پاورپوینت کامل گوهر معرفت ; کرانه های نور ۱۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل گوهر معرفت ; کرانه های نور ۱۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل گوهر معرفت ; کرانه های نور ۱۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل گوهر معرفت ; کرانه های نور ۱۶ اسلاید در PowerPoint :
>
۴۴
چون تأمّل کنی اصل تو باشی و این ما همه فرع تو چون فرع تو را چندین تفاصیل و عجایب ها و
احوال ها و عالم ها بوالعجب بی نهایت باشد. بنگر که تو را که اصلی چه احوال باشد چون فرع ها
تو را عروج و هبوط و سعد و نحس باشد تو را که اصلی بنگر که چه عروج و هبوط در عالم ارواح
و سعد و نحس و نفع و ضرّ باشد که فلان روح آن خاصیّت دارد و از او این آید فلان کار را
می شاید تو را غیر این غذای خواب و خور غذای دیگر است که در این عالم آن غذا را فراموش
کرده و به این مشغول شده و شب و روز تن را می پروری.
آخر این تن، اسب توست و این عالم، آخُر اوست و غذای اسب غذای سوار نباشد او را به سر
خود خواب و خوری است و تنعّمی است. اما سبب آنکه حیوانی و بهیمی بر تو غالب شده است
تو بر سر اسب در آخر اسبان مانده و در صف شاهان و امیران عالم بقا مقام نداری. ذلّت آنجاست
اما چون تن غالب است حکم تن گرفته و اسیر او مانده.
استغراق
همچنان که مجنون قصد دیار لیلی کرد اشتر را آن طرف می راند تا هوش با او بود چون لحظه
مستغرق لیلی می گشت و خود را و اشتر را فراموش می کرد. اشتر را در ده بچه بود. فرصت
می یافت باز می گشت و به ده می رسید. چون مجنون به خود می آمد دو روزه راه بازگشته بود. همچنین
سه ماه در راه بماند عاقبت افغان کرد که این اشتر بلای من است از اشتر فرو جست و روان شد.
حکایت
می گویند: پادشاهی خود را به جماعتی اهل هنر سپرده بود تا او را از علوم نجوم و رمل و غیره
آموخته بودند و استاد تمام گشته با کمال کودنی و بلاهت روزی پادشاه انگشتری در مشت
گرفت. فرزند خود را امتحان کرد که بیا بگو در مشت چه دارم؟ گفت: آنچه داری گِرد است و
زرد است و مجوّف است، گفت: چون نشان های راست دادی پس حکم کن که آن چیز چه
باشد. گفت: می باید که غربیل باشد، گفت: آخر این چندین نشان های دقیق را که عقول در آن
حیران شوند دادی از قوت تحصیل و دانش این قدر بر تو چون فوت شد که در مشت غربیل
نگنجد.
* * *
درویشی به نزد پادشاهی رفت. پادشاه به او گفت: که ای زاهد! گفت: زاهد تویی؟ گفت: من
چون زاهد باشم که همه دنیا از آن من است؟ گفت: نی عکس می بینی دنیا و آخرت و ملکت جمله
از آن من است و عالم را من گرفته ام. تویی که به لقمه و خرقه قانع شده.
آینه های روبه رو
مادام که در خود دردی و پریشانی ای می بینی دلیل عنایت و دوستی حق است اگر در برادر خود
عیب می بینی آن عیب در توست که در او می بینی عالم هم چنین آیینه است نقش خود را درو
می بینی که «المؤمنُ مِراهُ المؤمِن» آن عیب را از خود جدا کن؛ زیرا آنچه از او می رن
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 