پاورپوینت کامل پیشینه دانش های اسلامی در حوزه های علمیه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل پیشینه دانش های اسلامی در حوزه های علمیه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پیشینه دانش های اسلامی در حوزه های علمیه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل پیشینه دانش های اسلامی در حوزه های علمیه ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
>
۱۳
اشاره
قرآن و سنت، منابع اصلی علوم اسلامی به شماره می روند. در حقیقت، علوم
اسلامی برای فهم این دو منبع نورانی پایه گذاری شده اند. «ثقلین» که پیامبر،
مسلمانان را به آن شفارش فرموده اند، درحقیقت، عصاره نبوت و رسالت آن
حضرت بود، و بر اساس فرمایش خود ایشان، سعادت و نیکبختی، تنها از آنِ کسانی
است که به این دو ریسمان نجات بخش چنگ زنند. به همین هدف، حوزه های
علمیه شیعه، در طول تاریخ، علوم گوناگون را برای شناخت هر چه بیشتر و دقیق تر
قرآن و عترت، به خدمت گرفتند و دانش های گوناگونی را پدید آوردند که از آن جمله
است: شاخه های گوناگون ادبیات اسلامی، علوم قرآنی، علم حدیث، فقه، اصول
فقه، منطق، کلام، فلسفه و عرفان. این نوشتار، نگاهی اجمالی است، به پیشینه
دانش های اسلامی، در حوزه های علمیه.
۱.ادبیات اسلامی
قرآن کریم به زبان عربی نازل شده و چون خداوند، حفظ آن را ضمانت فرموده
می توان گفت و زبان عربی نیز بیمه شده است. پس از نزول قرآن، خط عربی از «خط
کوفی» خارج شد و انواع مختلفی یافت.به دلیل دشواری انواع دوازده گانه خط
کوفی ابو علی محمدبن علی بن حسین مقله شیرازی (۲۷۲ ـ ۳۲۸ ق) خط نسخ
را اختراع کرد. سپس خوشنویسان اسلامی، مانند: ابن بوّاب (۴۲۳ / ۴۱۳)، حسن
فارسی، میر علی تبریزی (۹۱۹ ـ ۷۹۹) و میرعماد قزوینی (۱۰۲۴ ـ ۹۶۱) بر غنا و
شکوه خط اسلامی افزودند.
در همان سده های اول اسلامی، متون دینی و آثار روایی و حدیثی بزرگی چون
نهج البلاغه و دیگر آثار علمی اسلامی، همه به زبان عربی نوشته شد و بدین سان،
عربی، زبان بین المللی جهان اسلام گردید.
با گسترش اسلام در آسیا و اورپا، واژه های عربی نیز به فرهنگ و زبان آن کشورها
وارد شد، تا جایی که در قرن هفتم هجری، در ایران هشتاد درصد از لغات رایج
در گفتار مردم و کتاب ها، واژه های عربی بود، در حالی که تا قرن پنجم ۹۵درصد
واژه ها، فارسی بودند.
هم چنین زبان اردو و بعضی دیگر از زبان های رایج، لغات عربی و واژه های قرآنی
را پذیرفتند. با گسترش فرهنگ اسلامی، خط ملتهایی که اسلام را پذیرفته بودند، نیز
تغییر یافت؛ به گونه ای که خط پهلوی در ایران از بین رفت و جای خود را به الفبای
عربی داد و تمام تألیفات و تصنیفات، با الفبای اسلامی نگارش یافت.
از همان آغاز پایه گذاری علوم اسلامی، دانشمندان لغوی و واژه شناسان علوم
اسلامی و فرهنگ قرآنی، به تدوین کتب و فرهنگ لغات پرداختند و واژگان اسلامی
را معنا کردند تا مسلمانان را در آشنایی بیشتر با قرآن و معارف اسلامی یاری دهند و
از طرفی، زبان عربی را از انحراف، مصون دارند.
کتاب العین تالیف خلیل بن احمد فراهیدی (۱۰۰ ـ ۱۷۰ ق) نخستین کتاب لغت
عربی است. سپس کتاب های دیگری چون المحیط و الجوهره به رشته تحریر درآمد.
