پاورپوینت کامل آیات اجتماعی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آیات اجتماعی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آیات اجتماعی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آیات اجتماعی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
>
اشاره
یکی از موضوعاتی که از دیر باز تاکنون مورد بحث بوده این است که آیا اسلام یک دین فردی است یا اجتماعی؟ و آیا بدون اصلاح جامعه فرد می تواند در مسیر تعالی قرار گیرد یا خیر؟ و به طور کلی آیا دین و فرستادگان الهی برای اداره جامعه برنامه ای داشته و دارند؟ یا دین صرفاً یک دستور خصوصی برای مؤمنان است؟
آن چه در پی می خوانید برشی از کتاب جامعه در قرآن (صفحات ۲۱۲ تا ۲۵۳) نوشته حضرت آیت الله جوادی آملی حفظه الله است که به صورت فهرست وار پاورپوینت کامل آیات اجتماعی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint اسلام را برشمرده است. نظر به اهمیت موضوع تصمیم گرفتیم این متن را با کمترین حذفیات و اضافه کردن برخی توضیحات منتشر نماییم. به همین دلیل این مقاله در روند نشریه کمی طولانی شده اما در عوض از غنای خوبی برخوردار است.
یک اشتباه یا توطئه بزرگ
با نگاه سطحی شاید پنداشته شود که تعلیمات و دستورهای اسلام تنها ویژه شأن فردی انسان مانند نماز و روزه، ترک دروغ و اجتناب از معاصی است و به ابعادِ اجتماعی او بی اعتناست؛ یعنی غایت اسلام، تکامل فردی است و اقتصاد، اجتماع، اخلاقِ جمعی، سیاست و حکومت در قاموس اسلام مشاهده نمی شود، بلکه اسلام خواسته است که مسلمان خود را از گناه دور ساخته و به خودسازی بپردازد.
این پندار با برخی احادیثی که درباره گوشه نشینی در متون اسلامی هست و نیز با تمسّک به سیره برخی از عرفا و اهل تصوّف تقویت شده است. این نوع قشرگرایی که از قرون ابتدایی اسلام پیدا شده و تا امروز ادامه داشته است و قطعاً در آینده نیز تداوم خواهد داشت، برای منزوی ساختن اسلام صورت می گیرد و گروهی از دشمنان اسلام با اهداف معین این تفکر را تعقیب و برخی دوستان ناآگاه آن را رواج می دهند.
دانشمندان اسلامی در طول تاریخ، هدفمند بودن این اندیشه را به خوبی ادراک کرده و با استدلال و منطق در برابر آن مقاومت و ادعای این گونه افراد را واهی و استدلال شان را به خیالبافی شاعرانه نزدیک تر دانسته اند. امام خمینی رحمت الله علیه با درایت ویژه خویش مهم ترین وظیفه و رسالت خود را از میان برداشتن این مانع بزرگ پیشرفت مسلمانان دانسته و بارها یادآور می شدند که نادیده گرفتن ابعاد اجتماعی اسلام دسیسه دشمنان اسلام است.
«نهضت اسلام در ابتدا گرفتار یهود شد و تبلیغات دینی را نخست آن ها شروع کردند و دامنه آن تا به امروز ادامه دارد. بعد از آن ها نوبت به گروهی رسید که شیطان تر از یهودند. این ها به صورت استعمارگر از سیصد سال پیش یا بیشتر به کشورهای اسلامی راه پیدا کردند و برای رسیدن به مطامع استعماری خود لازم دیدند که زمینه هایی فراهم سازند تا اسلام را نابود کنند. آنان احکام اسلام را سدّی در مقابل منافع مادی خود می دیدند. مبلّغینی در حوزه های روحانیت درست کردند و عمّالی هم در دانشگاه ها، تا اسلام را تحریف نمایند. کاری کردند که بسیاری از افراد تحصیل کرده دچار اشتباه شدند. تبلیغ کردند که اسلام دین جامعی نیست؛ برای جامعه نظامات و قوانین ندارد؛ اسلام فقط احکام حیض و نفاس است. اخلاقیاتی هم دارد؛ امّا راجع به زندگی و اداره جامعه چیزی ندارد.»[۱]
مهم ترین شاهد برای اجتماعی بودن اسلام این است که در متون دینی (کتاب و سنت) مسائل اخلاقی و احکام به صورت اجتماعی تشریع شده است، چنان که خداوند به مؤمنان دستور می دهد که نسبت به یکدیگر صابر بوده و با هم رابطه داشته باشند.
خداوند مؤمنان را چنین وصف می کند:
«والَّذینَ استَجابوا لِرَبِّهِم وأقاموا الصَّلَاهَ وأمرُهُم شوری بَینَهُم ومِمّا رَزَقْنَاهُمْ ینفِقون» (شوری/۳۸)
یعنی برخی از اوصاف مؤمنان این است که دعوت پروردگار خود را اجابت می کنند و نماز را برپا داشته و کارشان را با مشورت پیش می برند. همه ی این صفات، ناظر به اوصاف اجتماعی مؤمنان است. نکته دقیق در این آیه و آیات قبل از آن، این است که این آیات با این که در ظاهر در مکه نازل شده اند و در آن ایام هیچ خبری از حکومت و جامعه اسلامی نبود، شارع اسلام مقدمات و تمهیدات آن را برای مسلمانان فراهم ساخته است.
بر اساس آیه «وأْعتَصِموا بِحَبلِ اللهِ جَمیعاً ولاتَفَرَّقوا» (آل عمران/۱۰۳) تمسّک و اعتصام به دین خدا باید گروهی باشد نه فردی؛ یعنی اگر همه مسلمانان به دین الهی تمسک کنند؛ ولی این تمسک به گونه فردی صورت گیرد نه جمعی، به این آیه عمل نشده است؛ مانند نماز جماعت که اگر همه ی نمازگزاران نماز را به تنهایی بخوانند، گرچه اصل نماز را اقامه کرده اند؛ ولی نماز جماعت را برپا نداشته اند.
