پاورپوینت کامل بخش چهارم; اخلاق خانوادگی ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بخش چهارم; اخلاق خانوادگی ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بخش چهارم; اخلاق خانوادگی ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بخش چهارم; اخلاق خانوادگی ۱۰۲ اسلاید در PowerPoint :
>
آداب قبل از ازدواج
کنترل شهوت
توصیه شرط دوران عزب۱ آن است که چشم را از ناشایست بازداری و نادیدنی نبینی، و به نااندیشیدنی نیندیشی، و آتش شهوت را بنشانی، و دل از مشغولی به زیبارویان نگاه داری، و هوای نفس را بازگو نکنی، تا مقبول باشی.۲
۱. عزب: مجرد، بی جفت.
۲. کشف المحجوب، ص ۵۳۷.
راه کنترل شهوت
توصیه هیچ لشکر از لشکرهای شهوت نیست، الّا که آتش آن را به تلاش می توان نشاند؛ زیرا آفتی که در تو است وسیلتِ دفع آن هم با تو باشد، و برای زائل شدن شهوت تو، نیاز به حضور غیری نیست. و زوال شهوت به دو چیز باشد: یکی آنچه آدمی از عهده آن برمی آید، و دیگر، آنچه با تلاش و کوشش به دست برنمی آید. آنچه اندر توان آدمی است، گرسنگی باشد، و آنچه از توان بیرون باشد یا خوفی بیقرار است، یا حبّی صادق که خداوند خود اندر اجزای جسد پراکند.۱
۱. همان، ص ۵۳۵.
شهوت متعادل
نکته بدان که اندر این شهوت نیز افراط هست و تفریط و میانه روی. افراط آن بود که چنان شود که از زشت کاری ها شرم ندارد و همگی خویش در کار شهوت کند. و چون چنین بوَد شکستن آن واجب بوَد به روزه، و اگر شکسته نشود زن گیرد. و تفریط آن بود که شهوت به کلی کنار نهد و این نقصان بود. و اعتدال آن بود که شهوت، در اختیار بوَد. و کس بود که چیزها خورد تا شهوت وی زیادت شود، و این از جهل بود و مَثَلِ وی چون کسی بود که آشیان زنبور به هم زند تا اندر وی افتند و وی را بگزند. مگر کسی که زن گرفته باشد و مقصود وی نگاه داشتن جانب زنان بود، که پناه گاه ایشان مردانند.۱
۱. کیمیای سعادت، ج ۲، ص ۵۵.
عشق سبب فوران شهوت
نکته و توصیه یکی از آفات شهوت، عشق است، و سبب آن معصیت های بسیار باشد؛ و اگر اندر آغاز آن احتیاط نکند، اختیار از دست بیرون شود. و احتیاط، نگاه داشتنِ چشم است. اگر تصادفاً چشم بیفتد، دگربار نگاه داشتن آن آسان بود؛ اما اگر چشم بر ندارد، باز ایستادن دشوار بود. مَثَلِ نفْس اندر آن، چون ستوری۱ است که ابتدا قصد رفتن به سویی کند، عنان وی پیچیدن آسان باشد؛ و چون در بیراهه شد دنبال وی گرفتن و بیرون کشیدن دشوار بَود. پس اصل، نگاه داشتن چشم است.۲
۱. ستور: حیوانات خانگی خصوصاً اسب و الاغ.
۲. همان، ص ۵۵.
توجه بی جا سبب فوران شهوت
توصیه به حقیقت واجب بود دوری کردن از نظر کردن اندر جامه زنان و شنیدن بوی خوش از ایشان و شنیدن آواز ایشان؛ بلکه پیغام فرستادن و شنیدن و به جایی گذشتن که ممکن باشد که ایشان تو را بینند، اگرچه تو ایشان را نبینی؛ که هر کجا جمال باشد، تخم شهوت و اندیشه بد اندر دل افکند.۱
و زن نیز از مرد باجمال دوری باید کند. و هر نظر که به قصد لذّت بَود حرام بود و هر نظر که به شهوت بَود ـ حتی اگر نظر بر جامه بَود ـ حرام باشد. اما اگر چشم بی اختیار بیفتد، گناه نبود، ولکن نظر دوم حرام بود.۲
۱. همان، ص ۶۱.
۲. همان.
