پاورپوینت کامل عید سعیـد غدیـر ۵۱ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل عید سعیـد غدیـر ۵۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل عید سعیـد غدیـر ۵۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل عید سعیـد غدیـر ۵۱ اسلاید در PowerPoint :
>
۷۷
ندای الهی
حضرت رسول صلی الله علیه و آله بعد از هجرت، ده سال در مدینه ماند و حج به جا نیاورد تا آن که در سال دهم،
حق تعالی این آیه را فرستاد: «ندا در دِه در میان مردم به حج و بطلب ایشان را به سوی آن، تا بیایند به
سوی تو، در حالتی که پیادگان باشند و سواران باشند بر هر شترلاغری و آیند به سوی تو از هر درّه ی
عمیقی یا از هر راه دوری، تا حاضر شوند [و شاهد] منفعت های خود برای دنیا و عقبی باشند».
پس امر کرد رسول خدا صلی الله علیه و آله مؤذنان را که اعلام نمایند، مردم را به آوازهای بلند، به آن که حضرت
رسول صلی الله علیه و آله در این سال به حج می رود. پس مطلع شدند بر حج رفتنِ آن حضرت، هر که در مدینه
حاضر بود و در اطراف مدینه و اعراب بادیه.
و حضرت، نامه ها نوشت به سوی هر که داخل شده بود در اسلام که رسول خدا صلی الله علیه و آله اراده ی حج
دارد. پس هر که طاقت حج دارد، حاضر شود. پس همه حاضر شدند برای حجِّ آن حضرت و در همه
حال، تابع آن حضرت بودند و نظر می کردند که آن چه آن حضرت به جا می آورد، به جا آورند و آن
چه می فرماید، اطاعت نمایند.
به طرف مدینه
پس چون حضرت رسول صلی الله علیه و آله از اعمال حج فارغ شد، حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را در هَدْی
(گوسفند قربانی) خود شریک گردانید و بار کرد و متوجه مدینه شد و حضرت امیرالمؤمنین با آن
حضرت بود و سایر مسلمانان در خدمت آن حضرت بودند و چون حضرت به غدیر خم رسید، در
آن موضع نزول فرمود و مسلمانان نیز نزول کردند و سبب نزول آن حضرت در چنان موضعی، آن
بود که آیات کریمه ی قرآنی به تاکید تمام بر آن حضرت نازل شد که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را
نصب کند به خلافت بعد از خود و پیشتر نیز در این باب، وحی بر آن حضرت نازل شده بود ولیکن
مشتمل بر توقیت (وقت معینی) و تاکید نبود و به این سبب حضرت، تاخیر نمود که مبادا در میان
امت اختلافی حادث شود و بعضی از ایشان از دین برگردند و خداوند عالمیان می دانست که اگر از
غدیر خم درگذرند متفرق خواهند شد بسیاری از مردم به سوی شهرها و وادی های خود. پس حق
تعالی خواست که در این موضع، ایشان جمع شوند که همه ایشان نصّ (کلام صریح) بر حضرت
امیرالمؤمنین را بشنوند و حجت بر ایشان در این باب تمام شود و کسی از مسلمانان را عذری نماند.
دستور حق
پس حق تعالی این آیه را فرستاد: «ای پیغمبر بزرگوار! برسان به مردم آن چه فرستاده شده است به
سوی تو از جانب پروردگار تو» در باب نصِّ امامت علی بن ابیطالب و خلیفه نمودن او در میان امت
خود. پس فرمود: «پس اگر نکنی، پس نرسانیده خواهی بود رسالت خود را و خدا تو را نگاه می دارد
از شرِّ مردم». پس تاکید نمود در باب تبلیغ رسالت و تخویف (هشدار) نمود آن حضرت [را] از
تاخیر آن امر و ضامن شد برای آن حضرت که او را از شرِّ مردم، نگاه دارد.
