پاورپوینت کامل زندگی نامه حضرت آیه الله العظمی مرحوم شیخ زین العابدین مازندرانی ۷۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل زندگی نامه حضرت آیه الله العظمی مرحوم شیخ زین العابدین مازندرانی ۷۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل زندگی نامه حضرت آیه الله العظمی مرحوم شیخ زین العابدین مازندرانی ۷۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل زندگی نامه حضرت آیه الله العظمی مرحوم شیخ زین العابدین مازندرانی ۷۵ اسلاید در PowerPoint :

>

۹۲

مقاله حاضر برگرفته از کتاب فرزانگان بابل است که با اصلاحات
مختصر نویسنده محترم و تلخیص و ویرایش در پیام حوزه، تقدیم
خوانندگان گرامی می شود.(۱)

مرحوم آیه الله العظمی شیخ زین العابدین مازندرانی از اکابر علما و اجلای
فقهای امامیّه و از مراجع عظام تقلید، در سال ۱۱۹۱ شمسی برابر با ۱۲۲۷ قمری در
خانواده ای نجیب و مؤمن در بابل پا به عرصه گیتی نهاد.

پدرش مرحوم کربلایی مسلم بارفروش از ارادتمندان و شیفتگان مخلص

خاندان رسالت علیهم السلام بود(۲).

تحصیلات و اساتید

شیخ زین العابدین در همان کودکی به خاطر عشق و علاقه خاص خود و تشویق
و ترغیب خانواده با فراگیری قرآن و معارف دینی، گام در راه تحصیل علوم دینیّه نهاد.
او، در محضر اساتید بابل به ویژه مرحوم آیه اللّه سعیدالعلماء مازندرانی رحمه الله با جدیّت
و تلاش وافر، تحصیل کرد. آن بزرگوار در مقدمه کتاب ذخیره المعاد نوشته اند:

و بعد آن که چون احقر عباد، زین العابدین، ولد مرحوم کربلایی مسلم بعد از
فراغ از تحصیل در بار فروش، خدمت جنّت مکان، سعید العلماء رحمه الله عازم عتبات
شدم…

به هر حال، آن فقیه عالی مقام پس از گذراندن مقدّمات و سطوح متوسطه و
عالی در محضر اساتید برجسته و گرانمایه مازندران و استفاده از محفل علمی
مرحوم آقا جعفر سیرجانی رحمه الله (۳)، در اوان جوانی یعنی در سن ۲۳ سالگی و در اوائل
ماه رجب سال ۱۲۵۰. ق.(۴) عازم عتبات عالیات می گردد.

می شود(۵).

وی پذیرفته می شد(۶).

امین رحمه الله در این باره می گوید:

آن مرحوم، مقرّر درس های استادش صاحب ضوابط رحمه الله بود و
افاضات وی را به رشته تحریر در می آورد.

اقامت هشت ساله در کربلای معلی، بسیار پربرکت و باثمر بوده است و موجب
می شود تا آن عالم جلیل القدر به خوبی با مبانی اجتهاد آشنا گشته و به قدرت
استنباط علوم اسلامی دست یابد و در فقه و اصول و حدیث و کلام ورزیده گردد.

هجرت به نجف اشرف

در سال ۱۲۵۸. ق. برای مردم کربلا مشکلات زیادی رخ می دهد که سبب
هجرت آن بزرگوار به نجف اشرف می شود.

ایشان در مقدمه ذخیره المعاد می آورند:

بعد از محاصره عتبات و ابتلای ما و سایر سکنه به آن بلیّات،
بعد از چند ماه مهاجرت به نجف اشرف (علی مشرّفه آلاف التحیّه
و التُّحف) نمودم.