اختلاط سبب برانگیختن شهوت
نکته و بدان، که هیچ تخم فساد، چون نشستن زنان و مردان اندر مجلس ها و مهمانی ها نیست ـ به گونه ای که میان ایشان حجابی نباشد.۱
۱. کیمیای سعادت، ج ۲، ص ۶۱.
لباس نامناسب سبب برانگیختن شهوت
توصیه حرام است بر زنان به چادر سپید و روی بند پاکیزه و به عمد زیبا بسته بیرون شدن. و هر زن که چنین کند گناه کار است؛ و شوهر و کسانِ وی که بدان راضی باشند، همه در آن گناه شریک باشند. و هر شهوت و اندیشه که اندر دل مردان حرکت کند و هر فساد که از آن خیزد، دِین آن اندر گردن کسی باشد که بدان رضا داده بود.۱
۱. همان.
ملاطفت سبب فوران شهوت
توصیه روا نیست هیچ مرد را که جامه ای که زنی داشته بوَد در پوشد به قصد شهوت، یا به شهوت دست به آن جامه زند یا ببوید؛ یا گُل یا سیب یا چیزی که بدان لطف بنمایانند فرا زنی دهد یا از وی بستاند؛ یا سخن خوش و نرم گوید. و روا نیست زن را که با مرد بیگانه سخن گوید، الا درشت و به متانت.۱
۱. همان، ص ۶۲.
نگاه، سبب فوران شهوت
توصیه بدان، که هر زن و کودک که اندر راهگذر پیش آید، شیطان تقاضا کند که اندر نگر تا چگونه است؟ باید که با شیطان گوید: چرا نگرم؟ اگر زشت باشد رنجور شوم و زشت کار، و اگر نیکو بوَد چون حلال من نیست گناه کار شوم و حسرت و رنج با من بماند، و اگر از پسِ وی بروم، عمر و دین بر سر شهوت دهم و ممکن است که به مقصود نرسم.۱
۱. کیمیای سعادت، ج ۲، ص ۶۲.
آداب انتخاب همسر
جود مشکل از مرورگر فایرفاکس استفاده نمایید)
نصیحت پذیری
نکته حکیمی پس از ازدواج گفته است: تا زمانی که ما مجرّد بودیم، افراد متأهّل ما را نصیحت نمی کردند و لال بودند و اکنون که ما به جمع آنها درآمده ایم، مجرّدان کر شده اند و به سخن ما گوش نمی دهند!۱
۱. گنجینه لطایف (بازنویسی لطایف الطوایف)، ص ۸۳.
فلسفه ازدواج
نکته بدان، که ازدواج کردن از جمله آداب دین است همچون طعام خوردن. چنان که راه دین را به حیات و بقای جسم آدمی حاجت است ـ و حیات بی طعام و شراب ممکن نیست ـ پس همچنین به بقای جنس آدمی و نسل وی حاجت است ـ و این بی ازدواج ممکن نیست. پس ازدواج سببِ اصلِ وجود است، و طعام، سبب بقای وجود است. و حلال بودن ازدواج برای این است نه برای شهوت، بلکه شهوت که آفریده است، هم برای آن آفریده است که خلق را به سوی ازدواج همی آرد، تا رهروان راه دین به وجود آیند و به راه دین بروند؛ که همه خلق را برای راه دین آفریده اند.۱
۱. کیمیای سعادت، ج ۱، ص ۳۰۱.
ویژگی های زن نیکو
حدیث پیغامبر صلی الله علیه و آله گفت: «خجسته ترین و با برک ترین زن آن است که زاینده بود و بر روی نیکوتر بُوَد و به مَهر سبک تر بُوَد. و گفت تا توانی زنِ آزاد گُزین که ایشان پاکیزه تر باشند و مبارک تر».۱
توصیه صفت اول پارسایی است… صفت دوم خلق نیکوست…صفت سوم جمال است… صفت چهارم آن که مَهر سبک بود… صفت پنجم آن که نازا نباشد… صفت ششم آن که دوشیزه بود… صفت هفتم آن که از نسبی محترم باشد ـ و آن نسب دین و صلاح باشد ـ. .. صفت هشتم آن که از خویشاوندان نزدیک نبود…. ۲
توصیه بهترین زن، زنی مؤمنه سازگار باشد تا مرد مؤمن بدو انس گیرد، و اندر دین از هم نشینی وی قوّتی حاصل شود و اندر دنیا الفتی؛ که همه وحشت ها در تنهایی است و همه راحت ها اندر جمع.۳
۱. همان، ص ۲۶۱.