پس بی تردید تعالیم اسلام حتی در مسائل اعتقادی و اخلاقی و احکام فقهی و حقوقی به ابعاد اجتماعی نظر دارد و شئون اجتماعی اسلام از امور بدیهی بوده و به استدلال نیاز ندارد.
زوایای اجتماعی اسلام
با نگاه به تعالیم و دستورهای آسمانی اسلام می توان ابعاد اجتماعی آن را با سه منظر کلی بررسی کرد:
۱. بخشی از احکام و تعالیم اسلام به گونه ای است که اجرا و اقامه آن ها بی شکل گیری جامعه و حضور مردم در عرصه اجتماعی، مقدور و میسور نیست؛ نظیر جهاد، حج، نماز جمعه، ادای امانت، امر به معروف و نهی از منکر، که این دسته از تعالیم اسلامی صرفاً اجتماعی اند:
«کنْتُمْ خَیرَ أُمَّهٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ – شما بهترین امتی بودید که به سود انسانها آفریده شده اند (چه این که) امر به معروف و نهی از منکر می کنید و به خدا ایمان دارید» (آل عمران/۱۱۰)
«إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُکمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلی أَهْلِها وَ إِذا حَکمْتُمْ بَینَ النَّاسِ أَنْ تَحْکمُوا بِالْعَدْلِ – خداوند به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبانش بدهید! و هنگامی که میان مردم داوری می کنید، به عدالت داوری کنید» (نساء/۵۸)
«وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یأْتُوک رِجالاً وَ عَلی کلِّ ضامِرٍ یأْتینَ مِنْ کلِّ فَجٍّ عَمیق –
و مردم را دعوت عمومی به حج کن تا پیاده و سواره بر مرکبهای لاغر از هر راه دوری بسوی تو بیایند» (حج/۲۷)
این دسته از تعالیم و احکام اسلام، اجتماعی محض اند و تنها با وجود جامعه، محقّق خواهند شد، پس بستر اجرای آن ها، جامعه انسانی است.
۲. در برخی تعالیم اسلام به اجتماع تصریح نشده است؛ لیکن شارع نامستقیم حضور مردم را لازم شمرده است؛ مانند نماز جماعت، رسیدگی به مشکلات دیگران، عیادت بیماران، برآوردن حاجات مسلمانان، پرهیز از تعاون بر اثم و عدوان، تعاون بر قسط و عدل، تشییع جنازه، دادن قرض الحسنه به یکدیگر و بسیاری از امور و احکام اخلاقی که تجلّی و ظهور آن ها فقط در جامعه است:
«یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَهً مِنْ دُونِکمْ لا یأْلُونَکمْ خَبالاً وَدُّوا ما عَنِتُّمْ قَدْ بَدَتِ الْبَغْضاءُ مِنْ أَفْواهِهِمْ وَ ما تُخْفی صُدُورُهُمْ أَکبَرُ قَدْ بَینَّا لَکمُ الْآیاتِ إِنْ کنْتُمْ تَعْقِلُون – ای کسانی که ایمان آورده اید! محرم اسراری از غیر خود، انتخاب نکنید! آن ها از هر گونه شرّ و فسادی در باره ی شما، کوتاهی نمی کنند. آن ها دوست دارند شما در رنج و زحمت باشید. (نشانه های) دشمنی از دهان (و کلام) شان آشکار شده و آن چه در دل های شان پنهان می دارند، از آن مهم تر است. ما آیات (و راه های پیشگیری از شرّ آن ها) را برای شما بیان کردیم اگر اندیشه کنید!» (آل عمران/۱۱۸)
درباره احسان، رفق و مدارا فرمود: «الَّذینَ ینْفِقُونَ فِی السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ وَ الْکاظِمینَ الْغَیظَ وَ الْعافینَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنین – همان ها که در توانگری و تنگدستی، انفاق می کنند و خشم خود را فرو می برند و از خطای مردم درمی گذرند و خدا نیکوکاران را دوست دارد» (آل عمران/۱۳۴)
و راجع به خوب سخن گفتن: «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً – و به مردم نیک بگویید.» (بقره/۸۳)
و راجع به صدقه و نیکی کردن: «لا خَیرَ فی کثیرٍ مِنْ نَجْواهُمْ إِلاَّ مَنْ أَمَرَ بِصَدَقَهٍ أَوْ مَعْرُوفٍ أَوْ إِصْلاحٍ بَینَ النَّاسِ – در بسیاری از سخنانِ درِگوشی (و جلسات محرمانه) آنها، خیر و سودی نیست مگر کسی که (به این وسیله،) امر به کمک به دیگران، یا کار نیک، یا اصلاح در میان مردم کند» (نساء/۱۱۴)
و درباره ی حسن سلوک و رفتار: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا – ای کسانی که ایمان آورده اید! (به پیامبر) نگویید: مراعاتمان کن، بلکه بگویید: ما را در نظر بگیر، و (این توصیه را) بشنوید» (بقره/۱۰۴)
«وَ إِذا حُییتُمْ بِتَحِیهٍ فَحَیوا بِأَحْسَنَ مِنْها أَوْ رُدُّوها – هر گاه به شما تحیت گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید یا (لا اقل) به همان گونه پاسخ گویید!» (نساء/۸۶)
ظهور این دسته از تعالیم الهی، اجتماع انسانی را طلب می کند و بی وجود جامعه هرچند تحقق دارند، جلوه و ظهور کامل ندارند.
۳. دستورها و تعالیم کلی اسلام یعنی خطوط کلی اسلام، مهم ترین بخش دین است که اجتماعی است.
اجتماعی بودن خطوط اصلی و کلی دین بدین معناست که بر مبنای فطرت انسانی، اساس اسلام، اجتماعی یعنی در جامعه اجرا شدنی است. گذشته از این که بخش عظیمی از اصول و کلیات دین، اجتماعی است، جنبه های عبادی و اخلاقی آن نیز در این راستا تشریع شده اند.
