پاورپوینت کامل ابن ابی العوجا و امام صادق(ع) ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ابن ابی العوجا و امام صادق(ع) ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ابن ابی العوجا و امام صادق(ع) ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ابن ابی العوجا و امام صادق(ع) ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint :
>
عبدالکریم بن ابی العوجا، یکی از افرادی است که در سده دوم هجری/هشتم میلادی به زندیق معروف بودند. وی بدون ترس، در مراکز مقدس مسلمانان حاضر شده، به اظهار عقاید خود میپرداخت. گفتوگوهای او با امام صادق(ع) و شاگردان ایشان، شیوه استدلال جعفر بن محمد(ع) را با کسانی که به آفریدگار اعتقاد نداشتند، نشان میدهد. این مقاله علاوه بر بیان عقاید و مسلک ابن ابی العوجا، به بررسی گفتوگوهای او با امام صادق(ع) میپردازد.
مقدمه
عبدالکریم بن ابی العوجا،[۱] از زندیقهای مشهور سده دوم هجری بود و در زمره تمیم بصره و از قبیله بکربن وائل شمرده میشد.[۲] پدرش قریظ بن حجاج، پس از آن که در بین قوم خود به قتل متهم شد، به خراسان رفت و در آنجا به ابی العوجا مشهور گردید.[۳] وی در زمان فعالیتهای ابومسلم، جاسوس دوجانبه بود و با هر دو گروه مروانیان و عباسیان ارتباط برقرار کرد، به همین علت متهم گردید و به قتل رسید.[۴]
عبدالکریم، شاگرد حسن بصری (د: ۱۱۰ه/۷۲۸م) بود، ولی از آنجا که در سخنان حسن بصری در باب «جبر و اختیار» تناقضهایی مشاهده کرد، از او جدا گردید.[۵] وی به شهرهای مکه، مدینه و سرانجام کوفه سفر کرد. علت رفتن او به کوفه دقیقاً روشن نیست، اما گفته شده است که چون جوانان و خردسالان را فریب میداد، مورد تهدید عمرو بن عبید، متکلم مشهور، (د: ۱۴۴ه/۷۶۱م) قرار گرفت و ناگزیر به کوفه گریخت.[۶] والی کوفه، ابوجعفر محمد بن سلیمان او را دستگیر کرد و در سال ۱۵۵ه/۱۷۷م به قتل رساند.[۷] بلاذری، علت قتل او را بیاحترامی به قرآن، مسخره کردن نماز و به کار بردن کلمات زندیقها ذکر کرده است.[۸]
سخنانی بین امام صادق(ع) و ابن ابی العوجا رد و بدل گردید که در منابع متقدم شیعه، چون اصول کافی از کلینی (د: حدود ۳۲۸ه/۹۳۹م)، توحید از شیخ صدوق (د:۳۸۱ه/۹۹۱م)، امالی از سید مرتضی (د: ۴۳۶ه/۱۰۴۴م)، احتجاج از طبرسی (د:۵۶۰ه/۱۱۶۴م) و نیز در آثار شیخ مفید (د: ۴۱۳ه/۱۰۲۲) و شیخ طوسی (د:۴۶۰ه/۱۰۶۷م) آمده است. عقاید ابن ابی العوجا
ابن ابی العوجا در تاریخ، به فردی دهری،[۹] ملحد[۱۰] و بیش از همه زندیق،[۱۱] مشهور است. زندیق در گستره زمانی، معانی گوناگونی داشته است.[۱۲] این کلمه، پیش از اسلام در ایران و عربستان رواج داشت و غالباً به پیروان مانی گفته میشد. به نظر میرسد که اعراب حیره، سبب آشنایی عربها با زندیقها شده بودند. جالب توجه اینکه اغلب مخالفان پیامبر(ص) در مکه به زندقه منسوب بودهاند.[۱۳] در سدههای نخست اسلامی هم «زندیق» غالباً به پیروان مانی گفته میشد. مهدی عباسی (خلافت ۱۶۹- ۱۵۸ه/۷۸۴ – ۷۷۴م)، مهمترین وظیفه خود را مبارزه با زندیقها میدانست. وی آنان را کسانی خوانده است که مردم را به اموری فریبنده با ظاهری بس آراسته و نیکو دعوت میکنند.[۱۴]
در این زمان، زندیق در دو معنای عام و خاص به کار رفته است:
- زندقه خاص، همان پیروان مانی بودند که بیاعتقادی آنها ناشی از حیرت و تردید در مبدأ و غایت وجود بود و جنبهای عقلی و فلسفی داشت. این گروه از زندیقها تا حدودی تحت نفوذ فلاسفه یونان قرار گرفتند، ابن مقفع، وراق و ابن راوندی در این دسته قرار گرفتهاند.
