پاورپوینت کامل تاریخ دانشوران و فهارس مصنفات در منابع عربی۱ ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل تاریخ دانشوران و فهارس مصنفات در منابع عربی۱ ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تاریخ دانشوران و فهارس مصنفات در منابع عربی۱ ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل تاریخ دانشوران و فهارس مصنفات در منابع عربی۱ ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
>
ترجمه:حسین علینقیان
نوشتاری که برگردان آن در پی میآید, با گشایش مدخلی اجمالی بر سیر تاریخ نگاری و تاریخ نگاران عرب آغاز می شود, آن گاه نویسنده می کوشد که اطلاعات و معرفی های توصیفی خود را از کتاب های تاریخ عمومی و علم به دست دهد. در ادامه, به توصیف تإلیفات عربی در مورد تاریخ دانشوران به ویژه اطبا و حکما پرداخته شده و به دنبال آن, کتب فرهنگ عمومی و تراجم دانشمندان و دانشوران معرفی گردیده و در پایان نیز به کتب فهارس عربی و مباحثی پیرامون فهرست نگاری و تراجم خودنوشت عربی اشاره شده است.
عرب ها, از زمان های قبل از ظهور اسلام همواره به تاریخ و اخبار گذشتگان توجه داشته اند. این مطلب, در اهتمام و توجه آن ها به انساب و تفاخر به آبا و اجداد و نقل دستاوردهای مفیدی که اسلاف آن ها برجای گذاشته بودند, نمایان می شود.اسلام این اهتمام را گرامی داشت و باعث تقویت و توسعه آن شد. قرآن کریم به مردمان دستور داد که احوال گذشتگان و رخدادها و تطورات تمدن ها را بررسی کنند و در اسباب شکوفایی آن ها تفکر نمایند; چنان که خود قرآن به ذکر اخبار بسیاری از امت های پیشین و جوامع قدیم و جوامعی که هم عصر با ظهور اسلام بوده اند و نیز به ذکر برخی از حکام و پیامبران قدیم و اعمال و کردار آن ها پرداخته است. آن چه در قرآن کریم در این زمینه آمده, اساس تحقیقات بسیار در کتاب های تفسیر, تحت عنوان اسرائیلیات گردید و این نام گذاری به جهت توجه زیاد این گونه تحقیقات به اخبار انبیا و پیامبران بنی اسرائیل بود که بیشتر متوجه زندگانی آن ها می شد و به تاریخ دانشمندان و علما نمی پرداخت. از این رو ما این مقوله را در بحث فعلی وارد نمی کنیم.
بعد از ظهور اسلام و ایمان اعراب به آن و تشیید زیربناهای حکومت اسلامی ـ که از اواسط آسیا تا اقیانوس اطلس گسترده بود ـ آن ها به بررسی احوال گذشتگان و نقل اعمال و موفقیت ها و دستاوردهای آن ها ادامه دادند و هنگامی که استفاده از کاغذ انتشار و وسعت یافت و کار تدوین و تإلیف کتاب رو به ازدیادنهاد, ((تاریخ)) را در این میان, حظی وافر نصیب شد و کتاب های زیادی در مورد مکان های خاص, محدود و غیر محدود و متعدد, از زمان های دور تإلیف یافت و تإلیفات بی شمار دیگری با عنوان ((اخبار)) یا ((تاریخ)) به منصه ظهور رسید.
به طور کلی, کتبی که با عنوان اخبار به نگارش می رسید بیشتر به دستاورد مردمان گذشته بدون رعایت دقیق ترتیب زمانی می پرداخت و کتبی که عنوان تاریخ داشت بیشتر به ترتیب زمانی و تحدید سال های وقایع توجه داشت و تعداد آن ها بیش از عناوینی بود که به رجال اهل حدیث معروف بود سپس دایره استعمال آن از بررسی وقایع فراتر رفته, عنوان طبقات به خود گرفت. مراد از کتب طبقات, کتاب هایی است که ترتیب ماده آن براساس فصول طبقات بوده و هر طبقه شامل بحث در مورد رجالی که در یک زمان متقارب به هم ظهور کرده اند می شود.(۲)
کتاب های اخبار یا تاریخ یا طبقات به حسب جوانب معرفتی و علمی, متنوع هستند, به طوری که در ارتباط با هر یک از معارف, کتاب های زیادی به نگارش در آمده است.
