پاورپوینت کامل ترجمه متون مسلمین در اروپا قرن های ۱۲ و ۱۳ میلادی ۱۱۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ترجمه متون مسلمین در اروپا قرن های ۱۲ و ۱۳ میلادی ۱۱۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ترجمه متون مسلمین در اروپا قرن های ۱۲ و ۱۳ میلادی ۱۱۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ترجمه متون مسلمین در اروپا قرن های ۱۲ و ۱۳ میلادی ۱۱۳ اسلاید در PowerPoint :

>

برای روشن شدن روابط و تعاملات فرهنگی و علمی میان شرق و غرب نیاز به تحقیقات بیش تری در این زمینه می باشد. در این میان فهم روابط شرق و غرب در دوران میانه و در حقیقت روابط فرهنگی و تمدنی جهان اسلام و مسیحیت در این دوران، بسیار بااهمیت می باشد. چرا که در این دوره، تمدن اسلامی با تمدن مسیحی غرب در تعاملی نزدیک و شدید بوده است. هدف ما در این نوشتار، توجه به روابط و تعاملات تمدنی و علمی جهان اسلام و مسیحیتِ غرب در قرون پایانی دوران میانه می باشد؛ دورانی که فرهنگ و تمدن اسلامی طی فرایندی چند مرحله ای و تجربه ی دوره ای که به عصر زرین تمدن اسلامی مشهور گشته انوار علمی و فرهنگی آن روشنی بخش اندیشه ی طالبان علم و اندیشه بود. در این میان توجه ما به یکی از مهم ترین انواع روابط معنوی دو تمدن یعنی انتقال و ترجمه ی متون مسلمانان توسط اروپاییان در قرن های دوازدهم و سیزدهم میلادی معطوف است.

مقدمه

اسلام به عنوان دینی تمدن ساز، مانند بسیاری از تمدن های دیگر، افت و خیزهای متعددی را پشت سر گذارده است. بنابراین اگر بخواهیم از فرایندی که فرهنگ و تمدن اسلامی از قرن اول تا هفتم قمری طی نموده بحث نماییم، می توانیم سه مقطع مهم را شناسایی کنیم:

در مقطع اول، پس از دوره ی گذر، و فتوحات گسترده، شاهد اخذ علوم از ملل مختلف (هندی، ایرانی، مصری و…) هستیم. شیوه ی اصلی در این راه، ترجمه ی کتب مختلف به زبان عربی می باشد و اوج این مقطع، قرن سوم قمری می باشد. بنا به گفته ی کرومبی:

در این زمان تقریباً ترجمه ی همه ی متون یونانی که بعدها در دسترس جهان باختر قرار گرفت، به عربی موجود بود.۲

در مقطع دوم – عصر زرّین تمدن اسلامی – ما شاهد تکامل و توسعه ی علوم و معارف قدیم، توسط اندیشمندان اسلامی هستیم. در این مرحله اندیشمندان مسلمان، نبوغ و اندیشه های خلّاق خود را در جهت تصحیح و توسعه ی علوم گذشته و هم چنین ایجاد علوم جدید، به کار بردند و ما شاهد تولد علوم اسلامی به معنای خاص کلمه می باشیم.۳ اوج این مقطع قرن چهارم و پنجم قمری می باشد. در واقع آن چه مسلمانان را شایسته ی تحسین و تکریم می کند، ورود آنان به مرحله ی نوآوری و سعی در ابتکار، خلاقیت، ترکیب و بازسازی و در نهایت تعمیق و گسترش علومی است که در مرحله ی ترجمه و اقتباس به دست آورده بودند.

