پاورپوینت کامل ملاحظاتی درباره ی کتاب «تاریخ صدر اسلام عصر نبوت» ۷۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ملاحظاتی درباره ی کتاب «تاریخ صدر اسلام عصر نبوت» ۷۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ملاحظاتی درباره ی کتاب «تاریخ صدر اسلام عصر نبوت» ۷۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ملاحظاتی درباره ی کتاب «تاریخ صدر اسلام عصر نبوت» ۷۷ اسلاید در PowerPoint :

>

یکی از آثاری که در سال های اخیر درباره تاریخ اسلام به زیور طبع آراسته شده، کتاب تاریخ صدر اسلام (عصر نبوت)، تألیف ارزش مند دکتر غلامحسین زرگری نژاد است که تاکنون نقدهای متعددی درباره آن منتشر شده که البته اغلب به صورت شکلی و جزئی نگرانه بوده است.

نگارنده در این یادداشت تلاش می کند تا روش و ویژگی های تاریخ نگاری مؤلف را در این اثر از نزدیک مورد توجه قرار دهد. از آن جا که هدف این نوشته، تبیین ویژگی ها و مؤلفه های تاریخ نگاری یک محقق تاریخ است بنابراین در ابتدا تعریفی از مفهوم تاریخ نگاری ارائه شده، سپس پرسش هایی که برای فهم ویژگی ها و مؤلفه های تاریخ نگاری لازم است، مطرح و در ادامه محتوای کتاب با توجه به بعضی معیارهای پیش گفته ارزیابی شده است.

تاریخ نگاری به عنوان یک معرفت درجه اول در ذیل علم تاریخ، ناظر به تعریف و تبیین یک موضوع دو وجهی است که یک وجه آن «مورخ» و وجه دیگر آن «اثر تاریخی مکتوب» به مثابه محصول فکر تاریخی مورخ است. بر این اساس، می توان تاریخ نگاری را تلاشی برای فهم اندیشه های تاریخی مورخ که در اثر تاریخی او به شکل مذکور و غیر مذکور تبلور یافته، دانست. مراد از «شکل مذکور» فهم چیستی رویکرد مورخ به ثبت تاریخ از حیث شکلی و قالبی است. این بخش در اثر مورخ به شکل ملموس و محسوس وجود دارد و به راحتی می توان به آن دست یافت اما چون رویکرد اندیشه ای و تفسیری مورخ غالباً به صورت غیر محسوس در لایه های زیرین اثر مستور است، بنابراین با عبارت «غیر مذکور» از آن یاد شده است.

اما برای فهم تاریخ نگاری یک مورخ یا جریان تاریخ نگاری، باید پاسخ های مناسبی برای پرسش های زیر پیدا کرد:

  1. تعریف مورخ از تاریخ چیست؟
  2. رابطه تاریخ و فرا تاریخ، در نزد مورخ چیست؟
  3. واحد تاریخ نزد تاریخ نگار کدام است؟ فرهنگ، سیاست، و…؟
  4. آیا مورخ، امور منفرد، جزئی و پراکنده را به عنوان حیطه قلمرو تاریخ نگاری خود انتخاب کرده است یا امور عام را؟
  5. آیا مورخ میان پدیده ها و حوادث تاریخی رابطه ای علمی و قانون مند می بیند یا آنها را فاقد نظم و کاملاً تصادفی ارزیابی می کند؟
  6. رابطه شخصیت و تاریخ در نزد تاریخ نگار چیست؟
  7. آیا مورخ در مرکز تاریخ، انسان را می بیند یا خدا را؟
  8. مبنای تحول در نزد او چیست؟ آیا او قائل به اندیشه مشیت الهی در تاریخ است یا خیر؟
  9. پایگاه اجتماعی و گرایش های مذهبی و سیاسی مورخ چقدر در این امر تأثیر دارد؟
  10. از نظر مورخ چه رابطه ای بین علم تاریخ با علوم هم پیوند دیگر وجود دارد؟

در این نوشتار سعی شده است در حد امکان پاسخی برای این پرسش ها با استناد به متن کتاب تاریخ صدر اسلام ارائه شود. البته ناگفته نماند که فهم جامع ویژگی های تاریخ نگاری مؤلف محترم با مطالعه تمام آثار تاریخی چاپ شده ایشان حاصل می شود و این نوشته که تنها به یکی از آثار ایشان توجه نموده است، نمی تواند به طور کامل خصایص علمی وی را در عرصه تاریخ نگاری تبیین نماید.