برخی از دانشمندان و لغت شناسان در « فقه اللغه» و «فروق اللغه» و «مفردات قرآن»
نیز کتاب های مبسوط و مستقلی نگاشتند. همچنین، بانگارش کتاب هایی در
موضوع «امثال و حکم» به دست دانشمندان بلند پایه ادب اسلامی، امثال و حکم
قرآنی که به صورت بخشی از فرهنگ مردم درآمده بود، تفسیرشد.
اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام خود در پایه گذاری برخی از علوم اسلامی، به
گونه ای نقش داشته اند. چنان که معروف است، حضرت علی علیه السلام اصول علم نحو را
به ابوالاسود دوئلی آموخت و از او خواست همانند خود ایشان، دیگر پایه ها و
عناصر این علم را بسازد و بپردازد. همچنین، خود آن حضرت، با فصاحت
بی مانندش اصول علم بلاغت را پایه گذاشت.
حضرت امیر المومنین علی علیه السلام فرموده است:واِنّا أُمَراءُ الکلامِ و فینا تَنَسَّسْبَتْ
عُرُقُهُ عَلَینا تَهَدَّلَتْ غُصُوُنُهُ؛ «ما امیران گفتاریم، سخن به تعلیم ما ریشه دوانیده و
شاخه های خود را بر سر ما تنیده است».از این رو، شیعیان اهل بیت، در خلق آثار
علمی در زمینه های اسلامی گوی سبقت را از دیگران ربودند. علم صرف را
ابومسلم معاز الهراء النحوی وضع کرد و ابوعثمان مازنی نخستین اثر را در این علم
نگاشت. ابوعبداللّه محمدبن عمران المرزبان الخراسانی اولین کتاب علم بیان را
نوشت و خلیل بن احمد نخستین کتاب را در علم عروض نگاشت.
هدف از پایه گذاری همه علوم ادبی این بود که امت اسلامی با قرآن و سنّت،
بیشتر آشنا گردند و به گوهر بیانات الهی و ملکوتی راه یابند. در طول تاریخ، هزاران
دانشمند فرزانه در این راه گام نهادند تا پاسدار فرهنگ قرآنی باشند.
۲ . علوم قرآنی
علم «قرائت» و «تفسیر» از جمله علوم قرآنی است که مسلمانان از زمان پیامبر
اکرم صلی الله علیه و آله بدان توجه کرده اند. در صدر اسلام، پیامبراکرم صلی الله علیه و آله ، قرائت اصحاب
راگوش می داد و اشتباهات آنان را برطرف می نمود. همچنین، تعلیم و تربیت قاریان
قرآن را خود آن حضرت بر عهده گرفته بود.بدین سان، گروهی در علم قرائت به مقام
استادی دست یافتند و از اصحاب خود، شاگردانی را تربیت کردند که طبقه اول
استادان قرائت، به شمار می روند. طبقه دوم، به طور عموم، از تابعین بودند. طبقه
سوم در نیمه اول قرن دوم هجری می زیستند، و شاگردانی را پرورش دادند که طبقه
چهارم قاریان به شمار می آیند. هفت تن از قراء طبقه سوم، در زمان خویش، شهرت
بسزایی یافتند و در قرائت، مرجعیّت پیدا کردند.
نخستین کسی که پس از وفات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله قرآن کریم را جمع آوری کرد،
حضرت علی علیه السلام بود که بعد از وفات آن حضرت، اولین مفسر قرآنی شناخته شد.
ابوالاسود دوئلی اولین فردی است که قرآن کریم را نقطه و اعراب گذاشت. بنا به نقل
ابن الندیم در الفهرست، ابان بن تغلب که از شاگردان و اصحاب امام سجاد علیه السلام
است، نخستین کتاب را در علم قرائت نگاشت. ابان بن تغلب علاوه بر علم قرائت،
در آفرینش آثار علمی در موضوع «معانی القرآن» و «غریب القرآن» نیز از دیگران
پیشی گرفت. اُبی بن کعب انصاری نیز اولین نویسنده در موضوع فضایل قرآن بود. در
احکام قرآن، محمدبن السائب و در «تفسیر قرآن»، سعیدبن جبیر اولین کتاب ها را
نگاشتند.
از همان آغاز نزول قرآن، علم تفسیر به سان علم قرائت، رواج یافت و رسول
اکرم صلی الله علیه و آله را باید نخستین مفسر قرآن کریم شمرد. بعد از ایشان پیشوایان
معصوم علیهم السلام ، تفسیر قرآن را به صورت حقیقی ادامه دادند، آن گاه نوبت به شاگردان
مکتب تشیع رسید.
