پاورپوینت کامل بخش پنجم; انسان شناسی ۸۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بخش پنجم; انسان شناسی ۸۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بخش پنجم; انسان شناسی ۸۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بخش پنجم; انسان شناسی ۸۰ اسلاید در PowerPoint :

>

اصناف آدمیان


اهل تن و اهل جان

نکته: بدان ای پسر! که سه صفت از صفات نیک در آدمی هست که هیچ کس به نداشتن آنها اعتراف نمی کند. این سه ویژگی یکی خرد است و دوم راستی و سوم انسانیت.

حکیمان از انسانیت و خرد صورتی تمثیلی ساخته اند که آن صورت، تن و جان و حواس و معانی دارد و مانند انسان است و گفتند که: «تنِ آن صورت، جوانمردی است و جانِ او راستی و حواسش دانش و معانی اش صفا. پس وقتی که این صورت را بین مردم تقسیم کردند، به گروهی تن رسید و دیگر هیچ، به گروهی تن و جان با هم رسید، به گروهی تن و جان و حواس و به گروهی تن و جان و حواس و معانی.۱

و بدان، که آدمیان سه طایفه اند:

«فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ؛ گروهی از آنان بر خود ستم می کنند.»۲ که به تأدیب و تعلیم ادب و علم نگیرند؛

«وَ مِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ؛ و گروهی از آنان میانه رو هستند.»۳ که قابل اصلاح و تربیت باشند؛

«وَ مِنْهُمْ سابِقٌ بِالْخَیراتِ؛ و گروهی از آنان در کارهای نیک پیشگام هستند.»۴ که کامل و بصیر هستند.۵


۱. پند پدر (بازنویسی قابوس نامه)، صص ۱۵۷و ۱۵۸.

۲. فاطر: ۳۲.

۳. همان.

۴. همان.

۵. حُسن دل، ص ۵۲.

جایگاه حقیقی انسان


سلطه انسان بر دیگر مخلوقات

نکته: آدمی بر جانوران دیگر مسلط است و دلیل این ده چیز است: پنج درونی و پنج بیرونی.

پنج درجه درونی و نهانی عبارتند از: اندیشه، یاد گرفتن، حافظه و تخیل، تشخیص و گفتار. و پنج درجه بیرونی: شنیدن و دیدن و بوییدن و چشیدن و لمس کردن است. و آنچه جانورانِ دیگر از این گونه حواس دارند با نیروهای آدمیان فرق دارد. پس بدین دلیل است که انسان بر دیگر جانوران مسلط شده است.۱


۱. پند پدر (بازنویسی قابوس نامه)، ص ۲۶.

دل و جان هستی

نکته: ای دوست! آدمی دل و جانِ هستی و کعبه موجودات است؛ چراکه همه آنها رو به سوی آدمی دارند. آدمی مسجود و مخدوم۱ فرشتگان است. اینکه می گوییم آدم جام جهان نما۲ و آینه گیتی نما و مظهر صفات نور خداست، مراد ما انسان کامل است و در موجودات، بزرگوارتر و داناتر از انسانِ کامل وجود ندارد. انسان کامل، گزیده و خلاصه موجودات است و جمله فرشتگان بر انسانِ کامل طواف می کنند.۳


۱. مسجود: آنکه او را سجده کنند. مخدوم: آنکه او را خدمت کنند.

۲. جام جهان بین: چنان که در آثار پیشینیان آمده، آینه ای بوده است که همه عالم در آن دیده می شد.

۳. انسان کامل (بازنویسی الانسان الکامل)، ص ۱۰۲.

آیینه تمام نمای حق

نکته: بدان، که وجود، یکی بیش نیست و این وجود، ظاهر و باطنی دارد. باطنِ این وجود نور است و این نور جانِ عالم است و عالم مملو از آن نور است.

ای دوست! این نور می خواست که جمال خود را ببیند و صفات و اسامی خود را مشاهده کند، تجلّی کرد و از ظاهر به باطن و از غیب به شهادت و از وحدت به کثرت آمد و جمال خود را مشاهده کرد و صفات و اسامی و افعال خود را دید. ای دوست! اگرچه هر یک از موجودات این عالم آینه نور خدایند، اما آینه تمام نما و جام جهان نما انسان است. انسان آخرین آفریده و کامل ترین و اشرف مخلوقات است.۱


۱. همان.