کتاب های تاریخ عمومی و علم (ملت های غیر عرب)
کتاب هایی که با عنوان تاریخ به نگارش در میآیند بیشتر متوجه حوادث می شوند. برخی از این ها شامل کتاب هایی است که به واقعه معینی می پردازند و یا احوال جماعت معینی را بررسی می کنند, که بیشترین توجه آن ها به حوادث و وقایع سیاسی است, جز این که برخی از این کتاب ها به تاریخ یک امت و یا علم مشخصی اختصاص یافته اند.
بیشترین توجه تاریخ نگاران معطوف به بررسی قوم عرب و دستاوردهای آن ها بوده است, درحالی که بسیاری از آن ها از ذکر ملل دیگر و دستاوردهای آن ها نیز غافل نمانده اند. بارزترین کتاب های اولیه در تاریخ عمومی شامل تاریخ الامم و الملوک محمدبن جریر طبری (ت ۳۱۴) تاریخ احمدبن واضح یعقوبی (ت ۳۲۰) و تإلیفات مسعودی (ت ۳۴۶) می شود.
طبری در آغاز کتاب پرحجمش به نظریه زمان و وقت, جهان آفرینش, خلق آدم و هبوط او, وقایع قدیم, هم چنین اولین پیامبران مشهور, پادشاهان بزرگ ایران و بابل, انبیای بنی اسرائیل, مسیح, ملوک اولیه یونان و روم, دول عرب, پادشاهان ساسانی ایران و سپس تاریخ عرب ـ از ظهور اسلام تا سال ۳۲۰ ـ پرداخته است. او به دسته بندی حوادث سیاسی توجه داشته است; ضمن این که در مقدمه کتابش به جنبه هایی از علم نجوم (زمان, وقت, آسمان) و برخی امور اداری و عمرانی نیز پرداخته است, اما از آن چه مربوط به علم و علما می شود بحثی به میان نیاورده است. علاوه بر این, طبری کتاب های دیگری در تفسیر قرآن و فقه نگاشته است که در این کتاب ها اطلاعات زیادی پیرامون تاریخ به دست داده است.(۳)
یعقوبی (ت ۳۲۰) کتاب ((البلدان)) را به رشته تحریر در آورد. در این کتاب, سرزمین های عالم اسلامی از نظر جغرافیایی و بشری مورد توجه و بررسی قرار گرفته است. کتاب ((التاریخ)) او شامل تاریخ امم و علوم مختلف و طب می شود. هم چنین او در این کتاب از انبیای آغازین یا پیامبران بنی اسرائیل و پادشاهان آن ها, مسیح و اناجیل, ملوک سریانی و نینوی و بابل و هند و یونان, کتب بقراط و جالینوس و اقلیدس و نیقوماخوس و ارسطو و بطلمیوس, ملوک یونان, روم, ایران, چین, مصر, بربر, حبشه, بجه و از پادشاهان عرب در یمن, شام و حیره, هم چنین از برخی عقاید و ادیان عرب و ازلام, شعرا و اسواق آن ها و نیز از تاریخ اسلام از زمان رسول[ص] تا پایان خلافت معتمد (سال ۲۵۰ه”) یاد کرده و به بررسی آن ها پرداخته است. (۴)
اما مسعودی (ت ۳۴۶) بیش از بیست کتاب نوشت که جز (مروج الذهب و معادن الجوهر) و کتاب (التنبیه و الاشراف) ـ که گویا آخرین کتاب او بوده ـ به دست ما نرسیده است. در این دو کتاب, مسعودی به برخی از کتاب های مفقودش و محتوای آن ها اشاره نموده است. این کتاب ها برخی از جوانب متنوع فرهنگی عقیدتی و فکری را شامل می شده و عناوین آن ها مسجوع بوده است. از جمله آن ها کتاب ((اخبارالزمان)) و آخرین آن ها ((التاریخ فی اخبار الامم عن العرب و العجم)) می باشد.
