پاورپوینت کامل بر بال ملائک ۴۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بر بال ملائک ۴۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بر بال ملائک ۴۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بر بال ملائک ۴۰ اسلاید در PowerPoint :
>
۵۳
گفتگو با همسر فداکار شهید مهدی باکری
زمان انجام این مصاحبه به طور اتفاقی مصادف بوده است با ۲۴ بهمن ماه، سالگرد ازدواج خانم مدرس و شهید باکری
یاس: ضمن تشکر از این که ما را به حضور پذیرفتید، به عنوان اولین سؤال خودتان را معرفی نموده و از شروع ازدواجتان با شهید
باکری برایمان صحبت کنید.
من صفیه مدرس همسر شهید باکری هستم.
در سال ۱۳۵۹، درست بعد از ۴۰ روز که از مراسم عقدمان می گذشت، ایشان راهی جبهه شدند. ما در طول ۴ سالی که زندگی
مشترک داشتیم ایشان دائما در جبهه ها حضور داشتند. در اوایل فعالیت ها، ایشان در شورای جهاد مشغول بودند و پس از مدتی به
عضویت سپاه پاسداران در آمدند و بلافاصله جهت پاک سازی مناطق آذربایجان از عناصر ضد انقلاب، راهی منطقه شدند.
پس از مدتی به لحاظ ضرورت حضور در میادین و جبهه های جنگ، راهی مناطق جنگی جنوب کشور شدند که بنده هم بعد از
یک ماه به ایشان ملحق شدم.
یاس: قطعا هر فردی جهت ازدواج دارای ملاک و معیارهایی است. معیارهای شما برای ازدواج با شهید باکری چه بودند؟
در سال های ۵۴ تا ۵۶ که سالهای حساس مبارزه بر علیه رژیم پهلوی بود و جوانان مبارز طبق رویه های قرآن و نهج البلاغه عمل
می نمودند، ما هم جهت ازدواج بر این باور بودیم که معیاریمان تنها رضایت خداوند متعالی باشد.
در آن اوایل به شهید مهدی گفتم تا بیکار هستیم مسافرتی با هم برویم که ایشان موافقت نکردند و گفتند که من الآن به ظاهر
مشغول کاری نیستم ولی در حال تفکرم که چه باید انجام دهم پس بیکار نیستم. تقریبا تا حدود ۳ ماه ما مانند عروس و دامادهای
معمولی زندگی می کردیم، ولی پس از ضرورت های جدی که انقلاب می طلبید دیگر زندگی ما متحول شد و مسیر خودش را
عوض کرد.
بعد از شهادت آقا حمید، برادر شهید مهدی دیگر ایشان حضور جدی و فراوانی را در جبهه ایفا می کردند به طوری که هر ۴۰ روز یا
۲۰ روز یکبار به خانه سرمی زد.
و اما معیارهای ما در اوایل زندگیمان عبارت بودند از: ۱- اتکاء به خدای متعال ۲- دوری از تجملات ۳- داشتن زندگی ساده ۴-
رعایت تقوای الهی; شهید مهدی همیشه می گفت ملاک من جهت زندگی، رضایت حق تعالی است، مکان و نحوه زندگی برایم
تفاوتی ندارد. همین روحیه ایشان عاملی بود جهت صفا و نورانیت زندگی مشترک ما در اوایل دوران ازدواج و پس از آن.
یاس: انتظارات شما در اوایل زندگی، چه مسائلی بودند؟
انتظاراتی که شهید باکری از من داشتند این بود که فعالیت دوران مجردی ام ادامه پیدا کند و تعطیل نشود. به لحاظ این که بنده
تا قبل از ازدواج به نحو چشمگیری در اغلب فعالیت های فرهنگی – سیاسی شرکت داشته و فعالیت می کردم.
انتظاری من هم این بود که فرصت بیشتری را در منزل صرف نمایند. یادم هست یکبار به ایشان گفتم آیا ممکن است وقتی را برای
رفتن به نماز جمعه بگذارید، تا فردا با هم به نماز جمعه برویم؟ در جوابم گفت:
خوب است ولی باید به صدام بگویم که روز جمعه، جنگ را تعطیل کند تا من همراه خانمم به نماز جمعه بروم. می خواهم بگویم
که ایشان جنگ را مقدم بر تمام خواسته ها و انتظارات زندگی مشترکمان قرار داده بودند.
