پاورپوینت کامل حسین «علیه السلام»، رادمرد افتخار و عزت ۴۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل حسین «علیه السلام»، رادمرد افتخار و عزت ۴۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حسین «علیه السلام»، رادمرد افتخار و عزت ۴۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل حسین «علیه السلام»، رادمرد افتخار و عزت ۴۳ اسلاید در PowerPoint :

>

۲۶

اشاره

در این نوشتار قصد آن داریم نمونه هایی از دریای معارف،
کرامات، اخلاق، موضع گیری های زیبا و دقیق امام حسین «علیه السلام» را به نظاره
بنشینیم. بدیهی است این مقدار قطره ای از اقیانوس عبرت هاست. اما افسوس که از
بسیاری از آن ها بی خبریم و حتی برخی نمی دانند که امام حسین «علیه السلام»
چقدر سخنان راهگشا و متنوع دارد. اخیرا در کتاب موسوعه کلمات الحسین
«علیه السلام» یا سخنان امام حسین «علیه السلام» از مدینه تا کربلا سخنان آن
حضرت چاپ شده است.

۱. معرفت، آنچه امام را از ما خشنود می سازد

روزی عربی به مسجد آمد و گفت: ده هزار درهم دیه بر عهده من
است نزد چه کسی بروم؟ او را به عبدالله بن زبیر و عتبه بن ابی سفیان و امام
حسین «علیه السلام» هدایت نمودند. عبدالله بن زبیر گفت: من ۲۰۰ درهم می دهم.
عتبه گفت: من ۱۰۰ درهم و عرب ناچار نزد امام حسین «علیه السلام» رفت. امام
«علیه السلام» فرمود: «نحن قوم لا نعطی المعروف الا بمقدار المعرفه؛ ما قومی
هستیم که معروف (احسان و کمک) را انجام نمی دهیم مگر به اندازه معرفت و شناخت
طرف محتاج.»

پس پرسش هایم را پاسخ گو:

مرد نیازمند گفت: بپرسید.

سؤال: نجات از هلاکت در چیست؟

جواب: توکل بر خدا

سؤال: چه عملی افضل و برتر است؟

جواب: اعتماد به خدا.

سؤال: چه چیزی برای بنده در زندگی خیر است؟

جواب: علم که با حلم باشد.

سؤال: اگر این را نداشت؟

جواب: مال و ثروتی که سخاوت و بخشش آن را زینت دهد.

سؤال: اگر این را نداشت؟

جواب: مرگ برایش خوب است.

امام خندید و دو برابر عطا فرمود.

۲. غیرت حسینی در حفاظت زنان

محلی که امام حسین «علیه السلام» پس از رسیدن به سرزمین
کربلا در آن فرود آمد و خیمه زد، از آب فاصله داشت و با یک سلسله تپه ها که از
شمال شرقی تا جنوب و غرب کشیده می شد، محاصره شده بود. مجموعه این منطقه یک نیم
دایره تشکیل می داد و اهل بیت در همین محل استقرار یافته و از میدان درگیری و
نیروهای دشمن فاصله داشتند. خیمه حضرت زینب «علیهاالسلام» را پشت خیمه امام
حسین «علیه السلام» نصب کرده و بعد از آن خیمه جوانان بنی هاشم اطراف خیام زنان
و اطفال بود.

در پیام عاشورا، امام فاصله بین خیمه زینب «علیهاالسلام» و زنان و اطفال را از
محارم قرار داد. با آن که دیگر یاران امام «علیه السلام» از پاکانی بودند که
امام حسین «علیه السلام» درباره شان فرمود: بهتر و باوفاتر از اصحاب خود
ندیده ام.

بسیاری از معضلات اجتماعی از اختلاط بی مورد زنان و مردان
ایجاد می شود و دشمن می داند که اگر از حصار زنان بگذرد، تمامی قلعه را تسخیر
می کند. سزاوار است که در پیروی از امام حسین «علیه السلام» همچنان بر حجاب و
اصول مصونیت تأکید و پافشاری نماییم.

۳. حفاظت از امام و رهبر در عاشورا

همه شهیدان در روز عاشورا به یکدیگر وصیت می کردند که
نگذارید به امام گزندی برسد و از او جدا نشوید. آنان حتی هنگام شهادت این قول
را از یکدیگر می گرفتند و به همین خاطر در زیارت عاشورا، هنگام ذکر سجده
می گوییم:

«الذین بذلوا مهجهم دون الحسین «علیه السلام»؛ «آنان
(یاوران امام) کسانی بودند که خون قلب شان را به حسین «علیه السلام» بذل کردند
و قبل از او شهید شدند.»

