پاورپوینت کامل هزارتوی فامیل ما ۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل هزارتوی فامیل ما ۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل هزارتوی فامیل ما ۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل هزارتوی فامیل ما ۲۰ اسلاید در PowerPoint :

>

عید نوروز که می‌شد، مامان و بابا هم، ساز وطن-وطن کوک می‌‌کردند. چمدان بسته می‌شد و راهی سفر می‌شدیم. مقصد هم معمولاً شهرستان فردوس بود. بابا طوری برنامه‌ریزی می‌کرد که ما پیش از عید، فردوس باشیم؛ برای همین من تا سال‌های نوجوانی با پدیده‌ی چهارشنبه‌سوری به صورت اجرای زنده روبه‌رو نشده بودم!

همه‌ی آن‌چه از این روز «خیزش ملی بر آتش» می‌دانستم، محدود به تصاویر «آدم‌سوزی» بود که چند هفته قبل از پایان سال، دو شبکه‌ی ملی آن زمان پخش می‌کرد و این هشدار که وسط برنامه‌ی کودک یکهو می‌آمد: «بچه‌ها مواظب باشید!»

بافت جنوب خراسان و خصوصاً فردوس و روستای آباواجدادی من اِرسک – حالا شهر شده است- آن‌قدر مذهبی و سنتی بود که اگر صدای ترقه و به قول بچه‌های مشهد دارتی! هم بلند می‌شد، مربوط به شهری‌هایی مانند من بود که به خاطر حس نوستالژی پدر و مادرشان، عید آمده بودند اِرسک؛ ما بچه‌شهری‌هایی که هرکدام‌مان از یک نقطه‌ی ایران، عیدنوروز مهمان روستا می‌شدیم و برای اهالی روستا مثل زامبی‌هایی بودیم که از لحظه‌ی ورود تا سیزده‌به‌در، منتظر بودند زودتر شرّمان را از سر روستا کم کنیم. لباس‌های ما که همه نونوار بود، با بچه‌های روستا زمین تا آسمان فرق داشت. برای آن‌ها ما دختر و پسر شهری، مظاهر تمدن غرب بودیم. عجیب بود که بچه‌های تهران را می‌شد از روی مدل لباس‌شان از بچه‌‌های مشهد تفکیک کرد! برنامه‌های تلویزیون از یک شبکه، آن‌هم با مکافات زیاد قابل دیدن بود. همه‌ی خانه‌ها تلویزیون نداشتند. پدربزرگ‌ها معمولاً رادیوهای قُوّه‌خور(باطری‌دار) داشتند و شب‌ها صدای رادیو از همه‌ی خانه‌ها شنیده می‌شد.

توپ سال تحویل که شلیک می‌شد و همه از پای سفره‌ی هفت‌سین بلند می‌شدند، سرکشی به تمام خانه‌ها شروع می‌شد. بعد از خانه‌ی بزرگ فامیل همه به خانواده‌ی شهدا سرمی‌زدند. «ارسک» به نسبت جمعیتش بیش‌ترین شهید، جانباز و اسیر را در میان روستاهای ایران در جنگ تحمیلی داده بود. کوچه‌ای نبود که خانه‌ی شهیدی در آن نباشد. سردرِ خانه‌ی شهدا هم تابلوی آبی‌رنگی بود که روی آن با خط سفید این جمله نوشته شده بود: «پیامبراکرم: بالاتر از هر نیکی، نیکوتری هست؛ مگر شهادت در راه خداوند.» و زیرش هم اسم شهید با خط قرمز نوشته شده بود.

هنوز هم با شنیدن نام شهید و شهادت، اولین چیزی که از ذهنم می‌گذرد، همین ترجمه‌ی آشفته از نظر دستور زبان فارسی است؛ جمله‌ای که همیشه روی معنی نیکی نیکوتریِ آن می‌ماندم و معنی‌اش را متوجه نمی‌شدم. بعد از خانه‌ی شهدا به قبرستان که به آن بهشت جواد می‌گفتند، می‌رفتیم و از اهل قبور قدیمی و شهدای تازه احوال‌پرسی می‌کردیم.

بعد از دیدار خانواده‌ی شهدا و اهل قبور، نوبت به حل معمای هیجان‌انگیز سالانه می‌رسید. اول باید یک باور قومی- قبیله‌ای را که سخت در میان فامیل به آن پای‌بند هستند بیان کنم؛ باوری که پشت به پشت از نسلی به نسل بعدی منتقل شده و روزبه‌روز به اعتقاد بر آن افزوده شده است:

برای ازدواج تا وقتی آشنا هست، چه حاجت به غریبه!

و همین باور به ظاهر ساده، باعث ایجاد پیچیده‌ترین معماهای خانوادگی شده است ک

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.