- زندقه به معنای عام، کسانی بودند که اهل ادب و شعر بودند و ظاهراً به دین اسلام علاقه نداشتند. بیاعتقادی آنها برای رهایی از قید تکلیف شرعی بود که برخی از خلفای اموی، چون یزید بن معاویه و ولید بن یزید و نیز بعضی از شاعران اوایل عصر عباسی، مثل ابونواس و بشار بن برد، بدان فکر تمایل داشتند و در حقیقت بازگشت به عقاید دهریه و معطله عهد جاهلیت عرب بوده است.[۱۵]
در پاسخ به این سؤال که «ابن ابی العوجا جزء کدام فرقه از زنادقه بوده است؟»، ابن الندیم او را از رؤسای مانوی دانسته[۱۶] و مقدسی[۱۷] هم وی را از مانویان شمرده است. زرینکوب، در یک کتاب، او را از مانویه دانسته که با زندقه اعراب جاهلی تفاوت بسیاری دارند[۱۸] و در کتاب دیگر خود[۱۹] آورده که ابن ابی العوجا ظاهراً زندیقی از نوع اهل مجون[ مجون و ماجن به کسی گفته میشود که ترسی از کاری که انجام میدهد و آنچه درباره او میگویند ندارد. همچنین به کسی که مرتکب کارهای فضایح و کارهای قبیح و ناپسنده میشود، کم حیا] بوده است.[۲۰] هر چند بعضی از مؤلفان، وی را به داشتن گرایشهای مانوی متهم کردهاند؛ در واقع، او درباره دین و اخلاق لاابالی بوده که شیوه زندگی ظرفای دربار خلفا را نشان میدهد.[۲۱]
براساس این توصیفها و نیز آنچه از احتجاجهای او بر میآید، در بعضی موارد، عقاید او با طریقه ثنویه و مانویه مطابقت نداشته و اغلب گرایشهای دهری را آشکار میکند.[۲۲] یعنی او را به عقاید زنادقه نوع دوم که اندیشههای لاابالیگری و دهری داشتهاند، نزدیک میکند، زیرا مانویان، جهان را مبتنی بر دو اصل ازلی نور و ظلمت میپنداشتند، مردم را به ترک دنیا دعوت میکردند و به نوعی معاد اعتقاد داشتند؛[۲۳] در حالی که دهریون، لذات جسمانی را توصیه میکردند؛ براساس اعتقاد به نوعی اصالت ماده، نفس رامادی و جسمانی میشمردند و به چیزی جز ماده قائل نبودند و حشر و معاد را نیز انکار میکردند.[۲۴] عقاید ابن ابی العوجا، با توجه به بحثهایی که با امام صادق(ع) داشته ـ و در ادامه به آن میپردازیم ـ به این گروه نزدیکتر است. شعر بشار بن برد (د: ۱۶۷ه/۷۸۳م)، از دوستان ابن ابی العوجا و یکی از زنادقه نیز این نظر را تأیید میکند.
