پاورپوینت کامل از لُخت شدن، تا لَخت شدن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل از لُخت شدن، تا لَخت شدن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل از لُخت شدن، تا لَخت شدن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل از لُخت شدن، تا لَخت شدن ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

>

مقدمه

ورود روش های غلط به مراسم عزاداری اهل بیت علیهم السلام، باعث شده تا بزرگان دین بارها در این موارد تذکر دهند. یکی از این روش های غلط که در چند سال اخیر مورد توجه قرار گرفته برهنه نمودن بدن در هنگام سینه زنی می باشد.

این مقاله بر آن است تا با بررسی دلایل طرفداران انجام این عمل به تحلیل موضوع بپردازد.[۱]

هدف دشمن منحرف کردن عزاداری است

بدون شک موجودیت دین اسلام و مکتب بر حق شیعه مرهون اباعبدالله الحسین علیه السلام است. سفارش بسیار زیاد و مؤکد اهل بیت علیهم السلام به زنده نگاه داشتن حماسه عاشورا که یکی از بهترین راه های آن سوگواری بر عزای آن حضرت است نیز به همین دلیل است.

حکومت های ظلم و جور از زمان بنی امیه تاکنون با برگزاری عزای حسینی مخالف بوده اند و همواره کوشیده اند تا یاد و نام آن حضرت را از اذهان محو کنند. رفتار خلفایی مانند متوکل عباسی با مزار مطهر آن حضرت و زائرین ایشان از نمونه های تاریخی است. در عصر معاصر هم ممنوعیت و مخالفت شدید با برگزاری هرگونه مجلس عزا در زمان رضا شاه پهلوی از دیگر نمونه های آن است. اما کسی نتوانسته و نمی تواند این چراغ هدایت را خاموش نماید.

به همین دلیل دشمنان اسلام برآن شده اند که این راه را منحرف نموده و عزاداری اباعبدالله الحسین علیه السلام را از محتوا خالی نمایند. در مقابل علمای اسلام نیز بر حفظ عزاداری از تحریفات و خرافات تأکید داشته اند.

حضرت امام خمینی رحمت الله علیه فرموده اند:

«ما باید حافظ این سنت های اسلامی، حافظ این دستجات مبارک اسلامی که در عاشورا، در محرّم و صفر، در مواقع مقتضی به راه می افتند، [باشیم؛] تأکید کنیم که بیشتر دنبالش باشند… البته اگر یک چیزهای ناروایی بوده است سابق و دست اشخاص بی اطلاع از مسائل اسلام بوده، آن ها باید یک قدری تصفیه بشود.»[۲]

علامه شهید حضرت آیت الله مرتضی مطهری نیز در این باره فرموده است:

«ذکر مصیبت ها باید محفوظ بماند، اما باید اصلاح شود. تحریفات در ذکر مصیبت ها الی ماشاءاللَّه است. جعل، دروغ، وضع در این قضایا الی ماشاء اللَّه است و این هاست که روضه ها و ذکر مصیبت ها را کم اثر کرده و الّا اصل روضه و ذکر مصیبت باید باقی بماند و مسئله امام حسین علیه السلام و اشک ریختن برای امام حسین علیه السلام و محرّم و عاشورا و تظاهرات برای محرّم و دسته بیرون آمدن، تمام این ها باید محفوظ بماند. ولی البته من نمی گویم حتماً باید به آن شکلی که از زمان قاجاریه معمول شده که بیشتر از قفقاز به این طرف آمده انجام شود و حتماً این ها هم باید باشد. این ها کارهای جدیدی است که از بیرون آمده، بسیاری از این ها درست نیست و باید عزاداری ها را اصلاح کنیم.»[۳]