قرآن، دو گونه تفسیر می شد: ترتیبی و موضوعی. تفاسیر روایی، نشان می دهند
که ائمه، هر دو سبک را به کار می بستند. پیشوای مفسران، علی علیه السلام می فرماید:
کتابُ اللّه ِ تُبصرونَ به و تنطقونَ بهِ وَ تَسمعونَ به وَ یَنطِقُ بَعضُهُ ببعضٍ و یَشْهَدُ بعْضُهُ علی
بَعْضٍ؛
با کتاب خدا می بینید و با آن سخن می گویید و با آن می شنوید و بخشی از آن،
بخش دیگر را توضیح می دهد و برخی گواه برخی دیگر است.»
از تفسیر روایی که بگذریم، علامه طباطبائی، این شیوه را در کتاب پربار المیزان
پیش گرفته است.
تا همین اواخر، شیوه رایج میان مفسران شیعه و سنّی، تفسیر ترتیبی بود. البته در
مفردات راغب اصفهانی و التبیان شیخ طوسی، اندکی با تفسیر موضوعی آشنا
می شویم؛ علامه مجلسی هم، همان شیوه را در بحارالانوار به کار بسته است؛ ولی
شیوه تفسیر موضوعی – جز در موضوع فقه القرآن – در قرن اخیر رایج شد. برخی از
مهم تفاسیر موضوعی که در زمان ما، در حوزه علمیه قم تألیف گردیده، عبارت اند:
از: تفسیر موضوعی، آیت اللّه جوادی آملی؛ منشورجاوید، آیت اللّه سبحانی و پیام قرآن،
آیت اللّه مکارم شیرازی.
در عالم شیعه، تفاسیر بسیاری نوشته شده، از آن جمله است: تفسیر عیاشی، تفسیر
مجمع البیان، تفسیر قمی، تفسیر روض الجنان، تفسیر صافی، تفسیر مجمع الصادقین، تفسیر
البرهان و تفسیر نورالثقلین. بسیاری از این تفاسیر، و برخی از تفاسیر مهم و دشوار اهل
سنت، مانند: تفسیر غرائب القرآن، کشف الاسرار، کشاف، جامع البیان و… را دانشمندان
ایرانی نوشته اند.
علاوه بر تفاسیر، برای درک مفاهیم و معانی عمیق قرآن کریم، کتاب های بسیاری
نیز در موضوع «فرهنگ لغات قرآن» نگاشته شده که هر کدام ویژگی ای دارد: بعضی
از آن ها، به وجوه مختلف واژه های قرآنی پرداختند، و برخی، لغات مشکل قرآن را
به ترتیب سوره، نگاشته اند.
کتاب المفردات فی غرایب القرآن نوشته ابی القاسم الحسین بن محمد، معروف به
«راغب اصفهانی» (متوفی ۵۰۲. ق) از برترین کتاب ها در موضوع لغت است که به
صورت الفبایی نگاشته شده است. همچنین، تفسیر غرایب القرآن الکریم تألیف فقیه
محدث و مفسر لغوی شیخ فخرالدین طریحی (متوفی ۱۰۵۸. ق)، صاحب مجمع
البحرین، یکی دیگر از فرهنگ لغات جامع قرآن کریم است.
در قرون اخیر نیز کتب لغت بسیاری تألیف گردیده است. التحقیق فی کلمات
القرآن الکریم، در دوازده جلد، به سعی حسن مصطفوی، یکی از بهترین فرهنگ
لغات در این دوره است. مفردات القرآن فی مجمع البیان نیز کتاب دیگری است در
این زمینه که لغت ها را از کتاب های تفسیری استخراج کرده است.
۳. علم الحدیث
حدیث یکی از دو منبع علوم اسلامی است که از آن به «سنّت» یاد می شود. “علم
الحدیث” دانشی است برای شناخت قول و فعل و تقریر معصوم، و به دو بخش
«روایه الحدیث» و «درایه الحدیث» تقسیم می گردد.
بررسی عدالت و وثاقت راویان احادیث را «علم رجال» برعهده دارد. کیفیت نقل
حدیث به وسیله راویان، از لحاظ تواتر و وحدت نقل، اتصال و انقطاع آن، مراتب
نقل از نظر صحت و ضعف و اصطلاحات مربوط به این خصوصیات، نیز در
«مصطلح الحدیث» بررسی می شود. علم درایه الحدیث هم،از معانی و مفاهیم
الفاظ وارد شده در احادیث، بحث می کند.
