پاورپوینت کامل تحلیلی بر سیره ارتباطات میان فردی پیامبر اکرم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل تحلیلی بر سیره ارتباطات میان فردی پیامبر اکرم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تحلیلی بر سیره ارتباطات میان فردی پیامبر اکرم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل تحلیلی بر سیره ارتباطات میان فردی پیامبر اکرم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

>

در مقاله حاضر، ضمن اشاره به اصول و شرایط ارتباط اثربخش از نگاه اندیشمندان حوزه ارتباطات، کوشش ­شده، سیره ارتباطات میان فردی پیامبر۶، به عنوان یک شخصیت فوق­العاده و ارتباط­­گر قوی، بررسی و تحلیل شود. پیامبر با داشتن ویژگی­هایی همانند گشودگی، همدلی، حمایتگری، مثبت­گرایی و مساوات طلبی، شیوه­ای ستودنی از ارتباطات را به منصه ظهور رساند که آرمان «ارتباطات­رهایی­بخش» مورد نظر هابرماس در آن کاملاً متحقق است. پیامبر۶، در عین پرهیز از اصول غیر اخلاقی مدیریت تاثیرگذاری، اثربخش­ترین نوع ارتباطات را به نمایش گذاشت؛ وجود یک و نیم میلیارد مسلمان گواه این مدعاست.

درآمد

واژه «سیره» در زبان عربی از «سیر» است. سیر یعنی حرکت، رفتن و راه رفتن، اما «سیره» یعنی نوع راه رفتن. پس سیر یعنی رفتار و سیره یعنی نوع و سبک رفتار. «پیغمبر اکرم مردی بود که در عمل سیره داشت، روش و اسلوب داشت، منطق داشت، و ما مسلمانان موظفیم که سیره ایشان را بشناسیم، منطق عملی ایشان را کشف کنیم برای این که از آن منطق در عمل استفاده کنیم».[۱] بدین ترتیب، هدف، پرداختن به فرایند ارتباط پیامبر۶ و گزارش موارد جزئی نیست، بلکه هدف این است که با استناد به برخی موارد، اصول و قواعد ارتباطات میان فردی کشف شود.

ارتباطات میان فردی که عمدتاً به صورت «چهره به چهره» (face-to-face)از طریق «کلامی (verbal) و «غیر کلامی» (Non verbal) انجام می شود، در برابر ارتباط جمعی (public/mass communication) قرار می گیرد که در آن پیام به مخاطبان زیادی ارسال می شود که معمولاً برای پیام فرست، شناخته شده نیستند.[۲]

امروزه بحث از ارتباطات جمعی شاید نیاز به استدلال نداشته باشد، زیرا پیدایش رسانه های جمعی به تبع فن آوری های تکنولوژیکی، مباحثه بر سر موضوعات ارتباطات جمعی را به گفتمان غالب تبدیل کرده است. مک لوهان در دهه ۱۹۶۰م. در دیدگاهی جبرگرایانه در مورد تأثیر تکنولوژی معتقد بود تلویزیون جای مدارس سنتی را خواهد گرفت و کودکی که در منزل تلویزیون تماشا کند بیشتر از کودکی که به مدرسه می رود خواهد آموخت. اما تجربه تاریخی طی چند دهه گذشته نشان داده است که هیچ کودکی از طریق رسانه های عمومی بدون کمک دیگران ـ ضمیمه ارتباطات میان فردی ـ باسواد نشده است.[۳] پس ارتباطات جمعی نمی توانند جایگزین ارتباطات میان فردی گردند. هر کدام از اعتبار و جایگاه ویژه خود برخوردارند، به ویژه این که رسانه های جمعی در انتقال مقولات مذهبی و مفاهیم عمیق اخلاقی و عرفانی از توان کافی بهره مند نیستند. نیاز امروز به ارتباطات چهره به چهره کمتر از ادوار گذشته نیست؛ رسانه فقط می تواند «اطلاعات» را منتقل نماید؛[۴] اما از طریق رسانه ها هرگز نمی توان به قلوب مردم راه یافت. ارتباط چهره به چهره و نفس به نفس است که قلوب را تسخیر می کند. حضرت آیه الله خامنه ای درباره بهره گرفتن روحانیان از این شیوه ارتباطی می گوید:

دیروز روحانیت، عرصه حضور، منبر و محراب مسجد بود و امروز این سؤال مطرح است که آیا این عرصه را تغییر دهد یا توسعه بخشد؟ مسلماً نباید آن را تغییر دهد، بلکه بایستی این عرصه را توسعه داده و رها نکند. مسجد پایگاه اصلی است و محل مواجهه رو در رو و چهره به چهره مردم با روحانیت… نباید رها شود. روحانیت وظیفه اش تداوم وظیفه پیامبران است.[۵]

علاوه بر این، بسیاری از اصول و قواعد حاکم بر ارتباطات، در ارتباطات فردی و جمعی مشترک است. از این رو با کشف قواعد ارتباطات میان فردی، می توان اصول ارتباطات جمعی را نیز اقتباس کرد. بر فرض پذیرش اهمیت ارتباطات میان فردی، هیچ الگویی نمی تواند به اندازه سیره پیامبر اسلام۶ مهم وقابل استناد باشد. در اهمیت جنبه ارتباطی پیامبر۶ توجه به موارد زیر لازم می نماید:

الف) معجزه پیامبر۶ (قرآن کریم) خواندنی و بالاصاله ارتباطی است. برخلاف پیامبران پیشین که معجزات آنها، از قبیل تبدیل عصا به اژدها و زنده کردن مرده بود که زمینه را برای ارتباط اقناعی فراهم می نمود، معجزه پیامبر اعظم۶ ماهیتاً ارتباطی است.

ب) در قرآن کریم، پیامبر اکرم بیشتر با هویت ارتباطی با عناوین «رسول» و «نبی» معرفی شده و کمتر به عنوان شخصیت حقیقی معرفی شده است. در موارد چهارگانه که به اسم «محمد» و حتی در موردی که به اسم «احمد» تصریح شده، با برجسته سازی نقش رسالتی حضرت، شخصیت حقیقی ایشان در رتبه دوم قرار گرفته است.

ـ «و ما محمدٌ إلّا رسولٌ قد خَلَتْ مِن قبِلهِ الرُّسُل».[۶]

ـ «ما کان محمدٌ اَبا احدٍ من رجالکم و لاکن رسولَ الله و خاتم النبیین».[۷]

ـ «محمدٌ رسول اللهِ و الذّین مَعَهُ اشدّاءُ علی الکفار رحماءُ بینهم».[۸]

ـ «و الذین آمنوا و عَمِلُوا الصالحاتِ و آمنوا بما نُزِّلَ علی محمدٍ».[۹]

ـ «و اذ قال عیسی ابن مریم یا بنی اسرائیل إنّی رسول الله إلیکم مصدقاً لما بینَ یدی من التوراه و مبشراً برسولٍ یأتی من بعدی اسمه احمد».[۱۰]

ج) در میان کلمات و مشتقات به کار رفته آنها در قرآن کریم، پس از ماده «إله»، ماده «قول» به عنوان نماد ارتباط کلامی، با ۱۷۲۲ کاربرد در ۱۳۸۳ آیه و در ۸۴ سوره قرآنی، در رتبه دوم قرار دارد. بدین ترتیب می­توان گفت در گفتمان قرآن، گفت وگو و گفتار پس از توحید از رتبه دوم برخوردار است.*

د) در برابر اسم خاص پیامبر۶ که تنها پنج مورد را به خود اختصاص داده، ماده «رسل» ۵۱۳ بار در قرآن کریم به کار رفته و در بیشتر موارد ناظر به پیامبر اسلام۶ و سایر پیامبران است. البته همچنان که علمای ارتباطات خاطرنشان می سازند؛ ارتباط برخلاف اطلاع همواره حاوی انتقال خبر نیست؛[۱۱] از این رو ماده «نباء» نیز با داشتن بار معنایی خبر، با ۸۰ بار تکرار، در ۷۷ آیه قرآن کاربرد داشته، و بدین ترتیب فراوانی ماده «رسل» تقریباً ۴/۶ بار از آن بیشتر است.