در دهه شمسی پس از پیروزی رزمندگان اسلام در عملیات خیبر، در اورشلیم کنفرانسی توسط صهیونیست ها برگزار شد. موضوع بحث فوکویاما در این کنفرانس بازشناسی هویت شیعه بود. او می گوید: «شیعه پرنده ای است که دو بال دارد، یک بال سبز و یک بال سرخ. بال سبز این پرنده همان مهدویت و عدالت خواهی اوست. چون شیعه در انتظار عدالت به سر می برد. شیعه امیدوار است و انسان امیدوار شکست ناپذیر است. همچنین گفت بال سرخ شیعه، شهادت طلبی است که شهادت طلبی ریشه در کربلا و عاشورای حسینی دارد که این مسأله شیعه را فناناپذیر کرده است. شیعه با این دو بال، افق پروازش خیلی بالاست و تیرهای زهرآگین سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی و نظامی به آن نمی رسد.»[۴]

از آن جا که مرجعیت، روحانیت و فرهنگ عاشورا و شهادت طلبی از عناصر مهم پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی و جنبش های ضداستعماری است، غرب تمام تلاش خود را به کار گرفته تا با سست کردن این دو، ضربه نهایی را به انقلاب اسلامی وارد کند. در همین راستا کتابی به نام «نقشه هایی برای جدایی مکاتب الهی»[۵] در آمریکا انتشار یافته که در آن گفت وگوی مفصلی با دکتر «مایکل برانت»[۶]، یکی از معاونان سابق سیا (سازمان اطلاعاتی آمریکا) انجام شده است. او در این زمینه می گوید:

«بعد از مدت ها تحقیق به این نتیجه رسیدیم که قدرت رهبر مذهبی ایران و استفاده از فرهنگ شهادت در انقلاب ایران تأثیرگذار بوده است. ما همچنین به این نتیجه دست یافتیم که شیعیان بیشتر از دیگر مذاهب اسلامی، فعال و پویا هستند. در این گردهمایی تصویب شد که بر روی مذهب شیعه، تحقیقات بیشتری صورت گیرد و طبق این تحقیقات، برنامه ریزی هایی داشته باشیم. به همین منظور چهل میلیون دلار بودجه برای آن اختصاص دادیم و این پروژه در سه مرحله انجام شد. پس از نظرسنجی ها و جمع آوری اطلاعات از سراسر جهان، به نتایج مهمی دست یافتیم و متوجه شدیم که قدرت مذهب شیعه در دست مراجع و روحانیت می باشد… این تحقیقات ما را به این نتیجه رساند که به طور مستقیم نمی توان با مذهب شیعه رو در رو شد و امکان پیروزی بر آن بسیار سخت است و باید پشت پرده کار کنیم… در همین راستا، برنامه ریزی های گسترده ای را برای سیاست های بلند مدت خود طرح کردیم. مانند حمایت از افرادی که با مذهب شیعه اختلاف نظر دارند و ترویج کافر بودن شیعیان به گونه ای که در زمان مناسب علیه آن ها توسط دیگر مذاهب اعلام جهاد شود. همچنین باید تبلیغات گسترده ای را علیه مراجع و رهبران دینی شیعه صورت دهیم تا آن ها مقبولیت خود را در میان مردم از دست بدهند. یکی دیگر از مواردی که باید روی آن کار می کردیم، موضوع فرهنگ عاشورا و شهادت طلبی بود که هرساله شیعیان با برگزاری مراسمی، این فرهنگ را زنده نگه می دارند و ما تصمیم گرفتیم با حمایت های مالی از برخی سخنرانان و مداحان و برگزارکنندگان اصلی این گونه مراسم که افراد سودجو و شهرت طلب هستند؛ عقاید و بنیان های شیعه و فرهنگ شهادت طلبی را سست و متزلزل کنیم و مسایل انحرافی در آن به وجود آوریم، به گونه ای که شیعه، یک جاهلِ خرافاتی در نظر آید.»[۷]

تعقل در دین

اسلام دین تعقل و تفکر است. در آیات بسیاری از قرآن به این موضوع تاکید شده است. بر هر شیعه ای معلوم است که باید در اصول دین تحقیق نماید.

از طرفی برای قبول فروع نیز انسان یا باید دلیل عقلی داشته باشد یا دلیل نقلی و نمی توان از پیش خود یک مطلب عبادی را جعل کرد و آن را به عنوان دین یا یک عمل واجب یا حتی مستحب قلمداد نمود.