مقطع سوم – دوره ی رکود علمی و عقلی فرهنگ و تمدن اسلامی – حدوداً از اواخر قرن پنجم قمری آغاز می گردد. در این دوره هر چند علوم عقلی در جهان اسلام به دلایل مختلف رو به انحطاط می گذارد،۴ اما تمدن اسلامی به واسطه ی دستاوردهای قرون پیشین هم چنان نسبت به تمدن های دیگر، قوت و غنای بیش تری دارد و به همین دلیل مورد توجه اروپاییان قرار می گیرد و آنان به انتقال فرهنگ و علوم اسلامی از راه های گوناگون اقدام می نمایند. اوج این مقطع را در قرن پنجم و ششم قمری (دوازدهم و سیزدهم میلادی) شاهد هستیم. یکی از راه های اصلی این انتقال، ترجمه ی کتب مسلمانان به زبان های اروپایی می باشد.

در این دوره اروپا با پشت سر گذاشتن نیمه ی اول قرون وسطی و استقرار نظم و قانون، تا حدودی امنیت و آرامش لازم را جهت اشتغال و کار علمی پیدا نمود. کلیسا در استقرار این نظم، نقش بزرگی داشت.۵ از سوی دیگر نیز به واسطه ی افزایش حجم داد و ستد بین شرق و غرب، و به تَبَع آن رشد شهرهای بازرگانی مستقل، زمینه جهت رشد اندیشه و عقلِ غربی، که از قرن ها پیش متروک مانده بود، فراهم شد. عوامل فوق در کنار تماس اروپا با جهان اسلام موجب بیداری و هوشیاری اروپاییان گردید.

تلاش جدی اروپاییان از ابتدای قرن دوازدهم میلادی به بعد برای کسب علوم مختلف مسلمانان، موجب گردید تا «رنسانس قرن دوازدهم»۶ ایجاد و در پی آن، قرن بعدی (قرن سیزدهم) به «قرن دانشگاه ها» معروف گردد.۷

در این زمان برای اندیشمندان اروپایی که آرزو داشتند تا پیکره ی دانش را در جهان مسیحیتِ لاتینی وسعت بخشند، روشن شد که برایشان هیچ راهی بهتر از برقرار کردن ارتباط با فرهنگ هایی که از لحاظ فکری متعالی تر هستند، نیست. این فرهنگ متعالی که در درون آن سنت های چشم گیرِ فلسفی، دینی و تفکر علمی پرورده شده بود و از خاورمیانه تا شمال آفریقا و تا اسپانیا اقتدار داشت، همان فرهنگ و تمدن اسلامی بود. نگاه محققین غربی به فرهنگ و تمدن اسلامی

به دنبال نهضت ترجمه ی متون مسلمانان در اروپا «عصر انتقال و مصالحه»۸ چنان تحول و تغییراتی در حیات فکری و نگرشی متفکران اروپا به وجود آمد که اسقف اکستر در سال ۱۲۸۷ میلادی قرن خویش را «مدرنی تمپورس» (اعصار جدید) نام نهاد.۹

متأسفانه، به دلیل برداشت های نادرست در طی صدها سال نقش فرهنگ و تمدن اسلامی در تحولات فکری و علمی اروپا از سوی نویسندگان غربی نادیده گرفته شده است. به طوری که اکثر مؤلفین تاریخ علوم، بی درنگ پس از تشریح تمدن های عتیق به ویژه علوم یونانی به عصر رنسانس و بیداری اروپا می پردازند و در این میان نقش اسلام را در توسعه و تکامل علوم، مورد توجه قرار نمی دهند.۱۰

پاره ای از محققان نیز که به نقش اسلام توجه نموده اند، به آن به عنوان حلقه ی اتصال و واسطه ی اروپای متمدن با دانش کهن یونانی، نگاه کرده و مدعی هستند که کار عمده ی مسلمانان ترجمه و حفظ علوم یونانی و انتقال آن به اروپا بوده است. چنان که فیزیک دان، فیلسوف و مورخ مشهور پیردوئم می نویسد:

علمی به اسم علم عربی وجود ندارد. مردان دانشمند و فرزانه ی کیش محمدی، همیشه کم و بیش شاگردان باوفای یونانیان بوده اند، اما خودشان عاری از هرگونه اصالت و خلاقیت هستند.۱۱

پس از او پی یر روسو نیز در این مورد می نویسد:

پس اگر نقش دانشمندان عرب به طور کلی ایجاد علم نبوده است، این افتخار برای آنها باقی می ماند که بهترین اکتشافات کشورهای دست نشانده را جمع آوری کردند و به ما انتقال دادند.۱۲

حتی نویسندگان متأخر نیز با وجود برشمردن برخی از دستاوردهای علمی مسلمانان، در نهایت با جملاتی چون «آنها در عرصه ی اندیشه، سهمی انقلابی ندارند»۱۳ و «اعراب در این زمینه (نجوم) چیز تازه ای بر نوشته های یونانی اضافه نکردند»۱۴ و…، سعی در ناچیز جلوه دادن دستاوردهای علمی مسلمانان می نمایند.

این در حالی است که اندیشه و فرهنگ اسلامی، افق وسیع تری را فرا می گیرد و «پروردن میراث یونانی» تنها یکی از مراحل تکامل و تطور فکر و اندیشه ی اسلامی می باشد؛۱۵ و سهم مسلمانان در تکوین فرهنگ و تمدن بشری نه تنها کمتر از یونانیان نیست بلکه در بسیاری موارد بیش تر نیز می باشد. در این میان نویسندگانی نیز بوده اند که با تعمق در علوم اسلامی، بر نقش و تأثیرات مهم آن در تحولات فکری و علمی اروپا تأکید کرده اند. به عنوان نمونه، ماکس میرهوف می نویسد:

علوم عرب (مسلمانان) مانند ماه تابانی تاریک ترین شب های اروپایی قرون وسطی را منور ساخت و چون علوم جدید ظاهر گشت ماه بی رنگ شد، ولی همان ماه بود که ما را در شب های تار، هدایت کرد و تا به اینجا رسانید و می توانیم بگوییم که هنوز هم تابش آن با ماست.۱۶

در ادامه این مقاله با روشن ساختن گستردگی نهضت ترجمه ی متون مسلمانان در اروپا، که هم زمان با نبردهای باز پس گیری )Reconquest( اندلس در سده ی یازدهم میلادی آغاز، و در طی یک قرن به اوج خود رسید و تأثیرات گسترده ی این متون در بیداری و حرکتِ فرهنگی و علمی اروپا، میزان وامداری اروپا به فرهنگ و تمدن اسلامی بیش تر آشکار گشته و به درستی سخن «گوستاولوبون» که مسلمانان را در طی مدت ششصد سال، استاد اروپا معرفی می کند پی خواهیم برد.۱۷ ترجمه ی کتب علمی مسلمانان در اروپا

اصولاً ترجمه در موقعیتی صورت می گیرد که جامعه از حالت ابتدایی و رکود خود خارج شده و حرکت خود را به سوی ترقی و تکامل آغاز کرده باشد. این مرحله ای بود که اروپا از اواخر قرن یازدهم میلادی بنا به علل گوناگونی چون: ایجاد امنیت نسبی، توسعه ی تجارت، رشد شهرها و از همه مهم تر آشنایی با جهان اسلام وارد آن گردید. در چنین وضعیتی، اندیشمندان اروپایی برای غنی کردن فرهنگ و تمدن خود، چاره ای جز توسل به تمدن های پیشرفته تر و غنی تر ندیدند. بدین منظور آنها ابتدا عقاید، اندیشه ها و علوم مختلف را از زبان های گوناگون که مهم ترین آن ها زبان عربی بود به زبان لاتین – زبان علمی اروپا در این زمان – باز گرداندند.

چنان که قدیمی ترین ترجمه هایی که از زبان عربی به لاتین صورت گرفته، مربوط به قرن دهم میلادی می باشد. این ترجمه ها در زمینه ی ریاضیات و اسطرلاب بوده و در اسپانیا صورت گرفته است.۱۸ هر چند قبل از قرن دوازدهم میلادی ترجمه ی کتب مسلمانان از زبان عربی به زبان لاتین به صورت پراکنده و موردی، وجود داشته است؛ اما آن چه تحت عنوان نهضت ترجمه ی متون مسلمانان در اروپا شهرت یافته محدوده ی زمانی قرون دوازدهم و سیزدهم میلادی را در بر می گیرد. چرا که در این دوره کتب مسلمانان در سطحی وسیع و به طور برنامه ریزی شده از زبان عربی به زبان لاتین برگردانده شد.