  • اشرف مخلوقات

نکته: ای عزیز! بدان، که شریف ترینِ آفریدگان و برترینِ مخلوقات انسان است.

تو مغز عالمی زان در میانی

نکو بنگر که تو جان جهانی۱

و همه کائنات به طُفِیل۲ وی به حیز وجود و ظهور آمده است و او علّت نهایی همه اشیا است.

جام جهان نما دل انسانِ کامل است

مرآت۳ حق نما به حقیقت همین دل است۴


۱. شیخ محمود شبستری، گلشن راز، ص ۳۳.

۲. طُفِیل: مهمان ناخوانده. هدف، آفرینش انسان بود اما مخلوقات دیگر ناخوانده همراه او به عرصه وجود آمدند.

۳. مرآت: آینه.

۴. حُسن دل، صص ۵۱ و ۵۲.

  • صفحه اصلی
  • ورود
  • عضویت
  • راه رهایی از غربت

سفر انسان

توصیه: غریبی هستی اندر این میان و مسافری در این جهان، راه طی کن و برای هیچ و پوچ، خانه خود را ویران مکن.

در زمینِ دیگران خانه مکن

کار خود کن کار بیگانه مکن

کیست بیگانه؟ تن خاکی تو

کز برای اوست غمناکی تو

خلق پندارند غیرت۱ می کنند

با خیال خود پی خود می کنند۲


۱. غیرت: محافظت از عزت و شرف.

۲. با خیال پردازی ریشه خود را می کَنند؛ حُسن دل، ص ۴۰.

  • دانستن قدر و قیمت خود
  • توصیه: این چه بی همتی و چه بی بصیرتی است که تو داری؟ علاقه زن و فرزند را بر هم زن و دل از تعلّق دو جهان برکن و در کوره ناکامی درآی و صیقل ریاضت بر آیینه جان خود بزن و صاف و روشن شو که فرصت غنیمت است و عمر گذشته باز پس نیاید و دریغ، سودی ندهد.۱
  • نکته: اگر تو خالق را می شناختی به دَرِ مخلوق نمی پرداختی؛ تا تو بر جان و مال خود می لرزی۲ حقّا که به دو جو نمی ارزی.۳
  • جمله نغز: ای غافل! مسجود مَلَک شو، نه ساجد۴ حیوان؛ و مطیع رحمان باش نه فرمانبر شیطان.۵
  • توصیه: انسان باید قدر خود را بداند و با ریسمان هوا و هوس، یوسف جان خود را به چاه هلاکت نیفکند.۶
  • ۱. حُسن دل، ص ۳۰.
  • ۲. تا وقتی نگران جان و مالت هستی.
  • ۳. مجموعه رسائل خواجه عبدالله انصاری، ج ۲، ص ۴۵۲.
  • ۴. ساجد: سجده کننده.
  • ۵. حُسن دل، ص ۳۰.
  • ۶. همان، ص ۵۴.
  • سعی در کسب جایگاه حقیقی
  • نکته: چون سببِ شرف و عزّ و بزرگی، گوهرِ دلِ آدمی بدانستی، بدان، که این گوهر عزیز را به تو داده اند، و آن گاه وی (خداوند) را بر تو پوشیده اند، چون طلب وی نکنی و وی را ضایع بکنی و از وی غافل باشی، زیانی عظیم بود. بکوش که دل خود را بازجویی و از میان مشغله دنیا بیرون آری، و وی را به کمال برسانی، که شرف و عزّ وی در آن جهان پیدا خواهد آمد.۱
  • ۱. کیمیای سعادت، ج ۱، ص ۴۵.

·


·


دانستن مقام خود

توصیه:

بُوَد قدر تو برتر از ملائک

چو قدر خود نمی دانی چه حاصل

بر اوج آفرینش آفتابی

ولی در ابر پنهانی چه حاصل

سراسر ملک دنیا مزرع توست

در او تخمی نیفشانی چه حاصل

ای عزیز! باری کاری کن که پاک به گیتی آمده ای ناپاک به خاک نروی.۱


۱. حُسن دل، صص ۶۸ و ۶۹.