ه) نگاه آماری به جمعیت پیروان رسول خدا۶ حاکی از موفقیت آن حضرت در ارتباطات میان فردی است. چنان که می دانیم پیامبر۶، رسالت خویش را با ارتباط میان فردی شروع کرد و حدود سه سال این شیوه ارتباطی تنها روش تبلیغ اسلام به شمار می رفت. براساس گزارش های مختلف آماری، دین اسلام به لحاظ فراوانی پیروان، دومین دین جهان است.[۱۲]

مفاهیم و چارچوب نظری

پیامبر۶ به عنوان یک انسان، چندین نوع ارتباط داشت که عبارتند از: ارتباط با خدا، ارتباط با خود، ارتباط با اشیا، ارتباط با ملایکه و ارتباط با سایر انسان ها. در این مقاله، جایگاه ارتباط پیامبر۶ با سایر انسان ها و نیز اصول حاکم بر این ارتباط را بررسی می کنیم.

برای فهم نظام یافته ارتباطات میان فردی پیامبر۶ و اصول حاکم بر آن، الگوی نظری برساخته گافمن و هابرماس را ارائه می کنیم و براساس آن، به تحلیل ارتباطات میان فردی پیامبر۶ می پردازیم.

ارتباطات در خلأ صورت نمی گیرد بلکه معمولاً در یک فضا (space) صورت می گیرد که اروین گافمن از آن با عنوان «صحنه» نام می برد. پس «صحنه» محیطی است که ارتباط در درون آن انجام می گیرد. فضا دارای دو بخش است: بخشی از آن طبیعی و خارج از کنترل کنشگر است و بخشی از آن قابل کنترل بوده و برای بهبود فرایند ارتباط بازسازی می شود. «پشت صحنه» جایی است که پیام فرست خود را برای ارتباط موفق آماده می کند. برای ارتباط موفق، کنشگر باید تجهیزاتی همانند لباس فرم مناسب را به همراه داشته و منش رفتاری ویژه ای ـ همانند قیافه، نوع نگاه و پردازش چهره ـ را به نمایش بگذارد.[۱۳]

گافمن تحت عنوان «مدیریت تأثیرگذاری» اصولی را به کنشگران ارتباطی منتسب کرده و معتقد است کنشگران برای ارتباط موفق معمولاً اصول زیر را به نمایش می گذارند:

۱ـ می کوشند لذت های پنهانی شان را قبل از اجرای نقش و نیز در زندگی گذشته شان که با ایفای نقش آنها سازگار نیست از چشم مخاطب پوشیده دارند؛

۲ـ تلاش می کنند خطاهایی را که ضمن آمادگی برای اجرای نقش مرتکب شده اند و نیز کارهایی را که برای تصحیح این خطاها انجام داده اند، از دید مخاطبان پنهان سازند؛

۳ـ لازم می بینند که تنها محصول نهایی کارشان را نمایش دهند و فراگرد را پنهان نگه دارند؛

۴ـ ممکن است لازم ببینند «کارهای کثیفی» را که برای تهیه محصول نهایی انجام گرفته است، از دید حضار مخفی کنند؛

۵ـ کنشگران برخلاف واقعیت به مخاطبان چنین وانمود می کنند که به آنها بسیار نزدیکند؛

۶ـ تلاش می کنند با تکنیک «هاله پوشی» یعنی محدود ساختن تماس با مخاطب، در چشم آنها حرمتی برای خود فراهم کنند.[۱۴]

تصویر تاریکی که گافمن از انسان ارائه می کند وی را به جامعه شناسی منزوی و تا حدودی مطرود تبدیل کرده است. در برابر، هابرماس در جست وجوی شرایط ارتباطی ایده آلی است که محصول آن دانش معتبر و وصول به حقیقت است. با ملاحظه سیره پیامبر۶ می توان میزان تحقق شاخصه های وضعیت آرمانی مورد نظر هابرماس را مقایسه کرد.

وضعیت کلامی ایده آل یا آرمان صوری در شرایطی رخ می دهد که چهار نوع معیار برای تعیین اعتبار داعیه ها مراعات گردد: نخست، باید تشخیص داده شود که بیانات گوینده قابل درک و فهم اند؛ دوم، قضایایی که گوینده مطرح می کند باید حقیقت داشته باشند، یعنی او باید درباره موضوع بحث دانش موثقی را ارائه دهد؛ سوم، گوینده باید در طرح قضایایش صادق و رو راست باشد، یعنی باید تشخیص داده شود که او قابل اعتماد است؛ چهارم، گوینده حق دارد که چنین قضایایی را به زبان آورد، حتی اگر در طرح قضایایش صادق نباشد. توافق وقتی به دست می آید که همه این داعیه های اعتبار، مطرح و پذیرفته شوند.[۱۵]