اهل بیت علیهم السلام بر این نکته تأکید داشته اند که به طور دقیق مانند ایشان عمل نماییم. اما متاسفانه برخی اوقات بعضی از ما راه را به اشتباه رفته ایم.

به مطلب زیر توجه بفرمایید:

از خود چیزی اضافه نکنید

عبد اللَّه بن سنان می گوید که حضرت صادق علیه السّلام فرمود:

در این زودی برای شما شبهه ای پیش خواهد آمد که نه علم خروج از آن را دارید و نه امامی هست که شبهه را برای شما حل کند، و در سرگردانی خواهید ماند افرادی که بخواهند از این گونه شبهات رهایی پیدا کنند باید دعای غریق را بخوانند.

عرض کردم دعای غریق کدام است؟

فرمود: می گویی: «یا اللَّه یا رحمان یا رحیم، یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک»

گفتم: «یا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلبی علی دینک»

فرمود: خداوند مقلب القلوب و الابصار هست و لیکن همان طور که من دستور دادم قرائت کن و بگو: «یا مقلب القلوب ثبّت قلبی علی دینک»[۸]

توجه نمایید که امام صادق علیه اسلام در این روایت فرمودند دعا را به طور دقیق همان گونه که از اهل بیت رسیده است بخوانیم و در این عمل عبادی حتی اضافه نمودن یک کلمه را اجازه ندادند.

لُخت شدن

با مقدماتی که در بالا آمد یک سؤال مطرح می شود و آن این این است که برهنه شدن در هنگام سینه زنی برای عزاداری و البته بسیاری از اعمال دیگر مانند گل مالی نمودن بدن، قمه زنی، قفل زنی، و زنی های[۹] دیگر از کجا آمده است. طبق کدام دستور یا سیره ائمه اطهار علیهم السلام است.

البته طرفداران برهنه شدن در عزاداری دلایلی را مطرح نموده اند که در ادامه آن ها را بررسی می نماییم.

پاسخ کلی

پاسخ کلی و مشترک به تمام موارد زیر این است که برداشت از روایات و یا سیره اهل بیت علیهم السلام و اصحاب آن بزرگواران، کار فقیه جامع الشرایط (مرجع) است و کسانی که به مبانی دین آشنایی کامل و جامع ندارند حق ندارند که با یک روایت یا یک سیره از پیش خود چیزی ابداع نمایند یا حرکت دینی را پایه گذاری کرده و آن را عبادت بنامند.

قرآن کریم می فرماید: «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکرِ إِن کنتُمْ لَا تَعْلَمُون – اگر نمی دانید، از آگاهان بپرسید.» (نحل/۴۳ و انبیاء/۷)

«آیه فوق بیانگر یک اصل اساسی اسلامی در تمام زمینه های زندگی مادی و معنوی است و به همه مسلمانان تاکید می کند که آن چه را نمی دانند از اهل اطلاعش بپرسند و پیش خود در مسائلی که آگاهی ندارند دخالت نکنند. به این ترتیب “مسأله تخصص” نه تنها در زمینه مسایل اسلامی و دینی از سوی قرآن به رسمیت شناخته شده، بلکه در همه زمینه ها مورد قبول و تاکید است، و روی این حساب بر همه مسلمانان لازم است که در هر عصر و زمان افراد آگاه و صاحب نظر در همه زمینه ها داشته باشند که اگر کسانی مسائلی را نمی دانند به آن ها مراجعه کنند. ولی ذکر این نکته نیز لازم است که باید به متخصصان و صاحب نظرانی مراجعه کرد که صداقت و درستی و بی نظری آن ها ثابت و محقق است، آیا ما هرگز به یک طبیب آگاه و متخصص در رشته خود که از صداقت و درستکاریش در همان کار خود، مطمئن نیستیم مراجعه می کنیم؟! به همین دلیل در مباحث مربوط به تقلید و مرجعیت، صفت عدالت را در کنار اجتهاد و یا اعلمیت قرار داده اند، یعنی مرجع تقلید هم باید عالم و آگاه به مسائل اسلامی باشد و هم با تقوا و پرهیزکار.»[۱۰] پس «مسائل دین را باید از کارشناس دین پرسید، نه هر کس اندک آشنایی با دین دارد.»[۱۱]

