پاورپوینت کامل بررسی تحولات فرهنگی اسماعیلیان نزاری از دعوت تا سلطنت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل بررسی تحولات فرهنگی اسماعیلیان نزاری از دعوت تا سلطنت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی تحولات فرهنگی اسماعیلیان نزاری از دعوت تا سلطنت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی تحولات فرهنگی اسماعیلیان نزاری از دعوت تا سلطنت ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
>
اسماعیلیان نزاری بیش از دو قرن (۴۸۳-۶۵۴ ه / ۱۰۹۰ – ۱۲۵۶م)، فرمانروایان قلاع الموت در ایران بودند. آنان در این مدت به تبلیغ و نشر عقاید خود پرداختند. هدف آنان مبارزه با خلافت عباسی و اخراج ترکان از ایران بود؛ با وجود همه این کوشش ها، اسماعیلیان نزاری با تأثیرپذیری از تحولات دنیای پیرامون، از آرمان گرایی به واقع گرایی رسیدند. در قرن ششم هجری (دوازدهم میلادی) و در پی تبلیغات خلفای عباسی بغداد و فتوای فقها، اسماعیلیان در شهرها قتل عام و به کوهستان پناهنده شدند و به مدت نیم قرن نتوانستند به انتشار آثار و عقاید خویش بپردازند. آنان در قرن هفتم هجری، با حمله مغول به جهان اسلام مواجه شدند. این حمله رشد عرفان و سقوط بغداد را در پی داشت. تهاجم مغولان و گسیل علما به قلمرو اسماعیلیان رشد نهایی اندیشه های فلسفی در میان آنان را به دنبال داشت. تحولات سیاسی دنیای اسلام، اسماعیلیان را به واقعیت پذیری نزدیک کرد. و آنان را از آرمانِ حاکمیت امام اسماعیلی بر جهان اسلام به دیدگاهی واقع گرایانه سوق داد به طوری که حکومت و نظام سلطنتی تشکیل دادند و به مراوده با سایر حکومت ها پرداختند. در این مقاله به بررسی تحولات فرهنگی اسماعیلیان نزاری پرداخته ایم.
مقدمه
اسماعیلیان از فرقه های شیعه بودند که اعتقاد داشتند بعد از شهادت امام جعفر صادق(علیه السلام)، اسماعیل فرزند ارشد آن حضرت امام است.[۱] آنان در قرن سوم هجری (نهم میلادی) با نظام سازمان یافته تبلیغاتی، حکومت فاطمیان را در شمال آفریقا تشکیل دادند و جهت برانداختن حکومت عباسی و تسلط بر سرزمین های شرقی تلاش زیادی کردند. از این رو به ایران نیز توجه کردند. شمار بسیاری از دانشمندان اسماعیلی ایرانی در ایران و مصر به تألیف، نشر، بازسازی و کارآمد سازی ساختار این آیین همت گماشتند که در استحکام خلافت فاطمی در مصر و پیش بردن سیاست های خارجی آنان مؤثر بود. داعیانی همچون کرمانی، ابوحاتم رازی، نسفی و سجستانی به نظریه پردازی های فلسفی و تبیین آرای خود در باب امامت، نبوت، مابعدالطبیعه، جهان شناسی و مانند آن پرداختند.
فاطمیان به افکار و عقاید علمی و مذهبی مختلف با بلند نظری و تساهل می نگریستند و بنای کار آنان بر اشاعه مذهب به وسیله تبلیغات بود.
همزمان با روی کار آمدن سلجوقیان در ایران، اختلافات داخلی فاطمیان مصر، بنیان حکومت آنان را سست کرد. فاطمیان در سال ۴۸۷ ه / ۱۰۹۴ م. با مرگ المستنصربالله، هشتمین خلیفه فاطمی، به دو شاخه مستعلوی و نزاری تقسیم شدند. مستعلویان پیروان مستعلی فرزند کوچک مستنصر بودند که از دیدگاه گروه نزاری حق نزار جانشین قانونی مستنصر را غصب کرده بود. حسن صباح، داعی برجسته اسماعیلی، که از ایران جهت تعلیم به مصر اعزام شده بود، به پیروی از نزار، سلسله اسماعیلیه نزاری را در ایران تشکیل داد. وی خود را «حجت» امام اسماعیلی از نسل نزار معرفی کرد. به نظر می رسد هدف حسن صباح ایجاد جامعه ای مبتنی بر باورها و عقاید خویش بود که در تقابل با باورهای دنیای اسلام قرار داشت و در این راه از جانشینی نزار برای ایجاد چنین جامعه ای بهره برد. شیوه مبارزه حسن صباح، استفاده از برهان قاطع شمشیر همراه با برهان ناطق تألیف کتاب بود.
