پاورپوینت کامل نگاه آفتاب به سمت توست ۱۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نگاه آفتاب به سمت توست ۱۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نگاه آفتاب به سمت توست ۱۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نگاه آفتاب به سمت توست ۱۸ اسلاید در PowerPoint :

>

۲۴

مجید ملامحمدی

گفتم: دل شکسته ام را تو مرهمی، تو دوایی. گفتم: قلبم بی تو، بی بهار است و پرخزان. گفتم: می مانم تا تو بیایی. می مانم تا به یال سپید اسبت
موج بیفتد و من آن را، از روی بلندترین خاکریز ببینم. می مانم تا فانوس نگاهم با دیدن موج موج پیراهنت، شعله ور گردد. آی مولای مهربان
من سلام!

دیشب در باغ مثل دریای آسمان جستجویت کردم. وقتی که کمیل به سنگرم آمد. وقتی ریش سپید برفی اش را بوییدم و بوی گل محمدی،
دلم را بی قرار کرد. آن قدر در کناره ها و لا به لای قایق های ابری، ستاره های مثل ماهی را کنار زدم تا شیرینی مهتابی فانوس نگاهت را بنوشم؛
اما باز من ماندم و یک دریای بزرگ و مواج بی تو. دست به دامن کمیل هم که شدم باز هم نیامدی و باز آسمان از تو خالی بود.

دیشب برای نماز شب، جبهه غلغله بود. ستاره ها چشمک پران، سنگرها منوِّر باران و رود اروند پرخروش. بیداری در چشم بچه های
گردان ما مثل شبنم می درخشید. آی مولای مهربان من! مثل پروانه ای که بر بوته بوته های گل سرخ فرود می آید و شاخک هایش را غرق در
عطر چسبنده شان می کند، به سجاده های سبز، به دست های پر قنوت باران خورده و به چشم های مثل چشمه غرق در قل قل دعا سلام گفتم.
آهسته کنارشان ایستادم. بویشان کردم. سنجاقکشان شدم. برایشان پرپر زدم. به پایشان بال افشاندم. تا به خاطر آن ها به مردمک دلتنگ
چشم هایم، لبخند بزنی و عکس زیبایت در دلم قاب شود؛ اما تو را نیافتم. بی تو واماندم و باز من بودم و دل شکسته، شکسته، شکسته… .

کجایی، کجایی آی مولای مهربان من!

امروز صبح دشمن پاتک زد. تانک هایش مثل لاک پشت جلو آمدند. لوله هایشان به طرفمان نشانه رفته بود. توپخانه پر کارشان، یک نفس
صدا داد و آتش فرستاد. خط ما شد یک دشت. مثل دشت تازه برنجکاری شده تشنه ای که ابرهای آسمانی، با سخاوت تمام، به جوابش می آیند.
درشت درشت بر سرش می بارند و وصله های ابری شان را بر پیراهن، تکه تکه می دوزند. توپ ها زمین و زمان را با غرششان به هم دوختند.
قناسه زن هایشان ۱ از گوشه و کنار سنگرهای بتونی شان، افتادند به شکار. گو آن که فصل شکار بود، با یک آسمان پر از مرغابی سفید. من گفتم:
حالا وقتش است. حالا که طعم دعا حتما به رنگ درخت طوبی خواهد بود؛ به زیبایی سدرهُ المنتهی.۲ به خوش بویی کوثر بهشت که در ملک
خانم فاطمه الزهرا(علیهاالسلام) است. حالا فرصت قنوت است با دستی شبیه دو بال کبوتر، چسبیده به هم نرم و لرزان. رقص باران توپ ها تمام
نشد و پشت بندش خمپاره ها به زیارت ما آمدند. آسمان داشت طغیان می کرد و برایمان سیل می آورد. تانک ها می آمدند و جیغ چرخ هایشان
گوشنوازمان می شد. گریه کردم مثل گریه شمع؛ بی صدا و آرام. گفتم: می خواهم از پشت این سنگر سیل گرفته، کاکل موهایت را ببینم. ردای
سبزت را ب

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.