پاورپوینت کامل جواهرِ حکمت ۱۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل جواهرِ حکمت ۱۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل جواهرِ حکمت ۱۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل جواهرِ حکمت ۱۸ اسلاید در PowerPoint :
>
۵۰
مرتبتِ آدمی
امّا بعد: بباید دانست که مزیّتی و مرتبتی که آدمی را است بر دیگر حیوانات نه به مجرّدِ آدمی ای
است، بل که به فضیلت نطق است و قوّت ادراک ـ که عقلا آن را فکر می گویند ـ و اگر نه چنین
بودی، پیغامبرِ ما فخر به سخن نکردی و در معرض دعوی نگفتی که انا اَفصَحُ العَرَب و العَجَم و
داوود پیغامبر چون از این منزلِ خاک نقل می فرمود کردن، فرزندان را گفت: من گنجی ساخته ام و
بندی بر آن نهاده هر که آن را بگشاید خلیفه من او بود. چون باز جُستند، آن گنج ده کلمه حکمت
بود که سلیمان به سببِ آن، پادشاهیِ جنّ و انس و برَّ و بحر و وحوش و طیور یافت و پیش از این،
ملوک و اکابره روی زمین هر که بودند، افتخار جز به دانش نکردند و نام ایشان به صحیفه روزگار
جز به دانش باقی نماند.
سرمایه سخن
پس دانستیم که کرامتی که حق با آدمی و آدمی زاده کرده است، پیرایه نطق و سرمایه سخن است. و
نه هر چه مرکّب شود از حرف و صوت آن را سخن توان گفت و به آن فخر توان کرد. چه سخن
چنان می باید که چون از کامِ گوینده به سمعِ شنونده رسد، طبع را از آن طراوتی و روح را از آن
راحتی پدید آید تا سمع از عذوبت آن شَکَر خاید و جان از حلاوتِ آن برآساید تا آن سخن آن را
شاید که بر صحیفه روزگارِ جاویدان بماند و عقلاء و فضلاء از آن بهره مند شوند و نام مصنّف به
آن باقی بماند.
حکایت اسکندر
چون مملکت عالم به اسکندر رسید و در آن آفاق بگردید و علوم را حاصل کرد نامه ای نبشت به
کید ـ مَلِک هند ـ که به طاعت آید و اگر نه با او آن رود که با ملوکان دیگر رفت.
کید نامه نوشت که همه عالم را بگرفتی و انگار که ولایت من بستدی، به دنیای فانی چه فخر
می کنی؟ اسکندر جواب داد: تو به چه چیز فخر می کنی؟ گفت: من فخر به دانش کنم و دانشِ من
نتوانی دانستن. و لیکن دو شخصِ دانا را به تو فرستم: یکی فیلسوفِ حکیم و دیگر هیروانِ طبیب.
چون پیش اسکندر در آمدند، اسکندر خمره ای پر روغنِ گاو کرد و به فیلسوف فرستاد.
فیلسوف هزاران سوزنِ آهنین در آن زد و به اسکندر باز فرستاد. اسکندر از آن سوزن ها آینه ای
بکرد و به فیلسوف فرستاد، فیلسوف آن را روشن کرد و بازپس فرستاد.
پس وی را حاضر کرد و بپرسید که این روغن را که به تو فرستادم چه بود؟ فیلسوف گفت:
نمودی که من از دانش چنان آکنده ام که این خمره از روغن و هیچ دانش را در آن جا، نیست. من
این سوزن ها را در آن جای دادم؛ تو سوزن ها را آینه ساختی، نمودی که دل من سخت است از
بَسی خون ریختن. پس آن را روشن کردم، یعنی دلت به موعظه نرم گردانم. پس طبیب را حاضر
کرد و گفت: سرِّ همه بیماری ها چیست؟ گفت: آن که مردم آن خورند که نشناسند. گفت: سرِّ همه
داروها چیست؟ گفت: آن که چیزی خورد که بسازد. امّا ای ملک! من تو را م
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 