پاورپوینت کامل گوهر اندیشه ; غزلیات ۲۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل گوهر اندیشه ; غزلیات ۲۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل گوهر اندیشه ; غزلیات ۲۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل گوهر اندیشه ; غزلیات ۲۷ اسلاید در PowerPoint :

>

۱۵۷

همه باهم

ای آنکه شنیدنِ تو خود موسیقی است، چرا تو موسیقی را به سنگینی و غمگین می شنوی؟
شیرینی ها که با شیرینی ها در جنگ نیستند، شادی در شادی لذّت می برد؛ تو چرا چیزی را دوست
داری که با شادی و لذّت نمی پذیری؟ یا مگر مایه آزارت را با دلخوشی می پذیری؟

اگر هم آهنگیِ صداهای درست باهم توافق یافته و میزان شده، که با اتحاد و سازش به هم
پیوسته اند، گوش تو را آزرده می سازد. آنها فقط با شیرینی تو را ملامت و سرزنش می کنند، تو را
که در یکتاییْ نقش هایی را که باید اجرا کنی در هم می ریزی.

ملاحظه کن چگونه یک سیم، همسرِ شیرین و هم آهنگ سیمِ دیگر است و با نظمی متقابل
یکی بر دیگری می خورد و از دیگری صدا می گیرد و برمی گرداند. آنها به پدر و فرزند و مادر
خوشبختی می مانند که همه، باهم یکی و یکتا، یک آهنگ مطبوع را می خوانند و آواز بی زبانشان،
که متعدد است، یکی به نظر می رسد. و بر تو چنین می خوانند که «اگر یکتا و تنها بمانی هیچ و
صفر می شوی».

داسِ زمان

وقتی من ساعت را می شمرم که گذشتن ایّام را اعلام می کند و می بینم که روزِ باشکوه و درخشان
می گذرد و در تاریکی شب کریه و زشت فرو می رود، وقتی که می بینم بنفشه شکوفاییش را از
دست می دهد و طُرّه های گیسوانِ سیاهْ نقره فام می گردد و سپیدیِ روی آن را می پوشاند، وقتی که
می بینم درختانِ بلند و عظیم که زمانی پیش، گله هایِ گاو را در برابرِ گرما سایبان می ساختند از
برگ عاری شده اند، و سرسبزیِ تابستان درو و جمع شده، دسته دسته به هم بسته شده، مثل ریشی
سفیدِ زبرِ سیخ شده بر رویِ تخته چوبی حمل می شوند، آن وقت از زیبایی تو می پرسم که آیا تو
نیز بایستی در میان این صحرا و ویرانه هایِ زمان از میان بروی؟

چون شیرینی ای که در شیرینی ها و زیبایی ها هست آنها را رها و ترک می کنند، و به همان
سرعتی که می بینند دیگران رشد می کنند می میرند. و هیچ چیز در برابرِ داسِ زمان نمی تواند دفاع
و ایستادگی کند. پس دیگر تو زاد و ولد کن تا وقتی که زمانْ تو را درو می کند و می برد فرزندنت با
او به مبارزه برخیزد.

سرنوشت

من قدرتِ قضاوتم را از ستارگان بیرون نمی کشم، مع هذا فکر می کنم ستاره شناسی را می دانم، اما
نه برایِ اینکه از طالعِ خوب یا بد، از وبا و طاعون و یا از تنگسالی و کیفیتِ فصول چیزی بگویم، و
نه می توانم دقایقِ کوتاه و آنچه که در آن ها اتفاق می افتد پیشگویی کنم و در هر کدام از آنها رعد و
باد و بارانشان را تعیین نمایم و یا، با آنچه در آسمان می بینم و می یابم، پیش بینی ها کنم و به اُمرا
بگویم که این امر با موقعیت همراه خواهد شد یا نخواهد شد.

اما از چشم های تو، که آگاهی و دانشِ من از آن سرچشمه می گیرد و ناشی می گردد، و از
ستارگان ثابتی که در آنها جا دارد چنین هنر و دانشی را می خوانم که راستی و زیبایی باهم رشد
می کنند و شکوفا می گردند، اگر تو از خودت ثمر و حاصلی ذخیره سازی، و الاّ درباره تو این
پیش گویی را می کنم که پایانِ تو پایان روز و سرنوشت زیبایی و راستی است.

لحظه کوتاه شکوفایی

وقتی مشاهده می کنم هر چیزی که رشد می کند فقط لحظه کوتاهی شکوفایی و کمال خود را
حفظ می کند، و این صحنه عظیم [جهان] چیزی به جز جلوه ها و نمایش ها عرضه نمی کند، و
ستارگان نیز در پنهانی بر آن اثر می گذارند، وقتی می بینم که انسان ها نیز مثل گیاهان رشد می کنند
و افزایش می یابند و به وسیله همان آسمان امیدوار و شاد پس زده و ناشاد می شوند، به نیروی
حیاتی جوانی شان می بالند، در اوج شان نقصان می پذیرند و آرایش زیبایی و درخشندگی خود را
آن قدر می پوشند و می فرسایند تا از خاطره ها می روند و فراموش می گردند، آن وقت تصورم،
این دوره بی ثبات و ناپایدارِ تو را، با این همه جلال و درخشندگیِ جوانی، در جلویِ ید و چشمِ
من می گذارد، در حالیکه زمانِ خراب کن و ضایع ساز.

با زوال و خرابی در حال مباحثه و مشاجره است تا روز درخشان تو را به شامِ تیره و لکه دار
مبدّل سازد. و من به خاطر عشق تو سخت با زمان در جنگم. هم چنان که او از تو می کاهد و از تو
می برد، من تو را [در شعرم] به نو پیوند می زنم.

پایانِ غم ها

وقتی به جلساتِ خاموش و شیرینِ فکر و خیال، خاطره آنچه را گذشته است فرا می خوانم، بر
بسیاری از چیزهایی که جستجو کرده و نیافته ام آ

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.