پاورپوینت کامل بررسی جایگاه قبایل عرب مسیحی ایران در روند فتوحات مسلمانان در عراق ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بررسی جایگاه قبایل عرب مسیحی ایران در روند فتوحات مسلمانان در عراق ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی جایگاه قبایل عرب مسیحی ایران در روند فتوحات مسلمانان در عراق ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی جایگاه قبایل عرب مسیحی ایران در روند فتوحات مسلمانان در عراق ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

>

مقدمه

از زمان اشکانیان آیین مسیحیت در ایران رسوخ یافت و در زمان ساسانیان گسترش بیشتری پیدا کرد. ساسانیان از همان سال های نخست بر جمعیت های مسیحی فراوانی در بین النهرین و مرزهای سوریه و ارمنستان فرمانروایی می کردند. علاوه بر این، سیاست های دولت مرکزی ایران در زمان جنگ با امپراطوری بیزانس نیز باعث ازدیاد بیشتر جمعیت مسیحیان در ایران گشت؛ ساسانیان در این جنگ ها گاه تمامی ساکنان یک ناحیه یا شهر را به نقاط داخلی قلمرو خویش کوچ می دادند. چون قسمت اعظم این مهاجران عیسوی مذهب بودند در هر گوشه ای از ایران مسیحیت به صورت محدود رواج یافت. مبلغان مسیحی برای گسترش آیین خود تلاش زیادی انجام دادند، اما نتیجه ای به دست نیاوردند و مسیحیان در اغلب شهرها در اقلیت به سر می بردند. تنها مسیحیت در سواد (عراق) به عنوان مقر جاثلیق نسطوریان و پایگاه تبلیغی آنان رشد چشمگیری داشت. در این ناحیه بیشترین پیروان مسیحیت را اعراب مهاجر و آرامیان تشکیل می دادند.

اعراب که جمعیت قابل ملاحظه ای در عراق داشتند، به عنوان متحدان دولت مرکزی ایران از مرزهای غربی ایران محافظت می کردند. هنگامی که مسلمانان حملات خود را متوجه عراق کردند، پیوستن قبایل عرب مسیحی به مسلمانان سبب تسریع فتوحات گردید. از این منظر مقاله حاضر ضمن مشخص نمودن جایگاه قبایل عرب مسیحی در روند فتوحات، در صدد تبیین علل پیوستن آنان به مسلمانان است.

حضور اعراب در سواد و تشکیل دولت لخمیان

مسلمانان بخش جنوبی سرزمین بین النهرین را سواد یا عراق نام نهادند. اعراب به جهت کثرت زراعت و پوشش گیاهی بر سطح زمین، آن گونه که گویی زمین سیاه شده است این ولایت را سواد خواندند.۱ این سرزمین در شمال جزیره العرب و شرق سرزمین شامات قرار داشت و پیش از دوران اسلامی جزئی از تقسیمات چهارگانه ایران بود و سورستان خوانده می شد.۲

در اواخر دوره ساسانی عراق نیز مانند سوریه موطن دوم عرب هایی بود که از روزگاران کهن وارد این سرزمین شده بودند. حمزه اصفهانی آغاز این مهاجرت را پس از سیل عرم می داند.۳ این مهاجرت ها به حدی گسترده بود که بر ساکنان بومی مناطق غلبه یافتند و به تدریج بافت جمعیتی این مناطق را دگرگون کردند به گونه ای که نبطی ها که ساکنان قدیم عراق و از بقایای بابلیان و سریانیان بودند در اقلیت به سر می بردند.۴

