پاورپوینت کامل گفت‌وگو; اگر هزاران بار دیگر متولد شوم باز هم به سراغ شعر کودک می‌روم ۳۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
5 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل گفت‌وگو; اگر هزاران بار دیگر متولد شوم باز هم به سراغ شعر کودک می‌روم ۳۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل گفت‌وگو; اگر هزاران بار دیگر متولد شوم باز هم به سراغ شعر کودک می‌روم ۳۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل گفت‌وگو; اگر هزاران بار دیگر متولد شوم باز هم به سراغ شعر کودک می‌روم ۳۷ اسلاید در PowerPoint :

>

گفت‌وگو با رودابه حمزه‌ای

خانم رودابه حمزه‌ای زمانی شاعر کودکان شد که خرید کتاب‌های شعر موجود، آن‌چنان که باید و شاید دختر کوچکش را مجذوب نمی‌کند. بنابراین تصمیم گرفت خود اقدام به نوشتن کتاب برای کودکش کند. بعد از مدتی به پیشنهاد همسرش یکی از این کتاب‌های شعر کودک را به چاپ رساند تا علاوه بر دخترش تمامی کودکان ایران از آن بهره‌مند شوند. دو کتاب «کلبه‌ی کوچک شاپرک‌ها» و «مجموعه‌ای از مهربانی‌ها» در یک سال به چاپ رسید و جداگانه برنده‌ی کتاب سال شد.

این یک شروع موفقیت‌آمیز برای فعالیت فرهنگی و هنری خانم حمزه‌ای در ارتباط با کودک بود. از آن پس ایشان همکاری خود را با مجلات مختلف و صدا و سیما در همین زمینه ادامه داد.

در کنار فعالیت در صدا و سیما و نشریات مختلف، همکاری در ارائه‌ی کاست‌های شعر و موسیقی کودک از دیگر فعالیت‌های خانم حمزه‌ای است.

نام برخی از کتاب‌ها:

کلبه‌ی کوچک شاپرک‌ها، انتشارات سروش

خیال صورتی، انتشارات حوزه‌ی هنری

مجموعه‌ای از مهربانی، انتشارات حوزه‌ی هنری

شاپرک میوه‌ی آسمان است، انتشارات نیستان

راز رشید، انتشارات سوره‌ی مهر

از انار تا خدا، انتشارات آستان قدس رضوی

خانم حمزه‌ای! کودکی و نوجوانی شما چه حال و هوایی داشت؟ آن دوران بر شما چگونه گذشت؟

دوران کودکی من هم مثل خیلی از بچه‌های دیگر با آرامش فکری و آسایش زندگی دسته‌جمعی در کنار خانواده و فامیل نزدیک گذشت. این دوران طلایی، اگر به طور معمول و بدون آسیب‌ها و فشارهای روحی – روانی سپری شود، بهترین دوران زندگی است؛ چون در سنین کودکی، بچه‌ها نه از آینده نگرانی دارند و نه گذشته‌ای که خاطرات خوب و بد آن در زندگی‌شان تأثیر بگذارد؛ اما بحث دوران نوجوانی متفاوت است. به نظر من سنین نوجوانی برعکس کودکی، سن شناخت خود و محیط اطراف است. سن قضاوت روی افراد، عمل‌کرد آن‌ها و پیروی از الگوی مورد علاقه است. برعکس دوران کودکی، در سن نوجوانی از روحیه‌ی حساس و شیشه‌ای برخوردار بودم و با کوچک‌ترین مسئله‌ای بغض می‌کردم و از عمل‌کرد دوستان و اطرافیانم ضربه می‌خوردم، و فکر می‌کنم که عاطفه‌ی اصلی انسان در این دوره‌ی سنی کامل می‌شود.

از پیوند خود با کتاب و کتاب‌خوانی بگویید. کتاب و کتاب‌خوانی چه‌قدر در زندگی شما نقش داشت؟

بسیار زیاد. من به کتاب خواندن علاقه‌ی بسیاری داشتم و هنوز هم بهترین سرگرمی من مطالعه است.

زمانی که خودتان کودک بودید، از خواندن چه نوع کتاب‌ها یا شعرهایی لذت می‌بردید؟

در دوران کودکی کتاب‌های شعری از «محمود کیانوش» می‌خواندم و از خواندن اشعار آن لذت می‌بردم؛ اما در دوران نوجوانی کتاب‌های رمان و اشعار بزرگانی مثل حافظ، مولوی و حمید مصدق را مطالعه می‌کردم.

