پاورپوینت کامل باریک تر از مو;در باب مرگ ۲۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل باریک تر از مو;در باب مرگ ۲۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل باریک تر از مو;در باب مرگ ۲۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل باریک تر از مو;در باب مرگ ۲۹ اسلاید در PowerPoint :
>
۳۸
یاد مرگ
ابراهیم تیمی گوید: « دو چیز است که راحت دنیا از من بِبَرَد: یکی یادکرد مرگ، و دیگر خوف ایستادن پیش خدای ـ تعالی ـ ».[۱]
وصف پیران
رسول(ص) گفت: « آدمی هر روز پیرتر می شود و دوچیز در وی هر روز جوان تر می شود: حرص مال و حرص عمر».[۲]
بهره مندی از فرصت ها
رسول(ص) گفت: « پنج چیز پیش از پنج چیز به غنیمت گیرید: جوانی پیش از پیری، تندرستی پیش از بیماری، توانگری پیش از درویشی، فراغت پیش از مشغولی و زندگانی پیش از مرگ».[۳]
مهلکت های انسان
رسول(ص) گفت: « از هیچ چیز بر شما چنان نمی ترسم جز از دو خصلت: از پس [هوای نفس] فراشدن، و امید زندگانی دراز داشتن».[۴]
آرزوی سازنده
« عیسی(ع) پیری را دید بیل در دست که کار می کرد، گفت: بارخدایا! آرزو از دل وی برگیر.
پیر بیل از دست بنهاد و بخفت. چون ساعتی گذشت، عیسی(ع) گفت: بارخدایا! آرزو با وی باز ده. پیر برخاست و کار کردن از سر گرفت. عیسی از وی پرسید که این چه بود. گفت: در دل من آمد که کار چرا می کنی، پیر گشته ای زود بمیری؛ بیل بنهادم. پس دیگربار در دل من آمد که لابد تو را نان باید تا [وقتی که] بمیری؛ باز برخاستم».[۵]
غنیمت شمردن زندگی پیش از مرگ
« داوود طایی را دیدند که به شتاب می شد به نماز. گفتند: این چه شتاب است؟ گفت: لشکر بر در شهر منتظر منند ـ یعنی مردگان گورستان ـ تا مرا ببرند و تا نبرند برنخواهند خاست از آنجا».[۶]
آرزوی دم مرگ
« ذوالنّون مصری را پرسیدند در وقت نَزْع[۷]: چه آرزو خواهی؟ گفت: آنک پیش از آنک بمیرم، وی را یک لحظه بشناسم».[۸]
عشق و سوختن
«[کسی] را گفتند در وقت نَزْع: بگو الله! گفت: با که گویم که من سوخته وی ام».[۹]
زندگی و مرگ
« جنید را [به وقت نزع] گفتند: بگو لااله الاالله! گفت: فراموش نکرده ام تا باز یادش آرم».[۱۰]
اجابت حضرت حق در دم مرگ
« از علی بن سهل اصفهانی حکایت کنند که گفت: شما پندارید که مرگ من چون مرگ دیگران خواهد بود که بیمار شوند و مردمان به عیادت شوند. مرا بخوانند، من اجابت کنم. روزی همی رفت و گفت لبیک و فرمان یافت».[۱۱]
در باب شوق و محبت و عشق به خدا
اشتیاق به خدا
« هرکه به خدای مشتاق گردد، همه چیزها بدو مشتاق گردد».[۱۲]
صفت بندگان مشتاق خدا
ابویزید گوید: «خدای را بندگانند که اگر یک ساعت اندر بهشت از دیدار خدای بازمانند، فریاد خوانند از بهشت، چنانک دوزخیان از دوزخ».[۱۳]
اشتیاق در غیاب
« کسی را گفتند: به دیدار خدا مشتاق هستی؟ گفت: نه! شوق به کسی بُوَد که غایب بُوَد؛ وی همیشه حاضر است».[۱۴]
شوق و فراق
« شوق، آتشی بُوَد که از جگر به دراید و از فراق ظاهر شود. چون دیدار حاصل شد، بنشیند».[۱۵]
نشان شوق به خدا
« شوق، دوستی مرگ است بر بساط راحت!»[۱۶]
خویشتن و دوست
بویزید بسطامی گوید: « محبت اندک داشتن، بسیار بُوَد از خود و بسیار داشتن، اندک [بُوَد] از دوست».[۱۷]
حقیقت دوستی
« حقیقت دوستی آن بُوَد که به جفا کم نشود و به وفا زیادت نگردد».[۱۸]
شرط محبت
« محبت، سقوط همه محبت هاست از دل، مگر محبت حبیب».[۱۹]
مراد محبوب
گفته اند: « محبت آتشی بُوَد اندر دل؛ هرچه جز مراد محبوب بُوَد بسوزد».[۲۰]
دوستی و عشق خدا
« خداوند ـ تعالی ـ به عیسی ـ علیه السلام ـ وحی فرستاد که من چون دلِ بنده ای خالی ببینم از دوستی دنیا و آخرت، از دوستی خویش، آن دل را پر کنم».[۲۱]
امیدواری به لطف حبیب
« گویند رابعه مناجات همی کرد و گفت: الهی! دلی که تو را دوست دارد، به آتش بسوزی؟
هاتفی گفت: ما چنین نکنیم. به ما ظنّ بد مبر!»[۲۲]
معشوق و نام معشوق
« فرق است بسیار میان آنکه نام معشوق بر دل مستولی باشد، با آنکه معشوق بر دل مستولی شود».[۲۳]
غرق شدن عاشق در معشوق
« وقت باشد که عاشق چنان مستغرق معشوق شود که نام معشوق را فراموش نکند؛ بلکه غیر معشوق هرچیز که باشد، جمله فراموش کند».[۲۴]
عقل و عشق
« هرچه عقل به پنجاه سال اندوخته باشد، عشق در یک دم آن جمله را بسوزاند و عاشق را پاک و صافی گرداند».[۲۵]
استحاله عاشق در معشوق
« عاشق اگر خورد و اگر خسپد و اگر رود و اگر اید، پندارد که معشوق است که می خورد و می خسپد و می رود و می اید».[۲۶]
شوق دیدار خدا
« گویند که پیرزنی را یکی از خویشان از سفر باز آمد و قوم خانه همه شادی وی کردند و آن پیرزن می گریست. او را گفتند: چرا می گریی؟ گفت: بازآمدن این جوان بازِ خانه، مرا یاد داده است به بازگشتن به خدای ـ تعالی».[۲۷]
اشتیاق خدواند به بندگان
« خداوند ـ تعالی ـ وحی فرستاد به داوود ـ علیه السلام ـ که جوانان بنی اسرائیل را بگوی که چرا خویشتن را به غیر من مشغول دارید
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 