در میان قبایل عرب که به سرزمین بین النهرین آمدند و در عراق ساکن شدند نام تَنوخ بیشتر نمایان است. تنوخ شاخه ای از قوام ازد بود. امیر آنان، مالک بن فهم، با گروهی از ازدیان به عراق آمدند و در حدود حیره و انبار چادرهای خویش را برپا کردند.۵ مالک، انبار را به عنوان اقامتگاه خویش برگزید.۶ در مورد تاریخ مهاجرت تنوخ به عراق نظری قطعی نمی توان ابراز داشت روتشتان نیمه دوم قرن سوم میلادی را مطرح می کند.۷ برخی از تنوخیان در زمان اردشیر بابکان مجبور به ترک عراق گشتند و گروهی از آنان به خواسته های وی تن دادند و در عراق باقی ماندند.۸ این اعراب چادرنشین کم کم شهرنشین شدند، از این رو آنان به همراه عباد و اَحلاف، جمعیت اصلی شهر حیره را تشکیل می دادند. احلاف، مردمان نقاط گوناگونی بودند که به حیره روی آورده بودند و با ساکنان آن هم­پیمان شده بودند. عباد گروه نسبتاً بزرگی در حیره بودند. در این که اصل واژه عباد چیست و خود از کجا آمده اند، سخن بسیار رفته است که اغلب خالی از افسانه نیست. گویند؛ گروهی نزد کسری انوشیروان رفتند که نامشان همه با عباد شروع می شد. کسری گفت: پس شما همه عباد هستید، یا چون شاهپور به آنان حمله برد ایشان این شعار را برگزیدند: یا عبادالله. از آن جا آنان را عباد خواندند.۹

همچنین بیشتر ساکنان انبار در دوره ساسانی نیز از قبایل عرب به ویژه تنوخ بود. نخستین امیر تنوخیان مالک بن فهم ازدی بود. پس از وی فرزندش جَذیمه بن الاَبرش از سوی اردشیر اوّل حاکم گردید.۱۰

پس از جزیمه حکومت به خواهر زاده اش عمرو بن عدی بن نصر رسید. او بنیان گذار دولت لخمیان در حیره بود. هسته اصلی آنان از تنوخیان تشکیل گردید. لخمیان در منابع عربی معمولاً با نام های مناذره، نعمانیه و آل نصر معروفند. منذر و نعمان دو نام معروفی بودند که اعضای این دودمان داشتند. عمروبن عدی برای نخستین بار مرکز حکومت خویش را حیره قرار داد.۱۱ در حقیقت لخمیان تابع دولت مرکزی ایران بودند و تا اندازه زیادی به حمایت های سیاسی و نظامی دولت ایران متکی بودند. ساسانیان با تقویت قدرت این دولت دست نشانده از آنان به مثابه سدی در برابر تهاجمات رومیان استفاده می کردند.

نفوذ آیین مسیحیت در میان لخمیان

مردمان حیره، مهم ترین شهر عرب نشین مرز غربی ایران، در آغاز بت پرست بودند. اعراب در کنار ساکنان بومی آن ناحیه که زرتشتی، صابئی و یهودی بودند، زندگی می کردند. نام برخی از بت های ایشان در تاریخ ثبت شده است، از جمله دو بت معروف ضیزنان که بر دروازه های شهر نصب شده بود و در جنگ ها از آن یاری می خواستند.۱۲ بت های اللات، العزی، و سبد از دیگر بت های حیره بودند.۱۳

انتشار مسیحیت در عراق همانند پذیرش مسیحیت در سرزمین سوریه در درجه نخست از سوی سریانیان صورت گرفت. تنوخیان به تدریج تحت تأثیر مبلغان مسیحی مونوفیزیت (یعقوبیان) به آیین مسیحیت در آمدند. سرزمین لخمیان منطقه وسیعی برای فعالیت آنان به شمار می رفت.۱۴ در قرن چهارم میلادی تبلیغ این آیین در میان اعراب بین النهرین مانند دیگر نقاط ایران با دشواری مواجه گردید. اما در سده پنجم میلادی دو عامل باعث انتشار گسترده مسیحیت در میان اعراب گردید:

۱- در این زمان کلیسای ایران از کلیسای قسطنطنیه جدا و آیین نسطوری۱۵ در ایران به رسمیت شناخته شد. پادشاهان ساسانی به حمایت از این آیین در مقابل یعقوبیان۱۶ و ارتدکس ها۱۷ پرداختند. مبلغان نسطوری همچون مارابا در حیره و در میان لخمیان دست به تلاش های گسترده ای زدند و در سایه چنین تلاش هایی اعراب ایران به آیین نسطوری گرایش یافتند؛۱۸

۲- اخراج نسطوریان از سوی امپراطوری روم شرقی در سده پنجم و مهاجرت آنان به ایران مهم ترین عامل انتشار مسیحیت در میان قبایل عرب بود. ورود مبلغان نسطوری به ایران و قراردادن نصیبین به عنوان پایگاه خود، سبب تماس مستقیم مبلغان نسطوری با اعراب گردید و مسیحیت در سطح گسترده ای در بین النهرین گسترش یافت.۱۹