موضوعاتی که مسعودی در مروج الذهب از آن ها سخن رانده, به قرار زیر می باشد:
مبدإ آفرینش, انبیای آغازین, اخبار هند و آرا و عقاید و پادشاهان و ممالک آن ها, دریاها و رودخانه ها, ملوک چین و ترک, سپس بحار و جبال, آن گاه ملوک آشور و کلدان, دول ایران و پادشاهان آن, ملوک یونان, روم, مصر, سودان و انواع آن ها, ملوک سقلابیان و فرنگان و نوکبرد, عاد و ثمود, مکه, احوال بلدان, پادشاهان یمن و حیره و غسان, اقوال عرب و عقاید و کاهنان آن ها, هم چنین سال ها و ماه ها در نزد سریانیان و ایرانیان و قبطیان و اعراب, سپس طبایع بلدان, بیوت معظم, تاریخ عرب از ظهور اسلام تا زمان مولف, و آن چه مربوط به علوم و رجال و کتاب ها و مولفان آن می شود.
اما مسعودی نگارش کتاب التنبیه و الاشراف را در سال ۳۴۵ به انجام رساند. در این کتاب از افلاک, نجوم, تقسیم ازمنه و فصول, اقالیم, بحار, امت های قدیم, پادشاهان قدیم ایران, ساسانیان, یونانیان, روم, انبیا و نیز از سال ها و ماه های ملل و تاریخ عرب ـ از ظهور اسلام تا خلافت مطیع ـ سخن رانده است. هم چنین به مسایل مربوط به فلک, جغرافیا و ذکر پاره ای از اطلاعات مربوط به علم و تطور آن در امت های دیگر هم پرداخته است.
باید به این نکته اشاره نمود که مسعودی در آغاز کتاب ((مروج الذهب)), به اسامی تعداد زیادی از مورخین و نیز به مسإله پرداختن آن ها به تاریخ دیگر امت ها اشاره کرده است (۱ / ۱۳ ـ ۱۵)(۵) البته اکثر کتبی که از آن ها یاد کرده, از بین رفته اند و نه از آن ها نقلی شده و نه یافت شده اند و از مولفین آن ها هم یادی نشده است.(۶)
اما صاعدبن احمد اندلسی (۴۲۰ـ۴۶۲) کتاب ((طبقات الامم)) را که با وجود کمی حجم, به دلیل وجود معلومات غنی و ملاحظات دقیق و احکام محکم و دیدگاه شامل, بسیار ذوقمیت است, نگاشت. مطالب این کتاب شامل بررسی امت های گذشته و تفاوت آن ها در توجه و رویکرد به دانش های مختلف زمانه, اشاره به امت هایی که به علوم و دانش ها توجه نشان دادند و امت هایی که به علوم و دانش ها توجه نشان ندادند, بررسی جایگاه علم در میان هندیان, ایرانیان, کلدانیان, یونانیان, رومیان, مصریان, عرب ها و بنی اسرائیل و… می شود.
کتاب صاعد مورد توجه و اعتماد مورخین علوم بوده است, به طوری که از این کتاب بسیار نقل کرده اند, به ویژه ابن ابی اصیبعه در کتابش ((عیون الانبإ فی طبقات الاطبإ)).
شایسته است اشاره کنیم که تعدادی از جغرافی دانان عرب, در مورد بلاد روم نیز سخن گفته اند; از شاخص ترین آن ها ابن خرداذبه در کتابش ((المسالک و الممالک)) ابن رسته در کتابش ((الاعلاق النفیسه)) و شریف ادریسی در کتاب ((نزهه المشتاق فی اختراق الافاق)) بوده اند; به اضافه آن چه مسعودی در کتاب هایش ـ به خصوص در مروج الذهب ـ نگاشته و تحریر کرده است. واضح است اطلاعاتی که این ها به دست داده اند مرتبط با امور جغرافی, اداری و شهرنشینی می شود و به ذکر فعالیت های علمی نپرداخته اند.
