پاورپوینت کامل اوضاع دینی، فرهنگی و اجتماعی سده ششم هجری ۸۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اوضاع دینی، فرهنگی و اجتماعی سده ششم هجری ۸۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اوضاع دینی، فرهنگی و اجتماعی سده ششم هجری ۸۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اوضاع دینی، فرهنگی و اجتماعی سده ششم هجری ۸۴ اسلاید در PowerPoint :

>

به گزارش ابن جوزی (۵۱۱ – ۵۹۷ق)

این مقاله بر پایه گزارش هایی که ابن جوزی, مورخ, فقیه و واعظ بزرگ حنبلی در آثار متعدد خود آورده است ـ و از این حیث در میان دانشمندان اسلامی بی نظیر می باشد ـ تصویری نسبتا روشن از اوضاع دینی, فرهنگی و اجتماعی خلافت عباسیان در سده ششم قمری در بغداد به دست می دهد. ابن جوزی که تقریبا سراسر سده ششم را در بغداد سپری کرده, گزارش های باارزشی را ارائه می کند, زیرا وی از نزدیک یا شاهد رویدادهای گوناگون روزگار شش تن از خلفای عباسی بوده و یا خود در آن رویدادها سهم و نقش داشته است; هرچند که خواننده صاحب نظر ـ با توجه به شناختی که از شخصیت دینی, علمی و سیاسی وی در همین مقاله به دست میآورد ـ نباید از القائات فرقه ای او غافل بماند.

ابوالفرج جمال الدین عبدالرحمن بن علی بن محمد بن علی بن عبدالله بن حمادی بن محمد بن جعفر الجوزی قرشی تیمی بکری بغدادی (۵۱۱ – ۵۹۷ق۱۱۱۷/ ـ ۱۲۰۱م), مورخ, واعظ, مفسر و فقیه حنبلی است که نسب وی به محمد فرزند ابوبکر, نخستین خلیفه, می رسد.(۱) شهرت وی به ابن جوزی به سبب نسبت جد او به فرضه الجوزه (بارانداز جوزه) در بصره یا محله جوز در غرب بغداد است.(۲)

ابن جوزی کودکی را در رفاه, صلاح و عفاف(۳) و به سرپرستی مادر و عمه اش سپری کرد, با کسی آمیزش نداشت و با کودکان بازی نمی کرد.(۴) خود می گوید که مادر التفات چندانی به وی نداشته است.(۵) عمه اش او را برای کسب علم به دایی اش, ابوالفضل محمدبن ناصر بغدادی سپرد.(۶) خود در المنتظم می نویسد که ابوالفضل عهده دار آموختن حدیث به من شد و من مسند احمد بن حنبل و دیگر کتاب های مهم و اصلی را به قرائت او نزد شیوخ شنیدم و به خاطر سپردم.(۷)

نخستین سماع ابن جوزی در پنج سالگی (۵۱۶ق) بود.(۸) خود در صیدالخاطر می نویسد, من از کودکی شیفته دانش و علاقه مند بودم که همه رشته های علوم را بیاموزم و هر رشته را به کمال فرا گیرم.(۹) نیز می افزاید: تحمل سختی ها در راه کسب دانش در کام جان من از عسل برایم شیرین تر بود. در کودکی قرصی چند نان خشک بر می داشتم و برای آموختن حدیث بیرون می رفتم و بر کنار نهر عیسی می نشستم و آن نان را به یاری آب می خوردم. چشم همت من, چیزی جز لذت کسب دانش نمی دید.(۱۰) از مطالعه سیر نمی شدم. فهرست کتاب های وقف شده بر مدرسه نظامیه را که بالغ برشش هزار مجلد است, دیده ام. هم چنین فهرست کتاب های ابوحنیفه, حمیدی, شیخ عبدالوهاب بن ناصر و ابو محمد بن خشاب را هم که چندین بار چهارپا بود, دیده ام, و هنوز در طلب آموختنم. (۱۱)

آن چه ابن جوزی در مشیخه و وفیات المنتظم در باب مشایخ و استادان خود آورده است, تصویر نسبتا روشنی از آموخته های او به دست می دهد و با توجه به تاریخ درگذشت استادانش معلوم می شود که وی در دوران کودکی و نوجوانی در مجالس درس بسیاری از بزرگان علم و ادب حضور یافته و از آنان در علوم متداول زمان اجازه کتبی یا شفاهی اخذ کرده است. ابن جوزی در جای جای المنتظم به ویژه در وفیات آن(۱۲) بیش از هفتادتن و در مشیخه ۸۹ تن(۱۳) از استادان خود را نام می برد که بسیاری از آنان به وی اجازه روایت داده اند.(۱۴)