اسماعیلیان متقدم و تشکیل جامعه آرمانی (۴۸۷ ـ ۵۵۷ ه / ۱۰۹۴ ـ ۱۱۶۲ م)
نیمه دوم قرن پنجم تا آغاز قرن هفتم هجری (نیمه دوم قرن یازدهم تا قرن سیزدهم میلادی) دوره خلافت دینی، ترویج علوم دینی و قدرت گیری علمای مذهبی، تحریم فلسفه و علوم عقلی در جهان اسلام بود. در قرن ششم هجری (دوازدهم میلادی) مدارس بسیاری در شهرهای مختلف ایران ساخته شد. در این مدارس مطالعه کتب علمی به ویژه فلسفه ممنوع بود؛ این امر باعث تشدید قدرت گیری فقیهان و متشرعان شد. حسن صباح با بیش از سه دهه مطالعه درباره نواحی مختلف ایران، اصول دعوت جدید خود را در راستای شناخت از وضعیت دینی و اعتقادی مردم تدوین کرد. وی بر مسائلی تمرکز کرد که جامعه از آنها رنج می برد. این امر آگاهی و شناخت وی از واقعیت های جامعه را نشان می داد. او در آیین جدید با هوشیاری سعی کرد همه چیز را متوجه امام کند تا وحدتی را در ایجاد جامعه آرمانی خویش به وجود آورد. بر طبق اصول اسماعیلی؛ حج به حکم تأویل به طلب امام شدن و لبیک گفتن قبول دعوت داعی کردن، و احرام گرفتن یعنی از ظاهر و اهل ظاهر واگشتن، و جهاد یعنی در ادله مبطلان (باطلان) دقت نظر کردن و با اسناد عقلانی و ادله محکم، گفته آنان را بی اثر کردن. طهارت در گذشتن از آداب و سنن و پاک کردن خویش است از کردار ظاهریان.[۲]
حسن صباح هرگز خود را امام نشمرد؛ بلکه خویشتن را «نایب» و «حجت» امام موعود از نسل نزار معرفی کرد. وی را در دوره حیاتش «سیدنا» و بعد از مرگش «حجت» می نامیدند. فاطمیان لفظ «حجت» را برای شخص بعد از امام به کار می بردند؛ در حالی که نزاریان حجت را همچون امام تلقی می کردند.[۳]
این کیش با تأکیدی که بر وفاداری و اطاعت می نهاد از بروز اختلافات فکری در میان نزاریان پیش گیری می کرد.
سیاست حسن صباح در برخورد با ترکان سلجوقی، استفاده از ترور و ایجاد وحشت بود؛ در عین حال وی با زیرکی و درایت خود سعی کرد روابط خود را با دربار سلطان سنجر حفظ کند. خواجه رشید الدین همدانی در این باره می نویسد:
از خادمان او با یکی مواضعه کرد تا در شبی که سلطان مست خفته بود کاردی پیش تختش بر زمین نشاند چون سلطان بیدار شد و کارد را دید اندیشناک شد… سیدنا (حسن صباح) پیغام داد اگر نه به سلطان ارادت خیر و امید نیکویی بودی آن کارد را که در شب در زمین درشت می نشاندند در سینه نرم او استوار کردندی.[۴]
برخی از اسماعیلیه معاصر او را چنین ستودهاند:
حسن صباح مردی حکیم و دانشمند، اخترشناس و مهندس و ریاضی دان بود. در علوم فقه و اصول دین به درجه اجتهاد رسیده بود و شبانه روز خود را مانند صوفیان در ریاضت به سر می برد. علاوه بر دو کتاب سرگذشت سیدنا و رساله چهار فصل، کتبی مانند نامه خسروان، دبستان المذاهب، الاشکال و المسائح، الکره و رساله مختصر اکرام به او نسبت داده شده است.[۵]
امام محمد غزالی هنگامی که از دین نزاری سخن می گوید گویی به گروهی از مفسران و شارحان دین جدید می اندیشد. وی در رد تألیفات حسن صباح و کتاب او، این آثار را تألیف کرد: فضائح الباطنیه و فضایل المستظهریه، الدرج، فضائح الاباحیه، فیصل التفرقه بین الاسلام و الزندقه، و موالهم الباطنیه.
