پاورپوینت کامل تحلیل گفتمانی پیدایش و تحول تصوف صفوی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل تحلیل گفتمانی پیدایش و تحول تصوف صفوی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تحلیل گفتمانی پیدایش و تحول تصوف صفوی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل تحلیل گفتمانی پیدایش و تحول تصوف صفوی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
>
از شیخ صفی تا شیخ حیدر سال ۷۰۰ تا ۸۹۳ ق
صوفیان در ایران نقش به سزایی در گرایش های مذهبی جامعه داشته اند؛ از جمله خاندان صفوی که نه تنها جامعه ایرانی بلکه خارج از ایران را متأثر از خود نموده بود. شناخت اشخاص برجسته خاندان صفوی قبل از تأسیس دولت صفویه و تحلیل گفتمانی نقش آنان در تحولات سیاسی – مذهبی ایران قبل از شکل گیری این دولت محور اصلی مقاله حاضر است.
در بعد مذهبی خاندان صفوی از زمان شیخ صفی به طور فزاینده ای، مردم خسته شده از جو سیاسی حاکم را به طرف خانقاه و زهدگرایی جذب کردند و با ارسال خلفایی در نقاط متعدد داخل و خارج ایران، به تربیت و جذب نیروهای جدید و قدیم پرداختند. این نیروها به عنوان مریدان شیخ صفی، گروه گروه به خانقاه اردبیل می آمدند و در حضور شیخ صفی و بعدها جانشینان شیخ صفی، توبه و استغفار می کردند. بدین گونه تعداد بسیار زیاد مریدان، حکومت های وقت را نگران کرده بود و درصدد طرد و حذف صوفیان و شیوخ آنها بر آمدند. در مقابل صوفیان که به روش قبل و با مفصل بندی پیشین تصوف، که شامل نشانه های مذهبی و معنوی بود، نمی توانستند به مقابله پردازند، مریدان را به جنگ و خشونت و خونریزی تحریص کردند. پس در این مقطع زمانی نوعی جایگزینی نشانه ها در مفصل بندی گفتمان تصوف دیده می شود و تغییرات مذهبی به سیاسی شدن گفتمان مزبور از شیخ صفی تا شیخ حیدر (سال ۷۰۰ تا ۸۹۳ ق ) در متون آن دوره دیده می شود. این تحولات بر اساس نظریه لاکلا و موف و روش برجسته سازی و حاشیه رانی بررسی خواهد شد. لاکلا و موف نظریه ای پساساختگرایانه ارائه دادند که بر اساس آن همه پدیده های اجتماعی تحت تأثیر فرایند های گفتمانی شکل می گیرند.
مقدمه
در آغاز لازم است برخی مفاهیم نظریه گفتمان لاکلا و موف، به عنوان روش تحقیق مقاله حاضر، تبیین شود و سپس شرحی اجمالی از این روش یعنی روش برجسته سازی و حاشیه رانی ارائه گردد.
مفصل بندی وگفتمان
هر عملی که منجر به برقراری رابطه ای بین عناصر شود به نحوی که هویت این عناصر در نتیجه این عمل تعدیل و تعریف شود، مفصل بندی می نامند. کلیت ساخت مند حاصل از عمل مفصل بندی را گفتمان می نامند.
در واقع لاکلا و موف عقیده دارند که یک گفتمان حوزه ای است که مجموعه ای از نشانه ها در آن به صورت شبکه ای در می آیند و معنایشان در آنجا تثبیت می شود. معنای نشانه های درون یک گفتمان حول یک نقطه مرکزی به طور جزئی تثبیت می شود؛ از این رو یک گفتمان باعث تقلیل معانی احتمالی می شود و آن سعی دارد نشانه ها را در یک نظام معنایی یک دست قرار دهد.
لاکلا و موف در مورد هژمونیک شدن یک گفتمان ابتدا مفهوم هژمونی را با مفهوم نشانه ترکیب می کنند و از رابطه انعطاف پذیری میان دال و مدلول استفاده سیاسی کرده و به مفهوم هژمونی پیوند می دهند. به این گونه اگر مدلولی خاص به دالی نزدیک شود و در اجتماع بر سر معنای خاصی برای یک دال اجماع حاصل شود، آن دال هژمونیک می شود و با هژمونیک شدن دال های یک گفتمان، کل آن گفتمان به هژمونی دست می یابد. در واقع هژمونی با تثبیت معنا حاصل می شود. از این رو موفقیت طرح های سیاسی را به واسطه توانایی شان برای تثبیت نسبی معنا در بافتی مشخص و محدود می توان سنجید.
