پاورپوینت کامل بایسته های تربیتی و آموزشی حوزه ها از نگاه علامه سید محسن امین ۷۹ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بایسته های تربیتی و آموزشی حوزه ها از نگاه علامه سید محسن امین ۷۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بایسته های تربیتی و آموزشی حوزه ها از نگاه علامه سید محسن امین ۷۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بایسته های تربیتی و آموزشی حوزه ها از نگاه علامه سید محسن امین ۷۹ اسلاید در PowerPoint :
>
۹۴
مقدمه
اصلاح حوزه های علمیه و بهسازی کتاب ها و شیوه های درسی، از گذشته تاکنون، دغدغه و آرزوی علمای بزرگ بوده و اندیشمندان
فرزانه برای این امر راه حل ها و روش های گوناگونی ارایه کرده اند . کسانی در حوزه های عراق و لبنان و ایران موفق شده اند به
اندیشه های خود (در مجموعه های محدود) جامه عمل بپوشانند و اسلام شناسان و عالمان فرزانه ای را تربیت کنند .
علامه سیدمحسن امین از نوآورانی بود که هماره فکر اصلاح حوزه ها و بهسازی فرهنگ دینی از ذهنش دور نمی شد و از جوانی تا
پیری با موانع و مشکلاتی که راه رشد حوزه ها را بسته بودند، مبارزه کرد و در این راه اذیت و آزار فراوانی را به جان خرید و با
تبلیغات، اقدامات پی گیر و پشتکار ویژه، به بخشی از اندیشه های اصلاحی خود دست یافت .
علامه امین، دست پرورده عالمانی چون آخوند خراسانی و شیخ الشریعه اصفهانی و سیداحمد کربلایی بود . اینان همگی از عالمان
آرمان طلب و پرشور بودند و در مبارزه با نارسایی و پیوند دین و جامعه و احیای مسایل فراموش شده اسلام در جامعه، پیشتاز
بودند . (۱)
علامه امین، متاثر از اندیشه های اصلاحی میرزای شیرازی بود که زمان شناس بود و در تدریس دانش های دینی، طرح مسایل
ضروری و مورد احتیاج حوزه و جامعه را در اولویت داشت و اوقات طلاب را ارزش مندتر از آن می دانست که سال های طولانی
صرف مسایل بی فایده گردد و استعدادهای بی کران آنان در لابه لای درس های غیرضروری و بی نظمی و نابسامانی حوزه تلف شود .
او به همراه درس های اصول و فقه، به طلاب شور و حرارت انقلابی می داد و آنان را به تحقیق و پژوهش مسایل مورد نیاز جامعه
تشویق می کرد و همراه با خطبه های نهج البلاغه درس های دادگری و دفاع از فرو دستان و فروتنی و مبارزه با بیگانگان را به آنان
می آموخت . (۲)
علامه امین، پس از توشه برگرفتن از خرمن استادان بنام، به زادگاه خود باز گشت و مشعل اصلاح طلبی را بر افروخت . او مبارزه
علمی با کژاندیشی ها و باورها و رسوم ضد اسلامی (که اختلاف را در بدنه جامعه لبنان و سوریه نهادینه و جان و روح جامعه را فلج
کرده بود) را قدم اول شمرد و با نقد و بررسی فرهنگ دینی و آثار شوم کج فهمی و اختلاف میان مسلمانان را، آشکار ساخت و نسل
جوان را به بازگشت به قرآن و فرهنگ محمدی و علوی تشویق کرد . او معتقد بود بدخواهان از گذشته با نفوذ در مذهب اصیل
علوی و به بیراهه بردن شعارها و آرمان های آن، فرهنگ اموی را جایگزین آن نموده تا آن را در میان مسلمانان بدنام جلوه دهند .