حسن صباح همیشه خود را «داعی دیلم» نامید.[۶] وی به هنگام مرگ ۵۱۸ ه / ۱۱۲۴م، شاگرد خود کیابزرگ امید را به جانشینی برگزید «تا به اتفاق دهدار ابوعلی و حسن آدم قصرانی و کیابوجعفر دعوت معتقد او کنند».[۷]
انتخاب کیابزرگ به جانشینی، به واسطه شایستگی های وی بوده است. جوینی ضمن شرح مرگ حسن صباح، می نویسد به بزرگ امید و سه فرمانده دیگر گفته شده بود که هماهنگ و تا موقعی که امام تازه ظهور کند و صاحب تاج و تختش شود با هم همکاری کنند.[۸] با مرگ کیا بزرگ امید، اسماعیلیه نیز مانند سلسله های مستقل سیاسی گردید و حکمرانی میان آنها موروثی شد. محل حکمرانی حسن صباح قلعه الموت بود. الموت قلعه ای دفاعی بود و حسن صباح هرگز خصوصیات آن را تغییر نداد. کیا بزرگ امید نیز در لمسر به سبکی ساده و مختصر زندگی می کرد. دوره او آکنده از حوادث بزرگ است.[۹]
جامعه نزاری در دوره کیا بزرگ از نهضتی انقلابی به دولتی مستقل با سرزمین هایی وسیع اما متفرق تبدیل شد.
کیا بزرگ امید پیش از انتقال (مرگ) در سال ۵۳۳ ه / ۱۱۵۸ م. به سه روز محمد را نص و ولیعهد خود کرد.[۱۰] محمد بن کیا بزرگ امید از شخصیت های برجسته نزاری است. دوره او آکنده از قتل ها و ترورهای حساب شده است. در عهد او «رفیقان بسیار کارها بکردند و دژها برآوردند».[۱۱]
در این زمان، نزاریان به سمت منازعات محلی و مشاجرات کوچک رفتند و دیگر خبری از حضور اسماعیلیان در بیرون از قلمروشان نبود.[۱۲]
به نظر می رسد اسماعیلیان متقدم در پی ایجاد جامعه ای مبتنی بر آرمان های خویش و سپس تغییر دنیا در راستای این آرمان ها بودند. از آنجا که آنان به چنین آرمان هایی اعتقاد عمیقی داشتند برای آن بیشترین تلاش را انجام دادند. کیابزرگ امید با جانشینی فرزند خویش با زیرکی نسل حاکمان بعدی اسماعیلیه را به خاندان خود منتقل کرد و این سنتی برای تمام دوره حیات اسماعیلیه شد امری که به استحکام جامعه اسماعیلی کمک کرد.