در اندیشه هابرماس گفت وگو در «زیست جهان» و حوزه عمومی، هنگامی رهایی بخش و قرین حقیقت خواهد بود که شرایط زیر برقرار باشد:

۱ـ شکل و محتوای گفت وگو باید عقلانی ـ انتقادی (Rational-critical) باشد؛

۲ـ در حوزه عمومی تنها درباره موضوعات مدنی مشترک بین شهروندان باید گفت وگو شود و طرح موضوعات خصوصی مجاز نیست؛

۳ـ شرکت کنندگان باید همه تفاوت ها و تمایزات میان خود را نادیده بگیرند و همچون افراد برابر در گفت وگو مشارکت نمایند؛

۴ـ فرایند گفت وگو محدود به شکل گیری افکار عمومی است و هرگز نمی تواند به تصمیم سازی های عملی منتهی شود. به عبارت دیگر، گفت وگو آزاد است، اما مادامی که قوانین مدنی به طریق قانونی تغییر نیافته، همگان موظف به اجرا هستند؛

۵ـ یک حوزه عمومی یکپارچه، که رسیدن به وفاق در آن امکان پذیر باشد، همیشه بر تنوع و تعدد حوزه های عمومی ترجیع دارد.[۱۶]

در یک جمع بندی، نظریه پردازان ارتباطات معتقدند رعایت برخی اصول در اثر بخشی ارتباطات میان فردی در دو بعد عمل گرایانه و خشنودی تأثیر دارند:

۱ـ بعد عمل گرایانه (pragmatic dimension) متوجه دستاورد موفقیت پیام فرست در رسیدن به اهداف و خواسته هاست؛

۲ـ بعد خشنودی شخصی (personal-satisfaction dimension) به لذت و شعف حاصل از کنش ارتباطی کنشگران اشاره دارد.

پنج ویژگی اثر بخش در ارتباطات میان فردی:

الف) گشودگی (openness): گشودگی، ارائه اطلاعاتی است که هر کس به صورت طبیعی می تواند آن را در بخش پنهان پنجره جوهری خود نگهدارد. برای ارتباط مؤثر، پیام فرست می بایست بخشی از اطلاعات را مخفی نگه دارد. به تعبیر گافمن، تمام زوایای پشت صحنه نباید برای حضار یا مخاطبان آشکار گردد. در عین حال، حوزه پنهان هر چه کمتر باشد و ارتباط گر بتواند اطلاعات بیشتری از خود در اختیار مخاطبان قرار دهد، فرایند ارتباط بهتر خواهد شد؛

ب) همدلی (Empathy): همدلی یعنی داشتن احساسی که دیگری بدان دست نیافته است. پس همدلی صرفاً همدردی کردن (Sympathy) با دیگران نیست، بلکه درک کامل احساس دیگری است. انسان همدل کسی است که می تواند خود را جای دیگران تصور کرده و احساسات وی را درک کند. مفهوم همدلی را لرنر وارد حوزه جامعه شناسی توسعه کرد. لرنر معتقد است افرادی که از طریق مسافرت های برون مرزی با فرهنگ های متفاوت آشنا می شوند، بهتر می توانند خودشان را جای دیگران فرض نمایند. به عبارت دیگر، این افراد از همدلی بالایی برخوردارند. از آن جا که ساکنان جهان سوم به ویژه روستاییان کمتر می توانند مسافرت کنند، رسانه ها به ویژه تلویزیون وسیله ای است که آنها را با فرهنگ های مختلف آشنا نموده و میزان همدلی را بالا می برد. پس رسانه ها تأثیر مثبت بر توسعه جوامع جهان سوم خواهند داشت. بدین ترتیب افرادی که از همدلی بالا برخوردارند، در ارتباط با دیگران موفق ترند.[۱۷]

ج) حمایتگری (Supportiveness): ارتباطات میان فردی همدلانه نمی تواند در یک فضای توأم با هراس و تهدید دوام یابد و دیر یا زود به دشواری کشید شده و منجر به گسستگی رابطه می شود. هر اندازه پیام فرست خود را از نظر رفتاری و پایگاه اجتماعی در تراز مخاطبان خود قرار داده و از نشان دادن برتری های خود به آنان پرهیز کند، در ایجاد فضای مناسب ارتباطات حمایتگرانه موفق تر خواهد بود. تساوی، عدم جزمیت در سخن، مشورت و تواضع از شاخصه های حمایت گری است؛