۲. کیمیای سعادت، ج ۱، صص ۳۱۱و۳۱۲.
۳. کشف المحجوب، ص ۵۳۰.
مقاصد درست ازدواج
توصیه ای برادر چون زن خواهی، دین دار گُزین نه نام دار، که اگر نام و مال خواهی، آن هر دو تو را مایه رنج گردد و اندر مانی و بیچاره گردی و زن تو را اطاعت نکند. و چون زن خواهی، برای کام راندن و شهوت مخواه، بدان نیت خواه که دین دار بُوَد و پناه دین تو باشد و یار بُوَد تو را به طاعت و تو را از آتش دوزخ برهاند.۱
۱. نصیحه الملوک، ص ۲۶۴.
آداب جشن ازدواج
توصیه بدان که چون معلوم شد که ازدواج، اصلی است از اصول دین، باید که آداب دین در آن نگاه دارند؛ اگرنه، فرق نباشد میان ازدواج آدمیان و میان جفت گرفتن ستوران. پس در ازدواج دوازده آداب نگاه باید داشت:
ادب اول ولیمه۱ است. و این سنتی است تأکیدشده…
و هرکه گوسفند ندارد، آن قدر طعام که پیش دوستان نهد ولیمه بوَد. رسول صلی الله علیه و آله چون صفیه را به زنی گرفت، از نان جو و خرما ولیمه کرد. پس آن قدر که ممکن باشد بباید کرد برای بزرگداشتِ ازدواج.
و باید ولیمه دادن از سه روز اول درنگذرد؛ و اگر تأخیر افتد، از هفته بیرون نشود.
و سنت است دف زدن و بدان شادی نمودن؛ که عزیزترین خلق، بر روی زمین آدمیان اند و فتح بابِ آفرینشِ ایشان ازدواج است. پس این شادی به جای خویش بوَد. و سماع و دف در چنین وقت سنت است.۲
۱. ولیمه: طعام عروسی.
۲. کیمیای سعادت، ج ۱، صص ۳۱۳و۳۱۵.
آداب زناشویی
حقوق زن و فرزند
حدیث رسول علیه السلام فرمود: «پنج کس اند که خدای تعالی بر ایشان خشم گیرد: یکی امیرِ قومی که حق از ایشان بستاند و ظلم از ایشان باز ندارد. دوم رئیس قومی که ایشان وی را اطاعت دارند، و وی میان قوی و ضعیف عدالت برپا ندارد. و سوم مردی که زن و فرزند خویش را به طاعت خدای تعالی امر نکند و کارهای دین به ایشان نیاموزد و باک ندارد که ایشان را طعام از کجا دهد. و چهارم مردی که کارگری گیرد، کارش تمام بکند و مزد کارگر نپردازد. و پنجم مردی که در مَهر بر زن خویش ظلم کند».۱
۱. نصیحه الملوک، صص ۱۹ـ۲۰.
بایسته های زناشویی
حکمت عافیتِ اهل خانه در سه چیز است: قناعت کردن، و با یکدیگر یار بودن، و طاعتِ خدای تعالی داشتن.۱
توصیه اگر خواهید که زنان شما را دوست دارند، جماع به شب کنید و خوی نیکو دارید با ایشان.۲
نکته مُغَیره گوید: من با زن، زندگانی به سه گونه گذراندم؛ به روزگار جوانی به جماع، و به روزگار میانسالی به سخن گفتن و مزاح و خوش خویی، و به روزگار پیری به سخاوت.۳
۱. همان، صص ۲۳۴و۲۳۵.
۲. همان، ص ۲۶۸.
۳. همان، صص ۲۶۸و ۲۶۹.