اسماعیلیان میانی و تفسیری نو از آموزه های حسن صباح (۶۰۷ ـ ۵۵۹ ه/۱۲۱۰ـ۱۱۶۳م)
حسن که اسماعیلیه او را علی ذکره السلام مینامند، سیاست جدیدی را در سال ۵۵۹ ه / ۱۱۶۳ م. در پیش گرفت. وی آغاز قیامت، پایان جهان و نسخ شریعت را اعلام کرد. انتخاب لقب مهدی برای حسن علی ذکره السلام منطبق با رستاخیز قیامت و انتظار ظهور مهدی موعود(علیه السلام) بود.[۱۳]
حسن را علی ذکره السلام قائم قیامت خواندند. اصل ایراد این لقب بر آن شخص، اول دعایی بوده است که به ایام او به هم می گفته اند. بعد از آن لقبی مشهور شد.[۱۴]
اعلام قیامت، مصادف با آمادگی جهان اسلام برای رخداد قیامت بود؛ زیرا در این زمان جهان اسلام مورد تهاجم مکرر ترکان غز و قراختایی قرار گرفته بود و مردم از خستگی و ناامیدی ناشی از این تهاجم ها، ظهور قیامت و آمدن منجی را انتظار می کشیدند. منجمان نیز رخ دادن قیامت را پیش گویی کرده بودند.[۱۵] با توجه به آمادگی جهان اسلام برای ظهور قیامت می توان احتمال داد که رهبران اسماعیلی بار دیگر از وقایع بیرون، به نفع خویش بهره برداری کردند، به گونه ای که خود را پیشگامان در جریان قیامت و آخرالزمان گرایی دنیای اسلام مطرح کردند.
با مرگ محمد بن بزرگ امید، فرزندش حسن در حدود ۳۵ سالگی جانشین وی شد. به روایت خواجه رشیدالدین فضل الله، وی آثار کهن اسماعیلی را مطالعه کرد و دیری نگذشت که به تأویل و تعبیری روحانی از کیش اسماعیلی پرداخت. بنا به نوشته جوینی، از آن جهت که جوانی دوست داشتنی و فصیح و گشاده زبان بود، دل خلقی را به خود مایل ساخته بود. اسماعیلیان مبانی تعلیمات شان را که مشحون از اصول کهن کیش اسماعیلی و آمیخته به عقاید صوفیه بود دوست می داشتند. در همان زمان حکمرانی پدرش، اسماعیلیان فرمانبردار وی بودند و او را همان امامی می دانستند که حسن صباح وعده ظهورش را داده بود. به همین دلیل عده ای آغاز دعوت قیامت وی را دو سال قبل از رسیدن به قدرت در زمان حیات پدرش در سال ۵۵۷ ه / ۱۱۶۱ م. می دانند. محمد فکر امامت وی را در حضور مردم تکذیب کرد. او گفت امام باید پسر امام باشد؛ اما این حسن، فرزند من است و من داعی ام. حسن نیز ناچار امامت خود را تکذیب کرد.[۱۶] خواجه رشید الدین فضل الله اعلام قیامت حسن علی ذکره السلام را در الموت چنین شرح می دهد:
در هفدهم رمضان سنه تسع و خمسین و خمس مائه (۵۵۹ ه ق / ۱۱۶۳ م) بفرمود تا اهالی ولایات خود را در آن روزها به الموت استحضار کردند… و خداوند علی ذکره السلام. .. گفت: امام زمان… بار تکلیف شریعت از شما برگرفته و شما را به قیامت رسانیده و آنگاه خطبه ای به لغت عربی ایراد کرد… به این اسم که سخن امام است… و مضمون خطبه بر این منوال بود که حسن بن محمد بزرگ امید خلیفه و داعی و حجت ماست. باید که شیعه ما در امور دینی و دنیاوی مطیع و متابع او باشند… بدانند که مولانا ایشان را شفیع شد و شما را به خدا رسانید… قوم را بنشاند تا افطار کردند. .. و از آنگاه باز ملاحده هفدهم رمضان را عید قیام خواندندی. .. و به لهو و تماشا تظاهر کردندی.[۱۷]
در این مراسم، حسن دوم سه بدعت انقلابی وضع کرد: تنها به مقام داعی بسنده نکرد، بلکه خود را خلیفه(امام) و فرمانروای منصوب از جانب خداوند اعلام کرد؛ به دوران فرمانروایی شریعت خاتمه داد و فرا رسیدن پایان جهان را اعلام داشت.[۱۸]
حسن دوم «حکم کرد که اگر در این دور قیام، ظاهر شریعت رعایت کنند، مردم به قتال و نکال مواخذه شوند».[۱۹] آیین قیامت اعتبار بی نظیر باطن را بالا برد.[۲۰] با فرا رسیدن قیامت اسماعیلیان مؤمن از نظر روحانی کامل شده بودند و حال آن که سنیان، از نظر روحانی و معنوی با ناکامی و شکست مواجه می شدند.[۲۱] به نظر می رسد اعلام قیامت که به نحو ملموسی در ادبیات مذهبی یهود، مسیحیت، زرتشتی و اسلام ریشه داشت، نزد اسماعیلیان نزاری که انجام دادن عبادت از نظر آنان نشانه تقیه بود برداشته شدن تقیه قلمداد گردید؛ امری که هاجسن نیز به آن اشاره دارد.[۲۲] از سوی دیگر می توان روز اعلام قیامت را اوج استقلال و سلطه امام اسماعیلی پنداشت؛ امری که بعد از آن رو به افول نهاد.