به تدریج حیره، مرکز دولت لخمیان، به یکی از مهم ترین مراکز مسیحی در سرزمین های عرب نشین گردید. وجود دیر های متعدد همچون الأسکون،۲۰ سَوَّا،۲۱ عَلقَمَه،۲۲ هند صغرا۲۳ و هند کبرا۲۴ در حیره گواه روشنی بر انتشار مسیحیت در میان اعراب است. کتاب هشام بن کلبی تحت عنوان کتاب الحیره و تسمیه البیع و الدیارات و نسب العباد نیز نشان دهنده انتشار گسترده مسیحیت در این ناحیه است. مؤلف در این کتاب ضمن توصیف شهر حیره به ذکر کلیساها و دیرهای مسیحیان در پیش از اسلام می پردازد.۲۵

با وجود گسترش مسیحیت در حیره، مرکز لخمیان، پادشاهان لخمی تا سال های بعد سرسختانه در شرک و بت پرستی باقی ماندند. روتشتاین علت این امر را در موقعیت ایشان در برابر شاهان ایران دانسته است.۲۶ ضمن آن که گرایش به مسیحیت برای آنان امتیازات مادی و سیاسی نداشت.۲۷

گرچه پادشاهان لخمی همچنان بر آیین پدران خویش باقی ماندند اما مسیحیت در خاندان آنان نفوذ یافت؛ همسر منذر سوم مسیحی بود. همچنین مادر عمرو بن هند ـ دختر حارث بن عمرو ـ دیر هند کبرا و دختر نعمان بن منذر دیر هند صغرا را بنا نهاد.۲۸ تنها نعمان بن منذر، آخرین پادشاه لخمیان، به آیین مسیح ایمان آورد.۲۹ و دیرلُلَّج را در حیره بنا کرد.۳۰ با پذیرش آیین مسیح از سوی نعمان بسیاری از اعراب حیره نیز مسیحی شدند.۳۱ نعمان به شدت تحت تأثیر مرینای مسیحی بود به طوری که بدون کسب اجازه از او به کاری نمی پرداخت.۳۲ فرزند نعمان بن منذر نیز پس از پدر به ساخت کلیساها و دیرها پرداخت.۳۳

قبایل دیگر عرب مسیحی

چنان که ذکر شد، قبایل عرب متعددی به بین النهرین مهاجرت کردند. قبیله تغلب از قبایل بزرگی بود که از یمامه به بین النهرین مهاجرت کردند و در جزیره و عراق سکونت یافتند. این قبیله به همراه سه قبیله شیبان، اِیاد و بَهراء از «رضفات العرب» به شمار می رفتند.۳۴ آنان پیش از شیبانیان بر قبایل ربیعه سلطه داشتند.۳۵ تغلبیان، همانند دیگر قبایل ربیعه، در عصر جاهلیت بت پرست بودند، اما به علت سکونت در بین النهرین به مسیحیت گرایش یافتند به گونه ای که در حوادث قرن هفتم در زمره قبایل عرب مسیحی قرار می گیرند.۳۶ دیرلُبّی در جانب شرقی فرات از منازل این قبیله بود.۳۷

ایادیان، از تیره های قبیله عدنانیان، از دیگر اعرابی بودند که به آیین مسیحیت گرایش یافتند. آنان از یمامه به سواد مهاجرت کردند و سنداد را مرکز اصلی خویش قرار دادند.۳۸ همچنین آنان در خورنق، سدیر، باروق،۳۹ صَندوداء و عانات۴۰ ساکن شدند. ایادیان زمستان ها را در جزیره به سر می بردند و تابستان ها به منطقه سواد می آمدند و گاه دست به غارت نواحی اطراف می زدند.۴۱ از این رو و در زمان خسرو انوشیروان آنان مورد خشم پادشاه ایران قرار گرفتند و تعداد زیادی از آنان به ناچار به تکریت واز آن جا به شام هجرت کردند.۴۲ در آستانه ظهور اسلام، آنان از جمله قبابل مسیحی به شمار می آمدند. بنای دیرالسّوا در نزدیکی حیره۴۳ و دیرالأعور۴۴ در اطراف کوفه یادگاری از ایادیان در عراق بود.

