پاورپوینت کامل اسطوره های تقوا ۴۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل اسطوره های تقوا ۴۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اسطوره های تقوا ۴۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل اسطوره های تقوا ۴۷ اسلاید در PowerPoint :
>
۲۱
به دنبال برگزاری اولین اجلاس تهذیب و اخلاق در حوزه ی علمیه، که اقدامی شایسته در گسترش عطر معنویت و اخلاق
و توجه روزافزون به تهذیب در حوزه های علمیه بود،پیام حوزه نیز هم زمان با انتشار شماره دوازدهم خود، اولین کتاب
پیام حوزه با عنوان راه وصال را به سالکان الی الله تقدیم کرد.
در این شماره نیز، مقاله ی حاضر را که گلچینی است از سرگذشت علمای عظیم الشان حوزه،و از سویی نشان از اهمیت و
جایگاه رفیع مرجعیت و از سوی دیگر گواهی برتقوا و خداخواهی و دقت و حزم آنان در قبول مسئولیت های الهی است،
تقدیم خوانندگان می کند.
پیام حوزه
مقدمه
ریاست، در فرهنگ اسلام، شعبه ای از دنیااست و همان سان، قابل ارزیابی است، لذاعشق به ریاست، تعلق و وابستگی و
محبت به زعامت، نکوهیده است،نه اصل آن.نفس مرجعیت و ریاست، بهترین ابزار ترویج دین و خدمت به بندگان خدا،و
ادامه ی راه انبیا و اولیا(علیهم السلام ) است. منظور این مقال، طرح پرهیز ازدنیاپرستی است نه گریز از مسئولیت دینی.
برای توضیح بیش تر، گزیده ای از سخن علامه ی مجلسی(ره) در این باره نقل می شود:
ریاست، انواع گوناگونی دارد، برخی قابل ستایش است و بعضی مورد نکوهش. از نوع ستوده، آن ریاستی است که خدای
تعالی به خواص خلق اش که عبارت اند از انبیا واوصیا(علیهم السلام ) داده است تا به هدایت و ارشاد خلایق و دفع فساد از
آنان،بپردازند. و از آن جا که اینان معصوم اند، مشمول عنایات و تاییدات ربانی ومصون از اغراض دنیوی و اهداف دنی
هستند. انگیزه ی اینان از طلب ریاست، چیزی جزدل سوزی برای مردم و نجات آنان از مهالک دنیا و آخرت نیست،
چنان که حضرت یوسف(ع) می فرماید: (اجعلنی علی خزائن الارض انی حفیظ علیم). (۱) یعنی: یوسف(ع) گفت:
«مرا سرپرست خزاین سرزمین (مصر) قرار ده، که نگهدارنده و آگاه ام.
… و از جمله ریاست هایی که به دو بخش تقسیم می شود، تصدی مقام فتوا و تدریس است.
هر که اهلیت این امور را دارد، از روی علم سخن می گوید، پیرو کتاب و سنت است وانگیزه اش، هدایت و آموزش مردم
است، او، به حق و شایسته است و ممکن است قبول ریاست بر او، واجب عینی یا کفایی باشد.
هر که شایستگی این امور را ندارد، و آیات و روایات را نفهمیده، به رای خودتفسیر می کند و بی علم، فتوا می دهد، از
کسانی است که خدای سبحان در باره ی آنان فرموده است: (قل هل ننبئکم بالاخسرین اعمالا الذین ضل سعیهم
فی الحیاه الدنیا وهم یحسبون انهم یحسنون صنعا ). (۲) یعنی: بگو آیا به شما خبر دهیم که زیان کارترین مردم در کارها، چه
کسانی هستند؟ آن ها که تلاش شان در زندگی دنیا، گم و نابود شده، با این حال می پندارند کار نیک انجام می دهند.
خلاصه آن که، ریاستی که به انگیزه و هدفی صحیح و جهتی شرعی باشد، ستوده وپسندیده است، و اگر همراه با اغراض و
اهداف پلید و جهات غیر شرعی باشد،نکوهیده است. و اخباری که از ریاست مذمت می کند، یا بر یکی از این موارد ناحق،
حمل می شود، یا بر جایی که هدف، نفس ریاست و سلطه جویی است » (۳) .
آیه الله سید حسین کوه کمری (ره)
مرحوم آیه الله سید حسین کوه کمری که از شاگردان صاحب جواهر و مجتهدی مشهور بودو حوزه ی درسی معتبری
داشت، هر روز طبق معمول، در ساعت معین، برای تدریس خارج فقه و اصول به یکی از مسجدهای نجف می آمد. روشن
است که تدریس خارج فقه واصول، مرحله ای حساس، و مقدمه ی مرجعیت است.