اگر در آثار علمای اسلام مشاهده می شود که بیشتر به جنبه اعتقادی و اخلاقی پرداخته شده است و ابعاد اجتماعی در آن کمتر دیده می شود، نابرابری در تعالیم اسلام نیست، بلکه این غثّ و سمین[۲] به دست علمای دین انجام گرفته است.
حضرت استاد امام خمینی(قدس سره) فرموده اند:
«برای این که کمی معلوم شود فرق میان اسلام و آن چه به عنوان اسلام معرفی می شود تا چه حد است، شما را توجه می دهم به تفاوتی که میان قرآن و کتب حدیث، با رساله های عملیه هست: قرآن و کتاب های حدیث، که منابع احکام و دستورات اسلام است، با رساله های عملیه، که توسط مجتهدین عصر و مراجع نوشته می شود، از لحاظ جامعیت و اثری که در زندگانی اجتماعی می تواند داشته باشد به کلی تفاوت دارد. نسبت اجتماعیات قرآن با آیات عبادی آن، از نسبت صد به یک هم بیشتر است! از یک دوره کتاب حدیث، که حدود پنجاه کتاب [۳] است و همه احکام اسلام را در بردارد، سه – چهار کتاب مربوط به عبادات و وظایف انسان نسبت به پروردگار است؛ مقداری از احکام هم مربوط به اخلاقیات است؛ بقیه همه مربوط به اجتماعیات، اقتصادیات، حقوق، و سیاست و تدبیر جامعه است.»[۴]
بی تردید، افراط و تفریط در سیر مطالعات متون دینی و تبلیغ نادرست علمای دین، موجب تلقّی ناصواب از اسلام شده است، بنابراین به نظر می رسد که درک صحیح از دین نیازمند اصلاح دیدگاه و بازنگری است.
فهرستی از مسائل اجتماعی اسلام
در رابطه با مسائل اجتماعی اسلام از قرآن و سنت، مطالب فراوانی می توان آموخت که تفصیل آن در این اجمال نمی گنجد؛ ولی برای آشنایی، فهرستی ارائه می شود.
۱. اقتصاد
انسان، مرکب از جسم و روح است و برای ادامه حیات، اهتمام به تأمین نیازهای آن دو جنبه، امری ضروری و لازم است. بر همین اساس، قرآن هم به امر معاد و نیازهای روحانی او و هم به معاش و حاجت های جسمانی او پرداخته است.
تمام اهتمام قرآن بر حفظ تعادل انسان در نشئه طبیعی است. برای روشن شدن موضوع به برخی از آیات الهی در این زمینه اشاره می شود.
۱/ ۱) بهره گیری از مواهب طبیعی
خلاف گمان برخی که می پندارند اهتمام اسلام تنها به آخرت است و به دنیا و امور مادی نگاهی ندارد، قرآن بر استفاده از دنیا تأکید دارد:
«وَ الْأَنْعامَ خَلَقَها لَکمْ فیها دِفْ ءٌ وَ مَنافِعُ وَ مِنْها تَأْکلُونَ – و چهارپایان را آفرید در حالی که در آن ها، برای شما وسیله پوشش، و منافع دیگری است و از گوشت آن ها می خورید» (نحل/۵)
«وَ لَکمْ فیها جَمالٌ حینَ تُریحُونَ وَ حینَ تَسْرَحُون – و در آن ها برای شما زینت و شکوه است به هنگامی که آن ها را به استراحتگاه شان بازمی گردانید، و هنگامی که (صبح گاهان) به صحرا می فرستید» (نحل/۶)
«وَ الْخَیلَ وَ الْبِغالَ وَ الْحَمیرَ لِتَرْکبُوها وَ زینَه – همچنین اسب ها و استرها و الاغ ها را آفرید تا بر آن ها سوار شوید و زینت شما باشد» (نحل/۸)
گاه می فرماید که آن قدر به شما نعمت دادیم که توان شمارش آن را ندارید:
«وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَهَ اللَّهِ لا تُحْصُوها – و اگر نعمت های خدا را بشمارید، هرگز نمی توانید آن ها را احصا کنید» (نحل/۱۸)
هرچند دلبستگی شدید به امور مادی را رهزن می خواند، تدبیر عاقله آن را لازم می داند تا جامعه از نیاز به بیگانه آزاد گردد.
از این جا می توان گفت که از منظر اسلام رعایت دو عنصر محوری مطلوب است:
اول: سعی در تولید برای رفاه جامعه
دوم: قناعت در مصرف و مناعت طبع برای ترقّی روح.
برای رفع توهم، تذکر این نکته ضروری است که بهره گیری از دنیا و مواهب آن، به معنای حریص بودن به مال، مقام، زینت و شهرت دنیا نیست، زیرا حرص و ولع، حیات اجتماعی مؤمنان را برنمی تابد. خداوند، اهل کتاب و گروهی از قوم یهود را وصف کرد که چنان به دنیا حرص دارند که آرزو می کنند هزار سال در آن زندگی کنند:
«وَ لَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلی حَیاهٍ وَ مِنَ الَّذینَ أَشْرَکوا یوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ یعَمَّرُ أَلْفَ سَنَهٍ – و آن ها را حریص ترین مردم – حتی حریص تر از مشرکان – بر زندگی (این دنیا، و اندوختن ثروت) خواهی یافت (تا آن جا) که هر یک از آن ها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود.» (بقره/۹۶)
آزمندی، استیثار[۵] منحوس می زاید که مقابل ایثار میمون[۶] است و هرگز نظام عدل اجتماعی با خوی استیثار هماهنگ نیست، چنان که با خصلتِ رذل استکبار هم آوا نخواهد بود.
