پاورپوینت کامل هیزم تر ۱۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل هیزم تر ۱۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل هیزم تر ۱۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل هیزم تر ۱۲ اسلاید در PowerPoint :
>
پاورپوینت کامل هیزم تر ۱۲ اسلاید در PowerPoint دیشب خاله نرگس و خانوادهاش آمده بودند خانهی ما. پیش از شام، حسابی با دخترخالههایم بازی کردم. بهاره یک سال از من بزرگتر است و شراره هم دو سال از من کوچکتر. خلاصه کلی توی حیاط بازی کردیم. شام را که خوردیم از خستگی هر کدام افتادیم گوشهای. شراره نشست پای تلویزیون. من و بهاره هم کنار مامان و خاله نشستیم تا شاید مثل همیشه از گذشته و خاطرات گذشته صحبت کنند؛ اما آن شب صحبت از سختی کار معلمی و سر و کلهزدن با دانشآموزان بود. آخر مادرم مدیر مدرسهی دخترانه است. مادرم میگفت: «خدایی، مدیر بودن خیلی سختتر از معلمیه؛ هم باید با سیصد تا دختر سر و کله بزنی، هم با معلمهایی که هر کدام یک اخلاق و سلیقه دارند.» بعد از این حرف مامان، بهاره به صدا درآمد و گفت: «خالهجون، ما یه معلم ریاضی داریم. نمیدونی! بچهها اصلاً اصلاً دوستش ندارن. نمیدونم چرا با من لج کرده و هر جلسه از من میپرسه. میخواد یه جوری منو اذیت کنه.» مامان گفت: «نه بهارهجون، اینجوریها هم که تو میگی نیست. معلم که بد شاگرداش رو نمیخواد. اگر هر روز از تو میپرسه، خوب میخواد درستو بلد باشی.» بهاره که حالا عصبانی به نظر میرسید رو به مادرش کرد و گفت: «مامان! اصلاً شما باید فردا بیایید مدرسه با خانم مدیر ما صحبت کنید. بهش بگید با این معلم ریاضی حرف بزنه. بگید از جون من چی میخواد.» مادرم گفت: «ببین خواهر! نگفتم مدیر بودن چهقدر سخته. اینم میگه بریم پیش مدیر.» بعد همه زدیم زیر خنده. بهاره که سعی میکرد قیافهاش را جدی نشان بدهد ادامه داد: «ولی من جدی میگم مامان. فردا باید بیای مدرسه تکلیف این معلم ریاضی رو روشن کنی.» مادرم که دید قضیه دارد جدی میشود و بهاره هم دست بردار نیست، گفت: «تکلیف معلم ریاضی شما هم روشنه. بهش بگین دو دور از روی درس حسنک کجایی بنویسه، تا بعد… تازه بهارهجون، مگر این معل
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 