه من النّساء أسری، فجعلوهم
فی بیت و وکّلوا بهم قوماً من العجم لا یفهمون العربیّه، فقال بعض لبعض: انّما
جعلنا فی هذا البیت لیهدم علینا، فیقتلنا فیه، فقال علی بن الحسین(ع) للحرس
بالرّطانه۸: تدرون مایقول هؤلاء النّساء؟ یقلن کیت و کیت، فقال الحرس: قد قالوا
انّکم تخرجون غداً و تقتلون! فقال علیّ بن الحسین (ع): کلاّ، یأبی اللّه ذلک، ثمّ
أقبل علیهم یعلّمهم بلسانهم۹؛ علی بن حسین (ع) و زنان همراه را در حال اسارت به نزد
یزید آوردند و آنان را در خانه ای قرار دادند و عده ای از عجم (رومیان) را که
آشنایی با زبان عربی نداشتند، به نگهبانی واداشتند. برخی از اسیران اهل بیت رو به
برخی دیگر کردند و گفتند: ما را در چنین خانه ای جای داده اند تا بر سر ما خراب
گردد و ما در زیر آوار کشته شویم. حضرت علی بن حسین(ع) رو به نگهبانان کرد و با
زبان رومی از ایشان پرسید: آیا می دانید که این زنان چه می گویند؟ آنان چنین
می گویند (و آن حضرت سخنانشان را نقل کرد!) نگهبانان گفتند: به ما گفته اند که شما
را فردا از اینجا بیرون آورده و خواهند کشت! حضرت علی بن حسین(ع) فرمود: نه، هرگز
چنان نخواهد شد و خداوند نخواهد گذاشت که چنان کنند. آن گاه رو به ایشان کرد و با
زبان ایشان به آموزش آنها پرداخت.

از مجموعه مطالبی که گفته شد، چند مطلب برداشت می شود:

۱. یزید به قصد وارد آوردن فشار روحی و جسمی، اهل بیت(ع) را در جایی بسیار نامناسب
قرار داد که به هیچ وجه ایشان را از گرمای روز و سرمای شب محافظت نکند. اثر گرما بر
بدن مطهر ایشان نمایان شد؛ به نحوی که پوست چهره ایشان دگرگون و خشک گردید و کنده
شد، و از آنجا که آنان در این مکان تحت نظر بودند، در واقع آنجا برایشان زندان بود.

۲. یزید قصد کشتن حضرت امام سجادّ(ع) و چه بسا دیگر اسیران را داشت؛ همان طور که از
این روایت و دیگر روایات فهمیده می شود، ولی تغییر شرایط سیاسی و اجتماعی، به واسطه
سبب حضرت امام زین العابدین (ع) و حضرت زینب (س) و دیگر اسیران اهل بیت : مانع از
اجرای این نقشه شد که همه اینها با اراده الهی انجام پذیرفت تا حجّت خداوند محفوظ
ماند و سلسله حجّت های الهی استمرار یابد.

۳. حضرت امام زین العابدین (ع)، با آنکه در شرایط دشوار به سر می برد، از فرصت
استفاده کرد و با زبان رومی اقدام به تعلیم و آموزش نگهبانان رومی ـ که از حقایق
دین و واقعیت های روز چیزی نمی دانستند ـ کرد.

رقیه بنت الحسین (س)

یکی از مشکلات موجود در تاریخ به دست آوردن خبر در مورد رقیه بنت الحسین(س) است که
ماجرایی بس حزن انگیز دارد.

قدیمی ترین منبعی که در این زمینه در دست است، کتاب کامل بهایی اثر شیخ عمادالدین
حسن بن علی بن محمد بن علی طبری آملی است. او که از معاصران خواجه نصیر طوسی است،
کتاب را به دستور وزیر بهاءالدّین محمد، فرزند وزیر شمس الدین جوینی صاحب دیوان و
حاکم اصفهان در دولت هولاکوخان نگاشته است و از این رو، به کامل بهایی شهرت یافته
است. نام دیگر این کتاب کامل السّقیفه است. این کتاب در دو جلد و در مدت دوازده سال
نگارش یافته و تاریخ پایان تألیف کتاب، سال ۶۷۵ ق است. مؤلّف این کتاب آثار دیگری
چون: مناقب الطّاهرین، معارف الحقائق و اربعین البهائی از خود به یادگار گذاشته
است.۱۰ از مجموعه این آثار به خوبی می توان فهمید که وی دانشمند شیعی و تاریخ نگاری
متعهّد است.

عماد الدّین طبری نیز ماجرا را به نقل از کتاب الحاویه نقل می کند که متأسّفانه
اثری از این کتاب در دست نیست.

وی می نویسد:

در حاویه آمد که زنان خاندان نبوّت در حالت اسیری، حال مردان که در کربلا شهید شده
بودند بر پسران و دختران ایشان پوشیده می داشتند و هر کودکی را وعده ها می دادند که
پدر تو به فلان سفر رفته است، باز می آید؛ تا ایشان را به خانه یزید آوردند؛ دخترکی
بود چهار ساله. شبی از خواب بیدار شد و گفت: پدر من حسین کجاست؟ این ساعت او را به
خواب دیدم سخت پریشان. زنان و کودکان جمله در گریه افتادند و فغان از ایشان برخاست.
یزید خفته بود، از خواب بیدار شد و حال تفحّص کرد. خبر بردند که حال چنین است، آن
لعین در حال گفت که بروند و سر پدر او را بیاورند و در کنار او نهند. ملاعین سر
بیاورده و در کنار آن دختر چهار ساله نهادند. پرسید: این چیست؟ ملاعین گفت: سر پدر
تو است. آن دختر بترسید و فریاد برآورد و رنجور شد و در آن چند روز جان به حق تسلیم
کرد.۱۱

از نقل طبری استفاده می شود که امام حسین (ع) دختری چهار ساله داشت که در فراق پدر،
در شام پرپر گردید؛ ولی از نام او سخنی به میان نیامده است و تاریخ نگاران پس از او

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.