۲/ ۱) درمان فقر اجتماعی
جامعه دارای لایه ها و طبقاتی است که قشر فقیر و محروم یکی از آن هاست. اسلام برای رفع مشکل این طبقه راهکارهایی دارد که مهم ترین آن ها صدقه، انفاق، اطعام، زکات و خمس است:
«إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساکین… – همانا صدقات (زکات)، برای نیازمندان و درمانده گان… است.» (توبه/۶۰)
«قُلْ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ خَیرٍ فَلِلْوالِدَینِ وَ الْأَقْرَبینَ وَ الْیتامی وَ الْمَساکین – بگو: هر خیر و نیکی (و سرمایه سودمند مادی و معنوی) که انفاق می کنید، باید برای پدر و مادر و نزدیکان و یتیمان و مستمندان و… باشد.» (بقره/۲۱۵)
«و آتِ ذَا القُربی حَقَّهُ والمِسکین – و حقّ نزدیکان را بپرداز، و (همچنین حق) مستمند را.» (اسراء/۲۶)
«وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَی ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیتامی وَ الْمَساکین. .. – بدانید هر گونه غنیمتی به دست آورید، خمس آن برای خدا، و برای پیامبر، و برای ذی القربی و یتیمان و مسکینان و… است.» (انفال/۴۱)
۳/ ۱) تشویق به انفاق عمومی
نزول برکات برای فرد و جامعه، بازتاب اعمال افراد است، از این رو خداوند برای افزایش نزول برکاتِ خویش، مؤمنان را به انجام دادن اعمال خیر تحریص می کند:
«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُری آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیهِمْ بَرَکات مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْض – و اگر اهل شهرها و آبادی ها، ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن ها می گشودیم.» (اعراف/۹۶)
در میان اعمال خیر، انفاق به دیگران بیش از سایر کارها فزونی برکت می آورد:
«مَثَلُ الَّذینَ ینْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ کمَثَلِ حَبَّهٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فی کلِّ سُنْبُلَهٍ مِائَهُ حَبَّه وَ اللَّهُ یضاعِفُ لِمَنْ یشاء – کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند، همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه، یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد)، دو یا چند برابر می کند.» (بقره/۲۶۱)
ولی در انفاق نیز لازم است همانند سایر اعمال، تعادل حفظ گردد:
«وَ أَنْفِقُوا فی سَبیلِ اللَّهِ وَ لا تُلْقُوا بِأَیدیکمْ إِلَی التَّهْلُکهِ – و در راه خدا انفاق کنید، و خود را به دست خود به هلاکت نیفکنید.» (بقره/۱۹۵)
آثار و نتایج انفاق به خود انفاق کننده بازمی گردد:
«وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ شَی ءٍ فی سَبیلِ اللَّهِ یوَفَّ إِلَیکمْ – و هر چه در راه خدا انفاق کنید به تمامی به شما بازگردانده می شود.» (انفال/۶۰)
«وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیرٍ یوَفَّ إِلَیکم – و آن چه را از خوبی ها و اموال انفاق می کنید، برای خودتان است.» (بقره/۲۷۲)
۴/ ۱) پلیدی ربا در جامعه
ربا در اسلام حرام است و شاید یکی از حکمت های حرمت آن، آثار زیان بار آن، از قبیل ایجاد فاصله طبقاتی، تراکم ثروت در دست افراد محدود و عدم به کارگیری مفید سرمایه در جامعه باشد.
ربا شخص و جامعه را از تعادل خارج می سازد:
«الَّذینَ یأْکلُونَ الرِّبا لا یقُومُونَ إِلاَّ کما یقُومُ الَّذی یتَخَبَّطُهُ الشَّیطانُ مِنَ الْمَسِّ – کسانی که ربا می خورند، (در قیامت) برنمی خیزند مگر مانند کسی که بر اثر تماسّ شیطان، دیوانه شده (و نمی تواند تعادل خود را حفظ کند گاهی زمین می خورد، گاهی بپا می خیزد).» (بقره/۲۷۵)
ربا در برابر صدقه است. نزد مردم در ربا به ظاهر افزایش و در صدقه کاهش سرمایه است؛ امّا نزد خداوند باطن ربا کاهش و فروهش و باطن صدقه رویش و افزایش است:
«یمْحَقُ اللَّهُ الرِّبا وَ یرْبِی الصَّدَقاتِ – خداوند، ربا را نابود می کند و صدقات را افزایش می دهد.» (بقره/۲۷۶)
«وَ ما آتَیتُمْ مِنْ رِباً لِیرْبُوَا فی أَمْوالِ النَّاسِ فَلا یرْبُوا عِنْدَ اللَّهِ – آن چه به عنوان ربا می پردازید تا در اموال مردم فزونی یابد، نزد خدا فزونی نخواهد یافت.»روم/۳۹)
ربا دوری از حق است که جامعه را از مسیر سعادت منحرف می سازد:
«وَ أَخْذِهِمُ الرِّبَوا وَ قَدْ نُهُوا عَنْهُ وَ أَکلِهِمْ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ أَعْتَدْنا لِلْکافِرینَ مِنْهُمْ عَذاباً أَلیما – و (همچنین برای یهود) به خاطر ربا گرفتن، در حالی که از آن نهی شده بودند و خوردن اموال مردم به باطل و برای کافران آن ها، عذاب دردناکی آماده کرده ایم.» (نساء/۱۶۱)
۵/ ۱) حراست از اموال یتیمان
جامعه بشری از وجود ایتام خالی نیست، از این رو در نظام اجتماعی اسلام بر دو نکته در این باره تأکید شده است:
اول: محافظت و حراست از اموال ایشان:
«وَ ابْتَلُوا الْیتامی حَتَّی إِذا بَلَغُوا النِّکاحَ فَإِنْ آنَسْتُمْ مِنْهُمْ رُشْداً فَادْفَعُوا إِلَیهِمْ أَمْوالَهُمْ – و یتیمان را چون به حد بلوغ برسند، بیازمایید! اگر در آن ها رشد (کافی) یافتید، اموال شان را به آن ها بدهید.» (نساء/۶)
دوم: پرهیز از خوردن مال یتیم:
قرآن کریم تأکید دارد که خوردن مال ایتام در حقیقت همان آتش خواری است:
«إِنَّ الَّذینَ یأْکلُونَ أَمْوالَ الْیتامی ظُلْماً إِنَّما یأْکلُونَ فی بُطُونِهِمْ ناراً – کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می خورند، (در حقیقت،) تنها آتش می خورند.» (نساء/۱۰)
شاید بتوان بیت المال در جامعه اسلامی را مشمول این دو تأکید قرار داد.