لطفاً نام تأثیرگذارترین کتاب‌هایی را که در کودکی خوانده‌اید، برای ما بگویید.

در کودکی طرف‌دار کتاب‌های کانون پرورش فکری بودم. در کتاب‌خانه‌ی کانون (شعبه‌ی پارک شفق) عضو بودم. مشتاقانه به کتاب‌خانه می‌رفتم و در فضای آرام آن‌جا، بدون توجه به گذر زمان چندین جلد از کتاب‌های مورد علاقه‌ام را می‌خواندم و از خواندن همه‌ی آن‌ها لذت می‌بردم. البته به سری کتاب‌های آستریکس و تن تن هم

بسیار علاقه‌مند بودم که دائم از کتاب‌فروشی محل، سراغ عناوین جدید آن‌ها را می‌گرفتم.

چه خاطره‌ی درخشان و زنده‌ای از دوران نوجوانی خود به یاد دارید؟

خاطره‌ام مربوط می‌شود به دورانی که پدرم متوجه حافظه‌ی قوی من در حفظ شعر شدند و شبی که اتفاقاً کتاب جدیدی برای خواندن نداشتم، دیوان شعر حضرت مولانا را به من هدیه کردند و من قول دادم که همه‌ی اشعار آن را در ذهنم حفظ کنم.

اگرچه بعضی از کنایات و استعاره‌های شعر را درک نمی‌کردم؛ ولی از خواندن و حفظ آن اشعار زیبا و معنوی کلی لذت می‌بردم.

دوران کودکی و نوجوانی شما چه تفاوت‌هایی با دوران کودکی و نوجوانیِ کودکان و نوجوانان امروز داشت؟

ما با بازی و ورزش جسم‌مان را تقویت می‌کردیم و با مطالعه، روح‌مان را. بچه‌های امروزه متأسفانه نه از تحرک جسمی مناسب برخوردارند نه به مطالعه علاقه‌ی چندانی دارند، چون سرگرمی‌های الکترونیکی انتخاب اول بیش‌تر بچه‌هاست؛ البته بچه‌های کتاب‌خوان هم کم نیستند؛ و اگر در آینده این بچه‌ها به موفقیت‌های بیش‌تری دست پیدا کنند حق‌شان است، چون انتخاب‌شان اصولی‌تر بوده است.

چه شد که به دنیای نویسندگی و شاعری پیوند خوردید؟

حقیقتاً در سنین کودکی و نوجوانی از نوشتن بیزار بودم و همیشه از بابت مشق‌های ننوشته و تمرین‌های حل‌نکرده در مدرسه تنبیه می‌شدم. فکرش را هم نمی‌کردم که در بزرگ‌سالی این‌قدر از نوشتن لذت ببرم و بهترین تفریحم نوشتن و نزدیک‌ترین دوستانم کاغذ و روان‌نویس باشد. البته همان‌گونه که اشاره کردم بسیار اهل مطالعه بودم. وقتی شما در ظرفی آب زیادی بریزید، ظرف پر می‌شود و اضافی آن لبریز می‌شود. ادبیات هم به این صورت است. وقتی مطالعه زیاد باشد معلومات هم زیاد می‌شود و انسان حرفی برای گفتن دارد. این حرف‌ها به صورت شعر یا قصه یا مقاله و گزارش، از ذهن انسان جاری می‌شود. البته نباید از نقش علاقه و استعداد ذاتی غافل شد.

اولین بار که شعر سرودید، چه احساسی داشتید؟

سیزده ساله بودم که اولین شعرم را سرودم. حسی بسیار زیبا درون خود داشتم و احساس شرم و خجالت از این‌که جسارت کرده‌ام، چون شاعری را لباسی به قد و قواره‌ی خود نمی‌دیدم و به همین دلیل اشعارم را حتی برای نزدیک‌ترین افراد خانواده‌ام نمی‌خواندم. با این‌که مادرم شعر می‌سرودند و اشعارشان را در مجلات چاپ می‌کردند، هیچ وقت به خودم اجازه ندادم که سرودنم را حتی در خانواده مطرح کنم.

در دنیای واقعی آن‌چه که شما را به سرودن وامی‌دارد، چیست؟ چیزی که شما را بر

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.