مفهوم مهم دیگر در نظریه گفتمان غیریت سازی است یعنی مبارزه بر سر خلق معنا؛ نزاع و تقابل در جامعه، نیروی پیش راننده آن است و هر گفتمانی با گفتمان های دیگر در حال نزاع است و سعی می کند واقعیت را آن گونه که خود می خواهد تعریف کند. پس نخستین گام در به کار گیری تحلیل گفتمانی لاکلا و موف شناسایی فضای تخاصم و غیریت سازی بین گفتمان های مختلف در جامعه است. در هر جامعه ای تعدادی از گفتمان ها در حال نزاع هستند که یکی از آنها خصلتی هژمونیک می یابد و دیگر گفتمان ها را سرکوب کرده و به حاشیه می راند.
روش برجسته سازی و حاشیه رانی به دو گونه سخت افزاری و نرم افزاری نمود پیدا می کنند. گونه سخت افزاری در عمل و رفتار ظاهر می شود و به سوژه رفتاری دوگانه می دهد. برجسته سازی سخت افزاری مانند گسترده کردن دایره اختیارات دوست است و حاشیه رانی سخت افزاری از قبیل حبس، قتل عام و محدود کردن دایره قدرت دشمن می تواند باشد؛ اما نرم افزاری در قالب زبان نمود پیدا می کند که باعث قطبی شدن متون می شود. قطب مثبت متن به ما و قطب منفی متن به آنها یا دشمن بر می گردد.
در این مقاله ابتدا تحلیلی گفتمانی بر اساس نظریه لاکلا و موف از دوره شیخ صفی تا شیخ حیدر (سال ۷۰۰ه تا ۸۹۳ ق) و سپس به روش برجسته سازی و حاشیه رانی برخی متن های مربوط به آن دوره تحلیل می شود.
شکل گیری گفتمان تصوف صفوی
شاید بتوان گفت از زمان رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم تا کنون تشیع و تسنن در فضای سیاسی ـ مذهبی جوامع اسلامی دو نیروی متقابل بنیادین و پیش راننده تحولات سیاسی و مذهبی بوده اند. این تحولات در ایران از یک طرف ریشه در سنت های اسلامی و از سوی دیگر ریشه در سنت های غیر اسلامی و ایرانی چون نگرش به سلطان به عنوان «سایه خدا بر زمین» داشته است.
زمینه ها و بنیادهای مؤثر در تأسیس دولت صفوی بیشتر از همه متأثر از تصوف بود که این تصوف با عرفان اسلامی که از بطن اسلام و قرآن و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه معصوم علیهم السلام می جوشد متفاوت است، بلکه این تصوف آمیزه ای از سنت های اسلامی و غیر اسلامی را شامل می شود. این نوع تصوف در شکل گیری دولت صفوی و زمینه سازی آن مؤثر و نقش عمده ای داشت. در این نوشته سیر تحول این نوع تصوف از شیخ صفی تا اواخر عمر حیدر که در آستانه شکل گیری دولت صفوی بود، مورد تحلیل گفتمانی قرار گرفته است؛ یعنی به تغییر و تحولات نظام معنایی تصوفی که از شیخ صفی تا شیخ حیدر شکل گرفته پرداخته می شود. گفتمان چنین تصوفی است که با شیخ صفی الدین شروع به رشد و تأثیرگذاری بر نقاط دور و نزدیک می کند و تا عصر شیخ حیدر که این گفتمان نظام معنایی جدیدی پیدا می کند ادامه می¬یابد. دال های مفصل بندی شده در این دو دوره، یعنی شیخ صفی تا آغاز حرکت جنید، را یک دوره می توان محسوب کرد که نشانه های متعدد و نو خلق می شود، اما تا حدود زیادی هنوز رنگ مذهبی و معنوی بودن مدلول آن دال ها حفظ شده است؛ شاید هم به سمت ساختار شکنی می روند، ولی هنوز به مرحله ساختارشکنی و جدایی دال از مدلول مذهبی اش نرسیده اند. از زمان جنید و بعد از او ظهور دال های نو با مدلول هایی کاملاً سیاسی دیده می شود و بسیاری از نشانه های پیشین از مفصل بندی گفتمان تصوف کم رنگ شد و تا حدودی به حاشیه رفتند و دال هایی جدید و کاملا سیاسی وارد مفصل بندی گفتمان تصوف شد. این تغییرات به حدی است که می توان گفتمان تصوف تا عصر جنید را تصوف مذهبی یاد کرد و بعد از آن را تصوف سیاسی نامید که نتیجه نهایی همین گفتمان تصوف سیاسی تأسیس دولت صفویه می شود. در آن موقع گفتمان مزبور به حالت هژمونی رسید و توانست برای مدتی نظام معنایی خود را تثبیت کند.