۲. امور اجتماعی
در قرآن کریم به مسائل جامعه شناختی و علوم اجتماعی بسیار توجه شده است. به برخی آیات در این باره اشاره می شود.
۱/ ۲) ملاک امتیاز اجتماعی افراد
خداوند می فرماید که شما را از یک مرد و زن آفریدیم؛ سپس در حیات اجتماعی به صورت اقوام و قبیله هایی قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید و نیز بدانید که برتری در خداترسی است نه به قومیت و نژاد. کسی در جامعه برتر است که پروای الهی او بیش از دیگران باشد:
«یا أَیهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکمْ مِنْ ذَکرٍ وَ أُنْثی وَ جَعَلْناکمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَکرَمَکمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکمْ – ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامی ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست.» (حجرات/۱۳)
امتیاز در این آیه، امتیاز اجتماعی است؛ یعنی در جامعه انسانی، تقوا محک است و جایگاه اجتماعی مردم با همین ملاک و معیار تعیین می شود، بنابراین در صورت عدم وجود حیات اجتماعی، مصداقی برای این سخن خداوند نخواهد بود.
۲/ ۲) اهداف اجتماعی انبیا
از مهم ترین اهداف انبیا، دعوت مردم به سوی خدا، دور ساختن بندگان از پرستش بت ها و قیام به عدالت و اجرای قسط بوده است:
«وَ لَقَدْ بَعَثْنا فی کلِّ أُمَّهٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت – ما در هر امتی رسولی برانگیختیم که: خدای یکتا را بپرستید و از طاغوت اجتناب کنید.» (نحل/۳۶)
«لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکتابَ وَ الْمیزانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط – ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند.» (حدید/۲۵)
«وَ کذلِک ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِک فی قَرْیهٍ مِنْ نَذیرٍ إِلاَّ قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلی أُمَّهٍ وَ إِنَّا عَلی آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ – و این گونه در هیچ شهر و دیاری پیش از تو پیامبر انذارکننده ای نفرستادیم مگر اینکه ثروتمندان مست و مغرور آن گفتند: ما پدران خود را بر آئینی یافتیم و به آثار آنان اقتدا می کنیم.» (زخرف/۲۳)
پس انبیا برای هدایت مردم و ارتقای اجتماع انسانی از جانب خداوند آمده اند و بی وجود جامعه، رسالت و اهداف ایشان ناقص و شاید عبث باشد، بنابراین محدود ساختن هدف بعثت انبیا به آخرت و لقای خدا به استناد آیات مذکور، نادرست است.
۳/ ۲) انبیا الگوهای اجتماعی
در قرآن کریم، انبیای الهی بهترین الگو و برترین نماد انسانیت معرفی شده اند.
الگو گرفتن از بندگان صالح خداوند و انبیای الهی به صورت مطلق آمده است؛ یعنی سیره ی آنان در زندگی فردی و حیات اجتماعی، بهترین الگو است و چون از مهم ترین وظایف ایشان هدایت اجتماعی و ارتقا و تکامل جوامع بشری بوده است بر پیروان آنان چنین وظیفه ای فرض است:
«قَدْ کانَتْ لَکمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فی إِبْراهیمَ – برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم وجود داشت.» (ممتحنه/۴)
«لَقَدْ کانَ لَکمْ فی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَه – مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود.» (احزاب/۲۱)
۴/ ۲) سیره اجتماعی انبیا
سیره و سنت انبیای الهی را از یک جهت می توان به دو بخش فردی و اجتماعی بخش کرد. آنان افزون بر اخلاق و رفتار فردی دارای سیره های اجتماعی نیز بوده اند که قرآن برخی از آن ها را برشمرد:
در داستان یوسف پیامبر علیه السلام آمده است که وقتی امین بودن او برای پادشاه مصر روشن شد، خواست به او مقامی بدهد و حضرت یوسف علیه السلام فرمود که وی را به خزانه داری مصر نصب کند که او در نگهداری دارایی امین، دانا و بصیر است:
«قالَ اجْعَلْنی عَلی خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفیظٌ عَلیم – (یوسف) گفت: «مرا سرپرست خزائن سرزمین (مصر) قرار ده، که نگهدارنده و آگاهم.» (یوسف/۵۵)
و در داستان ابراهیم خلیل علیه السلام آمده است که او از خداوند دو چیز خواست:
اول: امنیت شهر مکه دوم: دوری اهل بیت خود از پرستش بت ها:
«وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنی وَ بَنِی أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنام – (به یاد آورید) زمانی را که ابراهیم گفت: «پروردگارا! این شهر [مکه ] را شهر امنی قرار ده! و من و فرزندانم را از پرستش بتها دور نگاه دار.» (ابراهیم/۳۵)
چنان که امنیت اجتماعی و بهره مندی از برکات و میوه ها را برای مردم خواست:
«وَ إِذْ قالَ إِبْراهیمُ رَبِّ اجْعَلْ هذا بَلَداً آمِناً وَ ارْزُقْ أَهْلَهُ مِنَ الثَّمَرات – و (به یاد آورید) هنگامی را که ابراهیم عرض کرد: «پروردگارا! این سرزمین را شهر امنی قرار ده! و اهل آن را (آن ها که به خدا و روز بازپسین، ایمان آورده اند) از ثمرات (گوناگون)، روزی ده.» (بقره/۱۲۶)
پیام آیات یاد شده این است که پیامبران الهی پس از خودسازی و تهذیب نفس، رسالت اصلی خویش را هدایت و ارشاد جامعه دانسته و سرمایه وجودشان را در بیداری جامعه هزینه می کردند.