قل لعبد الکریم بابن ابی العو
جاء بعت الاسلام بالکفر مرقا
لاتصلی و لاتصوم فان صمت
فبعض النهار صوماً دقیقا
لاتبالی اذا اصبت من الخمر
عتیقاً الاتکون عتیقا
لیت شعری غداه حیلت
فی الجند حنیفا حلیت ام زندیقا[۲۵]
عبدالکریم ابن ابی العوجا در گفتگوها و سخنان متعدد، به رد خداوند و مخلوق بودن انسان معتقد بود. او پیامبر(ص) را قبول نداشت، ولی سؤالاتی درباره آن حضرت مطرح نساخت؛ با آن که امام صادق(ع) از او خواست که اگر درباره پیامبر و کار او شک دارد، سؤال کند، جوابی نداد[۲۶] و در واقع عقل او در شخصیت پیامبر(ص) متحیر و درمانده بود. وی به خصلتهای نیکوی پیامبر اشاره میکرد، ولی ترجیح میداد که این بحث را رها کند و به مطالب دیگر بپردازد.[۲۷] ابن ابی العوجا درصدد بود، که با جستوجو در موارد متناقض قرآن، آن را رد کند. وی همچنین منتقد حج و قوانین دیگر اسلام بود. علیرغم این عقاید، گاه به اسلام تظاهر مینمود؛ از این رو سید مرتضی امثال او که با تظاهر به اسلام، در نهان مقاصد باطنی خود را اجرا میکردند، برای اسلام و مسلمانان خطری بزرگ دانسته است.[۲۸] گفته شده که گاهی نماز میخواند و علت آن را عادت بدن و رسم شهر و نیز ارضای خانواده و فرزندان میدانست،[۲۹] ولی قطعاً به ماوراءالطبیعه اعتقاد نداشت.[۳۰] وی هنگامی که یقین کرد کشته خواهد شد، اعلام کرد چهارهزار حدیث جعل و وارد متون اسلامی کرده؛ به گونهای که حرام را حلال و حلال را حرام جلوه داده است.[۳۱]
ابن ابی العوجا ظاهری آراسته داشت، کلامش فصیح، ولی تند و تیز بود؛ از این رو مردم از همنشینی با او خودداری میکردند. طرفداران وی به دفاع از او برخاسته یا او را مدح کردهاند. ابن مقفع از مداحان وی شمرده شده که شعری نیز در رثای او سروده است.[۳۲] البته متن شعر ابن مقفع نشان میدهد که پس از مرگ ابن ابی العوجا سروده شده است، اما با توجه به این که ابن مقفع حدود سال ۱۴۲ه/۷۵۹م درگذشته است، ممکن نیست که این شعر را برای مرگ ابن ابی العوجا (م: حدود ۱۵۵ه) سروده باشد.[۳۳]
ابن ابی العوجا برای محکوم کردن امام صادق(ع) بارها نزد ایشان میآمد و با امام بحثهایی انجام میداد. امام صادق(ع) پس از مباحثات متعدد با او، اعلام کرد که [وی] نسبت به اسلام، کور دل است و مسلمان نمیشود.[۳۴]
گفتوگوی امام صادق(ع) و ابن ابی العوجا
زمان و چگونگی آشنایی امام صادق(ع) با ابن ابی العوجا مشخص نیست. اغلب گفتوگوهای امام صادق(ع) با او در مکه بوده؛ بنابراین به نظر میرسد که ابن ابی العوجا در موسم حج به مکه رفته و با امام(ع) سخن گفته است. مواردی نیز وجود دارد که شاگردان امام صادق(ع) سؤال ابن ابی العوجا را نزد امام مطرح کرده و جواب آن حضرت را به او رساندهاند.
نخستین و مهمترین بحثهای او با امام ششم(ع) درباره پروردگار بوده است. در ایام حج، هنگامی که ابن ابی العوجا، امام صادق(ع)، ابن مقفع و فرد دیگری در مسجدالحرام نشسته بودند و ابن مقفع از دانش امام صادق(ع) سخن گفت، ابن ابی العوجا برای این که اثبات کند ابن مقفع نادرست میگوید و جعفر بن محمد(ع) دارای آن عظمت علمی که ابن مقفع میپندارد، نیست، تصمیم گرفت با امام بحث کند و ایشان را بیازماید، برای همین به نزد امام آمد و این صحبتها در روزهای بعد نیز ادامه یافت. سؤال ابن ابی العوجا از امام این بود که اگر خدایی هست چرا بیواسطه، خود را به مردم نشان نمیدهد و آنها را به پرستش خود نمیخواند تا حتی دو نفر از مردم با هم اختلاف نکنند؟ امام(ع) با ایراد به این دیدگاه، فرمودند: قدرت خداوند در طبیعت نمایان است و ابن ابی العوجا با مراجعه به خویش قدرت او را خواهد یافت و در به وجود آمدن، مرگ، پیری، شادی، خشم و حالتهای دیگر، وجود او دیده میشود.[۳۵]
روز دیگر ابن ابی العوجا به مجلس امام آمد، این بار امام با تشویق او به سؤال فرمودند: من درِ پرسش را به روی تو باز میکنم و از او خواستند که بیان کند اگر ساخته شده بود، چگونه بود؟ وی با ذکر ویژگیهای مصنوعات (ساخته شدهها)، به ابعاد دراز، پهن، گرد و… اشاره میکند. امام میفرماید: اگر برای مصنوع، صفتی جز اینها ندانی، باید خودت را هم مصنوع بدانی، زیرا همین ویژگیها در وجود تو نیز دیده میشود.