محمد پسر حسن دوم در نوزده سالگی به امامت رسید. او را «خداوند» و «نورالدین محمد» خطاب می کردند.[۲۳]
محمد بن حسن علی ذکره السلام دعوی حکمت و فلسفه کردی و الفاظ و معانی کلام او در عربیت و حکمت و تفسیر و اخبار و انشا و اشعار بسیار است.[۲۴]
محمد دوم، با استفاده از عقیده تناسخ روح، خود و پدرش را به لحاظ پدر فرزندی روحانی از نسل نزار معرفی کرد.[۲۵] و خود را رسماً «امام» نامید.[۲۶] و در دوره طولانی حکومتش سعی کرد تا اصول عقاید پدرش را به صورت مدون و منظم در آورد. به نوشته خواجه رشید الدین فضل الله، وی در دعوت قیامت از پدرش عالی تر بود.
به نظر می رسد محمد دوم، تعلیمات پدرش را در دو مورد دگرگون ساخت و یا بدان صراحت بخشید: نخست آن که محمد دوم خود را «امام» به معنای واقعی کلمه دانست نه فقط نایب امام و پدرش را از نسل نزار معرفی کرد؛ بدین طریق شجره نسب خانوادگی را به کلی تغییر داد؛ از سوی دیگر بیان داشت که مؤمنان در بهشت، خداوند را در صورت امام خواهند دید. در زمان اوست که دعوت قیامت در وجود و خطوط اصلی اش، آرمان و کمال مطلوب اسماعیلیان نزاری گشت.[۲۷] در این مرحله امامان اسماعیلی از مقام «حجت» و «نایب امام» به مقام «امامت» رسیدند. لازم به ذکر است که نزاریان در مراحل اولیه قیام، حسن صباح را حجت امام غایب میدانستند امّا شخصیت کاریزماتیک و قدرتمند حسن صباح در رهبری نهضت مقام حجتی وی را در نظر پیروان نزار بسیار بالا برده بود. تا بدانجا که نزاریان او را به مثابه خود امام میدانستند. این در حالی بود که حسن صباح خود را نه امام که «داعی دیلم» و واسطه و نایب بین مردم و امام غایب معرفی کرد. رهبر مقتدر نزاریان امکان این ارتباط را با شبکه پیشرفته از سلسله مراتب داعیان به وجود آورد.
با اعلام قیامت، رهبران نهضت حسن علی ذکره السلام اعلام کننده آن و محمد دوم تثبیت کننده این رویکرد خود را همان موعود معرفی کردند که سالها پیش رهبران پیشین نهضت وعده داده بودند از سویی چون در این رستاخیز بهشت و جهنم را برخلاف عقیده مسلمانان روحی میدانستند امکان دیدن امام در تجسم خدا برای پیروانشان امکانپذیر گشته، پایان انجام عبادت دنیوی فرا رسیده بود و در نتیجه این تحول، کار داعیان در تلاش برای جذب پیروان بیشتر به پایان رسیده بود. اینک با وجود امام، تشکیلات و سلسله مراتب، از داعی تا حجت تغییر معنا داد. داعیان وظیفه تبیین قیامت و شرح حیات روحی را برای نزاریان برعهده داشتند و وجود مقام حجت، که به شخصی به نام مظفر، محتشم قهستان از جانب حسن علی ذکره السلام، تفویض شده و خواجه رشید الدین فضل الله در جامع التواریخ به آن اشاره دارد، اعتبار معنایی «حجت» در دوره حسن صباح را نداشت؛ با ظهور امام، کارکرد وجودی سلسله مراتب دعوت از داعی تا حجت دچار تنزل موقعیتی و معنایی گردید. گفته شد که نزاریان با اعلام قیامت خود را پیشگام در رخداد قیامت کردند، که قرار بود در سال ۵۸۲ هجری به وقوع بپیوندد.