۵/ ۲) شیوه انبیا در بیداری ملت ها
گمراهی ملت و امت برای پیامبران خدا بسیار ملال آور بوده و بر اساس توحیدمداری بهترین شیوه ای که برای رشد و بیداری آن ها برگزیده اند توجه دادن مردم به خدا و دور ساختن از طاغوت بوده است:
«یا أَیهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکمُ الَّذی خَلَقَکمْ وَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکمْ لَعَلَّکمْ تَتَّقُون – ای مردم! پروردگار خود را پرستش کنید آن کس که شما، و کسانی را که پیش از شما بودند آفرید، تا پرهیزکار شوید.» (بقره/۲۱)
«وَ قالَ الْمَسیحُ یا بَنی إِسْرائیلَ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّی وَ رَبَّکمْ – مسیح گفت: ای بنی اسرائیل! خداوند یگانه را، که پروردگار من و شماست، پرستش کنید.» (مائده/۷۲)
«وَ إِلی عادٍ أَخاهُمْ هُوداً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّه – و به سوی قوم عاد، برادرشان «هود» را (فرستادیم) گفت: «ای قوم من! (تنها) خدا را پرستش کنید.» (اعراف/۶۵ و هود/۵۰)
«وَ إِلی ثَمُودَ أَخاهُمْ صالِحاً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّهَ» (اعراف/۷۳ و هود/۶۱)
«وَ إِلی مَدْینَ أَخاهُمْ شُعَیباً قالَ یا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّه» (اعراف/۸۵ و هود/۸۴ و شبیه عنکبوت/۳۶)
دو شاهد و قرینه این مدعا را همراهی می کند که انبیای الهی تمامی تلاش خویش را در خدمت به جامعه و سعی در انتخاب بهترین شیوه برای آن مصروف داشته اند:
نخست تکرار برخی از آیات یاد شده در سوره های مختلف؛[۷]
و دیگری مبارزه و جهاد مسلّحانه و شهادت بسیاری از انبیای الهی به دست حاکمان و سلاطین و طاغوتیان زمان خویش:
«یقْتُلُونَ النَّبِیینَ بِغَیرِ الْحَقِّ – پیامبران را به ناحق می کشتند.» (بقره/۶۱)
«قَتْلِهِمُ الْأَنْبِیاءَ بِغَیرِ حَقٍّ – کشتن پیامبران بناحق.» (نساء/۱۵۵)
«وَ کأَینْ مِنْ نَبِی قاتَلَ مَعَهُ رِبِّیونَ کثیرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَکانُوا – چه بسیار پیامبرانی که مردان الهی فراوانی به همراه آنان جنگ کردند! آنها هیچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنان می رسید، سست و ناتوان نشدند (و تن به تسلیم ندادند)» (آل عمران/۱۴۶)
۶/ ۲) عدم استعانت از کافران
از ویژگی های زندگی اجتماعی، نیاز افراد به یکدیگر است و در رفع این نیازها، لازم است که افراد به کمک یکدیگر بشتابند.
قرآن کریم تصریح دارد که هرگز از کافران استمداد و استعانت نکنید و مهم ترین استمداد همانا استعانت سیاسی است، چنان که استمداد فرهنگی و فکری نیز از بدترین کمک های کافر به مسلمان است و در درجه بعد یاری اقتصادی، اجتماعی و…:
«بَلِ اللَّهُ مَوْلاکمْ وَ هُوَ خَیرُ النَّاصِرین – (کافران تکیه گاه شما نیستند) بلکه ولی و سرپرست شما، خداست و او بهترین یاوران است.» (آل عمران/۱۵۰)
«وَ لا تَتَّخِذُوا مِنْهُمْ وَلِیا وَ لا نَصیراً – و از میان آن ها (کافران)، دوست و یار و یاوری اختیار نکنید.» (نساء/۸۹)
«وَ اللَّهُ مَوْلاکمْ وَ هُوَ الْعَلیمُ الْحَکیم – خداوند مولای شماست و او دانا و حکیم است.» (تحریم/۲)
«یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِم – ای کسانی که ایمان آورده اید! با قومی که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده دوستی نکنید.» (ممتحنه/۱۳)
۷/ ۲) اطاعت نکردن از کافران
دستور رسمی قرآن در حیات اجتماعی اسلام، این است که نه از کافران استعانت و نه از آن ها اطاعت کنید:
«یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تُطیعُوا الَّذینَ کفَرُوا یرُدُّوکمْ عَلی أَعْقابِکمْ فَتَنْقَلِبُوا خاسِرینَ – ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر از کسانی که کافر شده اند اطاعت کنید، شما را به گذشته هایتان بازمی گردانند و سرانجام، زیانکار خواهید شد.» (آل عمران/۱۴۹)
«یا أَیهَا النَّبِی اتَّقِ اللَّهَ وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقینَ – ای پیامبر! تقوای الهی پیشه کن و از کافران و منافقان اطاعت مکن.» (احزاب/۱)
«وَ لا تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنا قَلْبَهُ عَنْ ذِکرِنا وَ اتَّبَعَ هَواه – و از کسانی که قلب شان را از یاد خود غافل ساختیم اطاعت مکن! همان ها که از هوای نفس پیروی کردند.» (کهف/۲۸)
«وَ لا تُطِعِ الْکافِرینَ وَ الْمُنافِقین – و از کافران و منافقان اطاعت مکن.» (احزاب/۴۸)
زیرا پیروی از کافران مستلزم بازگشت به جاهلیت فکری و کفر اعتقادی است.