عِجل، ضُبیعه و نَمِر نیز از جمله قبایل عرب بودند که در اثر مجاورت مسیحیان بین النهرین به آیین مسیحیت گرویدند.۴۵ این قبایل در زمره مسیحیان نسطوری قرار داشتند. در میان قبایل عرب تنها قبیله طی بود که مذهب یعقوبی را پذیرفتند. بخشی از این قبیله در سواد سکونت داشت. آنان در اختیار لخمیان قرار می گرفتند و در شمار سپاهیان ساسانی محسوب می شدند.۴۶ گروهی از آنان پیرو گئورگیوس – جرجیس – اسقف یعقوبی بودند که در سال ۷۴۲ م. درگذشت.۴۷ دیر حنظله در عراق متعلق به این قبیله بود.۴۸

سواد در آستانه فتح مسلمانان

از زمان رسالت پیامبر تا به خلافت رسیدن ابوبکر، در عراق که مرکز امپراطوری ساسانیان نیز در آن قرار داشت وقایعی رخ داد که سیادت ایرانیان بر این منطقه را تهدید می کرد؛ عقب نشینی خسروپرویز از برابر رومیان و هجوم رومیان به این منطقه و انقراض دولت لخمیان دو عامل مهم ضعف ایران در این منطقه بود. خسرو پرویز، نعمان بن منذر، آخرین امیر لخمیان را در پای فیل افکند.۴۹ علی رغم آن که سقوط لخمیان ناشی از خود کامگی خسرو پرویز بود اما این دولت دست نشانده نیز در این زمان در ضعف به سر می برد. این امر را می توان از تغییر حکمرانان متعدد در اواخر حکومتشان استنتاج کرد. یعقوبی به اختلافات موجود در حیره اشاره می کند.۵۰ پس از انقراض لخمیان، اعراب بدوی فرصت یافتند تا در عراق به تاخت و تاز بپردازند. در این هنگام دولت مرکزی ایران در ضعف و انحطاط به سر می برد؛ سلطنت های کوتاه و خون آلود که بعد از خسرو پرویز تیسفون را دچار آشوب و جنگ های خانگی کرده بود بدویان را به غارت و چپاول و تعدّی دلیر کرد. بعضی از طوایف ساکن در سرحدات غربی ایران به آبادی ها و شهرهای سواد تجاوز می کردند. در این میان، قبایل عجل و بنی شیبان از دیگران گستاخ تر بودند. عجل در نواحی بصره و ابله به تاخت و تاز می پرداخت۵۱ و بنی شیبان که روزگاری دست نشانده ایران بود، حملات خود را متوجه ناحیه حیره کرده بود. در یکی از این نبردها شیبانیان در ناحیه ذوقار به دسته ای از لشکریان ایران آسیب رساندند که موجب فرو ریختن هیبت امپراتوری ساسانیان در بین النهرین گردید. عرب ها در این زمینه داستان ها ساختند و شعرها سرودند.۵۲ ابوالفرج علت این جنگ را قتل نعمان پادشاه حیره بیان می کند.۵۳ و از آن پس شیبانیان به حملات خود به بین النهرین ادامه دادند به خصوص که در این زمان فرمانروایان ایران این تجاوزات را خطرناک نمی دیدند و تدبیری برای آن نمی اندیشیدند.

همچنین حوادثی که در پایتخت رخ داد، اعراب را در قبال ایران گستاخ تر کرد. در این زمان پوران دخت بر تخت شاهی نشست، از این رو در سرزمین های اطراف شایع شد که در بین نام آوران ایران مردی نمانده است و ایرانیان به درگاه زنان پناه برده اند.

اعراب که در این هنگام هیچ مانعی بر سر راه خود نمی دیدند به عراق حمله ور می شدند و به غارت مناطق می پرداختند و اوضاع را بیش از پیش بر ساکنان عراق به خصوص نبطی ها، که بیشتر در معرض غارت بودند، سخت و دشوار نمودند.۵۴ در همین ایام، مسئله گرایش اشراف ایرانی یمن به اسلام رخ داد و وقایع رده و جنگ با مرتدان پای مسلمانان را به این منطقه باز کرد.

فتوح عراق

اعراب مسلمان در ناحیه غربی جزیره العرب زندگی می کردند با این حال با شرق جزیره العرب نیز ارتباط داشتند. پس از رحلت پیامبر اسلام، ارتداد بیش از هر جای دیگری در نواحی شرقی جزیره به ویژه سرزمین نجد رواج یافت.