علامه، در این باره رساله ای به نام «تنزیه » نگاشت و در آن تحریف هایی که در شعایر عاشورا رخ داده و آن را از حرکتی استوار و
ضداستبدادی به حرکتی خواب آور و رکود آفرین تبدیل کرده، جواب داده است . علامه، مراسمی چون قمه زنی و رواج برخی
سروده های دروغ و وهن آمیز را به دور از روح عزاداری و احیای شعایر حسینی خواند و آن را نمونه ای از استفاده از ابزار باطل برای
رواج حق خواند . وی برای به سامان آوردن شعارها و مراسم حسینی در سوریه و لبنان، فعالیت ها کرد . (۳)
اصلاح حوزه های علمی
علامه، راه اصلاح فرهنگ دینی را تحول ژرف و دامنه دار در زمینه های آموزشی و پرورشی در حوزه های علمیه می دانست . او
معتقد بود باید مدرسه ها نظم و سامان یابند و بی برنامگی در آن زشت شمرده شود و افراد بی برنامه و اصلاح ناپذیر که تن به
مسؤولیت و برنامه نمی دهند و یک طرفه از بودجه بیت المال استفاده می برند و کاری بر دوش نمی گیرند، از سلک طلاب بیرون
رفته و به کاری دیگر بپردازند و امکانات حوزه، در خدمت خدمت گزاران به دین و مسلمانان به کار گرفته شود . استاد در شرح
زندگی تحصیلی خود در حوزه نجف، به مشکلات و نارسایی های روش تحصیلی حوزه اشاره کرده است . از جمله:
۱ . نظارت نداشتن بر کیفیت درسی طلاب;
۲ . تدریس برخی از استادان بی صلاحیت;
۳ . نبود امتحان و آزمون سراسری;
۴ . عدم استفاده از تعطیلات;
۵ . تدریس مباحث و مسایل غیرضروری;
۶ . تداخل مباحث کلامی در مباحث اصول;
۷ . تطویل در مباحث اصول;
۸ . بی توجهی به علم الحدیث و نقد اسانید و بسنده کردن به کارهای گذشتگان;
۹ . بی توجهی به ادبیات عرب و . . . . (۴)
استاد، در پژوهشی ژرف ضمن بحث از ارزش دانش ها، به بررسی نارسایی در عرصه علوم اسلامی پرداخته و راه کارهایی را برای
سامان بخشیدن به شیوه تحصیلی طلاب نشان داده است . گرچه این نوشته، شیوه تحصیلی چند دهه پیش را نشان می دهد و در
آن سال ها برخی از آن کمبودها اصلاح شده و دست اندرکاران حوزه نجف و قم گام های مثبتی را در بهسازی آموزشی طلاب
برداشته اند، ولی از آن جا که مطالب و پیشنهادهای استاد، مقطعی نیست و همه زمان ها را در بر می گیرد و جزو توصیه های
ماندگار است، از این رو گوشه هایی از آن را برای خوانندگان گرامی مجله یادآور می شویم . امید است این نوشتار کمکی باشد برای
بهره وری هر چه بیش تر حوزه های علمیه و طلاب گرانقدر آن .
×××
بدان برترین دانش ها که شرف دانش به ارزش دانسته و فرجام و آثار آن بستگی دارد، برترین دانش، خداشناسی است; زیرا این
موضوع از برترین موضوعات است و بهترین نتیجه را در پی دارد . پس دانش فقه که معیار شناخت دستورات و سبب جدا کردن
حلال از حرام است . بسیاری از روایت ها بر ارزش علم فقه، و منزلت بلند آن، به صراحت تاکید کرده اند . (۵)
شناخت روایت های پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام که مدار فقه بر آن ها بستگی دارد، نیز در زمره دانش فقه
است . در برخی روایات آمده که شناخت یک روایت در موضوع شناخت حلال از حرام بر همه دنیا برتری دارد . (۶)
مقدمات دانش فقه چونان مسایل اصول، درایت، رجال، تفسیر، نحو، صرف، اصول و لغت شناسی، فضیلت برابر با دانش فقه را دارا
هستند . روشن است که ارزش دانش مقدمی بستگی به میزان کاربرد آن در دانش فقه دارد . پس جوینده دانش باید از دانش های
مقدماتی به قدر نیاز بهره گیرد و اگر از آن تجاوز کرد، لغو و بیهوده بوده و چه بسیار سبب از دست رفتن برخی از دانش های واجب
شده و حرام خواهد بود، چنان که کوتاهی در آن، هدف را تباه می سازد .