امام صادق علیه السلام در رساله مفصّلی که به اصحاب شان مرقوم فرموده اند، آورده اند: «ای گروه مورد رحمت خدا و رستگار (شیعه)، به درستی که خدای تعالی خیر و نعمت را در حق شما تمام کرده است. بدانید که از علم الهی و امر او نیست که احدی از مخلوقات در دین خدا به هوی و هوس و رأی و نظر خود و قیاس عمل کند؛ زیرا خداوند قرآنی را نازل کرده است که احکام خدا به روشنی در آن بیان شده است و برای قرآن و آموزش احکام آن کسانی را قرار داده که شایستگی و اهلیت فهم آن را دارند و برای آنان هم جائز نیست که در دین خدا به هوای نفس و یا به رأی و قیاس حکم کنند؛ بلکه باید به اهل ذکر – که خداوند دستور داده است از آنان سؤال کنند – مراجعه نمایند.»[۱۲]

یکی از خطرات عدم مراجعه به کارشناس دینی، افتادن در دام تفسیر به رأی قرآن، روایات و احکام دین است.

«مطلب دیگری که تذکرش لازم است، این است که احادیث هم مانند قرآن کریم محکم و متشابه دارد، و اشاره و رمز در میان احادیث بسیار شایع است، و به خصوص در مثل این گونه حقایق (که فهم بشر از درکش عاجز است) مانند لوح، و قلم، و حجب، و آسمان، و بیت معمور، و بحر مسجور، لا جرم بر یک فرد دانشمند لازم است که برای به دست آوردن معنای واقعی کلام سعی کند قرائن کلام را به دست آورد.»[۱۳]

در این خصوص چند روایت را نقل می کنیم:

۱- امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: «امر پیغمبر صلّی اللَّه علیه و آله وسلم هم مانند قرآن ناسخ و منسوخ و خاص و عام و محکم و متشابه دارد، گاهی رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله وسلم به دو طریق سخن می فرمود: سخنی عام و سخنی خاص مثل قرآن. و خدای عزّ و جلّ در کتابش فرموده: ما آتاکمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا (حشر/۷) – آن چه را پیغمبر برای تان آورده اخذ کنید و از آن چه نهی تان کرده باز ایستید – کسی که مقصود خدا و رسولش را نفهمد و درک نکند (امر) بر او مشتبه شود.»[۱۴]

۲- در همین رابطه امام رضا علیه السلام نیز فرموده اند:

«هر کس متشابهات قرآن را به محکمات آن ارجاع دهد، به راه راست هدایت شده است، سپس فرمودند: در اخبار ما نیز همانند قرآن محکم و متشابه وجود دارد، برای همین متشابهات آن را به محکمات آن ارجاع دهید و فقط به دنبال متشابهات آن نروید که گمراه می شوید.»[۱۵]

نیت رجا

برخی معتقدند که ما این عمل را به نیت رجا انجام می دهیم و همان گونه که خواندن دعای مورد مثال اشکالی ندارد و خداوند دعا به زبان فارسی را هم قبول می کند و امید ثواب برای آن می رود، این عمل هم می تواند به نیت رجا و نزدیکی به خداوند مورد قبول واقع شود.

در پاسخ باید گفت که نیت رجا هم بی حساب نیست و هر عملی را نمی توان به نیت رجا انجام داد. اصل عمل به هر شکل باید از جایی رسیده باشد.

به عنوان مثال وقتی به زیارت امام رضا علیه اسلام می رویم در آداب زیارت وارد نشده است که روبروی ضریح بایستید و صلوات بفرستید ولی چون اصل صلوات از ائمه اطهار رسیده است انجام این عمل می تواند به نیت رجا قابل قبول باشد ولی اگر کسی روبروی ضریح مقدس حضرت بایستد و به عنوان مثال به نیت رجا ده بار بر سر خود بزند یا پیراهن خود را پاره کند یا کف بزند، هیچ عقل سلیمی این اعمال را به نیت رجا نمی پذیرد زیرا اصل آن در جایی تأیید نشده است.