د) مثبت گرایی (positivenwss): مثبت گرایی به نگرش مثبت به خویشتن، احساس خوشایند و مثبت به دیگران و در نهایت احساس مثبت و خوشایند در مورد وضعیت عمومی اشاره دارد. آدم مثبت گرا، کسی است که از داغ بی اعتباری رنج نمی برد. او به دیگران و به ویژه به مخاطبان خویش خوش بین است و حالت خوش بینی را به دیگران نیز انتقال می دهد.[۱۸]

ه) تساوی (Equlity): ارتباطات میان فردی عموماً زمانی مؤثر خواهد بود که فضای حاکم، فضایی مبتنی بر تساوی باشد. تعامل و گفت وگوی دو طرفه به جای سخنرانی یک طرفه، نگاه عادلانه به کلیه مخاطبان، عدم قطع سخن گوینده از سوی ارتباط گر مقتدر و مانند آن مؤلفه های «تساوی» است.[۱۹]

با توجه به چارچوب مفهومی بر ساخته گافمن و هابرماس، سؤالات ذیل را درباره ارتباطات میان فردی پیامبر۶ می توان مطرح ساخت:

ـ در سیره پیامبر، ارتباط با مردم در مقایسه با انواع دیگر ارتباط، از چه جایگاهی برخوردار است؟

ـ پیامبر۶ برای بهبود فرایند ارتباط برای صحنه آرایی چه تمهیداتی را می اندیشید؟

ـ پیامبر۶ در ارتباط میان فردی در جلو صحنه چه اصولی را رعایت می کرد؟ به عبارت دیگر، مختصات کنش ارتباطی پیامبر۶ کدامند؟

ـ آیا سیره متحقق پیامبر عظیم الشأن اسلام ۶ فراتر از آرمان صوری هابرماس نیست؟

جایگاه ارتباطات میان فردی در سیره پیامبر۶

در دوره پس از بعثت، ارتباطات میان فردی برای پیامبر۶ از اهمیت بسزایی برخوردار بود. هر چند پیامبر۶همواره تعادل را حفظ می کرد و ارتباط با خلق، ایشان را از ارتباط با خدا و خویشتن غافل نمی ساخت، اما ارتباط با خلق در این دوره نسبت به سایر ارتباطات مهم تر بود. دلایلی که این ادعا را تأیید می کنند عبارتنداز:

۱ـ اهمیت ابزارهای ارتباطی: چشم و گوش به عنوان دو ابزار مهم ارتباطی در اندیشه پیامبر۶ به اندازه ای اهمیت دارند که حضرت آن دو یعنی گوش شنوا و چشم بینا را میراث خویش برای امت تلقی می کند.[۲۰] البته در سیره پیامبر۶، شنیدن برگفتن اولویت داشته و پیامبر۶ بیش از آن که بگوید می شنید، به گونه ای که نابخردان همین امر را مایه طعن پیامبر۶ قرار داده و وی را «گوش» نامیدند. خداوند متعال در پاسخ آنها، وی را «اذن خیر» می نامد.

از آنان کسانی هستند که پیامبر را می آزارند و می گویند: او [سراپا] گوش است ـ شنوای سخن هر کسی است ـ بگو: گوش نیکوست برای شما، به خدا ایمان دارد و مؤمنان را باور می دارد. و رحمتی است برای کسانی از شما که ایمان آورده اند.[۲۱]

۲ـ روند صعودی ارتباط اجتماعی: انزوای پیامبر۶ و اعتکاف در غار واشتغال به عبادت که حاکی از ارتباط با خالق و خویشتن است، قبل از رسالت بیشتر از دوران رسالت بود. مدت روزه گرفتن پیامبر۶ نیز به عنوان نماد ارتباط با خویشتن و خالق، طی دوران رسالت روند نزولی را طی کرد. امام صادق می فرمایند:

در اوایل بعثت، رسول خدا۶ هر روز روزه می گرفتند، به گونه ای که مردم می گفتند: دیگر افطار نمی کند. سپس یک روز در میان روزه گرفتند که این روزه حضرت داود می باشد، بعد آن را هم ترک فرمود و در ایام البیض، سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هر ماه، روزه می گرفت، سپس این را هم ترک فرمود و این سه روز را بین دهه های ماه تقسیم فرمود، یکی را در پنج شنبه دهه سوم می گرفت. تا آن زمان که زنده بود، حضرتش این گونه عمل فرمود.[۲۲]

۳ـ تغییر موج ارتباط: پیامبر۶ در موارد زیادی ارتباط با خدا را به خاطر ارتباط با خلق خدا قطع می فرمود. البته تأمل در این مهم، نشان می دهد که این قطع ارتباط نیز در راستای رضایت خداوند و گونه دیگری از ارتباط با خداست، پس پیامبر۶ موج عوض می کرد و در واقع اتصال با یکی به مفهوم قطع ارتباط با دیگری نبود. برای نمونه:

الف) پیامبر۶ اگر حاجتمندی منتظر وی بود، برای رفع نیاز آن مؤمن، نماز خویش را کوتاه می کرد.

هرگاه کسی نزد پیامبر۶ می آمد و آن حضرت مشغول نماز بود، آن شخص کنار پیامبر۶ می نشست، پیامبر۶ به خاطر او نمازش را کوتاه می کرد، رو به او نموده و می فرمود: آیا حاجتی داری؟ بعد از آن که حاجت او را برآورده می نمود، باز به نماز می ایستاد.[۲۳]

ب) پیامبر۶ در حال نماز جماعت هرگاه صدای گریه کودکی را می شنید، برای این که مادرش از نماز فارغ گشته و به وی رسیدگی کند نماز را کوتاه می کرد. امام باقر فرمودند:

هرگاه رسول خدا۶ هنگام نماز، صدای گریه طفلی را می­ شنید، نمازش را کوتاه می کرد تا مادرش به او رسیدگی نماید.[۲۴]

تأمل در این سیره نشان می دهد که رفتار پیامبر۶ چه تأثیر مثبتی بر کودک و مادر کودک برجای می گذارد. برخی از کودکان با همین رفتار نشانی می­یافتند و در دوران جوانی با شنیدن این که وی همان کسی است که در دوران طفولیت، پیامبر۶ نماز خویش را به خاطر گریه او کوتاه ساخت، تجدید هویت می یافت.

ج) پیامبر۶ در روزهای بارانی برای ایجاد ارتباط مثبت با خلق خدا، نماز خویش را کوتاه می کردند. امام صادق فرمودند:

رسول خدا۶ در شب های بارانی، نماز مغرب را به عقب می انداخت و در خواندن نماز عشاء عجله می فرمود و هر دو را با هم می خواند و می فرمود: آن کسی که به دیگران رحم نکند، به او رحم نخواهد شد.[۲۵]

۴ـ گسترش حوزه عمومی: رسول خدا۶ در راستای بهبود شرایط و زمینه های ساختاری ارتباط مؤثر تلاش می کردند. آن حضرت می کوشید تا «حوزه عمومی» گسترش یافته و ارتباطات متوازن در جامعه افزایش پیدا کند، حتی برای کسانی که دسترسی به ارتباط مستقیم نداشتند زمینه های ارتباط غیر مستقیم را فراهم کرده و می فرمود:

می بایست که حضار به گوش افراد غایب برسانند و نیاز و حاجت اشخاصی که به من دسترسی ندارند را به من ابلاغ نمایند و آگاه باشید هر کس که نیاز شخص ناتوانی را نزد سلطانی بازگو کند، خداوند نیز قدم های او را در روز قیامت محکم و استوار می سازد.[۲۶]

ساختار ارتباطات میان فردی پیامبر۶

مفاهیم بر ساخته اندیشمندان ارتباطی، توان کافی برای توضیح الگوی رفتاری پیامبر۶ ندارند؛ از این رو استخدام چارچوب مفهومی با هدف تعین بخشی به الگوی رفتاری پیامبر۶ انجام نمی گیرد، بلکه بهره گیری از مفاهیم با دو هدف انتظام بخشی به مطالب در چارچوب یک الگوی علمی، و نیز، ایجاد مفاهمه با دانشجویان علوم ارتباطی، صورت گرفته است. به هر حال سیره ارتباطی پیامبر۶ در دو مرحله پیش از ارتباط (پشت صحنه) و در حین ارتباط (صحنه) زیر دو عنوان «تمهیدات ساختاری» و «میدان کنش ارتباطی» مورد بررسی قرار می گیرد.