ابن جوزی از سیزده سالگی به تإلیف پرداخت(۱۵) و از آن جا که تا پایان عمر از نوشتن باز نایستاد, شمار آثارش بسیار است. قدرت ذهنی شگفت انگیزش نیز او را یاری داده است, ابن دبینی می گوید: ((کسی را نمی شناسم که بیش از ابن جوزی در رشته های گوناگون علمی تإلیف کرده باشد. جزوه ای دیدم که اختصاص به نام کتاب های او داشت)).(۱۶)

در باب کثرت آثار وی گفته اند: اگر شمار جزواتی را که نوشته است بر روزهای زندگانی وی تقسیم کنند, معلوم می شود که وی در هر روز نه جزوه کتابت کرده است(۱۷) و از این جهت وی را با ابو جعفر محمد بن جریر طبری که گفته شده روزی چهل صفحه کتابت می کرده است, می توان مقایسه کرد. هم چنین نوشته اند که ابن جوزی تراشه قلم هایی را که با آن ها احادیث پیامبر اکرم(ص) را می نوشته, گرد آورده بود. هنگام مرگ وصیت کرد که آب غسل او را با آن ها گرم کنند, و چنین کردند. این تراشه ها بیش از مقدار مورد نیاز بود.(۱۸)

برخی از محققان از بسیاری آثار ابن جوزی با ناباوری اظهار شگفتی کرده اند, اما با توجه به این که وی حدود نود سال زندگی کرده و هر گز وقت خود را ضایع نمی کرده است, جای شگفتی نیست. خود در اغتنام فرصت گفته است: گروه کثیری, همان گونه که مردم عادت دارند, با من دیدار می کنند. از آن جا که وقت را گران بهاترین چیزها می دانم, این دیدارها را خوش نمی دارم, اما اگر از این کار خودداری کنم, ارتباطات مإلوف می گسلد و اگر به این دیدارها ادامه دهم, وقت ضایع می شود; پس تا آن جا که می توانم از دیدار سر باز می زنم و اگر ناگزیر دیداری پیش آید, کم سخن می گویم تا زمان دیدار کوتاه شود. افزون بر این, کارهایی برای هنگام ملاقات, از پیش آماده می کنم تا آن زمان بیهوده سپری نشود. پس قطعه قطعه کردن کاغذ, تراشیدن قلم, دسته کردن دفترها و کارهایی مانند این ها را که نیاز به اندیشیدن و حضور ذهن ندارد – و به هر حال باید وقتی نیز صرف آن ها شود – برای این اوقات می نهم.(۱۹)

با عنایت به آن چه ابن جوزی خود در باب شمار تإلیفات خویش (دوهزار اثر) بیان کرده است و با توجه به شمار تإلیفات بازمانده از وی (حدود ۳۸۴ اثر), همان طور که از منابع برمیآید, باید پذیرفت که بسیاری از آثار وی بر اثر سوانح طبیعی, جنگ ها و آتش سوزیها از میان رفته است.(۲۰)

دوران زندگی ابن جوزی مقارن با خلافت شش تن از خلفای عباسی است: المسترشد (۵۱۲ – ۵۲۹ق/ ۱۱۱۸ – ۱۱۳۵م), الراشد (۵۲۹ – ۵۳۰ق), المقتفی (۵۳۰ – ۵۵۵ق), المستنجد (۵۵۵ – ۵۶۶ق), المستضیء, (۵۶۶ – ۵۷۵ق) و الناصر (۵۷۵ – ۶۲۲ق).

بغداد در این روزگار همچون دیگر شهرها و مانند بسیاری از دوران های دیگر پرآشوب و محل برخوردهای تعصب آمیز بین فرقه های مختلف و گروه های کلامی و مذاهب فقهی بود که به صورت های گوناگون, چون مناظره, مجادله و منازعات شدید, جلوه گر می شد. در این برخوردها با انتقال قدرت از خلیفه ای به خلیفه دیگر و گاه با عزل و نصب وزیری, یا با روی کار آمدن امیری, فرقه ای یا گروهی بر دیگر گروه ها تفوق می یافت. هم چنین گاه اتفاق می افتاد که برخی از علما با قدرت بیان یا شخصیت علمی یا مذهبی خویش خلیفه یا وزیری را متمایل به مذهب خویش سازند و موجباب برتری گروه و رونق مذهب خویش را فراهم آورند و مخالفان را از صحنه خارج و منزوی کنند. ذکر نمونه هایی از وقایع مذکور در المنتظم می تواند تا اندازه ای نشان دهنده سیمای فکری و اجتماعی آن روزگار باشد:

در ۵۱۵ ق قاضی ابوالقاسم اسماعیل بن ابی العلإ صاعد بن محمد بخاری, معروف به ابن دانشمند,مدرس حنفیان, به بغداد آمد و در خانه سلطان به وعظ نشست. سلطان و خواص در مجلس او حضور یافتند. شافعیان به دارالخلافه شکایت بردند که ابن دانشمند در باب بزرگان مذهب ما بی اعتنایی روا می دارد.(۲۱)

ابوالفتوح محمد بن فضل اسفراینی معروف به ابن معتمد (۴۸۷ – ۵۳۸ق) در رباط خویش مجلس داشت و بر مذهب اشعری سخن می گفت. سخنان او فتنه ها و لعن ها برانگیخت و میان او و ابوالحسن علی بن حسین غزنوی (متوفای ۵۵۱ق) معارضاتی در گرفت. یکدیگر را بر منبر دشنام دادند. ابوالحسن غزنوی نزد سلطان رفت و گفت: ابوالفتوح فتنه انگیز است و بارها در بغداد آشوب بر پا کرده, صواب آن است که او را از شهر اخراج کنند. پس سلطان فرمان داد, و ابوالفتوح در رمضان همان سال از بغداد اخراج شد.(۲۲)

ابوالحسن غزنوی که به نوشته ابن جوزی تمایل به تشیع داشت و برای خاندان خلافت احترام چندانی قائل نبود, پس از مرگ سلطان مسعود سلجوقی (۵۴۷ ق/ ۱۱۵۲م) خود گرفتار شد. اموالش مصادره گشت و او را از سخنرانی بازداشتند.(۲۳)

در آغاز خلافت المستضیء, ابوالمظفر محمد بن محمد بروی (متوفای ۵۶۷ق) به تبلیغ مذهب اشعری و ذم حنابله پرداخت.(۲۴) به نوشته ابن جوزی وی در نظامیه در سخنرانی خود گفت اگر کار در دست من بود, بر حنبلیان جزیه تعیین می کردم. از این رو خود و زن و فرزند کوچکش به دست حنبلیان مسموم و کشته شدند.(۲۵)

منازعات و اختلافات فرقه ها و مذاهب گاه چنان بالا می گرفت که به منع وعاظ از جلوس بر منبر منتهی می شد, چنان که در المنتظم آمده, از اواسط ۵۵۰ ق تا آغاز ۵۵۲ق وعاظ به جز سه تن از سخنرانی بر منابر منع شده بودند.(۲۶)

در لابه لای رویدادهایی که ابن جوزی در المنتظم آورده است, به رغم فشارهای فراوان علمای اهل سنت و دولتمردان عباسی, نشانه هایی از تلاش های شیعیان اثنا عشری برای کسب قدرت به چشم می خورد:

در ۵۴۷ ق مردی متصوف که مردم را موعظه می کرد, دستگیر شد. او را به دیوان بردند. نزد وی الواحی از گل یافتند که بر آن ها نام امامان دوازده گانه نوشته شده بود. پس او را به اتهام رفض سر برهنه در محله باب النوبی گرداندند و پس از تإدیب خانه نشین کردند.(۲۷)

هم چنین در ۵۵۹ ق محتسب به فرمان وزیر, گروهی از حصیربافان را در شهر گرداند, جرم آنان این بود که نام دوازده امام را بر حصیرها نوشته بودند.(۲۸)

گزارش های دیگر نیز از زمینه مساعد برای پذیرش تشیع حکایت می کند. چنان که ابن جوزی یکی از علل توجه مردم به صدقه بن وزیر واسطی را که در بغداد بر منبر می رفت, سخنان رفضآمیز وی ذکر می کند.(۲۹) رفتن المقتفی در ۵۵۳ق به زیارت مرقد امام حسین(ع) نیز می تواند یکی از نشانه های نفوذ و قدرت تشیع در این دوران باشد. (۳۰) در وقایع سال ۵۷۱ ق نیز آمده است که تشیع در این ایام نیرو گرفت, تا آن جا که صاحب المخزن به خلیفه می نویسد که ابن جوزی را باید در مبارزه با بدعت ها تقویت کرد.(۳۱)