در زبان عربی تعدادی از کتاب ها با عنوان ((تاریخ)) شناخته شده اند که ویژه ملل دیگر[ غیر عرب] نگاشته شده اند و اشارات و منقولاتی که از آن ها شده حکایت از این دارد که موضوع آن ها به تاریخ دانشوران اختصاص داشته است و بر اساس ترتیب زمانی تدوین یافته اند. از جمله این کتاب ها کتاب ((تاریخ الروم)) و کتاب ((ادب الروم)) (ابن ندیم, ص ۳۶۵), و کتاب ((التاریخ)) اثر فرفوریوس صوری است که به زبان سریانی بوده و به گفته ابن ندیم در آن از فلاسفه پیشین بحث شده (ص ۳۰۶)(۷) و شاید این همان کتاب ((اخبارالفلاسفه)) منسوب به فرفوریوس است (ص ۳۱۶).(۸) ابن ابی اصیبعه نقل نموده که فرفوریوس کتابی با عنوان ((اخبار الفلاسفه و قصصهم و آراوهم)) دارد (ص ۶۳ـ۶۹). قفطی نیز گفته است که مقاله چهارم این کتاب را به سریانی دیده است (ص ۲۵۷).
ابن ندیم در کتاب الفهرست, فصلی را با عنوان ((اسمإ کتب الروم فی الاسمار و التواریخ و الخرافات و امثالهم)) نگاشته و در آن از کتاب های ذیل یادکرده است: تاریخ الروم, سمه و دمن, مودیانس فی الادب, انطون السائح و ملک الروم, محاوره الملک مع ماریوس, دیسوب و راحل الملکین, سماس العالم فی الامثال, العقل و الجمال, خبر ملک لد, سطرنیوس الملک و سبب تزویجه یسارادالفقصه, (الفهرست, ص ۳۶۵). (۹) اما او به مولفین یا مترجمین این کتاب ها اشاره نکرده است و عناوین آن ها حکایت از داستانی بودن آن ها داشته, نیز چیزی درباره علوم در آن ها نیامده است. حمزه اصفهانی می گوید: در مورد سرگذشت یونانیان, کتابی[ مترجم] خوانده که ترجمه آن به حبیب بن بهریزمطران در موصل منسوب است; (تاریخ سنی ملوک الارض, ۷۲). این حبیب از مترجمین بوده و ((تعدادی کتاب برای مإمون ترجمه کرده)); (ابن ندیم, ۳۰۴)(۱۰) و کتاب باری ارمینیاس را تلخیص کرده است; (ابن ندیم, ۳۰۹).(۱۱)
ابن جلجل در مطلع کتابش ((طبقات الاطبإ)) به مواردی چون اولین واضع صنعت طب, شروع زمان, قبل و بعد از طوفان و… پرداخته و از آن ها یادکرده است. وی هم چنین گفته است که کتابش را بعد از تحقیق و تفحص در کتب قدیمی مانند کتاب ((الالوف)) ابومعشر منجم و کتاب هروشیش صاحب ((القصص)) و کتاب ((القروانقه)) اثر یرونیم مترجم و نیز از اخباری که از حکمای یونان به او رسیده, تإلیف کرده است. هروشیش مورخی اسپانیایی بوده که در قرن چهارم و پنجم بعد از میلاد می زیسته و نامش بولس اروسیوس بوده است. پادشاه بیزانس کتاب هوروسیوس و کتاب دیسکوریدس را به عبدالرحمن ناصر اهدا کرده است. ابن جلجل در این باره چنین گفته: ((کتاب هروشیش صاحب القصص یعنی تاریخ الروم کتابی شگفتآور است و در آن اخبار زمانه و داستان های پادشاهان اولیه آمده و نکات بسیاری دارد)).