ظاهرا علت این گرفتاری و مشکلات مورد اشاره، چنانچه از شواهد تاریخی به
دست می آید حوادثی بوده است که در نتیجه آن عده زیادی از علما به نجف و
سامراء مهاجرت کردند. این حوادث به دو شکل کاملاً متضاد در کتب تاریخ آمده
است. در پاره ای از این کتب، این حوادث، قیامی مردمی و در پاره ای دیگر شورش
عده ای اوباش قلمداد شده است. در کتاب تاریخ العراق بین احتلالین آمده است:

«عده ای از اراذل و اوباش، به رهبری مردی به نام سیدابراهیم زعفرانی، از
مردم کربلا سلب امنیت کرده بودند و حکّام زمان را نیز به ستوه در آوردند، هر کس
در هر کجای عراق، ظلمی می کرد و فسادی از وی ظاهر می گشت، به کربلا رفته و به
آن گروه ملحق می شد، تا آنجا که تعداد آنان به حدود ده هزار مرد جنگجو رسید.

گویند: آن ها تجاوز فراوانی به مال و جان مردم نموده بودند و همواره به راهزنی
می پرداختند، حتی در یکی از شب ها جلوی آیه اللّه سیدابراهیم قزوینی رحمه الله را گرفتند
و رهایش نمی کردند تا آنکه مبلغ چهارهزار قران از سکه محمدشاه از وی گرفتند و
آزادش کردند.

مردم به شدت از آنان در هراس بودند، زیرا آنان هر وقت می خواستند به جان و
مال مردم تعرّض می کردند.

حاکم وقت «محمد نجیب پاشا» لشگری را مأمور محاصره کربلا و سرکوبی آن
گروه نمود. آن لشگر در ذی القعده ۱۲۵۸ قمری شهر را محاصره و در ۱۱ ذی الحجّه
بر شهر مستولی شدند و ابراهیم زعفرانی را دستگیر و به بغداد انتقال دادند»(۷).

در کتاب «تراث کربلا» قضیه به این شکل نقل شده، که:

«اهالی کربلا از اطاعت سلاطین عثمانی سرباز زده بودند و
«محمد نجیب پاشا» حاکم وقت، اصرار داشت که مردم سر تسلیم
فرود آورده و ضمن کنارگذاشتن اسلحه، مطیع فرامین آنان گردند و
یک ماه ضرب الاجل برای این امر مشخص کرد. ولی از آنجایی که
مردم تسلیم نشدند، لشگری به فرماندهی «سعداللّه پاشا» به طرف
کربلا گسیل داشت و شهر را برای نیروهای خود مباح کرد و دست
به قتل عام زد.

عده ای از بزرگان چون مرحوم سیدکاظم رشتی، نزد رؤسای شهر چون سید
عبدالوهاب آل طعمه، سیدابراهیم زعفرانی، علی کشمش، طعمه عید، سید صالح
داماد و … رفته و از آن ها خواستند که تسلیم حاکم ظالم و جلاّد شده و دست از جنگ
بردارند، ولی آن ها قبول نکرده و پس از دو روز جنگ و خونریزی از شهر خارج
شدند و به قبایل اطراف پیوستند و از آنان کمک خواستند.

جنگجویان کربلا که تعدادشان به سه هزار نفر می رسید، ۲۱ روز تا عیدقربان
۱۲۵۸ ق. مقاومت کردند، تا آنکه جنگ پایان یافت و مجموعا ۱۸ هزار نفر در این
قضیّه کشته شدند. این امر، در عهد سلطان عبدالمجید دوم عثمانی به وقوع پیوست(۸).

(۹)

در اندک مدتی از شاگردان برجسته صاحب جواهر رحمه الله شد(۱۰).

و از جمله اساتید برجسته و متبحّر نجف اشرف محسوب شوند.

محفل علمی وی، به خاطر جامعیّت و تعمّق و پرداختن به جوانب مختلف
مسائل علمی، بسیار پربار و مورد توجّه بوده است.

از جمله بزرگانی که در نجف اشرف از محضر پرفیض وی بهره مند شدند،
می توان به علمای زیر اشاره کرد:

۱ – آیه اللّه العظمی میرزا محمدتقی شیرازی (متوفی ۱۳۴۰) رهبرِ بزرگِ
انقلاب ۱۹۲۰. م. عراق؛ ۲ – حضرت آیه اللّه شیخ علی خاقانی (متوفی ۱۳۳۴)؛ ۳ –
حضرت آیه اللّه شیخ محمدحسن مازندرانی (متوفی ۱۳۱۷)؛ ۴ – حضرت آیه اللّه
شیخ شعبان رشتی نجفی (متوفی ۱۳۰۹)(۱۱).