روزی سید از جایی برمی گشت و نیم ساعت بیش تر به وقت درس باقی نمانده بود، فکرکرد در این وقت کم اگر بخواهد به
خانه برود، به کاری نمی رسد، بهتر است به محل درس برود، به آن جا رفت، هنوز شاگردان اش نیامده بودند، ولی دید در
گوشه ای ازمسجد، شیخ ژولیده ای با چند شاگرد نشسته و تدریس می کند. مرحوم سیدحسین، درس اورا گوش کرد، با
کمال تعجب احساس کرد که این شیخ ژولیده، بسیار محققانه بحث می کند، روز دیگر راغب شد زودتر برود و به تدریس او
گوش کند، نشست و گوش فراداد و بر اعتقاد روز پیش اش افزوده گشت. این کار، چند روز تکرار شد و برای مرحوم سید،
یقین حاصل شد که این شیخ از وی فاضل تر است و او از درس این شیخ استفاده می کند و اگر شاگردان اش به درس این
شخص حاضر شوند، بهره ی بیش تری خواهندبرد.
… روز دیگر که شاگردان اش آمدند و جمع شدند، گفت: «رفقا! امروز می خواهم مطلب تازه ای به شما بگویم. آن شیخ که در
آن گوشه با چند شاگرد نشسته، برای تدریس، شایسته تر از من است و خود من هم از او استفاده می کنم، همه با هم
می رویم به درس او». و از آن روز در حلقه ی شاگردان شیخ ژولیده درآمد و این شیخ همان است که بعدها به نام حاج شیخ
مرتضی انصاری، استاد المتاخرین، معروف شد. (۴)
شیخ انصاری و سعید العلماء
مرحوم صاحب جواهر، در روزهای آخر زندگی اش که در اثر شدت بیماری امیدی به زندگی نداشت، دستور داد مجلسی
تشکیل شود که همه ی عالمان طراز اول نجف، درآن شرکت کنند.
آن مجلس، بی حضور شیخ انصاری، تشکیل شد. صاحب جواهر فرمود: شیخ مرتضی را نیزحاضر کنید! پس از جست وجو
و تفحص، دیدند شیخ در گوشه ای از حرم شریف امیرالمؤمنین (ع) رو به قبله ایستاده و برای شفای صاحب جواهر دعا
می کند. پس ازدعا، شیخ را به آن مجلس هدایت کردند.
صاحب جواهر، شیخ را بر بالین خود نشاند و دست اش را گرفته بر روی قلب خود نهادو گفت: «الان طاب لی الموت »
اکنون مرگ بر من گوارا است. سپس به حاضران سفارش کرد: «هذا مرجعکم من بعدی » این مرد پس از من مرجع و رهبر
شما خواهد بود. وبه شیخ گفت: «از احتیاطات خود بکاه و بسیار سخت گیر مباش! زیرا که دین اسلام دینی سهل و آسان
است ».
مجلس پایان یافت و پس از اندکی، پرنده ی روح صاحب جواهر به دیار قدس پر کشید ونوبت شیخ مرتضی رسید که
مرجعیت امت را بر عهده بگیرد، اما او با این که ده هامجتهد مسلم، اعلمیت اش را تصدیق کردند، از صدور فتوا و قبول
مرجعیت، خودداری ورزید و به سعید العلماء مازندرانی (م حدود ۱۲۷۰ ق) که در ایران به سر می بردو شیخ قبلا در کربلا با
وی هم درس بود و در آن هنگام او را بر خود ترجیح می دادنامه ای بدین مضمون نوشت:
هنگامی که شما در کربلا بودید و با هم از محضر شریف العلماء استفاده می بردیم،استفاده و فهم تو، بیش از من بود، اینک
سزاوار است به نجف آمده و این امر راعهده دار شوی.
سعید العلماء در جواب نوشت:
آری، لیکن شمادر این مدت، در حوزه، مشغول تدریس و مباحثه بوده اید و من دراین جا، گرفتار امور مردم، و شما در این
مسئله از من سزاوارترید.
شیخ، پس از رسیدن جواب نامه، به حرم مطهر حضرت علی (ع) مشرف شده و از آن امام بزرگ خواست که وی را در این
امر خطیر کمک کرده و از لغزش مصون بدارد. (۵)
گریه ی شیخ انصاری
خادم حرم مطهر امیرالمؤمنین(ع) می گوید:
طبق معمول، ساعتی قبل از طلوع فجر، برای روشن کردن چراغ ها، به حرم مشرف شدم،ناگهان از طرف پایین پای قبر
حضرت امیر(ع) صدای گریه ای جانکاه و ناله ای سوزناک به گوش ام رسید. بسیار در شگفت شدم، خدایا این صدای کیست؟
این گریه ی جان سوز ازکجااست؟ عادتا این وقت شب، زوار به حرم مشرف نمی شوند و….
آهسته آهسته پیش رفتم تا ببینم قضیه چیست، ناگهان دیدم شیخ انصاری، صورت برضریح مقدس نهاده و چونان مادر
جوان مرده می گرید و به زبان دزفولی با سوز وگداز، خطاب به امام علی (ع) عرض می کند: «آقای من! مولایم! ای
اباالحسن! یاامیرالمؤمنین! این مسئولیتی که ا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 