پس به این سبب حضرت در چنان موضعی که محل فرود آمدن نبود، نزول فرمود و مسلمانان،
همه برگرد آن حضرت فرود آمدند و روزِ بسیار گرمی بود. پس امر فرمود که زیر درخت خاری را
چند رُفتند و امر فرمود که پالان های شتران را جمع کردند و روی هم گذاشتند، پس منادیِ خود را
فرمود، ندا در دهد در میان مردم که همه، نزد آن حضرت جمع شوند و اکثر ایشان از شدت گرما،
رداهای خود را بر پاهای خود پیچیده بودند.
پیام غدیر
و چون مردم جمع شدند، رسول خدا صلی الله علیه و آله بر بلای پالان ها برآمد و علی علیه السلام را بر بالای منبر طلبید و
در جانب راست خود باز داشت. پس خطبه ای خواند مشتمل بر حمد و ثنای الهی و موعظه های بلیغ
ایشان را فرمود و خبر مرگ خود را به امّت داد و فرمود: مرا به درگاه حق تعالی خوانده اند و نزدیک
شده است که اجابت دعوت الهی کنم و وقت آن شده است که از میان شما پنهان شوم و دار فانی را
وداع کنم و به سوی درجات عالیه ی آخرت رحلت نمایم. و به درستی که در میان شما، می گذارم
چیزی راکه تا مُتِمَسِّک به آن باشید، هرگز گمراه نگردید بعد از من که آن کتاب خداست و عترت من
که اهل بیت مَنَند. به درستی که این دو تا ازهم جدا نمی شوند تا هر دو برحوض کوثر بر من وارد
شوند.
پس به آواز بلند در میان ایشان ندا کرد که آیا نیستم من سزاوارتر به شما از جان های شما؟ گفتند:
خداوندا! چنین است.
پس بازوهای حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام را گرفت و بلند کرد آن را به حدی که سفیدی زیر بغل های
ایشان نمودار شد و گفت: هر که من مولا و اولی به نفس اویم، پس علی مولا و اولی به نفس اوست.
خداوندا! دوستی کن باهر که با علی دوستی کند و دشمنی کن باهر که با علی دشمنی کند و یاری کن
هر که علی را یاری کند و واگذار هر که علی را واگذارد.
تهنیت امامت
آنگاه حضرت از منبر فرود آمد و در آن وقت نزدیک زوال بود در عین شدت گرما، پس دو رکعت
نماز کرد پس زوال شمس شد. پس به خیمه ی خود مراجعت فرمود و امر فرمود که خیمه ای از برای
امیرالمؤمنین علیه السلام دربرابر خیمه ی او برپا کردند و حضرت امیردر آن خیمه نشست. و رسول خدا امر
کرد مسلمانان را فوج فوج (گروه گروه) به خدمت آن حضرت بروند و آن جناب را تهنیت و مبارک
بادِ امامت بگویند و سلام کنند بر آن جناب به امارت و پادشاهی مؤمنان و بگویند: «السلام علیک یا
امیرالمؤمنین» پس همه ی مردم چنین کردند و امر کرد زنان خود را و سایر زنانِ مسلمانان را که با آن
جناب بودند که بروند و تهنیت و مبارک باد بگویند و سلام کنند بر آن جناب به امارت مؤمنان، پس
همه بجا آوردند.