ابن خلدون پاره ای از اخبار را از این کتاب نقل کرده است. هم چنین مقریزی در ((الخطط)) نیز از آن نقل کرده و آن را (وصف الدول و الحروب) نامیده است. ابن جلجل در وصف هیکل مستقلابیوس (ص ۱۱) و در ترجمه بطلمیوس (ص ۳۶) از این کتاب نقل کرده و قاسم بن اصبغ آن را به عربی برگردان نموده که از این کتاب تنها یک نسخه در دانشگاه کلمبیا به شماره ۷۱۲ / ۸۹۳ موجود است; (ر.ک: مقدمه کتاب طبقات الاطبای ابن جلجل توسط فوادالسید).
یرونیم مترجم, همان سفرونیوس یوسیبوس ایرونیموس (۳۳۱ـ۴۲۰) است و مشهور به قدیس اویرونیم بوده. وی کتابش ((القروانقه)) را به لاتین نگاشته و این کتاب در حقیقت ترجمه کتاب بوسیبوس قیسرانی, اسقف قیساریه با اضافات بیشتر بوده است, که ابن عبری هم از این کتاب زیاد نقل کرده است; (۴۳ / ۴۸ / ۵۱ / ۶۲ / ۱۲۹). هم چنین ابن ابی اصیبعه در کتابش عیون الانبإ از آن نقل کرده است; (۱ / ۷۲ـ۷۳). این کتاب در ضمن مجموعه کتاب های لاتین آبإ[ یسوعیان] به چاپ رسیده(۱۲) و فوذرینگهام ]Fotheringham] در سال ۱۹۲۳ مجددا آن را به چاپ رسانید (ر.ک: فوادسید, همان ج ـ ک) و ابن جلجل در ترجمه جالینوس متنی از این کتاب را نقل کرده است; (ص ۴۱)….
ابن ندیم می گوید که محمدبن موسی خوارزمی کتابی در تاریخ داشته (ص ۳۳۳)(۱۳) که الیاس نصیبی از این کتاب اطلاعاتی در مورد حوادث زمان حیات حضرت رسول تا سال ۱۶۸ه” نقل کرده (بروکلمان, ۴ / ۱۶۵) و حمزه اصفهانی نیز در تاریخ سنی ملوک الارض (ص ۱۴۴) بدان اشاره نموده است.
باز ابن ندیم نقل کرده است که ابویوسف ایشع قطیعی نصرانی کتابی در موضوع کشف از مذاهب حرانیان که امروز به صائبه معروفند نوشته; (ص ۱۸۳).(۱۴) همو گفته است که قسطابن لوقا کتاب ((الفردوس فی التاریخ)) را نوشته و دو کتاب نوادر الیونانیین و شرح مذاهب الیونانیین را ترجمه نموده است; (ابن ندیم, ۳۵۳),(۱۵) هم چنین ابن ندیم به کتاب تاریخ اسحاق الراهب اشاره کرده (ص ۳۰۱)(۱۶) و گفته در آن جا مطالبی پیرامون بطلمیوس و افلاطون موجود است; (ص ۳۰۷).(۱۷)
کتاب های موالید و تحاویل السنین نیز موضوعاتی پیرامون تاریخ ملت های دیگر به ویژه یونان, روم و ایران و نیز برخی حوادث آن ها را در بردارد. ابن ندیم می گوید که سهل بن نوبخت ـ از مشرفین در خزانه بیت الحکمه در زمان هارون الرشید (۳۳۲)ـ(۱۸) کتابی به نام التهمطان دارد (ص ۲۳۳) و در آن از بابل (ص ۲۹۹) و ایران (۹۹) هم سخن رانده; به اضافه کتاب هایی که در موالید نگاشته است (ص ۳۳۳). از آن کتاب ها ((اسرار احکام النجوم)) موجود است; (بروکلمان, ۴ / ۲۰۰).
