پاورپوینت کامل بحران در علوم انسانی معاصر (۱) ۴۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
6 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بحران در علوم انسانی معاصر (۱) ۴۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بحران در علوم انسانی معاصر (۱) ۴۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بحران در علوم انسانی معاصر (۱) ۴۸ اسلاید در PowerPoint :

>

۲۰

یکی از مسائلی که در گستره علوم انسانی در سطح اندیشوران مطرح است موضوع «بحران در علوم انسانی معاصر» می باشد که
گاهی به «بحران محنت » هم تعبیر می شود . (۱)

به نظر می رسد این مسئله را می توان در دو قسمت بررسی کرد: نخست در رابطه با «علوم انسانی معاصر» و بحران هایی که در آن
وجود دارد و سپس درباره «علوم انسانی » . چون درصدد بررسی قسمت اول نیستیم فقط نمای کلی بعضی از مسایل آن را مطرح
کرده سپس به بخش دوم می پردازیم .

نشانه های بحران در علوم انسانی معاصر

از میان سخنان کسانی که درباره «نشانه های بحران در علوم انسانی معاصر» بحث کرده اند، می توان این نشانه ها را یافت:

اولین نشانه «ناکامی در اهداف و آرمان ها» است، بدین معنا که علوم انسانی را در خصوص ادعاهایی که در قرن اخیر درباره «تامین
عدالت اجتماعی »، «مبارزه با جهل »، «تعصبات قومی » و غیره داشته ناکام و ناموفق دانسته اند و عموما معترف اند که نتوانسته این
آرمان ها و اهداف را تامین کنند .

دومین نشانه « جهت گیری سازشی و انطباقی » است . به این معنا که این علوم به جای آن که در ساختارهای اجتماعی دنیای
کنونی تغییر و تحول ایجاد کنند، بیشتر در مسیر حفظ و تداوم وضع موجود قدم گذاشتند (علت تعبیر به « جهت گیری سازشی و
انطباقی » نیز همین است) و دو «دیدگاه سازشی » و «دیدگاه زایشی » را ذکر می کنند و معتقدند، علوم کنونی قبل از آن که در پی به
هم ریختن و تغییر و تحول های بنیادی باشد، متمایل به دیدگاه سازشی شده است و می خواهد وضع موجود را تحلیل و تبیین کند
. به تعبیر دیگر، در علوم معاصر، بیشتر، راه های سازش افراد و جامعه با محیط عنوان می شود .

سومین نشانه «نارسایی در روش » است . به این معنا که علوم انسانی از ارائه یک قانون نسبتا عام و فراگیر ناتوان است و در دایره
تحلیل مسایل انسانی قدرت ارائه چنین قانون عام و فراگیری را ندارند . علت آن را هم پیروی از الگوهای روش شناسی علوم
تجربی در شناخت مسایل انسانی ذکر می کنند; یعنی دلیل ناتوانی ارائه یک قانون عام و نسبتا فراگیر را در سرایت دادن روش
شناخت علوم تجربی به تحلیل مسایل انسانی می دانند .

به تعبیر دیگر وقتی از «انسان » تفسیر مادی ارائه دهند و روش حسی هم قدرت ارائه قانون فراگیر نسبت به علوم مادی را داشته
باشد پس در این جا هم، باید قدرت فراگیری داشته باشد . در حالی که اگر درباره صوت، نور، حرکت و دما که مقوله های
مختلفی اند، یک روش فراگیر مادی باشد همان روش فراگیر نمی تواند در علوم انسانی نیز یک نظر واحد بدهد . البته کسانی که از
این زاویه اشکال می کنند قبول دارند که موضوع علوم تجربی و انسانی متفاوت است .

علاوه بر این، اذعان دارند روشی که در شناخت مسایل انسانی به کار می رود باید با مسایل تجربی متفاوت باشد; یعنی این دو فرض
را مقدمه قرار داده و سپس ادعا می شود که همان گونه که ما در مسایل علوم تجربی قوانین عام و نسبتا فراگیر داریم، باید در علوم
انسانی هم این گونه باشد . اما به علت آن که علوم موجود توان ارائه قوانین عام را ندارند در شناخت مسایل انسانی دچار بحران و
محنت اند .

نکته چهارمی که می توان در نظریات متقدمین یافت، مسئله «تزلزل در بنیان ها» است . اینان معتقدند چون مبانی نظری علوم
انسانی موجود از «فلسفه اومانیزم » اخذ شده بیشتر افرادی که در این مورد نظر داده اند دیدگاه هایشان بسیار متفرق، ناهماهنگ و
بلکه متضاد با همین مبانی بوده است . لذا چندان واضح نیست که حتی کیفیت انتساب به همین ریشه اومانیزم هم صحیح باشد .
یعنی اگر بپذیریم مبنا اومانیزم است باز معلوم نیست آن چه در صحنه علوم انسانی معاصر ارائه می شود به چه میزانی با آن مبنا
هماهنگی داشته باشد .