۸/ ۲) عوامل فساد در جامعه
برخی آیات، ضمن ضرورت و لزوم وجود جامعه، از عوامل فتنه و فساد سخن می گویند. خداوند برای تطهیر و تحکیم جوامع انسانی عوامل بروز فساد را معرفی می کند تا با شناسایی ریشه ها و برکندن آن ها بتوان جامعه صالح و سالمی پدید آورد:
در آیه ای، عارضه فساد اجتماعی را عمل برخی از افراد جامعه می شناساند:
«ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کسَبَتْ أَیدِی النَّاس – فساد، در خشکی و دریا بخاطر کارهایی که مردم انجام داده اند آشکار شده است» (روم/۴۱)
در آیه ای دیگر، پادشاهان سرکش:
«إِنَّ الْمُلُوک إِذا دَخَلُوا قَرْیهً أَفْسَدُوها – پادشاهان هنگامی که وارد منطقه آبادی شوند آن را به فساد و تباهی می کشند.» (نمل/۳۴)
و در آیه ای منافقان:
«وَ إِذا قیلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُون – و هنگامی که به آنان گفته شود: در زمین فساد نکنید، می گویند: ما فقط اصلاح کننده ایم» (بقره/۱۱)
۹/ ۲) اماکن عام عبادی
در قرآن کریم از مساجد و عبادتگاه ها سخن به میان آمده که بدون وجود جامعه و حیات اجتماعی، ضرورتی برای آن ها نخواهد بود. سخن گفتن از محل عبادت اهل کتاب یا مسلمانان متفرع[۸] بر وجود جامعه است، زیرا تا جامعه ای نباشد سخن گفتن از اماکن عام عبادی روا نخواهد بود:
«إِنَّما یعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الْآخِرِ – مساجد خدا را تنها کسی آباد می کند که ایمان به خدا و روز قیامت آورده.» (توبه/۱۸)
«وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یذْکرُ فیهَا اسْمُ اللَّهِ کثیرا – و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می شود، ویران می گردد.» (حج/۴۰)
«قالَ الَّذینَ غَلَبُوا عَلی أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِمْ مَسْجِدا – گفتند: ما مسجدی در کنار (مدفن) آن ها (اصحاب کهف) می سازیم (تا خاطره آنان فراموش نشود.)» (کهف/۲۱)
۱۰/ ۲) غفلت اجتماعی
غفلت در مقابل توجه است. توجه، مبدأ سعادت و کمال است و غفلت، منشأ شقاوت و هلاکت و این مطلب، هم در فرد و هم در جامعه صادق است. قرآن کریم در مباحث اجتماعی خود، به مسلمانان یادآور می شود که هرگونه بی ثباتی و هزیمت در جامعه، نتیجه غفلت آن هاست:
«إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلی أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ یدْعُوکمْ فی أُخْراکمْ فَأَثابَکمْ غَمًّا بِغَمٍّ – به خاطر بیاورید هنگامی را که از کوه بالا می رفتید (و جمعی در وسط بیابان پراکنده شدند و از شدت وحشت،) به عقب ماندگان نگاه نمی کردید، و پیامبر از پشت سر، شما را صدا می زد. سپس اندوه ها را یکی پس از دیگری به شما جزا داد.» (آل عمران/۱۵۳)
یعنی غم و اندوه شما به جهت غفلتی بود که از رسول خدا داشتید، در نتیجه از دستور آن حضرت سرپیچی کردید.
رسولان الهی برای غفلت زدایی جوامع بشری آمده اند. اگر غفلت جامعه بر اثر نرسیدن تبلیغ الهی به آنان باشد، مردم معذورند و هرگز خداوند آنان را کیفر نخواهد کرد:
«ذلِک أَنْ لَمْ یکنْ رَبُّک مُهْلِک الْقُری بِظُلْمٍ وَ أَهْلُها غافِلُون – این (فرستادن رسولان) به خاطر آن است که پروردگارت هیچ گاه (مردم) شهرها و آبادی ها را به خاطر ستم های شان در حال غفلت و بی خبری هلاک نمی کند. (بلکه قبلًا رسولانی برای آن ها می فرستد.)» (انعام/۱۳۱)
خداوند از قوم بنی اسرائیل به جهت غفلت، انتقام گرفته و غرق شان ساخت:
«فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِی الْیمِّ بِأَنَّهُمْ کذَّبُوا بِآیاتِنا وَ کانُوا عَنْها غافِلین – سرانجام از آنها انتقام گرفتیم، و آنان را در دریا غرق کردیم زیرا آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند.» (اعراف/۱۳۶)
پویایی جامعه وامدار توجه و تذکر افراد است و انحطاط و عقب ماندگی آن، ثمره غفلت آن جامعه.
۱۱/ ۲) سعادت جامعه
بسیاری از آیات تصریح دارند که سعادت و رستگاری در جامعه اسلامی، مرهون اطاعت و پیروی از تعالیم الهی است. جامعه، زمانی روی رستگاری را خواهد دید که به حق روی آورد و از باطل بیزاری جوید.
فلاح اجتماعی در طلب فضل الهی است:
«وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ اذْکرُوا اللَّهَ کثیراً لَعَلَّکمْ تُفْلِحُون – و از فضل خدا بطلبید، و خدا را بسیار یاد کنید شاید رستگار شوید.» (جمعه/۱۰)
«ذلِک خَیرٌ لِلَّذینَ یریدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَ أُولئِک هُمُ الْمُفْلِحُون – این برای آن ها که رضای خدا را می طلبند بهتر است، و چنین کسانی رستگارانند.» (روم/۳۸)
جامعه ای که در راه خدا مجاهده کند، خیرات و برکات را برای افراد به ارمغان می آورد و چنین جامعه ای سعادتمند است:
«لکنِ الرَّسُولُ وَ الَّذینَ آمَنُوا مَعَهُ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ أُولئِک لَهُمُ الْخَیراتُ وَ أُولئِک هُمُ الْمُفْلِحُون – ولی پیامبر و کسانی که با او ایمان آوردند، با اموال و جان های شان جهاد کردند و همه نیکی ها برای آن هاست و آن ها همان رستگارانند.» (توبه/۸۸)
۱۲/ ۲) دشمنان جامعه اسلامی
خداوند متعال برای حفظ امنیت و استقرار و بقای جامعه اسلامی، دشمنان را در قرآن به آنان معرفی کرده است. کافران یک طیف و از میان اهل کتاب یهودیان (صهیونیست ها)، طیف دیگری از دشمن را تشکیل می دهند.