در این دوران تصوف نیز زمینه مساعدی برای رشد یافت. گزارش هایی این سخن را تإیید می کند: بنفشه, کنیز محبوب خلیفه, المستضیء, در بازار مدرسه, رباطی برای زنان صوفی بنا نهاد و خود آن را گشود و در آن سخن راند و آن را به خواهر ابوبکر صوفی, شیخ رباط روزنی, اختصاص داد.(۳۲) ابوالحسن محمد بن مظفر بن علی بن مسلمه (متوفای ۵۴۲ق) هم خانه خود در دارالخلافه را رباط صوفیه کرد. (۳۳)

ابن جوزی در صیدالخاطر تصویری این چنین از روزگار خود ارائه می کند: از این روزگار و مردم آن سخت بپرهیز. نیکی و ایثارگری بر جای نمانده است, کسی نیست که در اندیشه مردم باشد و کسی نیست که به یاری درویشان برخیزد. اعانت ها یا به عنوان ادای نذر است یا همراه با استخفاف.(۳۴) در جای دیگر می نویسد که بیشتر دولتمردان از بیم بر کناری از منصب, تن به اجرای فرمان های ستمکارانه فرمانروایان می دهند و بسیاری کسان را دیده ام که برای کسب مقام قضا یا شهادت از بذل مال دریغ نمی کنند و هدف آنان از این کار جاه طلبی است. آنان – گاه با دریافت مبلغی ناچیز و گاه از بیم صاحبان قدرت – بر آن چه شناختی از آن ندارند, شهادت خلاف واقع می دهند.(۳۵)

درباره مدارس می گوید: تإسیس مدارس در روزگار ما مخاطرهآمیز است, زیرا گروه کثیری از متفقهان برای آموختن علم جدل در آن ها سکنامی گزینند. از علوم شریعت روی می گردانند, از آمد و رفت به مساجد دوری می جویند و به مدرسه و القاب بسنده می کنند.(۳۶)

درباره رباطها و خانقاه ها نیز می نویسد: آن ها خالی از هر گونه فایده اند, زیرا صوفیان در آن ها بساط جهل و تن پروری می گسترند و آوای محبت و قرب دروغین سر می دهند, از اشتغال به آموختن سر باز می زنند و سیره عرفای راستین چون سری و جنید را ترک می کنند.(۳۷)

ابن جوزی روزگار خویش را دوران ریا, شهرت طلبی, عوام فریبی و مریدپروری می خواند و می نویسد: کسانی را در جامه پارسایان می بینیم که بهترین غذاها را می خورند, با توانگران دوستی دارند, از درویشان دوری می جویند, بدون حاجبان و خادمان خویش جایی نمی روند, بر مردم تکبر می ورزند, از این که مولانا خوانده شوند, لذت می برند و روزگار خود را به بیهودگی تباه می کنند.(۳۸) بیشتر سلاطین از راه های نادرست مال گرد میآورند و در راه های ناشایست خرج می کنند. گویی آن اموال نه از آن خدا که از آن خودشان است. دانشمندان نیز یا بر اثر فقر یا از بیم نام و جان با آنان همراهی می کنند.(۳۹)

نکته تإمل برانگیز در عصر ابن جوزی (سده ۶ ق / ۱۲م) سکوت نسبتا آشکار دستگاه خلافت و بزرگان بغداد در برابر یکی از بزرگ ترین رویدادهای تاریخ جهان, یعنی جنگ های صلیبی (۴۹۰-۶۹۰ق / ۱۰۹۴ – ۱۲۹۱م) است که میان مسلمانان و مسیحیان و به بیانی دیگر میان شرق و غرب, نزدیک به دویست سال ادامه داشت.(۴۰) ابن جوزی به عنوان مسلمانی دانشمند و مورخ روزگار خود تقریبا معاصر و شاهد دو دوره از این جنگ ها بوده است: دوره فتوحات صلیبیان یعنی تصرف بخش بزرگی از شام و تشکیل امارت نشین های لاتینی در شهرهای بیت المقدس, انطاکیه, طرابلس و رها (اورفا), و دوره واکنش مسلمانان در مقابل صلیبیان به سر کردگی سرداران رشید جامعه اسلامی چون عمادالدین زنگی, نورالدین زنگی و سپس صلاح الدین ایوبی و باز پس گی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.