در ابتدا هدف از ترجمه ی کتب مسلمانان، علاوه بر آشنایی با میراث گذشتگان و انتقال علوم، این بود که با ترجمه ی افکار و اندیشه های مسلمانان و آشنایی با آن، بتوانند پاسخ های مناسبی در رد آنها ارائه کنند. چنان که ترجمه ی قرآن به زبان لاتین در اواسط قرن دوازدهم میلادی به همین منظور صورت گرفت؛ اما به تدریج با آشنایی بیش ترِ اندیشمندان اروپایی با پیشرفت های شگرف مسلمانان در علوم گوناگون، و عطش بیش از پیش اندیشمندان اروپایی برای کسب علوم مسلمانان، بیش تر شاهد انگیزه های صرفاً علمی هستیم.

زمنیه های فعالیت مترجمان بنابر نیاز جوامع اروپایی، بیش تر علوم طبیعی و تجربی (پزشکی، فیزیک، نجوم، کیمیا و…) و علوم نظری (حساب و هندسه) بود؛ لذا اولین آثاری که از عربی ترجمه شد، در همین زمینه ها بود. ترجمه ی آثار فلسفی با تأخیر زمانی زیادی آغاز شد و اولین ترجمه آثار فلسفی در قرن سیزدهم انجام گرفت. علت این تأخیر را می توان روی گردانی اندیشمندان این عصر از مباحث نظری فلسفه و حکمت الهی که مدت ها در کلیساها بدان پرداخته شده بود، دانست.۱۹ حوزه های اصلی ترجمه ی متون مسلمانان در اروپا

کانون هایی که این وظیفه ی مهم را به عهده گرفتند دو حوزه ی سیسیل و اندلس بودند. از این رو در این بخش، به معرفی مترجمان معروف و نقش این دو حوزه در ترجمه ی کتب مسلمانان به زبان لاتین می پردازیم.

هدف اصلی ما در این مبحث، ترجمه هایی می باشد که از زبان عربی به زبان لاتین صورت گرفته است. اما باید توجه داشت که در این دوره ترجمه های فراوانی از عربی به زبان های دیگر، مثل: کاستیلی و عبری نیز صورت گرفته است که در محدوده ی بررسی ما قرار نمی گیرند، و خود نیاز به تحقیقی جداگانه دارد. اندلس و هشتصد سال حاکمیت مسلمانان

انتقال علوم اسلامی به جهان مسیحیت، در شبه جزیره ی ایبری، عمیق تر و شدیدتر و نسبت به نقاط دیگر طولانی تر بود. هشتصد سال (۹۲ق – ۸۹۷ق/۷۱۱م – ۱۴۹۲م) حضور حاکمان مسلمان در اندلس که تمام این منطقه و در اواخر، تنها منطقه ی جغرافیایی کوچکی را تحت سلطه ی خود داشتند موجب پیدایش فرهنگ و تمدنی غنی و درخشان در این منطقه گردید. مسلمانان در طول تاریخ هشتصد ساله ی حاکمیتِ خود بر این سرزمین، یکی از بارزترین و غنی ترین مظاهر فرهنگ و تمدن اسلامی را به نمایش گذاشتند؛ چنان که نهرو در مورد آن می نویسد:

مورها [عرب های اسپانیا] آن حکومت حیرت انگیز «کورودووا» [قرطبه ] را به وجود آوردند که از شگفتی های قرون وسطی بود، و در موقعی که سراسر اروپا در جهل، بربریت و جدال و زد و خورد غوطه می خورد به تنهایی مشعل دانش و تمدن را روشن نگاه داشتند که پرتو آن بر دنیای غرب می تابید.۲۰