به یاد برهنه شدن ارباب

برخی می گویند چون امام حسین علیه السلام توسط سپاه کوفه برهنه شد و سه روز و دو شب برهنه در صحرا ماند، ما به یاد آن حضرت بدن خود را برهنه می نماییم.

برای بررسی این نظر اصل مطلب را با هم مرور می نماییم:

هنگامی که امام حسین علیه السلام عزم میدان کرد، فرمود: «ائْتُونی بِثَوْبٍ لا یرْغَبُ فیهِ، الْبِسُهُ غَیرَ ثِیابِی، لا اجَرَّدُ، فَانِّی مَقْتُولٌ مَسْلُوبٌ – برایم جامه کهنه ای بیاورید که کسی به آن رغبت نکند تا آن را زیر لباس هایم بپوشم و بعد از شهادتم مرا برهنه نکنند، زیرا می دانم پس از شهادت لباس هایم ربوده خواهد شد». لباس تنگ و کوتاهی آوردند ولی امام علیه السلام آن را نپوشید و فرمود: «هذا لِباسُ اَهْلِ الذِّمَّهِ؛ این لباس اهل ذمّه (کفّار اهل کتاب) است». لباس بلندتری آوردند. امام علیه السلام آن را پوشید سپس با بانوان حرم خداحافظی کرد.[۱۶]

و در روایت دیگری آمده است:

امام حسین علیه السلام فرمود: «ابْعَثُوا إِلَی ثَوْباً لَا یرْغَبُ فِیهِ أَجْعَلْهُ تَحْتَ ثِیابِی لِئَلَّا أُجَرَّدَ فَأُتِی بِتُبَّانٍ فَقَالَ لَا ذَاک لِبَاسُ مَنْ ضُرِبَتْ عَلَیهِ بِالذِّلَّهِ فأخذ ثوبا خلقا فخرقه و جعله تحت ثیابه فلما قتل جردوه منه ثم استدعی الحسین ع بسراویل من حبره ففزرها و لبسها و إنما فزرها لئلا یسلبها فلما قتل، سلبها أبجر بن کعب و ترکه ع مجردا – یک پیراهن برای من بیاورید که احدی در آن رغبت نکند. من آن پیراهن را زیر لباس هایم قرار دهم که (پس از شهید شدن) بدنم برهنه نماند. یک پیراهن تنگ برای آن حضرت آوردند. فرمود: منظور من این نیست، این لباس آن کسی است که دچار ذلت شده باشد. سپس آن بزرگوار یک لباس کهنه گرفت و آن را سوراخ سوراخ کرد و در زیر لباس های خود پوشید. هنگامی که آن حضرت شهید شد آن پیراهن را هم از بدنش به غارت بردند. بعداً یک شلوار[۱۷] خواست و آن را سوراخ سوراخ نمود و پوشید. بدین لحاظ آن را سوراخ سوراخ کرد که آن را به یغما نبرند. ولی هنگامی که شهید شد آن را “ابجر بن کعب” به غارت برد و بدن آن حضرت را برهنه نهاد.»[۱۸]

نکات:

۱- برهنه شدن بر اساس این روایت کار مذمومی است و حضرت تمام تلاشش این بود که کسی ایشان را برهنه نکند. در نتیجه انجام کار مذمومی که دشمنان امام حسین علیه السلام انجام داده اند؛ برای تشابه به آن حضرت صحیح نیست.

۲- در این نقل آمده است که شلوار حضرت را هم به غارت بردند، آیا می شود از این نقل برداشت نمود که از این پس در هیأت ها همه مانند استخر لباس بپوشند و سینه بزنند.

تأسی به اصحاب امام حسین علیه السلام

برخی مقتل عابس را نقل نموده و نتیجه گیری کرده اند که می توان و باید برای سینه زنی برهنه شد.

ابتدا مقتل «عابس» را مرور نموده و سپس به بررسی آن می پردازیم.