با توجه به اینکه پیشگویی رخداد قیامت در جهان به حقیقت نپیوست، دنیای اسلام، نزاریان را ملحه خواندند و شروع به قتل عام بیشتر آنان کردند. این قتل عام در اخبار و گزارش هایی که منابع از شانزده سال پایانی حکومت محمد دوم خبر می دهند قابل مشاهده است.
قتل عام اسماعیلیان از یک سو آنان را به برهان قاطع یعنی شمشیر و کنار گذاشتن حکمت و تبلیغ و از سوی دیگر به انزوا و دشمنی به تمام فرقه ها کشانید. در این مرحله پیروان آنان محدود به گروهی از روستاییان و اهالی کوهستان در نقاط دور افتاده گردید. دعوت جدید جاذبه و فریبندگی فکری و عقلانی دعوت قدیم را در جلب نظر شاعران و فیلسوفان و متکلمان از دست داد. اسماعیلیان نزاری در تلاش برای جذب بزرگان جهان اسلام ناکام ماندند؛ برای نمونه نزاریان در دوره محمد بن حسن علی ذکره السلام به دنبال جذب عالم بزرگ، امام فخرالدین رازی برآمدند.
امام فخر رازی، بر جمله مذاهب و ملل و نحل ماهر و عالم بود. وی دعوت امام نزاری را برای رفتن به الموت نپذیرفت.[۲۸]
عالم بزرگ خواجه نصیرالدین طوسی در زمان علاءالدین محمد به اجبار به الموت برده شد.[۲۹]
بزرگان دنیای اسلام از تفکرات اسماعیلیه درباره قیامت استقبال نکردند.[۳۰] و جامعه نزاری به شرح این واقعه برای دنیای بیرون نپرداختند. علیرغم اعلام قیامت، اثر بارزی در اقدامات اسماعیلیان دیده نمی شود. سکوت شعرا در مورد اقدامات اسماعیلیه برخلاف دوره های قبل مشاهده می شود؛ به طور نمونه در دیوان خاقانی (۵۷۲ – ۵۹۵ ه) اشاره ای به اقدامات اسماعیلیان نیست و بیشتر به درگیر ی های خوارزمشاهیان و ایلدگزیان و سلجوقیان می پردازد.
گزارش هایی از اعلام قیامت و اختلافات فرقه ای را تنها می توان در کتاب بیان الادیان تألیف امیرابوالعالی محمد بن عبیدالله، و تبصره العوام متعلق به اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم، مشاهده کرد. به نظر می رسد نزاریان به شرح و توضیح نظریه قیامت برای جهان بیرون نپرداخته و اطلاعات به صورت جسته و گریخته به دست نویسندگان دنیای بیرون الموت رسیده است. ابن جوزی از وقوع اعلام قیامت خبر دارد؛ اما شرح واقعه قیامت نمی پردازد:
هیچ زمانی از وجود چنین اشخاصی به کلی خالی نبوده است. جز این که بحمدالله آتش شان فرو نشسته و اکنون اگر باشد یا باطنی پنهانکار است یا فلسفه مشربی سرّ نگهدار، و اینان خوارترین وپریشان حال ترین مردمانند.[۳۱]
پناه بردن به کوهستان و دور شدن از محافل بزرگان، اسماعیلیان میانی را در انزوا قرار داد و اعلام قیامت به این انزوا کمک کرد تا آن جا که در اواخر قرن ششم هجری (دوازدهم میلادی) از مناظره، تبلیغ، نشر عقاید و اعتقادات نزاریان به دنیای بیرون اثری دیده نمی شود. اعلام قیامت و نسخ شریعت در الموت، به انزوا و قتل عام بیشتر اسماعیلیان انجامید. بعد از ناصر خسرو (د ۴۸۰ ه / ۱۰۸۷ م) شخصیت فکری برجسته ای در الهیات اسماعیلی به وجود نیامد. آیین اسماعیلی در این زمان در حال سکون و اقدامات شان محدود و محلی بود. ابن اثیر، از تکفیر باطنیان به دست علمای سمرقند در سال ۵۷۱ ه / ۱۱۷۵ م. و قتل عام آنان در بصره در آغاز قرن هفتم هجری (سیزدهم میلادی) گزارش می دهد.[۳۲]