مسلمانان برای سرکوبی این شورش ها بدان سوی اعزام شدند. فرماندهی بخشی از این حملات را خالد بن ولید برعهده داشت. او به تدریج برای سرکوبی قبایل مزبور در نواحی جنوب عراق قرار گرفت.

پیش از ورود خالد به عراق مثنی بن حارثه، رئیس قبیله بنی شیبان، از ابوبکر خواست که به ایرانیان بتازد.۵۵ مثنی با این کار خواست تا به یاری اعراب مسلمان تهاجمات خود را به صورت گسترده در نواحی عراق ادامه دهد. خالد چون در یمامه و بحرین از جنگ های رده فارغ شد، به دستور خلیفه در محرم سال دوازدهم رهسپار عراق گردید و مثنی بن حارثه تحت فرماندهی خالد قرار گرفت.۵۶ بلاذری می گوید مذعور بن عِجلی نیز از ابوبکر دستور جنگ گرفت و از سوی دیگر به ولایات سواد هجوم آورد.۵۷ در مورد نخستین مناطق مورد تهاجم خالد و مثنی در عراق روایت های مختلفی هست چون خالد به عراق رسید لشکر خود را به سه دسته تقسیم کرد؛ یک دسته به فرماندهی مثنی را پیش آهنگ سپاه ساخت. دسته ای را به همراه عدی بن حاتم روانه کرد و خود نیز با عده ای به دنبال آنان رهسپار شد. نخستین درگیری مسلمانان با سپاهیان ایران در ذات السلاسل بود که سپاه ایران شکست خورد و هرمز، سردار تند خوی ایرانی کشته شد.۵۸ پس از آن اُبُلِّه به دست مسلمانان فتح شد. بلاذری متذکر می شود که پیکار ابله نخستین جنگ مسلمانان در این منطقه بود.۵۹

آنگاه خالد به خُرَیبَه رفت و آن جا را گشود. خریبه اسلحه خانه ایرانیان بود.۶۰ خالد در مذار بار دیگر با لشکر شکست خورده هرمز روبه رو شد و بر آنان غلبه کرد. پس از آن واقعه ثَّنی رخ داد.۶۱ خالد سپس به جانب کسکر رفت. در طی مسیر در ولجه با سپاهی مرکب از ایرانیان و اعراب مسیحی مواجه شد. در این جنگ عده ای از مسیحیان قبیله بکر بن وائل که در بحرین نیز با مسلمانان جنگیده بودند و نیز مسیحیانی از بنی عجل با خالد به جنگ پرداختند. در این جنگ بسیاری از اعراب مسیحی که ایرانیان را در مقابل اعراب یاری می دادند کشته شدند و پسر عبدالاسود، رئیس عجلیان، و جابر بن بجیر از بزرگان این قبیله اسیر شدند.۶۲ اعراب بکری به انتقام خون هایی که از آنها ریخته شده بود با دیگر اعراب نصرانی همچون عجل، تیم اللات، ضبیعه و اعراب حوالی حیره متحد شدند و در اُلَّیس – از قرای انبار – تجمع کردند و اردشیر به بهمن جادویه نوشت که به یاری مسیحیان عرب به الیس برود.۶۳ جابان، سردار ایرانی با سپاهی از مسیحیان عرب، چون اعراب را ناچیز می شمردند آسوده به طعام نشستند. این کار سبب خشم خالد شد. جنگ الیس جنگی سخت و خونین بود و گفته اند که خالد از خون اسیران جوی خون راه انداخت. از این رو نهری که در محل جنگ وجود داشت بعدها نهر الدّم نام گرفت.۶۴ طبری شمار کشته شدگان را هفتاد هزار نفر ذکر کرده است.۶۵ اگر چه در این گزارش مبالغه شده است اما این امر گویای تعداد زیاد کشته شدگان است. خالد سپس به اَمغیشیا رفت و این شهر را ویران کرد۶۶ و از آن جا آهنگ حیره کرد. آزادبه، مرزبان آن جا، گریخت و بزرگان حیره بر صد هزار و به قولی هشتاد هزار درهم با مسلمانان صلح کردند.۶۷

