پاورپوینت کامل قصه چهار مرغ ۱۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل قصه چهار مرغ ۱۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل قصه چهار مرغ ۱۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل قصه چهار مرغ ۱۲ اسلاید در PowerPoint :
>
۲۳
ابراهیم علیه السلام بر راهی بگذشت. مُرداری دید افکنده، چون آب دریا برآمدی، ماهیان از وی
بخوردندی و هر چه از ایشان بیوفتادی، با آب بیامیختی و چون آب بازگشتی، دَدْ و دام از وی
خوردندی، آنچه از ایشان بیفتادی خاکی گشتی، چون سباع و درندگان بازگشتندی، مرغان از وی
همی خوردندی، و آنچه از ایشان بیفتادی، باد اندر هوا پراکنده کردی.
ابراهیم چون آن بدید عجب بماند. شیطانِ لعین وی را گفت: یا ابراهیم! خدای عَزَّ و جَلَّ کِی
جمع کند این ماهی را از شکم این حیوانات؟ ابراهیم گفت: یا ربّ! دانم که تو این جمع کنی از
شکم ماهیان و مرغان و دد و دام، فرا من نمای تا این چون کنی، تا من ببینم و یقین من زیادت گردد
و شیطان مرا وسوسه نتواند کرد. خدای عزَّ و جلّ با وی عتاب کرد و گفت: ایمان نیاورده ای به
قیامت که آن مردگان را زنده باز کنم؟ گفت: آری، ایمان اندر آورده ام و لکن تا قلبم آرام و مطمئن
شود و خبرْ همانند دیدن و معاینه نباشد.
[ابراهیم] خواست که آنچه خدای عزّ و جل وی را داده از علم الیقین، عین الیقین گردد،
چنان که مردمانْ بسیاری چیزها همی دانند به یقین بی شک، و لیکن خواهند که آن ببینند. چنان که
پیغمبر صلی الله علیه و آله را همی دانند و بهشت را همی دانند و خدای عزّ و جل را دانند و به همه ایمان دارند، و
لیکن خواهند که آن را ببینند.
و گروهی از مفسّران گفتند: چون ابراهیم بر نمرود حجت آورد، گفت: پروردگار من کسی
است که زنده می کند و می میرانَد؛ نمرود وی را گفت: تو این چنین دیده ای؟ ابراهیم نتوانست
گفت دیده ام، با حجتی دیگر شد نه بر سبیل عجر، و لیکن دانست که خصمش عناد همی کند،
خواست که چیزی آرد که عناد نتواند کرد. آنگه از پسِ آن، از خدای اندر خواست و گفت: یا رب!
مرا بنمای که چون مرده زنده کنی؟ تا اگر دیگر کس بر من حجّت آرد، چنان که نمرود آورد که
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 