در منقبت امیرالمؤمنین علیه السلام
خیرالبشر
| ای به جز خیرالبشر نگرفته پیشی بر تو کس | پیشکاران بساط قرب را افکنده پس |
| فتنه را لشکر شکن سرفتنه را تارک شکاف | ظلم را بنیاد کَن، مظلوم رافریاد رس |
| چرخ را بر آستانت پاسبانی التماس | عرش را در بارگاهت پاسبانی ملتمَس |
| خادمان، صد گنج می بخشند اگر از مَخزَنَت | خازنان ز اندیشه ی جودت نمی گویند بَس |
| از هجوم فتنه برخیزد غبار انقلاب | راه برگشتن ز پیشَت گم کند پیک نفس |
| از سپاه خود مظفروار فرد آیی برون | وز ملایک، لشکر فتح و ظفر از پیش و پس |
| بر سر گردن کشان چون دست و تیغ آری فرو | وز ز بردستی رسد ضربت ز فارس بر فَرَس |
| لافَتی اِلاّ عَلی گویند اهل روزگار | ساکنان آسمان لاسَیْفَ اِلاّ ذُوالْفِقار |
محتشم کاشانی
علی ولی اللّه
| نوشته بر در فردوس کاتبان قضا | نبی رسول و ولیعهد حیدر کرار |
| امام جِنّی و انسی، علی بود که علی | ز کل خلق فزونست از صغار و کبار |
| ز نام اوست معلق سما و کرسی عرش | ز ذات اوست مُطَبَّق زمین بدین هنجار |
علی امام و علی ایمن و علی ایمانعلی امین و علی سرور و علی سردار
علی علیم و علی عالم و علی اعلمعلی حکیم و علی حاکم و علی مختار
علی نصیر و علی ناصر و علی منصورعلی مظفر و غالب، علی سپه سالار
علی است فتح فتوح و علی است راحت روحعلی است بحر سخا و علی است کوه وقار
علی سلیم و علی سالم و علم مُسْلِمعلی قسیمِ قصور و علی است قاسم نار
علی عزیز و علی عزت و علی افضلعلی لطیف و علی انور و علی انوار
علی صفّی و علی صافی و علی صوفیعلی وفیّ و علی وافی و علی کرّار
علی نعیم و عی نعمت و علی مُنعمعلی بود اسداللّه قاتل الکفّار
علی ز بعد محمد زهر که هست بِه استاگر تو مؤمن پاکی، بکن به این اقرار
گمنام
دیدار
| ای که گفتی «فَمَنْ یَمُتْ یَرَنی» | جان فدای کلام دل جویت |
کاش روزی هزارمرتبه منمُردمی تا بدیدمی رویت
سعدی
| دایم ز ولایت علی خواهم گفت | چون روح قُدُس نادَعلی خواهم گفت |
| تا روح شود غمی که بر جان من است | کل همٍّ و غَمٍّ، سَیَنْجَلی خواهم گفت |
مولوی
* * *
| در دایره ی وجود، موجود علی است | اندر دو جهان، مقصد و مقصود علی است |
| گر خانه ی اعتقاد ویران نشدی | من فاش بگفتمی که معبود علی است |
نسیمی شیرازی
* * *
| گشتیم به جان مطیع و منقاد علی | هستیم همیشه شاد با یاد علی |
| چون سرِّ ولایت از علی ظاهر شد | کردیم همیشه ورد خود ناد علی |
همایون شاه گورکانی
* * *
| ما عالم کُوْنْ زیر وبالا کردیم | با نور محمدی تولاّ کردیم |
| عالم همه صورتند و معنی ست علی | از هر چه به جز علی، تبرّا کردیم |
محمدشاه قاجار
| یارب به دلم مهر علی افزون کن | جز حرف علی ز لوح دل بیرون کن |
| ما را به علی و آل بخشای ز لطف | هر دل که نه جای او بُوَد، پر خون کن |
جلال الدین عنق
* * *
| چون عید غدیر اشرف اعیاد است | ذکر صلوات بهترین اوراد است |
| شادند اگر جمله محبان چه عجب | زیراکه دل آل محمد شاد است |
سیدرضا مؤید خراسانی
سردار اتقیاء
| کس را چه زور و زهره که وصف علی کند | جبار در مناقب او گفته هل اتی |
| زور آزمای قلعه ی خیبرکه بندِ او | در یکدگر شکست به بازوی لافتی |
| مردی که درمصاف، زره پیش بسته بود | تا پیش دشمنان نکند پشت بر غزا |
| شیر خدا و صفدر میدان و بحر جود | جان بخش در نماز و جهان سوز در دعا |
| دیباچه ی مروّت و دیوان معرفت | لشکرکش فتوت و سردار اتقیاء |
| فردا که هر کسی به شفیعی زنند دست | مائیم و دست و دامن معصومِ مرتضی |
سعدی شیرازی
یا امیرالمومنین
| ای سلام حق ثنایت یا امیرالمومنین |
وی ثناخوان
راهنمای خرید:
|
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 