«ربیع بن تمیم [همدانی ] گفت: وقتی دیدم [عابس ] در حال آمدن است او را شناختم؛ گفتم: ای مردم! این شیر سیاه است، این پسر أبی شبیب است، کسی از شما تنها با او مبارزه نکند! [عابس ] پیوسته فریاد می زد؟! آیا کسی نیست تا با هم، تن به تن بجنگیم؟! عمر بن سعد گفت: او را با سنگ باران به زانو درآورید! از این رو از هر سو به سویش سنگ پرتاب کردند! [عابس ] وقتی این صحنه را دید، زره و کلاه خودش را انداخت (فلمّا رأی ذلک ألقی درعه و مِغْفَره)[۱۹] [و تنها با پیراهن ] به طرف مردم [کوفه ] حمله برد، [راوی گوید] و الله دیدم بیش از دویست تن از [دشمنان ] را به عقب می راند. سپس آن ها از هر طرف سراغ او آمدند و عابس کشته شد. [رحمت خدا بر او باد.][۲۰]

نکات:

۱- بر خلاف حرف مشهور که عابس برهنه شد، این دلاور کربلا تنها در برابر هجوم سنگ ها، زره و کلاه خُود خود را انداخت و گزارشی از برهنه شدن وی در کربلا نیامده است. در تمام اسناد تاریخی همین عبارت عربی آمده و متأسفانه برخی درآوردن زره را، برهنه شدن ترجمه نموده اند.

شاید این کار برای این بوده که در حمله به قلب سپاه دشمن سرعت عمل بیشتری داشته باشد یا این که به دشمن نشان بدهد که از حرکت ذبوحانه آن ها در سنگباران و تیرباران نمودن هراسی ندارد.

۲- این کار «عابس» بعد از محاصره شدن در میدان جنگ بوده، نه در مقابل حرم و نه در ابتدای اعزام به جبهه در برابر امام حسین علیه السلام.

۳- حتی اگر عابس برهنه شده باشد، تنها فردی است که این کار را نموده است، بهتر نیست به جای تأسی به عابس، به دیگر شهدای کربلا و به ویژه به حضرت عباس علیه السلام تأسی نماییم. به طور قطع ایشان برای الگو برداری بسیار مناسب تر خواهد بود.

۴- اگر عابس به دلیل وضعیت میدان نبرد برهنه شده باشد، این امر چه ارتباطی می تواند به برهنه شدن در عزاداری پیدا کند؟

زشتی برهنگی

همان طور که در قسمت قبل آمد امام حسین علیه السلام بسیار تلاش نمودند تا بدن ایشان بعد از شهادت توسط دشمن برهنه نشود و این نشان از زشتی برهنگی دارد.

برهنه نمودن بدن در هنگام سینه زنی به خصوص برای نوجوانان و جوانانی که از بدن زیبایی برخوردارند کار صحیحی نیست اگر چه در آن جا همه مرد باشند، به خصوص اگر جا تنگ باشد و موقع سینه زنی بدن ها به یکدیگر برخورد کند.

عالم بزرگوار ملا محمد مهدی نراقی در کتاب گران سنگ جامع السعادات آورده است:

«نظر کردن مردان بر پسران امرد (بی مو، که موی بر صورت نیاورده اند) اگر از روی شهوت و موجب فتنه باشد حرام شده است. و از این رو بزرگان دین و اخیار هر عصر و دیاری از نظر کردن به روی پسران احتراز می نمودند، حتّی یکی از آنان گفته است: ترس من برای جوان عابد و زاهدی که با پسر امرد می نشیند بیشتر از ترسی است که برای او از درنده های خطرناک دارم.»[۲۱]

ملا احمد نراقی نیز در معراج السعاده نوشته است:

«حرام شد نظر کردن مردان به پسران امرد، اگر از شهوت باشد. و از این جهت، بزرگان دین و اخیار در اعصار احتراز می نمودند از نظر کردن به روی پسران امرد.»[۲۲]

ممکن است کسی بگوید این حرف برای افراد هیأت که همگی از دوست داران اهل بیت علیهم السلام هستند حرف صحیحی نیست و حتی توهین است. اما اگر در سخن این دو بزرگ علم اخلاق دقت نمایید، گفته اند که بزرگان هر عصر از نگاه به صورت پسران امرد احتراز می کردند. – دلیل آن هم روشن است، زیرا هیچ کس نمی تواند خود را از دام شیطان مصون بداند – حال اگر آن ها از نگاه به صورت ایشان احتراز می نمودند، به یقین نگاه به بدن برهنه آنان پرهیز بسیار بیشتری طلب می کند.