نویسنده محترم در پیش گفتار خویش، این اثر را «نتیجه بیش از دو دهه مطالعه جدی و گسترده در تاریخ صدر اسلام» دانسته و تألیف آن را «با اندیشه ارائه یک بررسی تفصیلی از سیره نبوی و حوادث عصر نبوت»، در سال ۱۳۶۸ پایه ریزی کرده که در نهایت، آن طرح تفصیلی «فعلاً به یک بررسی فشرده محدود گشته و تبدیل به کتاب حاضر گردیده است».۲

از قرار معلوم، مؤلف «فصلی در نقد و بررسی منابع تحقیق و شیوه بررسی های علمی»۳ تهیه کرده بودند که در آن «با توضیح روش پژوهش در این کتاب، روش و بینش ابن اسحاق در سیره نویسی»۴ نقد شده بود. این فصل به دلیل نامشخصی حذف شده است. به گفته مؤلف «آن منبع [سیره ابن اسحاق ] و منابع دست اول دیگر، بیشتر شرح غزوات و سرایاست و از آن منابع نمی توان به شناخت ساخت و بافت زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان در عصر مکی و خاصه در عصر مدنی که عصر تأسیس حکومت و دولت مدینه است، نایل شد».۵ می توان گفت که حذف مبحث مهمی، مانند «نقد تاریخ نگاری ابن اسحاق» به هر دلیلی که باشد، نارواست. چرا که به نظر می رسد یکی از دغدغه های اصلی مؤلف در این کتاب، تغلّب بر سبک و روش ابن اسحاق در سیره نویسی است و در یک تلاش موفق سعی نموده است با ابطال روش ابن اسحاق، طرحی نو در اندازد و به گونه ای دیگر و از منظری متفاوت، منظره تاریخ اسلام را ببیند. بدون تردید اگر خواننده کتاب، در ورود به بحث تاریخ اسلام، فصل مربوط به روش مؤلف را مطالعه می نمود، آمادگی بیشتری برای همراهی و همدلی با نویسنده پیدا می کرد.

باری این کتاب، با نثری سیال و دلنشین و با اتخاذ شیوه «بررسی کلیات»۶ به سراغ موضوع رفته و در قالب یک روش و شیوه منسجم و منظم، به تبیین و تحلیل حوادث و سوانح پرداخته است. نگارنده نیز در حد توان و فهم خود و با کمال تواضع سعی می کند، روش و ویژگی های حاکم بر تاریخ نگاری ایشان را تبیین نماید:

  1. محقق تاریخ در هر پژوهشی همواره با دو عزیمت رو به رو است؛ از عزیمت نخست با عنوان فاکتولوژی(factology) یاد می شود که رسیدن به کنه امر واقع است و در پژوهش های تاریخی با تبدیل داده(data) به امر واقع(fact) صورت می گیرد. توضیح این که تمام گزارش های تاریخی که از طریق منابع در اختیار ما قرار می گیرند، در ابتدای امر چیزی بیش از یک یا تعدادی dataنیستند؛ داده خبری که صحت و سقم آن برای پژوهش گر تاریخ روشن نیست، اما آن خبر در منابع تاریخی ثبت شده است و به عنوان یک داده در اختیار ما قرار دارد. پس اولین قدم در هر پژوهش تاریخی، تبدیل dataها به fact است. عزیمت دوم که محقق تاریخ بعد از factologyبا آن روبه روست، تجزیه و تحلیل )analysis( آن فاکت هاست که باید بر اساس یک چهارچوب نظری مشخص و با بهره گیری از یک نظریه، به آن رسید.