خودشناسی


اهمیت خودشناسی

نکته: هیچ لذّت چون لذّت دریافتن نفس خود نیست. و دلیل بر این سخن آن است که تو هر کس را دوست داری بدان سبب دوست داری که با تو مناسبتی دارد. نبینی که هر کس در خو و دانش با تو مناسبت بیشتر دارد چگونه او را دوست تر داری از کسی که با تو در خو و دانش از وی دورتر است؛ یا اگر کسی باشد که خوی او ضد خوی تو باشد، و جاهل محض بود، چگونه او را دشمن دانی، و از وی گریزی؟

پس روشن گشت سبب دوستی تو با دیگران، مناسبت ایشان است با تو. پس، حقیقت، تو خود را دوست می داری، و کسی را که دوست می داری به سبب آن دوست داری که رنگ و صفت خود در وی می یابی. پس معشوق حقیقی تو نفْس توست.

و چون خود را به عقل می توان یافت، پس لذّت حقیقی تو عقل باشد؛ زیرا که لذّت حقیقی از دریافتن معشوق حقیقی باشد، پس لذّت حسی، لذّت مجازی۱ باشد.۲

توصیه: ای عزیز! آگاه باش نه گمراه، خودشناس باش نه خودنما که خودشناسی حق شناسی است «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ؛ هر کس خود را شناخت خدا را شناخته است».۳

جمله نغز: از خود غافل مشو و به خود جاهل ممان (خود را بشناس) که امانت دار اللّهی و خزانه دار پادشاهی.۴

جمله نغز: از انسانیت دور مشو تا از حق مهجور۵ نگردی.۶


۱. مجازی: غیرحقیقی، خیالی.

۲. گشایش نامه، ص ۲۲۳.

۳. حُسن دل، ص ۳۰.

۴. همان، ص ۸۰.

۵. دور، جدا.

۶. حسن دل، ص ۶۳.

تمرکز بر خود

نکته: راه تویی، کجا روی؟ حجاب تویی، از که نالی؟ سدّ تویی، بر که گویی؟ آینه تویی، کجا نگری؟۱


۱. مجموعه رسائل خواجه عبدالله انصاری، صص ۱۳۲ و ۱۳۳.

شرایط خودشناسی ثمربخش

نکته: روزگاری او را می جُستم و خود را می یافتم، اکنون خود را می جویم او را می یابم!

عشق آمد و رفت همچو خون در رگ و پوست

تا کرد مرا تهی و پُر کرد ز دوست

اجزای وجودم همگی دوست گرفت

نامیست ز من بر من و باقی همه اوست۱


۱. همان، ج ۲، ص ۴۸۱.

خودشناسی طریق خداشناسی

نکته: اگر گویی: از کجا معلوم شود که سعادت آدمی در معرفت خدای تعالی است؟ بدان، که سعادت هر چیزی در آن است که لذت و راحت وی اندر آن بود. و لذت هر چیز در آن است که مقتضی طبع۱ وی بود. و مناسب طبع هر چیزی آن است که وی را برای آن آفریده اند؛ چنان که لذت شهوت در آن است که به آرزوی خویش رسد، و لذت غضب در آن است که انتقام کشد از دشمن، و لذت چشم در آن است که صورت های نیکو بیند، و لذت گوش در آن است که آوازها و الحان خوش شنود. همچنین لذت دل در آن است که خاصیت وی است و آن را از برای آن آفریده اند؛ و آن معرفتِ حقیقتِ کارهاست. اما شهوت و غضب و دریافتن محسوسات به پنج حواس، این خود طبع چهارپایان است.

و چون بدانستی که لذتِ دل در معرفتِ کارهاست، دانی که هر چند که معرفت به چیزی بزرگ تر و شریف تر بود، لذت بیشتر بود.