بایسته های رفتاری زن
توصیه حق مرد بر زن آن است که از شوهر خویش جز نیکویی نگوید، و گستاخی که میان ایشان باشد ـ در معاشرت و صحبت با دیگران ـ حکایت نکند، و در همه کارها مشتاق مراد و شادی وی باشد، و در مال وی خیانت نکند، و در همه کارها مراد وی طلبد، و مهربانی نگاه دارد، و با شوهر بدانچه بود قناعت کند و زیادتی طلب نکند، و حق وی را بر حق خویشاوندان مقدم دارد، و همیشه خویشتن را پاکیزه دارد چنان که شایسته صحبت و مباشرت و معاشرت باشد، و هر خدمت که به دست خویش بتواند کردن بکند، و با شوهر به جمال خویش فخر نفروشد، و بر نکویی که از وی دیده باشد ناسپاسی نکند و نگوید: من از تو چه دیده ام! و هر زمانی بی سببی عیب نجوید و خشم نگیرد و طلب خرید و فروخت و طلاق نکند.۱
۱. کیمیای سعادت، ج ۱، ص ۳۲۳.
اهمیت وفاداری
حکایت سَقّایی بود اندر شهرِ بخارا که سی سال اندر خانه زرگری آب می آورد، و آن زرگر زنی داشت نیکو و پارسا و با کمال و جمال و عاقل و پوشیده. روزی سَقّا آب به خانه زرگر آورد، و زن در میانِ سرای ایستاده بود. سَقّا دستِ زن بگرفت و فشرد و برفت. چون شوهر درآمد، زن گفت: راست بگو که امروز چه کرده ای که خدای را در آن رضا نبوده است؟ مرد گفت: هیچ نکرده ام. زن گفت اگر راست نگویی، من بعد از این در خانه تو نباشم و روی من نبینی. مرد گفت: ای زن امروز زنی به دکان من آمد و از بهر او دست بندی آوردم؛ دست بیرون آورد و آن را در دست کرد سخت نیکو بود، دست او بگرفتم و فشردم.
زن گفت: الله اکبر، تو این نکردی مگر اینکه این سقا که سی سال است تا در این سرای می آمد و هرگز خیانت نکرده بود، امروز چاشتگاه دستِ من بگرفت و فشرد.
مرد گفت: ای زن توبه کردم، مرا حلال کن. زن گفت خدای تعالی عاقبت کار ما به خیر انجاماد.
دیگر روز سقّا بیامد و پیش زن در خاک بغلتید و گفت: ای کدبانو مرا حلال کن که دی ابلیس مرا از راه ببرد. زن گفت برو که آن خطا نه تو کردی شوهر من کرد، و آن قصاص او بود در دنیا.۱
۱. نصیحه الملوک، صص ۲۷۹و۲۸۰.
شیوه مباشرت با همسر
توصیه چون شخصی زنی اختیار کند، باید تا طعام وی از وجه حلال دهد و کابینش۱ از حلال بپردازد. و تا از حقوق خداوند ـ تعالی ـ و اوامرِ وی چیزی باقی باشد بر وی، به بهره نفس خود مشغول نشود. و چون آن را به جای آرد، قصد جماع با وی کند. و حرص و مراد خود سویی نهد، و با خداوند ـ تعالی ـ بر وجه مناجات بگوید:
بار خدایا! شهوت اندر خاک آدم تو سرشتی برای آبادانی عالم، و خود خواستی که مرا این مصاحبت باشد. یارب، این مصاحبت من دو چیز را گردان: یکی برای دفع حرص حرام به حلال، و دیگر فرزندی صالح و پسندیده ارزانی دار، نه فرزندی که دل من از تو مشغول گرداند.۲
۱. کابین: مهریه زن.
۲. کشف المحجوب، ص ۵۳۲.
خرج کردن برای همسر
نکته ثواب نفقه کردن بر عیال بیشتر از ثواب صدقه است.۱
۱. کیمیای سعادت، ج ۱، ص ۳۱۷.
غذا خوردن با همسر
توصیه باید که هیچ طعامِ خوش تنها نخورد. و اگر خواهد که تنها خورد، پنهان خورد؛ و طعامی که نتواند مهیا کند، وصف آن در پیش ایشان نکند.
و نان با اهل خانه خورد ـ بر سر خوان ـ چون مهمان ندارد.
و اصل آن است که آنچه نفقه کند از حلال به دست آرد، که هیچ خیانت و جفا بیش از آن نبوَد که ایشان را به حرام پرورد.۱
۱. همان.
همسر خود را با خود مقایسه نکردن
حکایت زنی خردمند را پرسیدند: هنر زنان چیست؟ گفت: عیب مردان چیست؟ گفتند: بخیلی و بددلی. گفت: این هر دو هنر زنان است.۱
۱. نصیحه الملوک، ص ۲۶۹.