محرک اصلی مسلمانان به فراگیری و نقل اخبار و احادیث و جمع آوری آن در
کتاب های حدیثی،تشویق رسول اکرم صلی الله علیه و آله بود. از طرفی، مسلمانان خود ـ به ویژه
بعد از عصر رسالت ـ به این نیاز واقف شدند و دریافتند که احادیث، سرشار از بیانات
متقنی هستند که احکام و معارف الهی را در خود جای داده اند.
نخست، تاریخ و سیره، شاخه ای از حدیث شمرده می شد و وقایع تاریخی با
سلسله اسناد، در کتاب های حدیث نقل می گردید. چنانکه، در برخی از کتاب های
حدیثی، مانند صحیح بخاری تاریخ، از احادیث، جدا نشده است. رفته رفته،
کتاب های مستقلی در موضوع تاریخ نوشته شد؛ برخی از این جمله، که به قلم
دانشمندان شیعه نگارش شده، عبارت است از: تاریخ یعقوبی، مروج الذهب، التنبیه و
الاشراف و تجارت الامم. شاگرد مکتب علوی، عبداللّه بن ابی رافع نخستین کسی
است که در علم تاریخ دست به نگارش زده است. وی نام صحابه ای را که در رکاب
امیرالمومنین علیه السلام در جنگهای جمل، صفین و نهروان به شهادت رسیده اند، در
کتابی جمع آوری کرده است.
احادیث بسیاری از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در طول بیست سال رسالت آشکارش و به
ویژه پس از هجرت که احکام و قوانین اسلامی در مسائل فردی و اجتماعی گسترش
یافت، صادر شد که سخنانی در شرح و بیان قرآن، اخلاق، عقاید، عبادات، قوانین
مدنی و کیفری، آداب معاشرت، کیفیت تشکیل خانواده و ترغیب بر فضایل، از
جمله مهم ترین آن ها بود. اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله در شنیدن و حفظ احادیث دقّت و
همّت بسیار می کردند. در این میان، گروهی بیش از دیگران، توفیق داشتند؛ به
گونه ای که به کثرت حدیث و نقل از پیامبر مشهور شده بودند و دیگران به آنها
مراجعه می کردند.
پس از ارتحال پیامبر،اهمیت حدیث بیش از پیش احساس شد. بدین ترتیب،
حدیث همدوش قرآن، ملاک عمل مردم و ابزار هدایت امّت اسلامی گردید. البته
شیعه تا غیبت کبرای امام عصر علیه السلام از این منبع فیض، بهره مند بود.
در تدوین حدیث بین تشیّع و اهل سنّت تفاوت فاحشی روی داد. شیعه، به
پیروی از اهل بیت عصمت علیهم السلام ، کتابت حدیث را از همان آغاز، شروع کرده. ولی
عامه، به پیروی از رأی خلیفه دوم و نظر بعضی دیگر از صحابه، بدین بهانه که
حدیث با قرآن مشتبه می شود و اهتمام به حدیث جای اهتمام به قرآن را می گیرد،
کتابت حدیث را مکروه شمردند، و آن گاه متوجه اشتباه خود شدند که یک قرن از
هجرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله می گذشت. در قرن سوم، همزمان با امامت امام باقر علیه السلام
سدّ کراهت حدیث به دست عمربن عبدالعزیز، خلیفه زاهد اموی که خود از نوادگان
خلیفه دوم بود، در هم شکست، و اهل سنت نیز نگارش حدیث را آغاز کردند.
اولین کتاب حدیث را حضرت علی علیه السلام نگاشته است. این کتاب، نزد ائمه بود و
گاه از آن نقل حدیث می کردند. مصحف فاطمه علیهاالسلام کتاب دیگری در حدیث بود که
به دست معصوم، نگاشته شده بود.
کتاب ابورافع در سنن و احکام و قضایا و کتاب سلمان فارسی در «آثار از نخستین
کتب حدیث اند که در مکتب اهل بیت و به دست شاگردان ایشان فراهم آمده است.