در زمان شیخ صفی که از سال ۷۰۰ ق ریاست خانقاه اردبیل را عهده دار شد، گفتمان های متعددی از جمله گفتمان تشیع و گفتمان تسنن در جامعه آن روز وجود داشتند؛ اما با توجه به شرایط سیاسی حاکم بعد از سقوط بغداد و پایان خلافت عباسی در ایران، تحولاتی در گفتمان های موجود در جامعه رخ داد. گفتمان تسنن نیز با دال مرکزی خلافت ساختارشکنی شده بود به طوری که بعد از خلافت عباسی که هژمونی گفتمان تسنن از بین رفت، بار دیگر نتوانستند این دال مرکزی (خلافت) را باز تعریف کنند و گفتمان مزبور را از حاشیه خارج نمایند؛ اما گفتمان رقیب (گفتمان تشیع) که تا آن موقع در حاشیه بود بعد از سقوط خلافت عباسی شرایط مناسبی برای برجسته کردن خود پیدا نمود. در واقع گفتمان تشیع اثناعشر بعد از خلافت عباسی به سمت هژمونیک شدن و تثبیت نظام معنایی خود پیش می رفت.
زمان شیخ صفی از هر دو گفتمان مزبور در میان مریدان شیخ صفی که فردی صوفی بود، دیده می شود. پس می توان گفت شرایط سیاسی حاکم بعد از حمله مغول و ظلم و کشتار و ویرانی منابع درآمد مردم و. .. نوعی خستگی و روحیه انزوا در مردم ایجاد کرد، به طوری که مردم به دنبال فرار از وضع موجود بودند یا به عبارتی نارضایتی از آن وضع بسیاری را به سوی خانقاه، زهد و ریاضت متمایل ساخت؛ ازاین رو تصوف گفتمانی شده بود با مرکزیت شیخ صفی که توانست گفتمان های متقابل و متخاصم را در کنار خود قرار دهد، به طوری که تعارضات آنها پوشیده ماند؛ یعنی فضای استعاری ایجاد شده باعث شد که همه آرمان های خود را در گفتمان تصوف با حضور فردی کاریزمایی چون شیخ صفی، جستجو نمایند. در این زمان صوفیان نوعی تصوف مذهبی را تبلیغ و دنبال می کردند و همین عدم سیاسی بودن آن عامل مهمی در جلب توجه مردم شده بود.
فضای استعاری گفتمان تصوف در عصر شیخ صفی در نمودار ذیل نشان داده می¬شود.
مفصل بندی تشیع اثناعشری و تسنن در فضای استعاری گفتمان تصوف سال ۷۰۰ ق (در عصر شیخ صفی)
در این مقاله، مجال بررسی و تحلیل مفصل بندی های فوق نیست؛ به طور مستقیم به بررسی گفتمان تصوف و تحولات آن تا درگذشت حیدر (۸۹۳ – ۷۰۰ ق) می پردازیم.
سیر تحول گفتمان تصوف معنوی به تصوف سیاسی
گفتمان تصوف در عصر شیخ صفی یک گفتمانی ظاهرا مذهبی و دینی صرف بود که از دال هایی چون مرید، مرشد، خانقاه، خرقه پوشی، سماع، زهد و ریاضت، توبه و استغفار، هدایت و ولایت مفصل بندی شده بود که در نمودار ذیل نشان داده شده است.