تاریخ بازگشت معظم له بین تراجمْ نگاران اختلاف می باشد.

صاحب اعیان الشیعه می فرمایند:

«شیخ رحمه الله بعد از وفات صاحب ضوابط (متوفی ۱۲۶۲) به کربلا بازگشتند».

ولی مرحوم محدث قمی در فوائدالرضویه می فرمایند:

«… سپس بعد از وفات صاحب جواهر (متوفی ۱۲۶۶) به کربلا باز گشتند».

البته شاید منظور علامه سید محسن امین رحمه الله در اعیان الشیعه این باشد که معظم له
چند سال بعد از فوت صاحب ضوابط، یعنی در سال ۱۲۶۶ ق به کربلا باز گشتند که
مطابق با گفتار محدّث قمی می شود.

عنایتی از امیرالمؤمنین علیه السلام و مراجعت به کربلا

آیه اللّه شیخ مرتضی حائری نقل فرمودند:

مرحوم شیخ زین العابدین مازندرانی پس از تحصیلات نسبتا کافی در نجف
اشرف بسیار در مضیقه زندگی بوده است[لذا] به مولا امیرالمؤمنین علیه السلام متوسل
می شود. در خواب می بیند که حضرت علیه السلام به او می فرمایند:

«در نجف زندگی شما به همین منوال خواهد بود. اگر می خواهید وضعت
خوب شود، به کربلا برو».

پس از این رؤیا که آثار صدق و درستی از آن پیدا بود، با کوله بار مختصری که
خلاصه زندگی فقیرانه اش بود، پیاده به طرف کربلا رهسپار می شود.

از آن طرف یک ثروتمند مازندرانی که ساکن کربلا بود، در عالم خواب خدمت
اباعبداللّه الحسین علیه السلام می رسد، ایشان به او می فرمایند:

«فردا مهمانی به این اسم می آید شما موظفید از او پذیرایی کنید…»

این مرد مازندرانی فردا جلوی دروازه می ایستد تا با نشانی خواب، مهمان
حضرت اباعبداللّه علیه السلام را پیدا کند.

اتفاقا شیخ مازندرانی آخر روز با کوله بار، به کربلای مقدسه می رسد و
مأموریت خود را به او می گوید(۱۲).

اندک زمانی شهرت جهانی پیدا می کند.

آن بزرگوار دارای مقام بلند علمی و در علم فقه کم نظیر بود و همین توان علمی
توأم با فروتنی و مردم داری سبب گردید که به عنوان یکی از مراجع تقلید آن روزگار
مطرح شود و شیعیان زیادی در ایران و عراق و هندوستان و آسیای میانه در امور
دینی و مذهبی و اجتماعی مقلّد ایشان گردند(۱۳).

گردید(۱۴) و رساله عملیه شان به طور مکرّر چاپ شد.

در نگاه دیگران

عظمت مقام و منزلت آن بزرگوار را همه تراجم نگاران ستوده اند و از او با الفاظ
مختلف تجلیل کرده اند. مرحوم علامه شیخ آقابزرگ در نقباءالبشر او را چنین توصیف
می کند:

شیخ زین العابدین بن مسلم بارفروشی مازندرانی حائری از
اعاظم علما و اکابر فقها بوده است(۱۵).

در ریحانه الادب نیز آمده است:

شیخ زین العابدین بن مسلم بارفروشی مازندرانی، عالمی
است ربانی، فقیهی صمدانی، از اکابر علمای امامیه… به حسن
تقریر و بیان، بین معاصرین خود ممتاز، جلالت علمی او در تمامی
اقطار در نهایت اشتهار و مرجع تقلید جمعی وافر از شیعیان هند و
عراق و ایران بوده است…(۱۶).

و یکی از مراجع مسلمین» یاد شده است.