تاریخ سیستان از لشکرکشی اسماعیلیان به سیستانیان در سال ۵۷۴ ه / ۱۱۷۸ م. خبر می دهد.[۳۳] در سال ۵۹۵ ه / ۱۱۹۸ م. سپاهیان خوارزم به تحریک قزوینیان که با اسماعیلیان دشمنی دیرینه داشتند از قزوین به الموتیان تاختند.[۳۴] سیستانیان در لشکرکشی علیه قهستان با سلطان محمد خوارزمشاه همکاری کردند.[۳۵] ساکنان اسماعیلی قهستان در سال ۵۹۷ ه / ۱۲۰۰ م. به دست غوریان نابود شدند و یا به اجبار تغییر عقیده دادند.[۳۶]
اسماعیلیان متأخر: تغییر مسیر و بازگشت (۶۰۸ – ۶۵۴ ه / ۱۲۱۱-۱۲۵۶ م)
اسماعیلیان متأخر (حسن بن محمد، علاءالدین، رکن الدین خورشاه (۶۰۸ – ۶۵۴ ه / ۱۲۱۱-۱۲۵۶م) با هجوم مغول به جهان اسلام مواجه شدند. آنان در آموزه های خویش بار دیگر تغییر مسیر دادند. در آستانه قرن هفتم هجری (سیزدهم میلادی) نفرت مسلمانان از اسماعیلیان با نسخ شریعت به اوج خود رسید.[۳۷] محمد دوم، فرزندش حسن را به جانشینی خویش انتخاب کرد. جانشین محمد دوم، ادامه سیاست های قیامت را که باعث انزوای اسماعیلیه شده بود نمی پذیرفت. مورخان از توطئه جلال الدین حسن سوم علیه پدر ش گزارش می دهند. مؤلف جامع التواریخ می نویسد:
در روزهای بار و مجامع عام که جلال الدین حسن در بارگاه حاضر می شده، پدر از او حذر می کرده و اندیشه می داشته، و در زیر لباس زره می پوشیده و مقربان و ملحدانی که اهل اعتقاد او بودند را نگاه می داشته.[۳۸]
حسن بن محمد هنگامی که به قدرت رسید با از سرگیری مجدد شریعت با دنیای بیرون آشتی کرد و اظهار داشت که سنّی شده است. وی دستور اجرای احکام شریعت، پس از حدود نیم قرن تعطیلی را صادر کرد.
جلال الدین حسن فرمود تا مساجد را عمارت کردند. از اطراف خراسان و عراق، فقها را طلب داشت تا به قضا و خطابت و دیگر کارهای دینی در ملک او قیام نمودند. کتب اسماعیلی را که به زعم فقهای سنّی مبلّغ ضلالت بود در حضور نمایندگانی از قزوین سوزاند و مادر خود را به انگیزه مسافرت حج به بغداد فرستاد.[۳۹]
اقدام جلال الدین حسن نومسلمان در خارج ساختن اسماعیلیان از انزوا را باید نخست از نظر تأمین امنیت و آرامش مناطق اسماعیلی نشین دید.[۴۰] سنی گرایی جلال الدین حسن، اسماعیلیان شام را که در خطر حملات ایوبیان و فرنگان (صلیبیون) واقع بودند در وضع بهتری قرار داد.[۴۱]
نامی که امامان اسماعیلی نزاری به آن نامیده می شدند، می توانست براساس نگرش دنیای سنت به ائمه اسماعیلی و یا برخاسته از شرایط محیط الموت باشد. جلال الدین ح
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 