پاورپوینت کامل حکایات و تأملات ۱۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل حکایات و تأملات ۱۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حکایات و تأملات ۱۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل حکایات و تأملات ۱۹ اسلاید در PowerPoint :

>

۹۸

اسرار دین

زنی به نزدیک حکیمی آمد و پرسید که: پاکی دین در چیست و قوَّت دین چیست و گوهر دین چیست و آرایش دین چیست و گنجِ دین چیست؟

حکیم گفت: تو بگوی تا از تو بیاموزم.

زن گفت: دیوارِ سرای من افتاد. سنگی پدید آمد بر وی نبشته که: پاکی دین آب دست (وضو) است و قُوَّت دین، پنج نماز است و گوهر دین، ترسِ خدای است و آرایشِ دین شرم و حیا است و گنجِ دین، علم است. هر که او را آب دستِ تمام (وضوی کامل) نیست او را پاکی در دین نیست و هر که را نمازِ تمام نیست، او را قوَّت دین نیست و هر که او را شرم از خدا نیست او را گوهر دین نیست و هر که او را علم نیست، او را گنجِ دین نیست.۱

و حکیمی گفت: هر تنی که در او علم نیست، چون شهری است که در او، آب نیست و هر تنی که در او پرهیز نیست، چون درختی است که او را بار نیست و هر تنی که در او شَرم نیست، چون دیگی (غذایی) است که در او نَمَک نیست و هر تنی که در او جَهد (تلاش) نیست، چون بنده ای است که او را با خداوندِ خود حاجت نیست.۲

حکمت

مردی بگذشت بر لقمان حکیم. او را دید مجلسی ساخته و مردمانِ بسیار بر او گرد آمده. او را گفت: تو بنده ای، تو را چه رسانید بدین جایگاه؟ گفتا: تقدیر خدای عَزَّوجَلَّ.

گفتا: حکمت چیست؟ گفت: سه چیز است: اول راستی در سخن، دوم گزاردن امانت، سوم دست بداشتن از چیزی که تو را به کار نیاید.۳

علم لقمان

لقمان روزی مجلسی داشت. مردی به او بگذشت و شگفت داشت از علمِ او. او را گفت: نه تو با من بودی به شبانی؟ گفت: آری. گفت: به چه یافتی این علم؟ گفتا: به دو بیم و دو امید. یکی خدای عَزَّوجلَّ مرا از دوزخ، بیم کرد و شیطان از روزی بیم کرد. من بیم خدای را در دل جای کردم و بیمِ دیو از دل بیرون کردم. و خدای عَزَّوجل مرا به بهشت امید کرد و شیطان مرا به دنیا امید کرد. من امید خدای را یقین دیدم، در دلِ جای کردم و امید شیطان را شک دیدم، از دل بیرون کردم تا بدین جایگاه رسیدم.۴

خطاب الهی

روایت کردند که خدای عزّوجَل به موسی علیه السلام وحی کرد. گفت: ای موسی! من پنج چیز در پنج چیز نهادم، تو اندر پنج دیگر مجوی که نیابی.

اول: علم و حمکت، در شکم گرسنه نهادم، تو در شکمِ سیر مجوی که نیابی. دوم: عزّت، در پرهیزگاری نهادم، تو اندر گناه مجوی که نیابی. سوم: شَرَف درتواضع نهادم، تو اندر کبر مجوی که نیابی؛ چهارم: توانگری در خرسندی نهادم، تو در بسیاری مال مجوی که نیابی. پنجم: شادی در بهشت نهادم، تو در دنیا مجوی که نیابی.۵

وحی به موسی

روایت کرده اند که خدای تعالی وحی کرد به موسی علیه السلام که: یا موسی! بپذیر از من سه چیز تا من بپذیرم تو را سه چیز: زبان نگه دار از دروغ و غیبت تا گرامی کنم تو را به بهشت و جَنَّت، شکم نگاه دار از حرام و شُبهَت تا گرامی کنم تو را به علم و حکمت، بپرهیز از یار بَد تا گرامی کنم تو را به یار نیک با سلامت.۶

کاروانسرا

عیسی علیه السلام در بیابانی، شبانی را دید. گفت:

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.