ابوذر غفاری، اصبغ بن نباته، عبیداللّه بن ابی رافع، حرث بن عبدللّه ، ربیعه ابن سمیع،
مسلم بن قیس، میثم تمار، عبیداللّه بن حّر، محمدبن قیس بجلی و یعلی بن مرّه از
مصنفین طبقه اول شیعه در علم حدیث به حساب می آیند.
صحیفه سجادیه امام زین العابدین علیه السلام ، در طبقه دوم جای می گیرد. این کتاب را
– که به زبور آل محمد معروف است – روات همه طبقات بعدی روایت کرده اند.
زیدبن علی بن حسین علیه السلام ، جابربن یزید جعفی، حسین بن ثور و زیادبن منذر، از
دیگر راویان این طبقه شمرده می شوند. از نیمه اول قرن دوم، همزمان با روزگار امام
باقر و امام صادق علیهماالسلام ، شیعه از آزادی نسبی برخوردار گردید و نقل روایت و ضبط
و کتابت حدیث به اوج خود رسید. در این دوره، چهار هزار تن از راویان موثق، از
امام صادق علیه السلام روایت نقل می کردند که حاصل آن، تألیف چهارصد کتاب حدیثی
در اصول، بود که به اصول اربعمأه معروف شده است.
با طرح مسأله ولایت عهدی امام رضا علیه السلام و هجرت ایشان به ایران، خیل عشاق،
برای بهره گیری از بیانات آن بزرگوار، به محضر ایشان شتافتند؛به طوری که ۳۶۰ تن،
بدون واسطه، از ایشان حدیث نقل کرده اند.
از جمله کتب جامع حدیثی شیعه که در طی سالیان متمادی و سفرهای طولانی
به دست صاحبان آنها تألیف و تدوین گردیده است، می توان کتاب های ذیل را بر
شمرد: الکافی، من لا یحضره الفقیه، تهذیب الاحکام، استبصار، بحارالانوار، وافی،
وسایل الشیعه و مستدرک الوسایل.
از نخستین نویسنده هایی که در شاخه های گوناگون دانش حدیث، قلم زده اند،
می توان از افراد زیر نام برد: عبیداللّه بن ابی رافع، اولین مورخ و مصنف در علم
«تاریخ»؛ محمد بن اسحاق مطلبی، اولین مؤلف در علم «سیر و مغازی»؛ ابو عبداللّه
بن جبله بن حیان، نخستین نویسنده در علم «رجال»؛ و حسین بن موسی نوبختی،
اولین مصنف در علم «فِرق» کتاب «الفرق». نوبختی، هم اکنون در دسترس
دانشمندان و پژوهشگران علوم اسلامی است.
۴. اصول فقه
فقه و اصول، رابطه ای همانند فلسفه و منطق دارند؛ به عبارت دیگر، اصول فقه،
چنان که ازنامش نیز بر می آید، منطق اجتهاد است.علم اصول فقه، مهم ترین علمی
است که فقیه در استنباط عمیق احکام از منابع و مدارک مربوطه نیاز دارد. این دانش،
بر اساس ادله عقلی ونقلی، روش صحیح مراجعه به منابع و مدارک فقه و استخراج و
استنباط احکام را بیان می کند. مقدمه ضروری فقه، برای جلوگیری از استنباط های
غلط و بر خلاف نظر شارع مقدس، در طول اجتهاد به شمار می رود. فقه و اصول فقه
با زندگی مسلمانان، ارتباط نزدیک دارد و قوانین الهی را در دسترس آنان قرار
می دهد. گسترش ابعاد زندگی انسان ها و پیچیده تر شدن آن، قوانین و احکام
جدیدی را می طلبد. از همین روست که مقتضیات زمان، همواره سبب دگرگونی در
علم اصول فقه و گسترش فقه شده است. برای نمونه، بحث «انسداد»، در پاسخ به
برخی از شاگردان آیه الله وحید بهبهانی مطرح شد و مسئله «اجتماع امر و نهی» با
عنوان خاص، از قرن سیزدهم به علم اصول وارد شد.
تاکنون ۲۶۶ عنوان کتاب اصولی شناخته شده، به چاپ رسیده است، که
برخی از آنها دارای چندین جلد است. براساس آماری که شیخ آقا بزرگ، از کتاب
های اصولی، در کتابخانه های خطی به دست می دهد، شماره کتب و رسالات
اصولی که به چاپ نرسیده یا ناشناخته مانده است، به صدها اثر می رسد.