مفصل بندی گفتمان تصوف مذهبی از سال ۷۰۰ تا ۸۵۱ ق
این گفتمان توانست در داخل و خارج ایران به لحاظ معنوی هژمونی خود را به دست آورد به حدی که شیوخ صوفی در ایران مورد احترام پادشاهان و وزرای ایلخانی و غیرایلخانی قرار می گرفتند و موقوفاتی برای خانقاه وی معین می کردند؛ مانند اموال و موقوفاتی که رشیدالدین فضل الله، وزیر ایلخانی، طی نامه ای به شیخ صفی برای خانقاه قرارداد. رشیدالدین بعد از اظهار ارادت و درد فراق از شیخ صفی می خواهد برای شب میلاد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ضمن جشن، سماعی صوفیانه تدارک دهد و رشیدالدین را نیز دعا کند. این نوع برخورد مقام بالا و احترام خاص شیخ به سبب معنویت وی نزد حکام بود.
در خارج از ایران از جمله آناتولی مریدان متعددی به دیدار شیخ می آمدند و اموالی که به خانقاه می دادند باعث فزونی ثروت در خانقاه نیز شده بود و از آن اموال محرومان و فقرا مورد حمایت قرار می گرفتند. ازدیاد مریدان برای دیدار شیخ به حدی بود که هر روز بایستی پنج هزار گرده (نان مخصوص) برای افطار خلوت نشینان مهیا می کردند که به هر کدام یک نان برسد.
دال مرکزی گفتمان تصوف را می توان مرشد کل در نظر گرفت که دیگر دال ها حول دال مرکزی قرار می گرفتند. مرید یا شاگرد تسلیم محض مرشد یا استادش بود؛ هر چه او می گفت، مرید بدون چون و چرا عمل می کرد. در این مرحله از تصوف صفوی فقط معنویت و دستورهای معنوی صادر می شد و از طرف دیگر ذهنیت مورخ در آن فضای به وجود آمده شکل می گرفت به طوری که ابن بزاز در کتاب صفوهالصفا کرامات متعدد شیخ صفی را نوشته است که همین اشاره به فضای معنوی حاکم بر آن دوره دارد؛ در حالی که در نوشته های مربوط به دوره های بعدی به دوره جنید به ندرت از معنویت و کرامات شیخ صفی سخن گفته شده است، بلکه بیشتر به جنگ ها و قدرت نظامی شیوخ اشاره شده است؛ یعنی فضای مذهبی و معنوی قبل به فضایی نظامی و دنیوی مبدل گردیده بود.
پس نفوذ بسیار بالای شیوخ صفوی به ویژه شیخ صفی باعث ازدیاد مریدان آنها شد و همین نفوذ و جایگاه صوفیان بر مفصل بندی گفتمان تصوف تأثیرگذار بوده است. گفتمان تصوف مذهبی با دال ها فوق، فضای استعاری به وجود آورد که دور از نزاع های سیاسی بود؛ نوعی آرامش روحی و روانی را در خود نهفته داشت. علاوه بر این خصیصه، ویژگی مهم دیگر گفتمان مزبور، عدم برجسته کردن نشانه های جدالی دو گفتمان تشیع و تسنن بود؛ یعنی از یک طرف توجه زیادی به حضرت علیu داشتند و از طرف دیگر سب و لعن خلفای سه گانه را اجازه نمی دادند. این گروه صوفی صفوی خود را طرفدار هیچ فرقه یا مذهب خاصی نشان نمی دادند. مسائلی از این قبیل باعث شد که دو گفتمان تشیع و تسنن حول گفتمان تصوف قرار گیرند و بسیاری از شیعیان اهل تسنن جزء مریدان شیخ صفی شوند و بدون نزاع در کنار هم قرار گیرند و برای پیشبرد اهداف شیوخ صفوی حرکت کنند.
گفتمان تصوف تا زمانی که وارد مباحث سیاسی نشده بود، مفصل بندی آن حالت هژمونیک خود را حفظ کرد و قدرت جذب مردم در آن رو به فزونی بود. چون انسان فطرتاً خداجوست و هر گرایش یا هر چیزی که وی را به خدا نزدیک تر نماید، به سمت و سوی آن جذب می شود. در عصر شیخ صفی شخصیت کاریزمایی وی باعث مقبولیت و مشروعیت گفتمان تصوف در میان مردم، امرا و حکما شده بود. واژه کاریزما برای خصوصیت ویژه شخصیت یک فرد که به خاطر این ویژگی از افراد عادی جدا نگاشته می شود و به عنوان کسی که صاحب توانایی ها یا خصوصیات فوق طبیعی، فوق انسانی یا حداقل استثنایی باشد، به کار می رود. این ویژگی ها بدان گونه اند که قابل دسترسی برای افراد عادی نیستند، بلکه منشأ آنها الهی یا منحصر به فرد تلقی می شود و بر این اساس فرد مورد نظر رهبر تلقی می گردد.