پس از فتح حیره، بانقیا به دست بشیر بن سعد فتح شد.۶۸ فتح حیره و بانقیا راه تصرف شهرهای بین النهرین جنوبی را هموار کرد. دهقانان این مناطق بر جزیه با مسلمانان صلح کردند. خالد پس از این به سوی انبار عزیمت کرد. خالد در انبار با لشکر ایرانی به فرماندهی شیرزاد مواجه شد و بر او پیروز گردید. اعراب این جنگ را ذات العیون گویند. مردم انبار – که از اعراب نصرانی به ویژه از تنوخ و قضاعه بودند – پس از محاصره حاضر به پذیرش صلح شدند.۶۹

آنگاه خالد رهسپار عین التمر، اسلحه خانه بزرگ ایرانیان شد.۷۰ اعراب نمر، تَغلِب و ایاد که در فرمان عقبه بن ابی عقه بودند به مهران پیوستند و در آن جا لشگرگاه زدند.۷۱

بلاذری به نقل از کلبی روایت می کند که خالد با سر کرده نمریان به نام هلال بن عقبه جنگ کرد و بر او پیروز شد. هلال در جنگ کشته شد.۷۲ خالد دژ شهر را محاصره کرد. مردم امان خواستند، اما خالد نپذیرفت و دژ به جنگ گشوده شد. خالد پس از این جنگ با کلیسایی مواجه شد که مسیحیانی در آن مشغول عبادت بودند. خالد آنان را اسیر کرد؛ از جمله اسیران حمران بن أبان بن خالد نمری، سیرین پدر محمد بن سیرین، برادرش یحیی بن سیرین و معبد بن سیرین بودند.۷۳ به نقلی، خالد دژ عین التمر را به صلح گشود و این اسیران را در ناحیه ای دیگر یافت.۷۴ در زمانی که خالد در عین التمر بود نسیر بن دیسم بن ثور را به چشمه ای که از آن بنو تغلب بود فرستاد و او شبانه بر تغلبیان تاخت و آنان را کشت و اسیر کرد.۷۵

پس از فراغت خالد از کار عَین التَّمر، عیاض بن غنم از او برای دفع اعراب مسیحی در ناحیه دومه الجندل کمک خواست. خالد به دومه رفت. در آن جا با قبایل بهراء، کلب، غسان، تنوخ، ضجاعمه برخورد کرد. ودیعه کلبی با مردم کلب و بهراء، ابن حدرجان با مردم ضُجاعم، و ابن ایهم با گروهی از غسانیان وتنوخ آمده بودند و کار را بر عیاض تنگ کرده بود.۷۶ خالد بر آنان پیروزی یافت و زن و فرزندانشان را به اسارت برد.۷۷ اعراب تغلب و بعضی از طوایف جزیره از غیبت خالد استفاده کردند و به خونخواهی عقه سر بر آوردند؛ از این رو خالد برای سامان دادن امور به حیره بازگشت. خالد قسم خورده بود که تغلبیان را در دیارشان غافلگیر کند و چنان کرد. ربیعه بن بجیر تغلبی نیز که به خونخواهی عقه در ثنی و بِشر فرود آمده بود، خالد بر آنان تاخت و آنان را غافلگیر ساخت.۷۸ مقارن این احوال ابوبکر به خالد دستور داد که عراق را رها کرده و عازم شام گردد و مسلمانان را یاری نماید. در بازگشت خالد از عراق درگیری های پراکنده ای رخ داد.

چون خالد به شام رفت شهرهای سواد سر از فرمان مسلمانان فرو پیچیدند. مثنی که نیروهایی در اختیار داشت در این هنگام در مقابل دسته ای از سپاه ایرانیان که به سوی حیره برای سرکوب او گسیل شده بودند، عقب نشینی کرد و به منزلگاه دیرین خود در خفان رفت و بعد آهنگ مدینه کرد. در این زمان ابوبکر در بستر بیماری بود. سپس عمر به خلافت دست یافت.۷۹

چون عمر به خلافت دست یافت، ابوعبیده را به سوی عراق فرستاد و طی نامه ای به مثنی دستور داد که از فرمان ابوعبیده تجاوز نکند.۸۰ در این زمان یزدگرد در تیسفون به قدرت رسید. رستم فرخ زاد که مقارن این ایام سپهسالار ایران شد و زمام امور را در دست گرفت برای جلوگیری از پیشروی مسلمانان دست به تدارک زده بود، از جمله دهقانان سواد را بر اعراب مسلمان شوراند.۸۱ ابوعبیده چون به عراق رسید نزدیک حیره فرود آمد. جابان با لشکری برای دفع او رهسپار شد. در جنگی که رخ داد جابان شکست خورد و اسیر گشت و لشکر ایرانیان پراکنده شد.۸۲ مسلمانان در چندین نبرد پراکنده پیروز شدند از جمله در زندرود که اهالی آن عهد خود را شکسته بودند.۸۳