تنها در قرطبه کتابخانه ی حکم دوم (۳۵۰ تا ۳۶۶ق) ۶۰۰۰۰۰ جلد کتاب وجود داشت؛ در صورتی که شارل عاقل، ۴۰۰ سال بعد کتابخانه ی دولتی پاریس را تأسیس کرد و فقط توانست ۹۰۰ جلد کتاب جمع آوری کند که یک سوم آن کتاب های مذهبی بود.۲۱ در این زمان در اندلس، سالیانه حدود هفتاد تا هشتاد هزار جلد کتاب تهیه می شد، و تنها در شهر قرطبه ۷۰ کتابخانه ی عمومی وجود داشت.۲۲

در اندلس مدارس بسیاری وجود داشت، برای نمونه، حکم دوم که از پادشاهان علم دوست آن دیار محسوب می شد، به تنهایی بیست و هفت مدرسه در آن جا بنا کرد که تعلیم در آن ها رایگان بود. بسیاری از شهرهای اندلس دارای مؤسسات عالی، مانند دانشگاه بودند که از آن جمله می توان قرطبه، اشبیلیه، مالقه (مالاگا)، غرناطه و طلیطله را نام برد، این شهرها چنان که پی یر روسو آورده است؛

مراکز فرهنگی بزرگی شده بودند که جوانان فرانسوی و آلمانی و انگلیسی به آن ها هجوم می بردند، و این دانشگاه ها ثروت های بی کرانی را که برای این جوانان تصور ناکردنی بود، در مقابل چشمان خیره ی آنان نمودار می ساخت. آثار بقراط، ارسطو، بطلمیوس، جالینوس و غیره در این مدارس مطالعه می شد. بر نیمکت این دانشگاه ها عرب و اسپانیولی، مسلمان و مسیحی در کنار یکدیگر می نشستند و هنگام بازگشت به کشور خود، مطالب مفیدی را که آموخته بودند منتشر می کردند….۲۳

روحیه ی تساهل حکام مسلمان با پیروان سایر ادیان، به ویژه با دانشمندان مسیحی و یهودی و فراهم نمودن زمینه ی تحصیل علم در اندلس، موجب روی آوردن طالبان علم از نقاط مختلف اروپا به این سرزمین می گردید. از جمله ی مشهورترین افرادی که نزد مسلمانان در اندلس درس خوانده و به تحصیل ریاضیات پرداخته است گربرت(Gerbert) می باشد که بعدها نام سیلوستر دوم گرفت و نخستین پاپ فرانسوی و بزرگ ترین پاپ قرن دهم گردید.۲۴ بنابراین در انتقال فرهنگ و تمدن اسلامی به اروپا، دروازه ی درخشان اندلس را نمی توان نادیده گرفت.

پس از ضعف قدرتِ مسلمانان در اندلس و تصرف سرزمین های مسلمان نشین توسط مسیحیان، دستیابی به ذخایر علمی مسلمانان این مناطق تسریع گردید؛ نمونه ی بارز این مسأله پس از تصرف شهر طلیطله توسط آلفونس ششم می باشد. این شهر از سال ۱۱۳۰ میلادی، تحت سرپرستی اسقف اعظم آن ریموند،(Reymond) مرکزی برای ترجمه ی کتب اسلامی گردید و شمار زیادی از مترجمان متبحّرِ مسیحی و یهودی در دارالترجمه ی آن، به کار ترجمه ی کتب مسلمانان، از عربی به لاتین مشغول بودند. به طوری که برخی معتقدند در این دارالترجمه تنها در علم طب، متجاوز از سیصد کتاب ترجمه شده است.۲۵ مترجمان حوزه ی اندلس

در این بخش به معرفی چند تن از برجسته ترین مترجمان حوزه ی اندلس، که در دوره ی نهضت ترجمه ی متون مسلمانان در اروپا، به ترجمه ی متون عربی به لاتین پرداخته اند می پردازیم: دومنیگو گوندیسالوو (Domenigo Gondysallvo)