ابوسلیمان منطقی[ سجستانی] می گوید کتاب ((فی اخبار الامم السالفه من المغربیین)) از ابومعشر بلخی بوده است; (ر.ک: منتخبات صوان الحکمه, ص ۶۳).
ابن ندیم کتاب ((اختلاف الزیجات))(۱۹) را از ابومعشر دانسته و از آن کتاب, درباره توجه ایرانیان به کتاب ها نقل کرده (ص ۳۰۱)(۲۰) و نوشته است: ((قرإت بخط ابی معشران مزاباکان منجم بختنصر)); (ص ۳۳۰). قفطی درباره ابامعشر چنین گفته است: ((کان اعلم الناس بسیر الفرس و اخبار سائر الامم)) (اخبار الحکمإ, ۱۵۳), و از او مطالبی پیرامون هرمس (ص ۶) و مرابا (ص ۳۲۲) و هرمس بابلی (۳۴۷) و کنکه هندی (ص ۲۲۵) و مترجمین نسخه های مجسطی (ص ۱۸۷) و عمربن فرخان (ص ۲۲۱) و محمدبن جهم (ص ۲۸۴) و محمدبن موسی منجم (۳۵۸) و کندی (۳۷۷) نقل کرده است.
قفطی به کتاب ((المذکرات لشاذان)) اثر ابومعشر اشاره داشته (ص ۲۴۱) و به مشهورترین کتاب ابومعشر / ابامعشر یعنی الالوف نیز بسیار استناد کرده است; ولی این کتاب به طور کامل به دست ما نرسیده است; (الاثار الباقیه, ۲۱۵). ابن جلجل و بیرونی نیز از این کتاب نقل کرده اند; (الاثار الباقیه, ۲۰۵). چنین به نظر می رسد که ابامعشر از فلکیون و منجمین مشهور بوده و کتاب هایی پیرامون موالید و تحاویل سنین نگاشته است.
از کتاب های دیگری که درباره علمای غیر عربی نگاشته شده, کتاب علی بن یحیی ندیم است که مقرب فتح بن خان بوده و ((کتابخانه او را جمعآوری و مرتب کرد)) (ابن ندیم, ۱۳۰)(۲۱) وی هم چنین کتاب هایی درباره اخبار و احوال شعرا نگاشته (همان, ۱۶۰)(۲۲) و درباره تاریخ, کتاب هایی را جمعآوری کرده که از آن بین اخباری از جالینوس طبیب نیز موجود بوده است. هم چنین کتاب ((جوامع کلام افلاطون فی سیاسه المدن)) را نوشته است; (ر.ک: منتخبات صوان الحکمه, ۱۱) و ما نمی دانیم که آیا این کتاب همان ((تاریخ سنی العالم)) است که ابن ندیم آن را از فرزندش ابوعیسی احمد (ت ۱۶۱)(۲۳) دانسته و مسعودی نیز بدان اشاره داشته (۱ / ۱۴) و ابوالفدإ نیز از آن نقل کرده و کتاب ها برخی از متون برجای مانده آن را نقل کرده اند؟
مسعودی در جایی درباره مارون گفته است که: ((برخی از پیروان مارونی او کتاب نیکویی در تاریخ, ابتدای آفرینش, انبیا, کتاب ها, شهرها, ملت ها, ملوک روم و… و اخبار آن ها ـ که تا خلافت متوکل را دربر دارد ـ نوشته اند, که از مارونیه در این موضوع کتابی به مانند آن ندیده ام, جماعتی از ملکیان و نسطوریان و یعقوبیان کتاب های زیادی ـ از سلف و خلفشان ـ برجای گذاشته اند و بهترین کتابی که از ملکیان در تاریخ ملوک, انبیا, امت ها, شهرها و غیرذلک دیدم کتاب محبوب بن قسطنطین منبجی و کتاب سعیدبن بطریق معروف به ابن فراش مصری است که آن را در فسطاط مصر دیدم و تا خلافت راضی را در برداشت. هم چنین کتاب اثنایوس ـ راهب مصری ـ که پادشاهان روم و دیگر امت ها و اخبار و سرگذشت آن ها از آدم تا قسطنطین بن هیلانی را در آن مرتب کرده است. از اهل مشرق ـ از ((عباد)) ـ کتابی از یعقوب بن زکریا کسکری کاتب دیدم که آن را در عراق و شام مشاهده کردم; این کتاب شامل انواع علوم می شد و بردیگر کتب نصاری زیادت دارد. هم چنین کتابی از یعاقبه در ذکر پادشاهان روم و یونان و فلاسفه و زندگانی و اخبار آن ها دیدم که آن را ابو زکریا دنخاینصرانی که فیلسوفی جدلی و نظار بوده نگاشته بود و بین او و من مناظرات زیادی در بغداد رخ داده بود…)); (التنبیه و الاشراف, ۱۳۲ـ۱۳۳). از کتاب هایی که مسعودی[ در متن فوق] یاد کرده جز دو کتاب محبوب منبجی و سعیدبن بطریق که هر دو درباره تاریخ علوم و دانشوران چیز زیادی ندارند, کتابی باقی نمانده است.