نکته جالب توجه، روش امام(ع) در بحث است؛ آنجا که ابن ابی العوجا میگوید که این سؤال را هیچ کس پیش از تو نپرسیده و کسی بعد از تو هم نخواهد پرسید. امام میفرماید: فرضاً بدانی در گذشته از تو نپرسیده، از کجا میدانی که در آینده هم نمیپرسند. ایشان با این سخن، کوته فکریها و پیشداوریهای نادرست که بسیاری از مردم به آن گرفتارند، محکوم میکند. در اینجا امام(ع) با استفاده از تمثیل در استدلال خود، مطالب را به صورت تجربی تبیین میفرماید: بگو بدانم اگر تو کیسه جواهری داشته باشی؛ در حالی که جواهر را ندیده و نمیشناسی و کسی بگوید در کیسه تو اشرفی است و تو بگویی نیست و او بگوید اشرفی را برای من تعریف کن و تو اوصاف آن را ندانی، آیا تو میتوانی ندانسته بگویی اشرفی در کیسه نیست؟ گفت: نه. امام فرمود که وسعت جهان هستی از کیسه جواهر بزرگتر است شاید در این جهان مصنوعی باشد، تو که صفت مصنوع و غیرمصنوع را نمیدانی، چگونه میتوانی وجود آن را انکار کنی؟
ادامه بحث در روز سوم مطرح شد. این بار ابن ابی العوجا از امام پرسید: دلیل بر حدوث اجسام چیست؟ ظاهراً مقصود او بحث مشهور «حدوث و قِدَم» ماده بود که بحثهای دامنهداری بین دانشمندان طبیعی و علمای مسلمان به وجود آورده بود. امام(ع) دلیل حدوث اجسام را تغییر شکل، بزرگ و کوچک شدن، و انتقال آنها به حالت دیگر ذکر کردند، زیرا اگر جسمی قدیم باشد، نابود و متغیر نمیشود و دو صفت ازلی و عدم با حدوث قِدَم با هم در یک چیز جمع نمیگردد. عبدالکریم فرض را بر این میگذارد که اگر اجسام همه به کوچکی خود باقی بمانند، چگونه به حدوث آنها استدلال میکنی؟ امام در این جا بر توجه به واقعیت تأکید میکنند و این که فرض خیالی درست نیست، زیرا بحث ما درباره همین جهان موجود است نه جهان دیگر. اگر این جهان را برداریم و جهان دیگری جای آن بگذاریم، این جهان نابود شده و همین نابود شدن و به وجود آمدن جهان دیگر، دلالت بر حدوث دارد. البته در آن حالت هم امام پاسخ او را میدهد.[۳۶]
سال بعد دوباره ابن ابی العوجا به مکه آمد و امام(ع) از او پرسید: آیا به عقاید قبلی خود باقی است و چون جواب شنید که بله، در برابر ابن ابی العوجا که میخواست بحث را شروع کند، فرمود: در حج جدال نیست. امام با این سخن نشان داد که او درصدد یافتن حقیقت نیست، بلکه به مجادله میپردازد و سخنی فرمود که سال قبل نیز در جلسه اول، بحث با ابن ابی العوجا را با آن سخن شروع کرده بود: «اگر حقیقت و فرجام کار چنان باشد که تو گویی ـ در صورتی که چنین نیست ـ ما هر دو در آخرت پیروزیم. اما اگر وضع چنان باشد که ما میگوییم ـ و این چنین نیز هست ـ آنگاه ما در سرای دیگر نجات یابیم و تو هلاک شوی».[۳۷]
دکتر زرینکوب این سخن حکمتآمیز را صورتی از بیان معروف پاسکال،[Pascal] دانشمند فرانسوی، دانسته است که حکمای اروپا «شرطیه پاسکال»[Paride Pascal] خواندهاند؛ در حالی که قرنها پیش از پاسکال، امام صادق(ع) آن را مطرح کرده و مسلمانان با آن آشنا بودهاند.[۳۸]