دیدگاه های مطرح در علوم انسانی اسلامی

قسمت دوم بحث، مسئله «علوم انسانی – اسلامی » است که در این مورد – به خصوص پس از انقلاب – در داخل و بعضا خارج از
کشور نظریاتی مطرح شده که با یک جمع آوری صورت گرفته، حدود شش نظریه به دست می آید:

الف: نظریه انفعالی

عنوان دیدگاه اول را «نظریه انفعالی » ذکر کرده اند . همان نظریه ای که به اندیشه عالمان اسلامی بازگشت می کند و معتقد است:
علوم انسانی معاصر به صورت مطلق باطل اند و در نتیجه آن ها را یکسره رد می کنند . راه حل مسئله را هم این می دانند که باید به
همان نظریات علمای اسلامی در سده های پیشین بازگشت و در مسایل کنونی از آن ها بهره برد و همان ها را جایگزین کرد . (۲)

ب: نظریه دستگاه معیار

صاحبان این دیدگاه معتقدند باید مقایسه ای بین یافته ها و دانش علوم انسانی معاصر با اصول و مبانی مکتب اسلامی صورت
بگیرد تا آن قسمت هایی که در تضاد است کنار گذاشته شود و از آن بخش هایی هم که (در واقع) جنبه قطعی و علمی دارد استفاده
کرد . علت این که از این نظریه به دستگاه معیار، تعبیر می کنند بر همین اساس است; مثلا در بعد «روان شناسی » معتقدند
بسیاری از مسایل مربوط به روان شناسی معاصر که در تضاد با مبانی مکتب است، باید کنار گذاشته شوند و از بعضی قسمت ها در
تحلیل مسایل روانی انسان استفاده شود . (۳)

ج: نظریه رشد آزاد علوم (۴)

این نظریه بر این باور است که برای رسیدن به علوم انسانی اسلامی باید به پرورش آزاد علوم انسانی به وسیله پرورش عالمان واقف
به شرع، مسلط بر معارف دینی و متبحر در علوم اسلامی معاصر تاکید کرد . صاحبان این نظریه دو مطلب را مد نظر دارند: اول آن
که اگر بخواهیم عالمان انسانی – اسلامی داشته باشیم باید فضای رشد آزاد علم را برای آنان به وجود بیاوریم و دوم آن که داده های
دینی و غیردینی را در آن ها تقویت کنیم . اگر این برخورد دو طرفه و این فضای آزاد در محیط فرهنگی به وجود آید، آن چه که از آن
ظرف تراوش می کند قطعا علم اسلامی است و راه اسلامی کردن علوم انسانی نیز همین است . (۵)

د:نظریه پیش کشی (۶)

پس از انقلاب اسلامی کمتر فردی از علمای دینی این نظریه را دارد . در این نظریه استفاده از علوم انسانی معاصر برای مسلمین
یک ضرورت است و معتقد به پذیرش مؤدبانه این پیش کش از جانب «غرب » هستند، زیرا این امر باعث می شود که نه از مسلمانان و
نه از غرب چیزی کم بشود بلکه این پیش کش است که مسلمانان می توانند از جانب غربی ها برای خود بپذیرند و به این طریق خود
را تقویت کنند .

ه: نظریه ترکیبی (۷)

این دیدگاه معتقد است که برای بنای علوم انسانی – اسلامی باید از دو عنصر کمک گرفت:«وحی قطعی » و «عقل قطعی » . وحی
قطعی آن است که دارای علت صدور، دلالت و جهت صدور قطعی باشد و عقل قطعی نیز همان است که تکیه بر بدیهیات اولیه
می کند و غیر این ها هم «وحی ظنی » و «عقل ظنی » هستند . بنابراین اگر بخواهیم به علوم انسانی – اسلامی دست یابیم باید
ترکیبی از «وحی قطعی » و «تجربه قطعی » به وجود آوریم و اگر بین ظنی ها با قطعی ها نیز تعارضی پیدا شد واضح است که در
«تعارض »، امر«قطعی » ترجیح دارد و البته دلیلشان هم نیز همان اصل «امتناع اجتماع نقیضین » است . بنابراین:

اولا: تعارض بین عقل قطعی و وحی قطعی بر اساس اصل امتناع اجتماع نقیضین محال است، ثانیا: اگر تعارضی هم به وجود آمد
هر جا که قطعی بود، «قطعی » را بر «ظنی » ترجیح می دهیم، زیرا ادله ظنی در تور ادله قطعی هستند . و علت آن که معارض قرار
نمی گیرند این است که

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.