زن بدخو
لطیفه زنی بدخو و زشت رو بیمار شد. به شوهرش گفت: اگر من بمیرم، تو بدونِ من چگونه زندگی خواهی کرد؟ گفت: اگر نمیری، چگونه زندگی کنم؟۱
۱. گنجینه لطایف (بازنویسی لطایف الطوایف)، ص ۱۱۶.
زن آزاد!
لطیفه دو مرد ثروتمند به همراه فقیری به حجّ رفتند. وقتی به مکه رسیدند، یکی از آن دو ثروتمند گفت: من به شکرانه زیارت خانه خدا غلامِ خود مبارک را آزاد کردم. دیگری گفت: من به شکرانه زیارت کعبه، کنیزک خود گُلشکر را آزاد کردم. مرد فقیر گفت: من غلام یا کنیزی ندارم که آزاد کنم، پس به شکرانه این سعادت، مادرِ فرزندانِ خود را آزاد کردم!۱
۱. همان، ص ۱۱۴.
فرزندان و آداب تعامل با آنها
توصیه به تنظیم خانواده
حکایت به کبوتر گفتند: چطور است که تو دو بچه بیشتر نمی آوری و مانند مرغ خانگی بر بیشتر از آن قوّت نداری؟
کبوتر گفت: بچه کبوتر از چینه دان مادر و پدر غذا می خورد و جوجه مرغ خانگی از زباله دان؛ از یک چینه دان غذای بیش از دو بچه نمی توان داد، اما از نیم مزبله روزی هزار جوجه را سیر توان کرد.
خواهی که شوی حلال روزی
همخانه مکن عیال بسیار
دانی که درین سراچه تنگ۱
حاصل نشود حلال بسیار۲
حکایت یکی از بزرگان، اسکندر مقدونی را گفت: ای پادشاه! خداوند به تو پادشاهی بزرگ و گسترده ای داده و تو را بر همه سلاطین جهان پیروز کرده است، اکنون هنگام آن است که زنان بسیاری به عقد خود درآوری تا فرزندان بسیار بیاورند و پس از تو نامت را جاودانه بدارند. اسکندر گفت: یادگار مرد، نه فرزند او، بلکه خصلت های نیکو و ارجمند اوست.۳
۱. سراچه تنگ: کنایه از دنیا.
۲. بازنویسی بهارستان جامی، صص ۱۶۶و۱۶۷.
۳. گنجینه لطایف (بازنویسی لطایف الطوایف)، صص ۳۳و۳۴.
راه داشتن فرزندان خدایی
نکته لقمه خوری هر جایی و کار کنی ریایی و زَنْ خواهی هوایی۱ و فرزند خواهی خدایی، زهی مردِ سودایی!!۲
۱. هوایی: از سر هوا و هوس.
۲. سودایی: خیال پرور. مجموعه رسائل خواجه عبدالله انصاری، ج ۲، ص ۴۶۹.
دوران تولد و کودکی
توصیه ادبِ تولد فرزند آن است که چون به دنیا آمد، در گوش راست وی بانگ نماز بگوید و در گوش چپ اقامه؛ که در روایت است که هر فرزند که با وی چنین کنند، از بیماری کودکانه ایمن شود.
و وی را نام نیکو برنهد. و در حدیث است که دوست ترین نام ها نزد خدای ـ عزوجل ـ عبدالله و عبدالرحمن و چنین نام هاست. و کودک اگرچه از شکم بیفتد،۱ سنت چنان است که وی را نام برنهند. و عقیقه۲ سنت مؤکد۳ است.
و سنت است که چون فرزند بیاید، کام وی باید به شیرینی باز کردن، و روز هفتم موی وی بستردن،۴ و هم وزن موی نقره یا زر به صدقه دادن.
و دختر، مبارک تر بود، و ثواب در وی بیشتر بود…. ۵
۱. از شکم بیفتد: سقط شود.
۲. عقیقه: گوسفند و جز آن که در هفته نخست تولد فرزند قربان کنند.
۳. مؤکد: تأکیدشده.
۴. بستردن: تراشیدن.
۵. کیمیای سعادت، ج ۱، ص ۳۲۰.
نام نیکو بر فرزند نهادن
توصیه اگر خداوند پسری به تو داد، اولین کار این است که نامی زیبا بر او بگذاری که از مهم ترین حق های پدران بر فرزندان، یکی این
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 