نکته دیگر این است که ما باید هم برای خود و هم برای دیگران مانع طمع شویم. استاد قرائتی در این باره گفته است:

خداوند در آیه ۳۲ سوره احزاب خطاب به زنان پیامبر می فرماید: «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیطْمَعَ الَّذِی فی قَلْبِهِ مَرَض – پس به نرمی و کرشمه سخن نگویید تا (مبادا) آن که در دلش بیماری است طمعی پیدا کند.» استاد قرائتی درباره ی این آیه گفته است:

این جا زن و مرد مهم نیست، آن که مهم است این است که قلاب را به دل هوس بازها می اندازی. حجاب که فقط برای زن نیست. مردها هم باید حجاب داشته باشند.

بعضی ها می گویند به ما چه؛ من می خواهم لباسم این طوری باشد؛ او نگاه نکند. گرچه کسی که بیمار دل است مشکل دارد، امّا من نباید کاری کنم که او تحریک شود. این آیه می گوید نه گناه کنید نه سبب گناه دیگران بشوید.

نکته دیگر این که نمی گوید: «فیطمع الذین» یعنی اگر یک جمعی به فساد می افتند این کار را نکنید، بلکه می گوید «اَلَّذی» یعنی یک نفر، یعنی اگر حتی یک نفر به گناه می افتد شما باید دست از آن کار بردارید. حتی سبب فتنه یک نفر هم نشوید. با هوس و آرزوی گناه هم باید مبارزه کرد تا چه رسد به خود گناه. چون بحث طمع است نه انجام آن. آیا لازم است که این دکمه پیراهن را ببندیم؟ نه! اصلاً مرد می تواند شکمش هم پیدا باشد. اما سینه ات را که نشان می دهی فَیطْمَعَ الَّذی فی قَلْبِهِ مَرَض – بیماردلان در شما طمع می کنند.»[۲۳]

از طرفی سفارش شده است که در هنگام عبادت، حتی با لباس نازک در برابر خداوند نایستیم، چه برسد به برهنه شدن. (البته تفاوت بین حرام یا حلال بودن با سفارش در مطالب بعدی آمده است)

حضرت علی علیه السلام می فرمایند: «عَلَیکمْ بِالصَّفِیقِ مِنَ الثِّیابِ فَإِنَّهُ مَنْ رَقَ ثَوْبُهُ رَقَ دِینُهُ لَا یقُومَنَّ أَحَدُکمْ بَینَ یدَی رَبِّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ عَلَیهِ ثَوْبٌ یصِفُه – بر شما باد که لباس های ضخیم بپوشید که هر کس لباس نازک بپوشد، دینش هم نازک و ناتوان خواهد شد. هیچ کدام از شما با لباس بدن نما در برابر خداوند متعال نایستد.»[۲۴]

و فرمود: «إِذَا تَعَرَّی الرَّجُلُ نَظَرَ إِلَیهِ الشَّیطَانُ فَطَمِعَ فِیهِ فَاسْتَتِرُوا – مرد هنگامی که برهنه شود شیطان به او می نگرد و طمع به او می بندد پس خود را بپوشانید.»[۲۵]

عرف

عده ای با استناد به روایتی که اصل آن خواهد آمد معتقدند که امام صادق علیه السلام دستور داده اند که همانگونه که در مراسم عزاداری خودشان عزاداری می کنند برای امام حسین علیه السلام عزاداری شود و می گویند اگر کاری به عنوان عزا عرف شد، انجام آن در سوگواری اباعبدالله علیه السلام صحیح است.

ابتدا اصل روایت را نقل و سپس این نظر را بررسی می نماییم.