پس همین شخصیت ویژه شیخ صفی باعث هژمونی گفتمان تصوف شده بود؛ به طوری که در متون آن عصر، به هیچ مخالفتی با شیخ صفی اشاره نشده است و حتی دولت های وقت برای خانقاه شیخ نذورات و هدایا می فرستادند. در واقع شیخ صفی یک فضای استعاری معنوی به وجود آورده بود که آرمان خداجویی و آرامش روحی انسان ها می توانست در آن محقق شود؛ اما بعد از شیخ صفی شرایط جامعه ایرانی به سمتی در حرکت بود که گفتمان تصوف چاره ای جز حرکت به سوی سیاسی شدن نداشت؛ یعنی ظلم و بی عدالتی در جامعه، قدرت های پراکنده در ایران و نزاع آنها، عدم وجود یک قدرت مقتدر مرکزی، قدرت طلبی حاکمان پراکنده و. .. حوزه فعالیت صفویان را با مشکل مواجه ساخت.
همین طور تعداد بی شمار صفویان صوفی، تهدیدی برای قدرت های پراکنده احساس می شد؛ به عبارتی همان غیریت سازی است. همان طور که لاکلا و موف می گوید، وجود خصومت و وابستگی ساختارهای گفتمانی به غیر همواره روابط اجتماعی را پیش بینی ناپذیر می سازد؛ پس هیچ گفتمان تام و هویت تثبیت شده ای موجود نیست و همواره غیریت، هویت ها و گفتمان ها را تهدید می کند. پس گفتمان تصوف مذهبی نیز همین طور است که گفتمان تثبیت شده به طور قطعی نیست، بلکه غیریت ها همواره از تثبیت قطعی آن جلوگیری می کنند؛ از این رو مفصل بندی تصوف و نشانه های آن در حال تغییر و تحول می باشند.
در زمان صدرالدین خصومت امیر چوپانی در آذربایجان با صوفیان آشکار شد و صدرالدین که جانشین شیخ صفی بود برای مدتی به زندان چوپانیان افتاد. از جانب دیگر حمله گرجیان به اردبیل و بردن در مسجد جامع اردبیل عامل دیگر برای تحرک سیاسی و نظامی صوفیان شد. شیخ صدرالدین و مریدانش با حمله به گرجیان در مسجد را بر گرداندند.
پس فشارهای بیرونی یا غیرهای داخلی و خارجی باعث حرکت صوفیان به سمت سیاسی شدن گشت. بناهای اولیه تغییر در مفصل بندی گفتمان تصوف با اضافه شدن دال های غزا و غازیان فراهم گردید. بعد از صدرالدین فرزندش خواجه علی، ارشاد مریدان را عهده دار شد. در زمان این فرد بنای اولیه یک نیروی نظامی طرح ریزی شد. به این گونه که اسرای رومی در دست تیمور، به واسطه خواجه علی آزاد شدند. آن اسرا جزء مریدان خواجه شدند که بعداً با عنوان نیروی نظامی قزلباش در رکاب سلطان جنید و حیدر به مبارزه پرداختند.
در عصر خواجه یک دال مهمی برای معنایابی به میدان آمده بود و آن دال مذهب حقه اثناعشری است که این دال در زمان شاه اسماعیل اول با رسمی شدن آن به حالت هژمونیک در آمد. ولی در زمان خواجه به مرور سعی می شود تا نظام معنایی این نشانه هژمونی شود. در واقع با به میدان آمدن این نشانه، صوفیان از حالت بی طرفی در قبال مذهب خاصی بیرون آمدند و نوعی برجسته سازی گفتمان تشیع اثناعشر در حال حرکت بود. از طرف دیگر تلاش برای حاشیه رانی تسنن در قالب طرفداری از تشیع بروز کرد.
در زمان ابراهیم، جانشین خواجه علی، دال خلیفه الخلفا تقویت شد که به نوعی معاون مرشد کل محسوب می شد و خلفای متعدد در بلاد مختلف با وی در ارتباط بودند. این فرد بر دیگر صوفیان نظارت داشت و آنها دستورهای وی را مانند دستورهای مرشد کل عمل می کردند.