و هیچ موجود شریف تر از آن نیست که شرف همه موجودات مخلوق اوست، و پادشاه و مَلِک هر دو عالم است و همه عجایب عالم، آفریده اوست. پس هیچ معرفت از این شریف تر و لذیذتر نبود، و هیچ تماشایی از تماشای حضرت ربوبیت لذیذتر نباشد، و آن مناسب طبع دل است. برای آنکه مناسب طبع هر چیز، خاصیت وی بود که وی را برای آن آفریده باشند. اگر دلی باشد بیمار که در وی تقاضای معرفت حضرت حق باطل شده باشد، همچون تنی باشد بیمار که در وی تقاضای غذا باطل شده باشد که اگر وی را علاج نکنند، بدبخت این جهان باشد و هلاک شود. و آن کس که شهوت دیگر چیزها بر دل وی چیره تر از شهوت معرفتِ حضرتِ الوهیت شده، بیمار است؛ اگر علاج نکنندش، بدبخت آن جهان بود و هلاک شود.۲

نکته: ای دوست جوابی دیگر بشنو: پیدا کردنِ راه، واجب است؛ امّا راه خدای تعالی در زمین نیست، در آسمان نیست، بلکه در بهشت و عرش نیست؛ طریق الله در باطن توست؛ مراد از «و فی انفسکم»۳ این باشد. طالبان خدا، او را در خود جویند؛ زیرا که او در دل باشد، و دل در باطن ایشان باشد. تو را این عجب آید که هر چه در آسمان و زمین است، همه خدا در تو بیافریده است؛ و هر چه در لوح۴ و قلم۵ و بهشت آفریده است، مانند آن در نهاد۶ و باطن تو آفریده است. هر چه در عالم الهی است، عکس آن در جان تو پدید کرده است.۷


۱. طبع: طبیعت، سرشت.

۲. کیمیای سعادت، ج ۱، صص ۳۹ و ۴۰.

۳. مراد، آیه ۲۰ و ۲۱ سوره مبارکه ذاریات است: «وَفِی الْأَرْضِ آیاتٌ لِّلْمُوقِنِینَ وَفِی أَنفُسِکمْ أَفَلَا تُبْصِرُونَ؛ و در زمین نشانه هایی است برای اهل یقین و نیز در خودش ما. آیا نگاه نمی کنید؟».

۴. صفحه ای که خداوند در روز ازل تقدیرها را بر آن رقم زده است.

۵. قلم: خداوند در روز ازل تقدیرها را بدان رقم زده است.

۶. نهاد: درون، باطن.

۷. تمهیدات، صص ۲۸۶ و ۲۸۷

مسئولیت انسان

اراده و اختیار انسان

تمثیل: اگر کسی بخواهد آسیایی بسازد ابتدا درباره فایده (کاربرد) آسیا فکر می کند. آنگاه با چرخ و سنگ و آب، آسیا را بنا می کند، سنگ آسیا را به گردش درمی آورد و آرد به دست می آید. پس این کار سه مرحله دارد. اول، اندیشه در باب فایده آسیا است که آن را حُکم گویند؛ دوم تهیه کردن چیزهایی است که برای بنای آسیا لازم است که آن را قضا می گویند؛ سوم وقتی که آسیا به کار می افتد و آرد تولید می کند که آن را قَدَر گویند.

ای دوست! بدان که آدمی را در به دست آوردن استعدادهای ذاتی و خدادادی (یعنی در حکم و قضا) اختیاری نیست و از این نظر مجبور، و امّا در سعی و کوشش مختار است. پس آن کس که تنها به جبر۱ یا به اختیار۲ اعتقاد دارد، در خطاست. بلکه باید گفت راه مستقیم، راهی در میان جبر و اختیار است.۳

نکته: خانه دل کنی پُر دود۴و گویی که حکم ازل این بود! اگر گناه از خداست، بنده را عذاب چراست؟۵


۱. جبر: نسبت دادن همه کارهای بندگان به خدا و پذیرش اینکه انسان در کارهایش هیچ اختیاری ندارد.

۲. اختیار: نسبت دادن همه اعمال بندگان به خود بندگان و اعتقاد به اینکه خداوند بندگان را آفریده و آنها را کاملاً به خودشان واگذارده است.

۳. انسان کامل (بازنویسی الانسان الکامل)، صص ۹۰ و ۹۱.

۴. دلت را به سیاهی گناه آلوده می کنی.

۵. مجموعه رسائل خواجه عبدالله انصاری، ج ۲، ص ۵۷۲.

معنای زندگی


بهترین علم؛ شناخت معنای زندگی

حدیث و نکته: بدان و آگاه باش که مصط

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.