آن چه از مطالعه کتاب مورد نظر برمی آید، این است که نویسنده به هر دو عزیمت توجه جدی داشته؛ اما باید گفت که در فاکتولوژی، بیش از آنالیز موفق بوده است. این بدان معنا نیست که نویسنده در تحلیل ضعیف بوده، بلکه بدین معناست که در فاکتولوژی، خود را بسیار توان مند و مسلط نشان داده؛ و به همین دلیل است که در این اثر، برخی از حوادث و وقایع تاریخ اسلام که جزء بدیهیات به شمار می رود، زیر سؤال رفته و باورهای غالب درباره آنها ابطال شده است.

تحلیل با تکیه بر عقل تاریخی، به تکرار، درباره حوادث مختلف، در این کتاب رخ نموده است. بالطبع، اثری که با نقد روش سیره نویسی ابن اسحاق شروع شده باشد و به دنبال «گشودن راهی به سوی یک بررسی متفاوت از تاریخ عصر نبوت (با تحلیل وقایع به جای گزارش آنها)»۷ باشد، ناگزیر از توجه به تحلیل برای «عدول از چهارچوب قالب سیره نویسان اولیه» است. اما توجه مؤلف به تحلیل، از جنس توجه اسلاف او در سنت تاریخ نویسی اسلامی است. همان گونه که یعقوبی و مسعودی به تحلیل در تاریخ توجه نموده اند؛ یعنی تحلیلی که دارای خصلت «جزیره ای» و «گسست وار» بوده و ناظر به «اجزاء» تاریخ است، نه خود تاریخ. به عبارت دیگر، مؤلف در ارائه تحلیلی از تحولات موفق بوده است، اما یک نگرش تحلیلی کلی نگرانه بر تمام کتاب حاکم نیست. به همین دلیل، می توان این کتاب را اثری مبتنی بر تاریخ نقلی منقح دانست تا اثری تحلیلی به معنای علمی آن.

با این حال یکی از تأکیدات مؤلف، برای رسیدن به یک فهم عمیق و دقیق از تحولات تاریخ اسلام، استفاده از عقل تاریخی و عدم توقف در تاریخ نقلی است:

متأسفانه منابع سیره و تاریخ در تبیین این امر [علل تبدیل روش مدارای اولیه قریش با دعوت پیامبر به روش تند و سبعانه ]صراحت ندارد و حدّ نهایی اطلاعاتی که به دست می دهد این است که چون قریش با دعوت علنی پیامبر مواجه شدند به اتخاذ مواضع تند و خشن پرداختند. این منابع به پاسخ این پرسش نمی پردازد که قریش با چه درک متفاوتی از آیین پیامبر، خصوصاً «توحید» به یکباره درک ساده انگارانه پیشین مبنی بر بی ضرر بودن تعالیم محمدصلی الله علیه وآله را وا نهادند و به روش مقابله جدی بعدی روی آوردند؟ بی گمان، اگر معرفت تاریخی را در هر زمینه ای، به اسناد صریح متکی سازیم و یگانه راه دستیابی به حقایق گذشته را همان اسناد قلمداد کنیم، باید در همین نقطه پرسش متوقف شویم و از هر کاوش و تفحص فزون تری در گذریم، اما در صورتی که علاوه بر اسناد، یک راه دیگری برای حصول به معارف تاریخی را تحلیل و تدقیق داده های غیرمستقیم بدانیم و در جهت افزایش معرفت نسبت به مسائل مبهم، تعقل تاریخی را در مسیر دانش افزایی به کار گیریم، آنگاه نه تنها در مبدأ بسیاری از پرسش های به ظاهر بی پاسخ، به دلیل فقدان اسناد صریح متوقف نخواهیم شد، بلکه خواهیم توانست در پرتو تحلیل محتوای بسیاری از اخبار و اسنادی که رابطه مستقیم با موضوع ندارد و نیز در پرتو اسناد غیر مستقیم و اطلاعات مندرج در آنها، راه های جدیدی برای وصول به پاسخ های مطرح پیدا کنیم.۸

فقره بالا طولانی بود، اما نقل آن برای فهم اندیشه مؤلف درباره جایگاه عقل تاریخی و چگونگی به کارگیری آن ضروری می نمود.