اما در زمان جنید تحولات عمده و اساسی تری در گفتمان تصوف صورت گرفت و این گفتمان کاملاً جنبه سیاسی – نظامی به خود گرفت. نشانه های افزوده شده در این دوره بیشتر جنبه سیاسی دارند؛ مانند سلطنت صوری در کنار سلطنت معنوی، سلطان و. .. که اینها به مفصل بندی پیشین تصوف وارد شدند و در مقابل برخی دال های مذهبی چون زهد و ریاضت، گوشه نشینی (خلوت گزینی) و خرقه پوشی تا حدود زیادی به حاشیه رفتند و از گفتمان مزبور در حال طرد و حذف بودند. در مقابل دال های غزا و غازیان (جهاد و مجاهد)، کلاه دوازده ترک سرخ رنگ به همراه لباس رزم برجسته شدند؛ یعنی دال هایی که با سلطنت صوری و دینوی مغایرت داشت به حاشیه رانده شدند و دال های موافق با سلطنت دینوی جایگزین آنها گردیدند.
روش برجسته سازی و حاشیه رانی نرم افزاری و سخت افزاری روشی بود که نیروهای رقیب به کار می گرفتند. همان طور که امیر چوپانی با روش حاشیه رانی سخت افزاری سعی در طرد صوفیان داشت و صدرالدین را به زندان انداخت، در عصر جنید نیز جهانشاه قره قویونلو با به کار گیری ابزار حاشیه رانی سخت افزاری (اخراج صوفیان صفوی از اردبیل) سعی در حفظ و تثبیت قدرت خود داشت؛ ولی شیخ جنید به دشمن جهانشاه یعنی اوزون حسن آقایونلو پیوست؛ به عبارتی غیر داخلی و غیر خارجی قره قویونلو با هم متحد شدند و یک غیر خارجی قوی تر به وجود آوردند. از طرف دیگر جنید فرصت لازم برای گردآوری یک نیروی نظامی قوی پیدا کرد. به این نحو گفتمان تصوف از حالت معنوی و دینی بودن به حالت صوری و سیاسی مبدل شد که در نمودار ذیل مفصل بندی گفتمان جدید نشان داده شده است.
مفصل بندی گفتمان تصوف سیاسی از سال ۸۵۱ تا ۸۹۳
بعد از تحلیل کلان تحولات گفتمان تصوف از شیخ صفی تا شیخ حیدر بر طبق نظریه گفتمان لاکلا و موف، به تحلیل برخی متن های مهم که مورخان در آن زمان یا در عصر صفوی نوشته اند به روش برجسته سازی و حاشیه رانی می پردازیم. این روش در اساس سازوکاری زبانی بوده که بخش هایی از جمله یا متن را برجسته و بخش هایی را به حاشیه می رانند و به این گونه متون بین دو قطب مثبت (ما) و منفی (آنها) سامان می گیرند. این قطبیت متون حاصل ذهنیت سوژه است که سوژه ها، گروه های سیاسی و گفتمان ها برای هویت یابی نیاز به غیر یا دشمن دارند تا به واسطه ایجاد تمایز با او هویت یابند؛ اما این هویت یابی هیچ گاه به طور کامل شکل نمی گیرد، چون سوژه همواره در تعارض با غیر است.
پس این ضدیت سوژه ها، گروه ها و گفتمان ها باعث قطبی شدن ذهنیت، گفتار و رفتار سوژه ها می شود و نتیجه آنها واقعیت را بین قطب مثبت ما و قطب منفی آنها سامان می دهند که این قطبیت متون در محدوده زمانی سال ۷۰۰ تا ۸۹۳ ق بر روی نوشته های آن دوره ها نشان داده می شود.
تحلیل متون تاریخی
نزاع برای تعریف دال ها
گفتمان تصوف از زمان شیخ صفی تا کشته شدن حیدر تحولات خاصی را سپری کرد. ابتدا به صورت یک گفتمان مذهبی و دینی، گفتمان های متقابل و متعارض را در گفتمان خود گرد آورد؛ اما به مرور زمان، به دلایل غیرهای خارجی، دال های سیاسی برای پیشبرد اهداف گفتمان تصوف به مفصل بندی آن اضافه شد؛ از جمله دال های غزا و غازیان (جهاد و مجاهد). در زمان جنید دال های دیگری چون سلطان به جای شیخ و سلطنت صوری در کنار سلطان معنوی به فصل بندی فوق افزوده شد. در واقع گفتمان تصوف از حالت دینی و مذهبی صرف، خارج شد و با ورود دال های جدید یک گفتمان سیاسی با مسلک صوفی گری به وجود آمد که می توان آن را تصوف سیاسی نامید.