کافران دشمنِ آشکار و یهود سرسخت ترین دشمن مسلمانان اند. درباره کافران می فرماید:
«إِنَّ الْکافِرینَ کانُوا لَکمْ عَدُوًّا مُبیناً – کافران، برای شما دشمن آشکاری هستند» (نساء/۱۰۱)
و راجع به یهود:
«لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَداوَهً لِلَّذینَ آمَنُوا الْیهُودَ وَ الَّذینَ أَشْرَکوا – به طور مسلّم، دشمن ترین مردم نسبت به مؤمنان را، یهود و مشرکان خواهی یافت.» (مائده/۸۲)
۱۳/ ۲) جایگاه مفسدان در جامعه اسلامی
بیان صریح قرآن درباره مفسدان این است که آنان در میان مسلمانان هیچ جایگاه ارزشی ای ندارند و دستور خداوند در رفتار مسلمانان با مفسدان بسیار روشن است:
بی اعتنایی، نفی بلد و کشتن آنان از جمله فرامین قرآن است و سبب شدّت واکنش برابر آنان، شیوع فسادشان در جامعه اسلامی است:
«وَ یقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یوصَلَ وَ یفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِک لَهُمُ اللَّعْنَهُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّار – و پیوندهایی را که خدا دستور به برقراری آن داده قطع می کنند، و در روی زمین فساد می نمایند، لعنت برای آنهاست و بدی (و مجازات) سرای آخرت.» (رعد/۲۵)
«إِنَّما جَزاءُ الَّذینَ یحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ یسْعَوْنَ فِی الْأَرْضِ فَساداً أَنْ یقَتَّلُوا أَوْ یصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَیدیهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ ینْفَوْا مِنَ الْأَرْض – کیفر آن ها که با خدا و پیامبرش به جنگ برمی خیزند، و اقدام به فساد در روی زمین می کنند، (و با تهدید اسلحه، به جان و مال و ناموس مردم حمله می برند،) فقط این است که اعدام شوند یا به دار آویخته گردند یا (چهار انگشت از) دست (راست) و پای (چپ) آن ها، به عکس یکدیگر، بریده شود و یا از سرزمین خود تبعید گردند.» (مائده/۳۳)
«وَ لا تَتَّبِعْ سَبیلَ الْمُفْسِدین – و از روش مفسدان، پیروی منما.» (اعراف/۱۴۲)
۱۴/ ۲) زوال فساد اجتماعی
غالباً در جوامع انسانی، افرادی بر اثر معرفت محدودِ خویش، خواهان زندگی حیوانی اند، که اگر آزاد باشند، جامعه را به فساد می کشند.
سنت الهی این است که مردم در جامعه با اراده خود راه خیر و شر را برگزینند؛ امّا زمانی که فساد مفسدان از مرز امکان عفو بگذرد، خداوند گروهی از اهل ایمان را برای نابودی آنان مأمور می سازد. اگر چنین کاری جزیی از سنت الهی نباشد، قطعاً از الطاف پروردگار است:
«وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْض – و اگر خداوند، بعضی از مردم را به وسیله بعضی دیگر دفع نمی کرد، زمین را فساد فرامی گرفت.» (بقره/۲۵۱)
«وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِد – و اگر خداوند بعضی از مردم را بوسیله بعضی دیگر دفع نکند، دیرها و صومعه ها، و معابد یهود و نصارا، و مساجدی که نام خدا در آن بسیار برده می شود، ویران می گردد.» (حج/۴۰)
۱۵/ ۲) پاداش مهاجرت
در نظام اجتماعی اسلام، بر هجرت از مکانی به مکان دیگر برای دفع یا رفع ظلم یا برای کسب معرفت، بسیار تأکید شده است. خداوند پاداش فراوانی به این گروه از مؤمنان وعده داده است:
«الَّذینَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فی سَبیلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَهً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِک هُمُ الْفائِزُون – آن ها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جان های شان در راه خدا جهاد نمودند، مقام شان نزد خدا برتر است و آن ها پیروز و رستگارند.» (توبه/۲۰)
«وَ الَّذینَ هاجَرُوا فِی اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ لَأَجْرُ الْآخِرَهِ أَکبَر – آن ها که پس از ستم دیدن در راه خدا، هجرت کردند، در این دنیا جایگاه (و مقام) خوبی به آن ها می دهیم و پاداش آخرت، از آن هم بزرگ تر است.» (نحل/۴۱)
برای حفظ و ارتقای جهات علمی و فرهنگی به مؤمنان فرمان داده شده است که از سرزمین و موطن خویش هجرت کنند:
«فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیتَفَقَّهُوا فِی الدِّین – چرا از هر گروهی از آنان، طایفه ای کوچ نمی کند (و طایفه ای در مدینه بماند)، تا در دین (و معارف و احکام اسلام) آگاهی یابند.» (توبه/۱۲۲)
۱۶/ ۲) رسالت اجتماعی مؤمنان
از مهم ترین وظایف مسلمانان در عرصه جامعه، کار فرهنگی و عبادی است. امتیاز جامعه اسلامی بر سایر جوامع، صبغه خدایی آن است. ارتباط مردم با پروردگارشان بر اثر رفتار عبادی محکم است. نمادها و
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 