در روایت دیگر آمده است که در هنگام مراسم حج، ابن ابی العوجا، ابن طالوت، ابن اعمی، ابن مقفع و چند تن از زندیقان در مسجدالحرام گرد آمده بودند، امام صادق(ع) نیز حضور داشتند. آن گروه از ابن ابی العوجا خواستند نزد امام رفته و با بحثهای خود او را محکوم و رسوا کند. زمان این بحث دقیقاً مشخص نیست؛ ممکن است پس از بحث قبلی بوده باشد، زیرا در آن هنگام ابن ابی العوجا چهره امام را نمیشناخت. آنچه مشخص است این که این بحثها پیش از سال ۱۴۲ه (تاریخ مرگ ابن مقفع) بوده است. ابن ابی العوجا ابتدا از امام پرسید: آیا اجازه پرسش به من میدهی؟ هر که عقدهای در دل دارد باید بیرون اندازد. امام به او اجازه میدهد که از هرچه میخواهد سؤال کند. وی از مسخره و غیرحکیمانه بودن حج و دور خانه خدا گشتن، سخن میگوید. امام پس از بیان حکمت حج به خداوند کعبه اشاره میکند. ابن ابی العوجا میپرسد: چرا خدا غایب است؟ امام جواب میدهد: چگونه غایب است کسی که همراه خلق خود شاهد و گواه است و از رگ گردن به آنها نزدیکتر است.[۳۹]
ابن ابی العوجا که خداوند را جسم تصور میکرد، پرسید که چگونه خدا میتواند هم در آسمان باشد و هم در زمین. امام در پاسخ فرمود: تو او را مخلوق در نظر گرفتی که چنین سؤالی میکنی؛ در حالی که هیچ جا از خدا خالی نیست و هیچ جا او را فرا نگیرد و هیچ مکانی نزدیکتر از مکان دیگر نیست.[۴۰] بار دیگر درباره بینیازی خداوند از امام(ع) سؤال کرد و امام پاسخ او را داد.[۴۱] امام حتی او را به نامش توجه داد و پرسید کریم کیست که تو بنده او میباشی؟[۴۲] اما این بحثها سبب نشد که ابن ابی العوجا از عقاید خود دست بردارد؛ وی هم چنان به تکرار سخنان گذشته خود میپرداخت. روزی در حالی که بین محراب و منبر پیامبر در مسجدالنبی نشسته بود و با دوستانش بحث میکرد به انکار خداوند پرداخت. در این هنگام مطالب او به گوش مفضل بن عمرو رسید و وی نتوانست تحمل کند و به او خطاب کرد که ملحد شدهای! در پاسخ او ابن ابی العوجا از شیوه برخورد امام صادق(ع) با خودش یاد میکند که چگونه این سخنان را شنیده و دشنام نداده و «او صاحب حلم و رزانت و خداوند عقل و متانت است. او را طیش و سفاهت و غضب از جا به در نمیآورد. گوش میدهد سخنان ما را و میشنود حجتهای ما را تا آن که ما آنچه در خاطر داریم، میگوییم و گمان میکنیم که حجت خود را بر او تمام کردهایم». آن گاه با استدلال مختصر و محکم، کلام ما را پاسخ میدهد.[۴۳]
پس از این صحبتها، مفضل نزد امام صادق(ع) رفته و امام، شیوه صحیح استدلال کردن را به او آموزش میدهند. روش استدلالی امام در این جلسهها، تمثیلی و با تکیه بر عقل و علوم طبیعی بوده است. امام، کسانی که مدبر عالم را تکذیب کرده و وجود آفات و شرور عالم را دستآویزی برای انکار خالق و تدبیر و حکمت او تلقی میکنند همچون کورانی توصیف کرده که داخل خانهای شده که در نهایت استحکام و نیکویی بنا شده باشد و در آن فاخرترین فرشها گسترده باشد و همه نیازمندیهای انسان، از انواع خوردنیها، نوشیدنیها، پوشاک و… در آن مهیا کرده باشند و هر چیزی را در محل خود قرار داده باشند، چون آنها وارد آن خانه شده و کورانه پا زنند در برابر ظرفی یا چیزی که در جای خود گذاشته شده و آنها ندانند برای چه در آن موضع گذاشته شده و برای چه مهیا شده، به خشم آمده و بنا کننده سرا و سرا را مذمت کنند.[۴۴]
به نظر میرسد پافشاری ابن ابی العوجا بر عقایدی که بارها مورد انتقاد قرار گرفته و پاسخ آن را یافته است، او را در حضیض ذلت روح قرار میدهد و این پستی روح، جایی به نهایت خود میرسد که قدرت خداو
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 