۴. آشتی ناپذیری با دشمن اسلام و مسلمانان

هنگامی که امام حسین «علیه السلام» به دارالاماره در مدینه
دعوت می شود تا مرگ معاویه و بیعت با یزید به ایشان اعلام شود. امام حسین
«علیه السلام» می گوید: من در این شرایط بیعت نمی کنم و شما بیعت مرا برای بیعت
گرفتن از مردم خواهید. پس بیعت من در این اتاق خلوت که سه نفر بیشتر نیستم برای
شما چه فایده ای دارد؟ حاکم مدینه گفت: راست می گوید، باشد برای بعد. امام
فرمود: من باید بروم. حاکم موافقت نمود و ناگهان مروان حکم گفت: چه می گویی؟
اگر از این جا برود معنایش این است که بیعت نمی کنم. آیا اگر از این جا برود
بیعت خواهد کرد؟ فرمان خلیفه را اجرا کن؛ یعنی حالا که یزید گفته گردن مخالفان
بیعت را بزن، گردنش را بزن.

امام گریبان مروان را گرفت و او را بالا برد و محکم بر زمین
کوبید. فرمود: تو کوچک تر از این حرف ها هستی. اما مروان ساکت ننشست و فردا
دوباره امام «علیه السلام» را برای بیعت با یزید متذکّر نمود که در این جا امام
«علیه السلام» فرمود: «و علی الاسلام السلام اذقد بُلیت الامه براعٍ مثل یزید؛
آن وقت باید فاتحه اسلام را خواند که امت اسلام به رهبری مثل یزید دچار شده
باشد.»

در این جا امام «علیه السلام» از دلسوزی برای اسلام و امت
یاد می کند.

مسعودی در مروج الذهب می نویسد: یزید میمونی را لباس های
حریر زیبا می پوشاند و در کنار خود بالاتر از رجال کشوری و لشکری می نشاند.

در هر صورت امام «علیه السلام» با این مقدمات به سوی یک اقدام روشن و واضح حرکت
کرد، اما عبدالله بن زبیر جاه طلب شبانه از بیراهه به مکه فرار کرد. در شعاری
دیگر امام «علیه السلام» می فرماید:

«لا و اللّه لا اُعطیکم بیدی اعطاء الذلیل و لا أَفِرُّ
فرارَ العبید؛ نه به خدا قسم! هرگز دستم را به شکل ذلیلانه به شما نخواهم داد و
مثل بندگان فرار نخواهم کرد.»

۵. رعایت حلال و حرام در نهضت حسینی «علیه السلام»

هنگامی که عمر سعد سپاه خود را برای جنگ با امام
«علیه السلام» آماده کرد و میمنه و مسیره سپاه را منظم نمود، به افرادی که در
قلب لشکر بودند گفت: در جای خود ثابت بمانید و حسین را از هر طرف احاطه کنید تا
او را همانند حلقه انگشتری در میان بگیرید. در این هنگام امام «علیه السلام» در
برابر سپاه کوفه ایستاد و از آن ها خواست که ساکت شوند. ولی آنان سکوت نکردند و
پیوسته سروصدا می نمودند تا صدای امام به کسی نرسد. امام «علیه السلام» به آنان
خطاب کرد:

وای بر شما! چه زیانی می برید اگر سخن مرا بشنوید؟ من شما
را به راه راست می خوانم، هر کس اطاعت کند به راه صواب و درست رفته و هر که
نافرمانی کند هلاک شود و حال آن که همه شما نافرمانی می کنید.

«فقد مُلئت بطونکم من الحرام و طُبع علی قلوبکم؛ چرا که
شکم های شما از مال حرام پر شده و بر دل های شما مهر شقاوت نهاده شده است. وای
بر شما! آیا خاموش نمی شوید و گوش نمی دهید؟!»

در کتاب کیمیای محبت، در حالات مرحوم شیخ رجبعلی خیاط آمده است:

یکی از ارادتمندان شیخ می گوید: جمعی بودیم که همراه شیخ به
قصد دعا و مناجات به کوه بی بی شهربانو رفتیم. نان و خیاری گرفتیم و از کنار
بساط خیار فروش، قدری نمک برداشتیم و بالا رفتیم. آن جا که رسیدیم شیخ گفت:
برخیزید به پایین برویم که ما را برگرداندند. می گویند: اول پول نمک را بدهید
بعد بیایید مناجات کنید!

یکی از شرایط مهم اجابت دعا حلال بودن غذاست. شخصی از پیامبر

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.