مسعودی در مقدمه کتابش مروج الذهب به کسانی که قبل از او درباره تاریخ تإلیف داشته اند اشاره کرده و به توصیف و یا ذکر اسامی برخی از کتاب های آنان پرداخته است. این کتاب ها همگی مفقود می باشند و در کتاب ها و منابع دیگر به اکثر آن ها حتی اشاره هم نشده است. عناوین و یا اوصاف این کتاب ها بیانگر این مطلب می باشد که موضوع آن ها مربوط به احوال امت های غیر عربی بوده و شاید به دانش ها هم پرداخته بودند. از آن جمله, در مورد عبیدالله بن عبدالله بن خرداذبه, چنین گفته است: ((فانه کان اماما فی التإلیف متبرعا فی ملاحه التصنیف, اتبعه من یعتمد و إخذ منه و مضی عقبه و قفااثره و اذا اردت ان تعلم صحه ذلک فانظر الی کتابه الکبیر فی التاریخ فانه اجمع هذا الکتب جسدا و ابرعها نظما و اکثرها علما و احوی الاخبار الامم و ملوکها و سیرها من الاعاجم و غیرها)); (۱ / ۲۲).(۲۴)
مسعودی هم چنین به کتاب ((التاریخ الجامع الکبیر من اخبار الفرس و غیرهم من الامم)) از داودبن جراح و کتاب ((التاریخ الجامع لفنون من الاخبار و الکوائن فی الاعصار قبل الاسلام و بعده)) تإلیف ابوعبدالله محمدابن الحسین بن سوار ـ معروف به ابن اخت عیسی بن فرخان شاه ـ و نیز به تاریخ ابوعیسی ابن المنجم علی ما انبإت به التوراه و غیر ذلک من اخبار الانبیإ و الملوک اشاره کرده است; (۱ / ۲۳). (۲۵)
ملاحظه می شود که مسعودی در برخی از تإلیفاتش ـ که در دسترس ما نیست ـ خاصه اخبار الزمان و الکتاب الاوسط, به برخی از جوانب علم, تفکر و دانشوران پرداخته است; (مروج الذهب, ۱ / ۱۷ـ۱۸). بیرونی می گوید که اباالحسین احمدبن حسینی اهوازی کاتب, کتاب (معارف الروم) را که به مشاهداتش از قسطنطنیه و بلاد روم اختصاص دارد نگاشته است…; (الاثار الباقیه, ۲۸۹). و هم چنین می گوید که همین اباالحسینی در کتابش (معارف الروم) شرح حال منتصر را آورده است; (الاثار الباقیه, ۲۹۳)….
حمزه اصفهانی چنین مکتوب داشته که تاریخ مربوط به روم را از شخصی رومی که فراش احمدبن عبدالعزیز بن دلف بوده اخذ کرده است; (تاریخ سنی ملوک الارض, ۶۳).