بنیان گذار علم اصول فقه بنا به نظر آیت اللّه سید حسن صدر، امام محمد باقر و
امام صادق-علیهماالسلام-اند. این دو پیشوای معصوم، قواعد این علم را به
شاگردان و اصحاب خود تعلیم دادند، و آنها به تبویب قواعد پرداختند، و
کتاب هایی در این رشته نگاشتند.
اولین مصنف در علم اصول فقه، هشام بن حکم است که کتاب الالفاظ و مباحثها
را نوشته است. برخی از نخستین تألیفات دانشمندان شیعه در علم اصول، عبارت ند
از:
اختلاف الحدیث و مسائله، الخصوص والعموم، ابطال القیاس، نقض اجتهاد الرأی
(علی ابن راوندی)، خبرالواحد والعمل به، لشف التمویه و الاقتباس فی ابطال القیاس،
بیان الدین فی الاصول و مسائل الحدیثین المختلفین.
بحث، پژوهش، و نگارش در زمینه اصول فقه، تا امروز ادامه داشته و صدهاسال
تلاش علمی بزرگان، تحول عمیق و ثمرات پرباری را در این عرصه، به ارمغان آورده
است. که از آن جمله می توان این آثار را نمونه آورد:
الذریعه الی اصول الشریعه، عده الاصول، المصادر، معالم الاصول، تهذیب
الاصول، ضوابط الاصول، عناوین الاصول، اشارات الاصول، الفصول الغرویه،
نهایه الدرایه، هدایه الدرایه، هدایه المسترشدین، بدایع الافکار، قوانین الاصول،
فرائدالاصول، کفایه الاصول، اجودالتقریرات، مقالات الاصول، تهذیب الاصول،
محاظرات فی اصول الفقه، اصول فقه، حلقات الاصول.
۵. فقه
علم فقه از مهم ترین شاخه های علوم اسلامی است. این دانش را که عهده دار شرح
و تفسیر قرآن و سنت، و بیان احکام الهی است، می توان رمز ماندگاری مسلمانان در
صحنه تاریخ دانست. دانش فقه چگونگی استخراج و استنباط احکام اسلامی، از
مدارک چهارگانه قرآن، سنت، اجماع و عقل، را پیش روی مسلمانان قرار می دهد و
آنان را در مسیر زندگی رهبری می کند مسائل حقوقی، مدنی، خانوادگی، جزایی،
اداری، سیاسی، همه در باب های گوناگون علم فقه بررسی می شوند.
برای استنباط حکم شرعی، تسلط بر ادبیات عرب، تفسیر قرآن کریم، منطق، علم
حدیث، علم رجال و اصول فقه ضروری است.
در عصر رسالت، اجتهاد امری شناخته شده بود؛ هر چند مسلمانان تا آنجا که
امکان داشت، برای آگاهی از حکم شرعی، به خود رسول اکرم صلی الله علیه و آله مراجعه
می کردند. پیشوایان معصوم ما نیز بر همین شیوه، به بیان احکام الهی می پرداختند تا
این که زمان غیبت کبرای حضرت مهدی علیه السلام فرا رسید و آن حضرت، راویان
احادیث ائمه علیهم السلام را به جانشینی در مسائل پیش آمده، معرفی کردند: واَمَّاالحوادثُ
الواقعهُ فاَرجعوا فیهِا الی رُواه احادیثِنا، فَإنَّهم حُجَّتی علیکم و أنا حُجهُ اللّه علیهم؛
«در حوادثی که رخ می دهد، به راویان احادیث ما مراجعه کنید؛ زیرا آنان حجت من
بر شمایند و من حجت خدا بر آنها.»
فقهای شیعه، پس از دریافت اجازه اجتهاد به یادگیری شیوه های اجتهاد و
آموزش آن به طالبان دانش، همت گماردند و بدین سان، سلسله ای را فراهم آوردند
که تاکنون ادامه دارد. شاید در هیچ جای دنیا، مانند این سلسله هزار و چهارصد
ساله استادی و شاگردی وجود نداشته باشد. در جهان اسلام نیز، هر چند این
پیوستگی استاد و شاگردی، در دانش هایی مانند فلسفه و عرفان، به چشم
می خورد، لیکن هیچ یک از این سلسله ها، به پایه سلسله فقیهان شیعه نمی رسد.
پس از دوران
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 