دومنیگو فیلسوف و مترجم اسپانیایی، در ترجمه ی کتب اسلامی، از هم کاران یوحنا اشبیلی بود. ظاهراً یوحنا از عربی به کاستیلی ترجمه می کرد و دومنیگو از کاستیلی به لاتین ترجمه می نمود. از ترجمه های او می توان به ترجمه ی کتاب مراتب العلوم فارابی اشاره کرد که نسخه ی عربی آن، در دست نیست؛ ولی ترجمه ی لاتینی آن با عنوان )Deortus Scientiarum( موجود می باشد. هم چنین او کتاب دیگری از فارابی به نام احصاء العلوم را با کمک یوحنا ترجمه کرده است. از ترجمه های دیگر او که با کمک یوحنا صورت گرفته است، می توان به ترجمه ی ینبوع الحکم، اثر ابن جبرول اشاره نمود.۲۶ یوحنا اشبیلی (Joan de Sevilla)

سرآمد مترجمان یهودی اسپانیایی، یوحنا اشبیلی بود که در میان مسلمانان به ابن داوود شهرت داشت. یوحنا بین سال های ۵۳۰ تا ۵۴۸ قمری/۱۱۳۵ تا ۱۱۵۳ میلادی، در شهر طلیطله و زیر نظر اسقف اعظم ریموند کار می کرد.

در نیمه ی اول قرن دوازدهم میلادی، مغرب زمین در موجی از آثار نجومی ترجمه شده از زبان عربی غرق شد. عامل اصلی انتقال این آثار، یوحنا بود. او به آیین مسیحیت درآمده بود و ترجمه هایش را با کمک دومنیگو گوندیسالوو انجام می داد. یوحنا به قدری آثار علمای اسلامی را ترجمه کرد، که به نظر ویل دورانت، ترجمه های او یک کتابخانه ی واقعی را تشکیل می داد.۲۷ پلاتو تیولی(Plato of tiole)

ریاضی دان و منجم ایتالیایی، طی سال های ۱۱۳۴ تا ۱۱۴۵ میلادی در بارسلون می زیست. او از جمله ی معدود مترجمینی بود که به سه زبان عربی، عبری و لاتینی تسلط کامل داشت. بیش تر ترجمه های وی با هم کاری ابراهیم برحیا انجام گرفته است، در نتیجه محققین هنوز نتوانسته اند کارهای این دو را به طور کامل از هم تفکیک کنند.۲۸ رابرت چستری (Robert of chester)

ریاضی دان، منجم، کیمیاگر و مترجم انگلیسی (ولز)، بین سال های ۱۱۴۱ تا ۱۱۴۷ میلادی در اسپانیا ساکن بود. شهرت وی بیش تر به علت نخستین ترجمه ی قرآنی اش بود، وی آن را با همکاری هرمان دالماتیایی، در سال ۱۱۴۱ آغاز و در سال ۱۱۴۳ م به اتمام رساند.۲۹ ژرارد کریمونایی(Jerard of Kerimona)

ژرارد (۱۱۱۴ تا ۱۱۸۷ م) از مردم ایتالیا بود. وی سال های زیادی از عمرش را در طلیطله گذراند. او در اواخر دهه ی ۱۱۳۰ میلادی یا اوائل دهه ی ۱۱۴۰ میلادی به دنبال کتاب المجسطی بطلیموس عازم طلیطله شد. وی در طلیطله به آموختن زبان عربی پرداخت و سپس به ترجمه ی کتب گوناگون اسلامی روی آورد. تعداد زیاد کتبی که او از عربی به لاتین برگردانده است، بی شک او را شایسته ی لقب بزرگ ترین مترجمان همه ی اعصار۳۰ می نماید. محققان بر این عقیده اند که وی بیش از ۷۰ کتاب را شخصاً ترجمه کرده و بر ترجمه ی تعدادی دیگر نیز، نظارت کامل داشته است؛ حاصل کار او به راستی شگفت انگیز است. جورج سارتون، ۸۷ اثر ترجمه ای او را در کتاب خود نام برده برده است.۳۱ ویل دورانت او را با حنین بن اسحاق (مترجم معروف کتب یونانی به عربی در بیت الحکمه) مقای

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.