همو نوشته است: ((در کتابی که یک قاضی از بغداد به اسم وکیع نوشته بود به فصلی از تواریخ آن برخورد کرده که از پادشاهی قسطنطین آغاز و تا به سال ۳۰۱ ادامه یافته است)); (همان, ۶۳) و شاید منظور حمزه از این کتاب همان کتاب الطریق وکیع بوده است. حمزه به نقل از او آورده است: ((قال وکیع نقلت هذه التواریخ من کتاب ملک من ملوک الروم تولی نقله من الرومیه الی العربیه بعض التراجم)); (همان, ۶۸). ولی وکیع به نام کتابی که از آن نقل کرده, اشاره ننموده است.
تإلیفات عربی در تاریخ دانشوران:
عرب ها به بررسی و تحقیق در مورد دانشمندان و اخبار آن ها اهتمام داشته و در این ارتباط کتاب هایی خاص این موضوع نگاشته اند. بیشترین اهتمام آن ها متوجه پزشکان و حکما بوده است, با علم به این که ارتباط و علاقه بین طب و حکمت, ارتباطی محکم و وثیق بوده است.
قدیمی ترین این تإلیفات در عربی, تاریخ الاطبإ و الحکمإ از یحیی النحوی بوده است که ابوسلیمان منطقی درباره این کتاب چنین نوشته: ((تاریخ یحیی النحوی و هو الذی یسمیه الناس المحب للشعب فانه کان اذا هم بشیء من الاشیإ بحث عنه بحثا مستقصی و نقب فیه نقبا کثیرا ولم یإت به الا علی الصحه و الجوده)); (منتخبات صوان الحکمه, ;۲۰ قفطی, ۹۲). وی هم چنین گفته است که یحیی در صدر اسلام می زیسته و بین او و خالدبن یزید مراودات زیادی برقرار بوده است; (همان, ;۲۳۵ ابن ندیم, ۳۵۱) و او بر ارسطورد نوشته (۲۳۵) و ابن ندیم در موضوع نشإت طب یونانی, مطالبی را از تاریخ او (۳۴۵) و از بقراط (۳۴۶) و جالینوس (۳۴۸) و دیوسقوریدس (۳۵۱) نقل نموده است, و اسحق بن حنین در تاریخ الاطبإ از او اقتباس کرده است.
حنین بن اسحق (ت ۲۶۰ه”) کتاب نوادر الاطبإ و الحکمإ را نوشته است. از این کتاب نسخه ای در اسکوریال به شماره ۷۵۶ موجود است و حاجی خلیفه بدان اشاره کرده است; (۲۹۱۸) هم چنین نسخه ای در کتابخانه سپهسالار تهران به شماره ۲۱۶۵ (مجله معهد المخطوطات, ۶ / ۳۳۲) و در مونیخ به شماره ۶۵ (۵) و نیز دست نوشته ای سریانی عربی در منجانا موجود است (۴۷).
کتاب نوادر الاطبإ و الحکمإ را ابن سالوموالعزیزی به عبری ترجمه کرده و در سال ۱۸۹۶ در لوبنتال فرانکفورت به چاپ رسیده است. هم چنین ترجمه آلمانی آن در سال ۱۸۹۶ در برلین به چاپ رسید و دیگر ترجمه آلمانی آن که توسط میرتل صورت پذیرفت در سال ۱۹۲۱ در لایپزیک منتشر شد.
اسحق بن حنین (ت ۲۹۸) کتاب تاریخ الاطبإ را نگاشت که ابن ندیم به این کتاب اشاره کرده (۳۴۳, ۳۵۶)(۲۶) و گفته که اسحق در این کتاب از اومروس (هومیروس), افلاطون و ارسطو صحبت کرده (۳۱۴, ۳۰۶, ۳۰۸) و از ذکر کرفلیفورس و اروباسیوس غفلت نموده (۳۵۰) و ابن ابی اصیبعه در مورد سقراط (۷۶), افلاطون (۸۱), جالینوس (۱۱۵)
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 