پاورپوینت کامل ارائه طریق(اقتباس برای رسانه تصویری) ۳۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ارائه طریق(اقتباس برای رسانه تصویری) ۳۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ارائه طریق(اقتباس برای رسانه تصویری) ۳۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ارائه طریق(اقتباس برای رسانه تصویری) ۳۰ اسلاید در PowerPoint :
>
۹۳
اشاره
برای ریختن جرعه های مستی بخش حکمت و معنای نهفته در حکایت ها کهن فارسی در جامی
دیگر و پوشاندن لباسی نو بر آنها، در درجه نخست قریحه ای نیکو و تردستی حکیمانه در
فهم معانی لازم است و پس از آن، زبردستی استادانه که از آشنایی و انس با فن اقتباس
و زیر و بم داستان و داستان گویی به دست آمده باشد. این همه، امکان پذیر نخواهد بود
مگر به گشت و گذاری در باغ زیبای حکایت ها و دیدن و خواندن و دوباره خواندن آنها با
نگاه اهل فن و نگاه خریدارانه و احترام آور؛ با نگاه مردمی که کودک وار در پسا پشت
گذرگاه های روزگاران گذشته، چشم دوخته به زبان نقال و پرده خوان و حکیم، در آینه
روایت ها و قصه ها چهره خویش می جستند و پندها را آویزه جان می ساختند. با ناله
راوی می گریستند و با لبخند او می خندیدند و زمانی بعد، آنها را در کنج مکتب ها و
مدرسه ها با دیده سر و چشم دل در کتاب ها می خواندند.
در این بوستان گردی پرشور، نقبی به بلندای تاریخ می زنیم به یکی از تک گوهرهای
بازمانده در اثری که تاکنون، توجه افسانه سازان نو را بسیار به خود جلب کرده است.
۱. داستان های بیدپای؛ همیان قصه ها
داستان های بیدپای، یکی از گنجینه های ادب فارسی است. این اثر ساخته ذهن توانمند
راوی گمنامی از دیار هند است. داستان های بیدپای که بعدها به کلیله و دمنه شهرت
یافت، در قرن ششم هـ .ق از هند به ایران آمد و به زبان پهلوی ترجمه شد. در قرن هشتم
هـ .ق از پهلوی به عربی راه یافت و بعدها اصل سانسکریت آن از میان رفت و از روی متن
عربی تقریباً به چهل زبان نقل شد.
ردپای این مجموعه از حکایت های پندآموز را می توان در بسیاری از آثار داستانی
قرن های بعد نیز یافت. سرگرم کننده بودن قصه ها و آموزندگی و سادگی آنها سبب
ماندگاری این مجموعه شده است. افزون بر آن، استفاده مستشرقان و ادیبان غرب از بخشی
از این افسانه ها و آفرینش آثاری تحت تأثیر این حکایت ها، در بالندگی آثاری از این
دست و افزایش مخاطبان آن مؤثر بود.
روح اخلاق گرای حاکم بر داستان های بیدپای و جنبه پررنگ روایی بودن آنها،
دست مایه های مناسبی برای آفرینش آثاری دیگر بر اساس آنها را فراهم می سازد. این
کتاب یکی از کهن ترین آثاری است که برای نخستین بار قصه های شفاهی را به صورت
نوشتاری درآورده است و در آن حکیمی بیدپای نام، روایت های دل نشینی از روزگار خویش
را بیان می دارد.
از دیگر ویژگی های این حکایت ها، طرح های داستانی کامل و بی نقصی است که دست
اقتباس گر امروزی را در برگرداندن آن به زبان نو و امروزی بازمی گذارد و به ویژه
امکان ارائه تصاویری متناسب با ذهن پویای کودکان را فراهم می آورد.
در ادامه، با بازخوانی یکی از حکایت های کوتاه این مجموعه، به ویژگی های داستانی و
نکته هایی که سبب شده است تا این حکایت مناسب اقتباس شود، اشاره می کنیم.
۲. حکایت
عاقبت خیانت
«به روزگار[۱] دور، دو مرد کنجید[۲] فروش بوده اند و هر دو را دکان یکی بود. از این
هر دو، یکی را حرص مال و نسیان مَآل[۳] به آن آورد که با خود اندیشه کرد که امشب
بیایم و کنجد هم دکان بدزدم و بیامد و ردای[۴] خود بر کنجد هم دکان پوشانید تا چون
به تاریکی ]برای دزدیدن[ بیاید، کنجدِ یار از آنِ خود بازشناسد و برفت. چون هم دکان
به جایگاه خود بازآمد، ردا دید بر کنجد خود پوشیده. گفت: «اینت[۵] هم دکانی پرشفقت
و مُتَحَنّن[۶] که من دارم، به ردای خود کنجد مرا از گرد و خاک پوشانیده است و به
هر حال ردای او بر کنجد او اولی تر.»[۷] ردای او از کنجد خود برداشت و بر آنِ وی
پوشیده و برفت. چون شب درآمد آن یار خیانت کار قصد کنجید بردن کرد و دانست که تنها
نتواند. دیگری با خود یار کرد و نیمی او را پدیدار کرد. چون درآمد[۸] تاریک بود.
دست فراز کرد[۹] و به نشان ردا بر سر کنجد رفت و دو نیمه کرد و نیمی برگرفت و نیمی
به شریک داد. چون روز شد، نگاه کرد کنجد خود نیمی به باد داده بود و رنج تن و
بیداری شب بر سِرّی. درد دل می کشید[۱۰] و روی گفتار نه، و زیان خود می دید و روی
پیکار نه».[۱۱]
۳. بازشناسایی ویژگی های نمایشی
دو شریک در دکان کنجدفروشی به کسب و کار مشغولند. طمع بر یکی از آنها چیره می شود و
در خیالِ به دست آوردن مال بیشتر، به اموال شریک خود چشم می دوزد و نقشه ای طرح
می کند. او بالاپوش خود را بر سر کیسه کنجد شریکش می اندازد، به عنوان نشانه ای که
آن را از مال خود بازشناسد. شب هنگام هم دستی برای خود می یابد و برای دزدیدن مال
شریک بازمی گردد و در تاریکی به دکان می رود، غافل از اینکه پیش از او شریک مهربان
و ساده دلش به دکان رفته و با دیدن ردای او بر سر کیسه، به خ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 