افراط و تفریطهای آموزشی
در روزگار ما، بلکه از روزگاران دراز، طلاب علوم دینی در آموزش، افراط و تفریط دارند; برخی از آن ها در کسب دانش اصول فقه
یکسویه می روند و همه دوران زندگی را در این راه تلف می سازند .
کند و کاو در این دانش، آنان را از فقه، درایت، رجال، تفسیر قرآن و مطالعه کتاب های روایی و تفسیر آن و دیگر مسایلی که فقیه از
شناخت آن ناگزیر است، باز می دارد . این افراد، زمان درازی را در مسایل بی فایده و یا کم فایده به کار می گیرند .
از جمله بحث از تعریف علوم و بحث از تحریر محل نزاع که ماه ها و گاه سال ها وقت خود را صرف تحقیق در آن می کنند . مثلا در
تعریف بیع بحث می کنند:
مبادله مال به مال است سپس در محدوده و موارد صدق آن (طرد و عکس) آن سخن می گویند . که مثلا بیع اجاره را نیز در
برمی گیرد . برخی از آنان قیدی را بر این تعریف می افزایند که این خود بر دامنه مشکل می افزاید و نیز در بحث ضد از این گفت وگو
می کنند که نزاع در ضد عام است یا خاص . برای هر یک شواهدی می آورند و بر یکدیگر اشکال می گیرند و نیز ماه ها در دلیل
انسداد سخن می گویند با آن که به اتفاق همگان نیازی به آن نیست .
اولین کسی که به نارسایی این پژوهش ها در روزگار ما توجه کرد استاد ما شیخ ملاکاظم خراسانی قدس سره بود . وی در تعریف
موضوعات به این بسنده کرد:
تعریف لفظی است، مانند گفتار لغت شناسان: «سعدانه » : نام گیاهی است .
آخوند با این روش، فرصت های تحصیلی بسیاری را برای طلاب آزاد کرده است . از این رو، آخوند خراسانی طی دو سال علم اصول
را از اول تا آخر به انجام می رساند . و حال آن که اساتید دیگر در چند برابر این زمان تمام نمی کردند .
برخی از طلاب در آموختن اصول فقه کوتاهی می کنند و به اتقان وقوت آن را پی نمی گیرند; با این که علم اصول سنگ زیرین
استنباط فروع فقهی است . گروهی که توانایی فرا گرفتن آن را نداشتند، گمان می کردند، درست می روند و چون کتاب و سنت به
زبان عربی است و آنان نیز عربند، دریافت دستورات دینی برایشان آسان است و زیاد نیاز به علم اصول ندارند . (۷) ریشه این گریز،
ناتوانی این گروه از فهم اصول است، چه آنان از این که ایشان را به ناتوانی و بی سوادی متهم کنند، خرسند نبوده و یکسره ارزش
دانش اصول را انکار می کنند .
جایگاه ادبیات عرب
از موارد تفریط طلاب، کوتاهی آنان در یادگیری علوم عربی است . این مساله بویژه برای غیر عرب زبانان از اهمیت بیش تر
برخوردار است; ادبیات عرب در استنباط کتاب و سنت نقش زیر بنایی دارد .
فهم احکام از کتاب و سنت برای فقیه، بدون تبحر در ادبیات عرب و آگاهی از موارد استعمال الفاظ در گفت و گوها و موارد کاربرد
مجاز و استعارات عربی، ممکن نیست .