آیه اللّه العظمی ملا حبیب اللّه شریف کاشانی در باره اش می نویسد:

شیخ زین العابدین مازندرانی از شاگردان صاحب جواهر و
صاحب ضوابط و عالمی فاضل و زاهدی متقی و فقیهی متتبّع و
دارای مقلدینی فراوان و صاحب اجازه های کثیر بود. او انسانی
جواد و با سخاوت و بذل و بخشش او به فقرا زیاد بوده است.
ریاستی در کربلا داشت و در سایر بلاد معروف بود(۱۷).

و بالاخره در احسن الودیعه آمده است:

«عالم فقیه ربانی و فاضل وجیه صمدانی، مولانا شیخ
زین العابدین فرزند کربلایی مسلم بارفروشی از اکابر علمای عصر
خود و در حسن تقریر و بیان بین فضلای عصرش مشهور بود…(۱۸).

قرار داشت، به موازات او، حوزه چندین ساله کربلا را اداره و سرپرستی می کرد(۱۹).

نجف اشرف مشرّف می شدند، مرحوم آخوند خراسانی رحمه الله را زیارت می کردند(۲۰).

مازندرانی رحمه الله نیز به آن مرجع عالیقدر، علاقه بسیاری داشته است.

فضایل اخلاقی

عبادت

بی تردید یکی از مصادیق انسان های وارسته، مرحوم شیخ زین العابدین
مازندرانی (ره) می باشند. او در میدان صیانت نفس و صفای باطن و برخورداری از
مکارم اخلاقی بی نظیر و مجسّمه ای از قداست و تقوی بوده و مراحل سیر و سلوک را
پیموده و در عبادت و راز و نیاز با خدا و تهجّد و شب زنده داری و مراقبت بر نوافل و
آداب، گوی سبقت را از همگان ربوده بود.

اعیان الشیعه و فوائد الرضویه در بیان مقام عبودیّت و تعبّد و مواظبت ایشان چنین
می گوید:

عابدی ناسک بود و کسی در شدّت مواظبت و مراقبت بر
مستحبّات و سنن و نوافل، مانند او دیده نشد….

در معارف الرجال آمده است:

از کثرت عبادت و تهجّد، آثار سجده و عبادت، در سیمایش
نمایان بود و در عین حال چهره ای محترم و جذّاب داشت.

شیفتگی به اهل بیت علیهم السلام

آن بزرگوار از شیفتگان و ارادتمندان به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام بود و
همواره تلاش می کرد تا افراد را در زندگی متوجّه اهل بیت علیهم السلام نماید. خود نیز
هیچ گاه در زندگی، از عرض ارادت و زیارت و توسّل به ساحت مقدّس ائمه
اطهار علیهم السلام غافل نبود. یکی از نویسندگان در این باره می نویسد:

روزی کسی خدمت شیخ الطائفه، آیه اللّه العظمی شیخ
زین العابدین مازندرانی رحمه الله آمد و از تنگی معاش خود شکایت کرد.

شیخ مازندرانی رحمه الله به او فرمود: برو حرم حضرت اباعبداللّه
الحسین علیه السلام و زیارت عاشورا را بخوان، رزق و روزی به تو خواهد
رسید، اگر نرسید بیا نزد من، به تو خواهم داد.

آن شخص رفت، بعد از مدتی خدمت آن بزرگوار رسید و
گفت: در حرم مشغول خواندن زیارت عاشورا بودم، کسی آمد
وجهی به من داد و در توسعه قرار گرفتم(۲۱).

همّت و پشتکار

از خصوصیّات آن عالم فرزانه، جدیت و تلاش وافر و همّت بلندشان در تحصیل
و تدریس بود، روحیه ای خستگی ناپذیر داشت و با آن که به علّت فقر و تنگدستی در
دوران تحصیل با مشکلات فراوانی روبه رو بود، ولی شور و علاقه وافرش به کسب
علوم دینی، عزم او را در راه رسیدن به هدف، هر روز بیش از پیش می شد و در این
راه از هیچ کوششی که موجب رشد علمی وی می شد، دریغ نمی ورزید. چنانچه در
اوائل عمر تحصیلی خود، هر کتابی را که می خواند، نسخه برداری می کرد و به
شهادت صاحب

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.