هارون مکفوف (یکی از یاران امام صادق علیه السلام) می گوید: به محضر آن حضرت شرفیاب شدم، فرمود: «برایم مرثیه بخوان.» برایش خواندم. فرمود: «این گونه نمی خواهم، آن گونه که در کنار قبر آن حضرت علیه السلام مرثیه می خوانید، بخوان» و من خواندم:

«از کنار قبر حسین علیه السلام گذر کن و به آن استخوان های پاک او بگو.. .»

دیدم آن حضرت به گریه افتاد، سکوت کردم، ولی فرمود: ادامه بده، ادامه دادم.

فرمود: «باز هم بخوان» خواندم تا به این بیت رسیدم:

«ای مریم! برخیز و بر مولای خود ندبه کن و با گریه ات بر حسین علیه السلام رستگاری طلب کن».

دیدم امام صادق علیه السلام گریه کرد و بانوان، شیون سر دادند. وقتی آرام شدند، حضرت فرمود:

«ای ابوهارون! هرکس بر امام حسین علیه السلام مرثیه بخواند و ده نفر را بگریاند، پاداش او بهشت است».

سپس آن حضرت همچنان از تعداد نفرات کم کرد تا به یک نفر رسید و فرمود:

«کسی که در عزای حسین علیه السلام شعر بگوید و یک نفر را گریان نماید جزایش بهشت است.»

پس از آن فرمود: «هر کسی امام حسین علیه السلام را به خاطر بیاورد و گریان شود بهشت جزای او می باشد.»[۲۶]

بررسی:

۱- در این روایت حضرت فرمود همانگونه که در کنار قبر امام حسین علیه السلام شعر می خوانید، نه آن گونه که در مجالس ترحیم خودتان می خوانید. ظاهر این است که راوی برای رعایت حال امام صادق علیه السلام نوع مرثیه خوانی خود را عوض کرده بود.

۲- اگر کار غلطی عرف شد، نمی توان آن را فقط به دلیل عرف بودن پذیرفت. عرف وقتی صحیح است که با دستورات دین مطابقت داشته باشد. وگرنه بسیاری از رسوم جاهلیت در بین کفار عرف بوده که خداوند، و رسول اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام از آن ها نهی فرموده اند.

کاری که گذشتگان انجام می داده اند

برخی می گویند: «گذشتگان ما همگی برای سینه زدن برهنه می شدند و حتی رزمندگان و شهداء در جبهه برای عزاداری لخت می شدند، چه طور شد که ناگهان لخت شدن برای سینه زنی بد شد؟»

برای پاسخ به چند نکته باید اشاره نماییم:

۱- برخی کارهای اشتباه در گذشته بوده است که به دلیل شیوع کم یا عدم سوء استفاده دشمنان و یا این که درجه انحراف آن زیاد نبوده است، عقلا و علما با آن کاری نداشتند، اگرچه خود آن را انجام نمی دادند.

۲- برخی کارهای اشتباه بوده است که در گذشته فکر می کردند کار درستی است و امروز متوجه شده ایم که اشتباه است. آن ها که آن کار را با فکر این که کار درستی انجام داده اند ان شاءالله ثواب و اجر می برند. اما این بدان معنا نیست که کسی نباید آن اشتباه را اصلاح کند و اگر ما امروز فهمیدیم که اشتباه است، دوباره با انجام آن اجر ببریم.

امام صادق علیه السّلام فرمود: «مَنْ سَمِعَ شَیئاً مِنَ الثَّوَابِ عَلَی شَی ءٍ فَصَنَعَهُ کانَ لَهُ وَ إِنْ لَمْ یکنْ عَلَی مَا بَلَغَهُ – کسی که ثوابی را بر عملی بشنود و آن را به جا آورد، آن ثواب را ببرد. اگر چه چنان که به او رسیده نباشد.»[۲۷]

۳- حرف دیگری که با استناد به حدیث ذکر شده مطرح می شود این است که چرا نمی گذارید مردم هر طور که دوست دارند عزاداری کنند؟ حال که ثواب می برند چرا آن ها را روشن می کنید؟ بعد به داستان موسی و شبان در مثنوی استناد می نمایند.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.