تمهیدات ساختاری در سیره پیامبر۶

پیامبر۶ برای بهبود فرایند ارتباط در میدان کنش ارتباطی تمهیداتی می اندیشید و به کار می بست که مروری گذرا به برخی از این تمهیدات، فهم اصول و قواعد حاکم بر ارتباطات میان فردی پیامبر۶ را تسهیل می کند.

ـ پیامبر۶ از عواملی که ممکن است در کنش ارتباطی پارازیت (مزاحمت) ایجاد کند پرهیز می کرد. پیامبر۶ «از آن روزی که خدا خلقش کرده، بوی بدی از وی به مشام نرسیده است».[۲۷] پیامبر۶ از همه گونه غذای در دسترس میل می فرمود، اما از خوردن غذاهایی که دهان را بد بو می کند ابا داشت. با این که پیامبر۶ خوردن پیاز و سیر را مفید می دانست، اما از خوردن آن به هنگام حضور در محافل عمومی پرهیز داشت و به اصحاب خویش توصیه می فرمود: «کسی پیاز، سیر یا تره بخورد به مسجد وارد نشود».[۲۸] پیامبر وقتی مشاهده نمود بوی بد مردم جریان ارتباطی در مسجد را مخدوش می کند برای ایام عید و جمعه شست وشوی مقدس یعنی «غسل» را ترغیب و تشویق فرمود و برای آن ثواب قائل شد. امام صادق فرمودند:

علت تشریع غسل جمعه این بود که انصار در همه هفته به کار شتران آبکش و سایر حیوانات خود سرگرم بودند، وقتی روز جمعه می شد، بی آن که بدن خویش را بشویند، وارد مسجد می شدند و مردم از بوی بدن آنها ناراحت می شدند. به همین خاطر رسول خدا۶ دستور داد که در روز جمعه غسل نمایند.[۲۹]

غسل روز عید فطر و شب های ماه رمضان که مردم در مسجد تجمع دارند استحباب دارد.[۳۰]

ـ پیامبر۶ خود را به تجهیزاتی که فرایند ارتباط را بهبود می بخشد مجهز می ساخت؛ از این رو «بیشتر لباس های پیامبر، سفید رنگ بود و برای روز جمعه لباس ویژه داشت».[۳۱] پیامبر۶ علاوه بر خود به دیگران نیز توصیه می کرد لباس سفید بپوشند.[۳۲]

علاوه بر رنگ لباس پیامبر به ساختار لباس یعنی تناسب آن نسبت به بدن خویش نیز توجه داشت. پیامبر۶ قبایی حریر داشت که وقتی می پوشید رنگ سبز آن با سپیدی صورت آن حضرت زیبا جلوه می کرد.[۳۳] رسول خدا۶ عبایی سیاه رنگ داشت که آن را بخشید. ام سلمه گفت: پدر و مادرم به فدایت! آن عبا چه شد؟ پیامبر۶ فرمودند: آن را بخشیدم. ام سلمه گفت: چیزی زیباتر از سپیدی شما در سیاهی آن عبا ندیده بودم.[۳۴] یعنی سپیدی پیامبر۶ با سیاهی عبا که ساختار این ترکیب تناسب و زیبایی ویژه ایجاد می کرد.

پیامبر۶ نه تنها هیچگاه بوی بد نداشت، بلکه همواره معطر بود. امام صادق۶ می فرمایند:

رسول خدا۶ عطردانی داشت که بلافاصله بعداز هر وضو، آن را به دست گرفته و خود را عطرآگین می کرد. در نتیجه هنگامی که از خانه خارج می شد، بوی عطر در گذرگاه آن حضرت می پیچید.[۳۵]

امام صادق همچنین فرمودند: «رسول خدا۶ بیشتر از مقداری که برای خوراک خرج می نمود، پول برای عطر می داد».[۳۶] پیامبر به شانه زدن سر و محاسن تقّید داشت. همواره مسواک می زد و بر دیگران نیز، به ویژه جهت شرکت در مجامع، توصیه اکید داشت.[۳۷]

ـ پیامبر۶ نه تنها از مردم گریزپای نبود بلکه خود را در معرض ارتباط

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.