بسیاری از عجم ها نمی توانند به درستی به عربی سخن بگویند . این ناتوانی سبب می شود در وادی تحریف و تصحیف، و دگرگونی و
اشتباه بیفتد و کلام گوینده را بر غیر مقصود حمل کنند . تقصیر و کوتاهی عرب زبانان نیز (جز در موارد اندک) کم تر از عجم ها
نیست، ولی عجم ها بیش از عرب ها نیازمند پژوهش در ادبیات عرب و توجه به استعمالات عرب اند، تا امکان فهم کتاب و سنت به
شایستگی برایشان فراهم گردد .
برخی از عالمان بزرگ به درستی نمی توانند نماز را با قرائت به جا آورند و توانایی ادا کردن حروف از مخارج و بسترهای صحیح آن
را ندارند . این پدیده در دوره های اخیر بیش تر رواج یافته است .
با نگاه به گذشته می یابیم، بسیاری از علمای ژرف نگر و محقق (از شیعه و سنی) از میان عجم ها برخاسته اند و آنان در پردازش و
اتقان ادبیات عرب (صرف و نحو و فصاحت و بلاغت و بدیع و) . . . استوار کار بودند و آثار و تالیفات آنان گواه آن است . این نشانگر آن
است که کم کاری، ویژه دوران های اخیر است و ربطی به عرب و عجم ندارد . از جمله، شیخ مرتضی انصاری، استاد پژوهشگران و
نوآور تحقیقات فراوان در دانش اصول، که گفته می شود: برای شناخت ادبیات عرب مواظبت بسیار می کرد . بلکه گفته می شود: او
بر خواندن الفیه ابن مالک مواظبت کامل داشت . و برخی مبالغه کرده و می گویند: هر روز پس از نماز صبح، الفیه می خواند و آن را
جزو تعقیبات نماز قرار داده بود! !
شیخ، با همه شخصیت و توجه به ادبیات عرب، بر استعمال و موارد کاربرد الفاظ عرب چیره نیست . وی در شرح حدیث «الناس فی
سعه لایعلمون » در باب برائت آورده است:
یکی از احتمالات آن است که ما مصدریه ظرفیه باشد و «سعه » دارای تنوین و غیر مضاف . معنا چنین می شود:
الناس فی سعه ماداموا لایعلمون (۸) .
مردم در وسعت و آزادی اند تا وقتی که نمی دانند .
با آن که انسان آشنای به روش استعمالات عرب یقین دارد این کاربرد درست نیست . و اگر مقصود این باشد، باید گفته شود:
«الناس فی سعه ما لم یعلموا»
از دیگر موارد اشتباه در شیوه استعمال عرب فهم این عبارت است:
ویستحب الحج کل عام لاهل الجده . (۹)
برای توانگران، هر سال حج مستحب است .
گویند یکی از علما گمان داشت «الجده » همان شهر معروف حجاز در کنار دریای سرخ است و از این که، این دستور، ویژه آنان باشد
در شگفت شد . برخی از حاضرین به او توجه دادند که عبارت جده: به کسر جیم و فتح دال است، «یعنی توانمند» و سبب اشتباهش
آن بود که «ال » بر اعلام مرتجل داخل نمی شود .
و حکایت می شود که طلبه ای کلمه «اسد» در عبارت زیر:
ان فی المساله اقوالا اسدها کذا . . .
را به تخفیف خواند و گمان کرد اسد به معنی شیر است . و گفت: این قول به جهت قوت آن، شیر گفتارست . با این که اسد به
تشدید خوانده می شود «یعنی استوارترین آن » .
برخی برای فهم یک کلمه به کتاب های لغت مراجعه و آن را برخلاف معنای خود تفسیر می کند . مثلا در بحث از برخی
آشامیدنی ها و خوردنی ها وارد شده:
ان الشراب الفلانی یتخذ من الذره .
فلان آشامیدنی از ذرت گرفته می شود .
برخی بر اثر ناآشنایی، در حاشیه کتاب از قاموس اللغه نقل کرده که:
الذره: النحله الصغیره .
ذره: مورچه کوچک است .
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 