یاس: امروزه بسیاری از دختران را شاهد هستیم که می خواهند آغاز و معیار زندگی شان همانند توصیف هایی که کرده اید باشد،
ولی یا محیط اجازه نمی دهد یا اصولا زندگی آنها پس از مدتی حالت عادی بخودش می گیرد. جهت دوری کردن از این حالت شما
چه راه حلی را پیشنهاد می دهید؟
بله شرایط زمان و مکان تاثیر دارد. وضعیت و دوران فعلی غیر از دوران ازدواج ماست. معیارهای آن زمان با الان فرق دارند.
هدف ما در آن زمان در معیارهایمان، تنها مبارزه با بدعت ها و سنت های غلط بود. به عنوان مثال ما به جای حلقه طلا و… تنها به
یک حلقه ۸۰۰ تومانی بسنده کردیم آن هم برای این بود که ارتباط ما را بر قرار کند. ما هرگز سراغ خرید آینه شمعدان وسایل دیگر
نرفتیم و حتی شیرینی عقد ما را خواهر مهدی آوردند.
یادم نمی رود در روز خرید حلقه، مهدی گفت نظر شما در مورد مهریه چیست؟ گفتم هر چه شما بگوئید. ایشان گفت: نظر من یک
جلد قرآن مجید و کلت کمری است. گفتم: نظر من همین است. وقتی آمدیم خانه مادرم پرسید چه خبر؟ من هم قضیه مهریه را
گفتم و مادرم خبرش را به پدرم داد. پدرم گفت این کارها درست نیست مردم برای ما حرف درست می کنند، سعی کنید لااقل یک
سکه ای یا چیز دیگری رادر مهریه قرار دهید. من اصرار کردم که اصلا راضی نیستم.
یادم هست که همیشه در انتخاب خواستگارهایم ملاک هایی را در نظر داشتم که وقتی شهید مهدی آمد دیدم همان مطلوب و
گمشده من است و من می توانم با ایشان یک زندگی همراه با تفاهمی را داشته باشم.
کل وسایل زندگی ما در شروع زندگی مشترکمان، کادوهایی بود که به ما داده بودند و ۲ تخته فرش ماشینی.
فرش را در یک اطاق پهن کردیم و اطاق دیگر را هم موکت کردیم. آقا مهدی می گفت بیا هر دو اطاق را موکت کنیم و فرش ها را به
مسجد تازه تاسیسی که چیزی ندارد اهدا کنیم. حتی ما تمام کادوهایمان را دادیم و کلمن خریدیم چون شنیدیم جبهه ها محتاج
کلمن هستند و تمام آنها را به جنوب ارسال کردیم.
در مراسم عقد ما غیر دوستان مشترکمان و خواهر و برادرهایمان، کسی دیگر را دعوت نکردیم که کل مراسم هم یکساعت طول
نکشید. پس از مراسم تمام مردها رفتند و مهدی تنها نشسته بود در اتاق، من پیش او رفتم که دیدم یک شلوار سپاهی و یک اورکت
پوشیده که رنگ و روی شلوار هم رفته بود. هنوز ۵ دقیقه نگذشته بود که ماشینی از سپاه آمد و ایشان را برد و بعد برای شام با
اصرار خانواده برگشتند.
آن شب اتفاقا برق رفت و ما در تاریکی و در سایه چراغ نفتی شام را با هم خوردیم و بعد ایشان با ماشین سپاه رفتند.
یاس: تاریخ مراسم عقد شما چه بود؟
۴۰ روز پس از شروع جنگ در تاریخ ۱۱ آبان ۱۳۵۷ که ۳ ماه بعد هم مراسم عروسی ما در ۲۴ بهمن صورت گرفت.
یاس: اگر الان هم زمان به عقب برگردد و شما بخواهید از اول شروع کنید آیا ملاک و معیار شما همان ملاک و معیارهای سال
۱۳۵۷ خواهد بود؟
بله اگر آقا مهدی برگردد باز حاضرم با همان شرایط زندگی مان را شروع کنیم البته عمل دختران امروز به شرایط در دوران فعلی
برمی گردد که تا چه ح
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 