برجسته سازی و حاشیه رانی شیوه ای برای حفظ و استمرار قدرت از طریق مبارزه برای تثبیت معنای دال های شناور است. گفتمان ها برای هژمونیک شدن به تولید معنا می پردازند و با به کار گیری ابزار های انضباط و انقیاد، دشمن را حذف و طرد می سازند. در حقیقت گفتمان ها به کمک سخت افزارها و نرم افزارها برای ساختار شکنی دال مرکزی گفتمان رقیب و طرد آن، در مقابل برجسته و هژمونیک کردن خود، تلاش می کنند. این عمل با تأثیرگذاری بر ذهن سوژه ها، تولید اجماع و تعریف نشانه ها به شیوه های خاص صورت می گیرد و در نتیجه آن، مدلول خاصی به دال مرکزی گفتمان می چسبد و آن را هژمونیک می کند. دال مرکزی گفتمان رقیب از مدلولش جدا می شود که حاصلش ساختارشکنی گفتمان رقیب است. در واقع به واسطه برجسته سازی و حاشیه رانی گفتمان با تولید اجماع، هژمونی خود و ساختارشکنی رقیب را طبیعی و مطابق با عقل سلیم جلوه می دهند و چهره قدرت را از نظرها پنهان می کنند.
گفتمان ها از ابزارهای برجسته سازی و حاشیه رانی هنگام نزاع برای تعریف دال های شناور بهره می گیرند که آن ها در متون تاریخی، نامه ها و هر جایی که از زبان استفاده می شود، نمود پیدا می کنند. هر کدام از گفتمان ها سعی می کند تفسیری متفاوت از آن دال ها ارائه دهد؛ از این رو بعد از تغییر و تحول تصوف به سمت سیاسی شدن نزاع بر سر دال ها شروع شد. دال های عزا (جاهد)، غازیان، سلطنت، خانقاه، مذهب، شیخ و. .. نمونه هایی از دال های شناورند. هر کدام از گروه های متخاصم سعی می کند مدلولی متناسب با اهداف خود را برای دال های شناور فوق بیان کند و آن دال را باز تعریف نماید. حال باید دید این نشانه ها چگونه گفتار صفویان را آن گونه که در متون تاریخی وابسته به آنها نمود پیدا کرده است تحت تأثیر خود قرار می داد و به آن شکل می داد.
خواندمیر می نویسد:
نوبتی از ولایات عراقین و آذربایجان و روم و دیار بکر و شروان از باب ارادت آن مقدار کس به بقعه امامت و کرامت آمدندکه تمامی مساجد و معابد اردبیل و توابع از ایشان پر گشت و آن جماعت به ارشاد حضرت شیخ (قدس سره) در خلوت نشسته. …
وزیر ایلخانی رشیدالدین فضل الله همدانی در مکتوب ۴۵ به شیخ صفی چنین نوشته است:
در این وقت به جهت خانقاه مخدومی که مطرح انوار هدایت و مظهر اسرار ولایت است اندک وجهی بر ولایت مذکور رفته، تا در لیله المیلاد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم سماطی سازند و اعیان جمهور و صدور اردبیل حاضر گردانند و سماعی صوفیانه بفرمایند و عندالفراغ این درویش دلریش را به دعای خیر یاد کنند و. …
متن های دیگری در مورد صدرالدین که از همان قلت سنی، کفش مریدان حقیقی و غیر حقیقی پدرش را جدا می کرد، و یا توجه تیمور به خواجه علی و آزادی اسرای رومی به احترام مقام معنوی خواجه وجود دارد؛ که امکان اشاره به آنها در اینجا نیست؛ اما در دو متن فوق برخی نشانه های تصوف برجسته شده است؛ از جمله شیخ صفی، خلوت نشینی، خانقاه، هدایت و ولایت، امامت، سماع صوفیانه، مریدان و دعا. دال های مزبور در جهت قطب مثبت متن بیان شده اند. در واقع شیخ صفی را شخ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 