پاورپوینت کامل بررسی دنباله قیام حسینی در شام و اربعین ۴۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بررسی دنباله قیام حسینی در شام و اربعین ۴۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی دنباله قیام حسینی در شام و اربعین ۴۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی دنباله قیام حسینی در شام و اربعین ۴۹ اسلاید در PowerPoint :

>

۳۰

اشاره

پس از آن که حضرت زینب «علیهاالسلام» با خطبه پر شکوه و
بلند آوازه خود در مجلس یزید از فاجعه روز عاشورا پرده برداشت، وجدان های غافل
و خواب آلوده، به خود آمدند و جوش و خروشی در مردم شام پدیدار گشت. سخنان روشن
گرانه زینب «علیهاالسلام» و امام سجاد «علیه السلام»، اساس تفکر در حادثه کربلا
را در ذهن ها بنا نهاد و مردم شام تا اندازه ای حقیقت را دریافتند و این آغاز
حرکت جدیدی در تکمیل قیام عاشورا بود که مقاله حاضر نگاهی اجمالی بدان دارد.

اوضاع شام پس از شهادت امام

یزید با دیدن اوضاع نابسامان شام، آزادگان را در خرابه ای
جای داد که سقفی نداشت و دیوار آن ترک برداشته بود، به گونه ای که اهل بیت
«علیهم السلام» می ترسیدند دیوار بر سرشان خراب شود. روزها از شدت گرما و شب ها
از سوز سرما، در آن خرابه آرامش نداشتند و تشنگی و گرسنگی، آن ها را تهدید
می کرد.

اسیران عزادار، روزها به عزاداری و گریه بر مصیبت های خود می پرداختند و این
گونه، مردم را از فجایع کربلا آگاه می ساختند و از چهره کریه عاملان آن فجایع
هولناک، پرده بر می داشتند.

شیخ صدوق «ره» می نویسد: «یزید دستور داد اهل بیت امام حسین
«علیه السلام» را به همراه امام سجاد «علیه السلام» در خرابه ای زندانی کنند.
آن ها در آن جا نه از گرما در امان بودند و نه از سرما؛ به گونه ای که بر اثر
نامناسب بودن آن محل و گرما و سرمای هوا، صورت های شان پوست انداخته بود».

در میان ناله و اندوهِ بانوان اسیر شده از زنجیر ستم، کودکان مظلومی به چشم
می خوردند. آنان در حالی که گرسنه بودند، هر روز عصر با لباس های کهنه جلوی در
خرابه صف می کشیدند و مردم شام را که دست کودکان شان را گرفته بودند و با آذوقه
به خانه های شان بر می گشتند، غریبانه تماشا می کردند و آه حسرت می کشیدند.
دامان عمه را می گرفتند و می پرسیدند: «عمه! مگر ما خانه نداریم؟ پدران ما کجا
هستند؟» حضرت زینب «علیهاالسلام» نیز برای تسلای دل کوچک و غم دیده آنان
می فرمود: «چرا عزیزانم! خانه شما در مدینه است و پدران تان به سفر رفته اند».

امام سجاد «علیه السلام» در مورد ویرانه شام می فرماید: «در مدت اسارت مان در
خرابه شام، چه رنج ها و مصیبت هایی که ندیدیم! روزی دیدم عمه ام زینب
«علیهاالسلام» دیگی را روی آتش گذاشته است. پرسیدم: عمه! در این دیگ چیست؟ پاسخ
داد: دیگ خالی است، ولی چون کودکان گرسنه اند، برای این که آنان را ساکت کنم،
وانمود کردم که می خواهم برای شان غذا بپزم تا با این بهانه آنان را خواب کنم».

نقل شده است که کودکان گرسنه پیوسته پیش حضرت می آمدند و از گرسنگی ناله
می کردند تا آن جا که دل زنان شام به رحم می آمد و برای آنان آب و غذا
می آوردند.

امام صادق «علیه السلام» از زبان امام سجاد «علیه السلام» نقل فرموده است:
«وقتی اهل بیت «علیهم السلام» را در ویرانه جای دادند، یکی از آنان با دیدن وضع
ناهنجار و دیوارهای ترک خورده گفت: این ها ما را در این خرابه جای داده اند تا
این دیوارها بر سرمان خراب شود و ما را بکشند. پاسبانان خرابه به زبان رومی به
هم گفتند: این ها را ببینید که از خراب شدن دیوارها بر سرشان می ترسند با آن که
فردا آن ها را بیرون خواهند کشید و خواهند کشت. علی بن الحسین «علیه السلام»
فرمود: جز من، هیچ یک از اهل خرابه زبان رومی نمی دانست».

در خرابه شام چنین وضع اسفناکی حکم فرما بود. حتی در بعضی منابع تاریخی آمده
است: چند تن از کودکان از شدت سرما و گرما و گرسنگی در خرابه جان باختند.

