پاورپوینت کامل از ریش به سبیل پیوند زدن ۱۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل از ریش به سبیل پیوند زدن ۱۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل از ریش به سبیل پیوند زدن ۱۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل از ریش به سبیل پیوند زدن ۱۲ اسلاید در PowerPoint :
>
یک قصه، یک ضربالمثل
پاورپوینت کامل از ریش به سبیل پیوند زدن ۱۲ اسلاید در PowerPoint
ایرج اورمزد
کامران میرزای قاجار، یکی از فرزندان ناصرالدین شاه بود. زمانی که شاه قاجار در تهران نبود و یا به سفرهای خارجی میرفت، او به جای پدر مینشست. کامران میرزا هنگامی که حاکم تهران بود، اشخاصی را به عنوان «نایب» در اختیار داشت و به عنوان مأموران اجرایی از آنان استفاده میکرد. این افراد برای اینکه بهتر بتوانند توجه کامران میرزا را به خودشان جلب کنند و زهرچشمی هم از مردم بگیرند، خود را به شکل و قیافههای خاصی در میآوردند. در میان نایبها، فردی به نام «نایب غلام» بود که با هیکلی درشت، سینهای پهن، ریش مشکی پرپشت و سبیل کلفت بیش از دیگران توجه کامران میرزا را به خود جلب میکرد؛ ولی نایب غلام در آن ایام یک عیب بزرگ پیدا کرده بود و به خاطر بیماری پوستی یک طرف سبیلش را از دست داده بود و فقط در طرف دیگر، سبیل داشت و از این بابت بسیار رنج میبرد.
روزی کامران میرزای قاجار در حال عبور از مقابل صف نایبان دارالحکومه، چشمش به سبیل یک تایی «نایب غلام» افتاد، بیاختیار خندهاش گرفت و گفت: «نایب غلام! آن یک تای سبیل خود را کجا گذاشتی؟»
از این سخن همه خندیدند. نایب غلام با ناراحتی زیاد بدون معطلی خود را به آرایشگاهی رساند و با تهدید از او خواست آن طرف سبیلش را که اصلاً مو نداشت، فوری پر کند. آرایشگر از این درخواست نایب غلام تعجب کرد و گفت: «قربان! چنین کاری آن هم در این فرصت کوتاه اصلاً امکان ندارد. متأسفم! نمیتوانم کاری برای شما بکنم.»
نایب غلام با شنیدن این کلام، خنجری از کمرش بیرون آورد و گفت: «یا برای من یک تای سبیل تهیه میکنی و یا شکمت را با این، سفره خواهم کرد.»
سلمانی بیچاره از شدت ترس به گریه افتاد. نمیدانست چهکار باید انجام دهد؛ چون او در واقع یک
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 