  1. ویژگی دوم این کتاب، پای بندی نویسنده به لوازم و ملزومات «تحلیل تاریخی» است. به این معنی که همواره کوشیده است مرز بین علم تاریخ و علم کلام را در حوزه روش، حفظ کند. به نظر می رسد یک تعریف مشخص و روشنی از رابطه تاریخ با فرا تاریخ در نزد مؤلف وجود دارد؛ چرا که به این مسئله، هم در متن کتاب اعتراف نموده و هم در تحلیل های ارائه شده پای بند مانده است. او معتقد است: تاریخ اسلام در ابتدا «تاریخ» است و بعد «اسلام». بنابراین وارد شدن در این حوزه یعنی قدم گذاشتن در قلمرو یک علم با شأنی مستقل. برخی از نویسندگان، تاریخ اسلام را اول «اسلام» و بعد «تاریخ» می گیرند و با این پیش فرض غلط، بی هیچ تخصصّی، جرأت قلم زنی در عرصه تاریخ، پیدا می کنند؛ چرا که آن را نه علمی با روش مشخص، بلکه برابر و هم سنگ با قصه و داستان می گیرند و با آسان گرفتن مسئله، کار خود را تسهیل می کنند.

در حالی که از نظر نویسنده کتاب، تاریخ به عنوان یک علم، دارای شأن مستقل و روش مشخصی است. بر این اساس، مؤلف سعی نموده است تمام رخدادهای تاریخ اسلام را تنها با کمک «روش تاریخی» تعلیل و تحلیل نماید:

تحلیل شخصیت محمدصلی الله علیه وآله و دست یافتن به زوایای روحی وی که در متن پلیدیها و جهالتها و رذایل جامعه جاهلی حجاز، به صورت نفسی مطمئنه و شایسته دیدار خدا و بعثت الهی در آمد، کاری دشوار و حتی با اطلاعات اندک عملاً محال است. تحلیل بی دغدغه این است که مانند بسیاری از ارادتمندان او، تمام ضرورت نفسانی و الهی محمد و راز و رمز تعالی و عصمت او را با دخالت مستقیم خداوند تفسیر کنیم. این تفسیر، تفسیری است گویا، اما آیا روا هم است؟ اگر آن را روا بدانیم شاید بوی نوعی جبر بدهد و دیگر برای اراده ای که در متن رذالتها، خود را تا «قاب قوسین او ادنی» بالا می کشد و مبعوث خدای جهان می گردد جایی باقی نماند. در حالی که اعجاز شخصیت یتیم عبداللَّه در این است که در متن جامعه ای که از آسمان و زمین اش فتنه و فرومایگی می بارید و همه فطرت های سالم را به کژی، عدم تعادل و نابهنجاری می کشاند، او معجزه آسا توانست خود را از قعر همه روابط انحراف زا و ویرانگر شخصیت بیرون کشیده به عالی ترین درجات انسانی و الهی صعود کند.۹

شاید به واسطه اتخاذ همین رویکرد تاریخی است که برخی از حوادث فرا تاریخی، مانند معراج پیامبر، در این کتاب مسکوت مانده؛ روشی که مسعودی هم در پیش گرفته است. او نیز توضیح واقعه ای مانند معراج را فراتر از توانایی های مورخان دانسته و با اذعان به این ناتوانی از کنار آن گذشته است.

بر این اساس، مؤلف سعی نموده است حتی برای روحیات و خصایص اخلاقی محمدصلی الله علیه وآله هم علل و عوامل طبیعی پیدا کند و پیامبر را همانند یک انسان که موضوع تاریخ است، ببیند و هیچ تفاوتی بین او و دیگر انسان ها جز نزول وحی برای او قائل نشود. بر این مبنا می نویسد:

محمد در خانه ابوطالب کرامت و فضیلتی را که بسیاری از اعراب گم کرده بودند، باز

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.