پس از آن بار دیگر مسلمانان در کرانه شرقی فرات با ایرانیان مواجه شدند بهمن جادویه به سوی مسلمانان شتافت. مسلمانان با کمک اهالی بانقیا – مطابق با صلحی که در گذشته جهت یاری مسلمانان با آنان بسته بودند – پلی ساختند. این پیکار که موسوم به جسر شد به چیرگی ایرانیان و قتل ابوعبیده انجامید (رمضان سال سیزدهم).۸۴ پس از این رویداد خلیفه یک سال درنگ کرده و از فرستادن لشکر خودداری نمود.

خلیفه دوم بار دیگر مردم را به جهاد فراخواند و به غنایم کسری ترغیب کرد. اما مردم دیگر تمایلی برای رفتن به عراق نداشتند و از حشمت و عدت ایرانیان وحشت داشتند.۸۵ سرانجام جریر بن عبدالله با طایفه بجیله حاضر گردید به سوی عراق روند به شرطی که از غنایم بهره بیشتری یابند و خلیفه نیز پذیرفت.۸۶ مسلمانان توانستند برخی از نواحی از دست رفته را به دست آورند و سرانجام با سپاه ایرانیان به فرماندهی مهران رو به رو شدند. نبرد در منطقه ای به نام بُوَیب رخ داد. در حین جنگ جوانی نصرانی از قبیله بنی تغلب خود را به مهران رسانید و او را کشت و بر اسب او سوار شد و فریاد برآورد که من او را کشتم. در این جنگ طبری از حضور گروهی از تغلبیان مسیحی در کنار مسلمانان سخن می گوید.۸۷ مسلمانان در این جنگ پیروز شدند. مثنی به انبار تاخت و در انبار، مرزبان ایرانی به نام بسفرج را وادار نمود که تا راه او را بگشایند و به سوی بغداد رفت و بازار بغداد را غارت کرد.۸۸ فرات بن حیان تغلبی و عتیبه بن نهّاس را روانه کرد و دستور داد بر قبیله تغلب در صفین بتازند و خود نیز در پی آنان روان شد. در صفین اعراب نمر و تغلب که در جاهلیت با طوایف بکر بن وائل جنگ های فراوانی کرده بودند، حضور داشتند. این دسته از سپاه مثنی به راهنمایی سه تن از تغلبیان به سوی قبیله تغلب رفت و بر آنان تاخت و کاروان های آنان را غارت کرد و جنگاوران آنان را کشت و زنان و فرزندانشان را به اسیری گرفت.۸۹ مسلمانان در جنوب شرقی تا سواحل دجله و از شمال تا بغداد به تاخت و تازهای خود ادامه دادند و پی در پی به مناطق بین حیره و کسکر، کسکر و سودا، برسیما و صراه جاماسب و بین فلوجان و نهرین و عین التمر حمله می کردند. در این زمان سعد بن ابی وقاص از سوی عمر فرماندهی یافت و روانه عراق شد.۹۰

می توان گفت پس از این درگیری ها اولین جنگ میان امپراتوری ساسانی و مسلمانان در منطقه ای به نام قادسیه در نزدیکی کوفه رخ داد. شمار سپاهیان ایران را ۱۲۰ هزار تن ذکر کرده اند و فرماندهی آنان را رستم برعهده داشت.۹۱ مذاکرات میان مسلمانان و ایرانیان به نتیجه ای نرسید.۹۲ میان دو سپاه جنگ آغاز شد. رستم فرمانده ایرانیان در این جنگ کشته شد و پارسیان به سوی تیسفون گریختند.۹۳ در این زمان مسلمانان قصد تیسفون کردند. تیسفون مجموعه هفت شهر بود، در کنار هم و در دو سوی دجله که حصارهای بلندی بر گرداگرد این شهر کشیده شده بود. مسلمانان ابتدا ساباط را گشودند و سپس اهالی بهرسیر – مسلمانان ویه اردشیر را بهرسیر ضبط کردند – با مسلمانان به جنگ پرداختند. در این شهر مسیحیان فر

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.