آغاز رسوایی حاکمیت

یزید با مشوّش شدن افکار عمومی مردم شام بر اثر جنایت های
خود که با وفات حضرت رقیه «علیهاالسلام» شدت گرفته بود، مصلحت را در آن دید که
از شدت فشار بر اهل بیت «علیهم السلام» بکاهد و آنان را از بند اسیری آزاد کند.
او آنان را مخیّر گذاشت که به مدینه باز گردند یا در شام بمانند. امام سجاد
«علیه السلام» و حضرت زینب «علیهاالسلام» تصمیم گرفتند که پس از برپایی مجلس
عزای عمومی، شام را به مقصد مدینه ترک کنند؛ زیرا از هنگام شهادت امام حسین
«علیه السلام» و یارانش، اهل بیت «علیهم السلام» نتوانسته بودند برای آنان
عزاداری کنند و دشمن، آنان را از این کار باز داشته بود. یزید بر خلاف میل
باطنی اش ناچار شد این شرط را بپذیرد؛ زیرا به خوبی می دانست برپایی سوگواری از
سوی قهرمان کربلا؛ حضرت زینب «علیهاالسلام» پایه های حکومت استبداداش را سست
خواهد کرد.

با این حال، به دلیل تدابیری که برای جلوگیری از موج
فزاینده اعتراض ها و نارضایتی های مردم اندیشیده بود، ناگزیر این شرط را
پذیرفت. یزید در مرکز شهر، خانه ای را برای عزاداران در نظر گرفت و دستور داد
زنان شام برای تسلیت گویی به حضرت زینب «علیهاالسلام» و برپایی مجلس عزا (که
البته زیر نظر جاسوسان بود) در آن خانه حضور یابند. با انتشار این خبر در شهر،
تمامی زنان هاشمی با لباس سیاه در مجلس حضور یافتند و به زینب «علیهاالسلام»
تسلیت گفتند.

زنان بنی امیه و بنی مروان نیز با زینت و زیورشان به مجلس
آمدند و به زینب «علیهاالسلام» تسلیت گفتند. البته شنیدن مصیبت های کربلا که از
زبان دختر علی «علیه السلام» بیان می شد، انقلابی شگرف در دل شان ایجاد کرد و
آنان نیز با پوشیدن لباس سیاه، ابراز هم دردی کردند.

هفت روز در شام مجلس عزاداری بر پا شد. شام روحیه انقلابی گرفته بود و نزدیک
بود سیل خروشان انتقام و نارضایتی، حکومت یزید را در هم بشکند.

شام در آستانه انقلاب

این شهرِ خاموش و ماتم زده، دیگر مانند چند روز پیش نبود که
اسیران بدان وارد شدند. مردم شام کم کم سیاست رسوا شده تبلیغات سوء یزید را
علیه این خاندان شناخته بودند. چهره شهر تغییر کرده بود؛ مردمی که چندی پیش از
کاروان اسیران با آتش و خاکستر استقبال کرده بودند، اینک با شرمندگی و احترام
با اسیران رفتار می کردند.

مردم شام با درک برخی واقعیت ها در آستانه استحاله ای بزرگ
قرار گرفته بودند. آسمان اندیشه آنان که با اسلام تحریف شده معاویه و ترور
شخصیت علی «علیه السلام» و خانواده اش، سیاه و غبارآلود شده بود، با خطبه های
توفنده زینب «علیهاالسلام» و امام سجاد «علیه السلام» آفتابی و روشن شد. این
موج ناخشنودی به سرای خاموش یزید نیز رسوخ کرده بود و تنها خروج اهل بیت
«علیهم السلام» بود که می توانست آسایشی کوتاه، آن هم در شام برای او ایجاد
کند. از این رو، کاروان اسیران را از شام خارج کرد.

گامی به سوی اربعین

شتران آماده حرکتند و یزید برای حفظ شوکت پوشالی و به نمایش
گذاشتن دست و دل بازی خود به جهت فریب مردم، دستور داده است محمل ها را زینت
کنند! اما زینب «علیهاالسلام» با دیدن هودج های بزک شده فرمود: زیورها را از
محمل شتران باز کنند و محمل ها را سیاه پوش سازند. مردم شام به بدرقه آمده اند،
ولی خجالت و شرمندگی از نگاه هایشان می بارد. با شرمساری و سر افکندگی، رکاب
زینب «علیهاالسلام» و کودکان را گرفتند و آنان را بر هودج های سوگ نشاندند.
بانگ جرس بلند شد. زینب «علیهاالسلام» سر از کجاوه بیرون آورد و به عنوان آخرین
پیام به شامیان فرمود:

ای مردم شام! ما از این شهر می رویم، ولی در آن ویرانه
امانتی از ما پیش شما باقی می ماند. جان شما و جان این امانتِ لطمه خورده!
هرگاه کنار قبرش رفتید، آبی بر مزار کوچکش بپاشید و چراغی کنارش روشن کنید که
او در این شهر غریب است.

کاروان آهسته آهسته گام بر می دارد و از شهر و نگاه های غم گرفته

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.