پاورپوینت کامل بیداری اسلامی در اشعار محمد اقبال لاهوری ۹۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بیداری اسلامی در اشعار محمد اقبال لاهوری ۹۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بیداری اسلامی در اشعار محمد اقبال لاهوری ۹۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بیداری اسلامی در اشعار محمد اقبال لاهوری ۹۸ اسلاید در PowerPoint :

>

« محمد حسن اخلاقی – دانشجوی دکترای قرآن و علوم اجتماعی جامعه المصطفی العالمیه »

مقدمه:

علامه دکتر محمد اقبال لاهوری یکی از اندیشمندان و متفکرین نامدار اسلامی متعلق به قرن بیستم میلادی میباشد. افکار و اندیشه های وی در خصوص مسلمانان و کشورهای اسلامی که می توان گفت به طور غیرمستقیم متأثر از سید جمال الدین بوده است، تأثیر به سزایی بر اندیشه ها و تفکرات مسلمانان و جوامع اسلامی داشت.

اقبال در مدت اقامت سه سالهی خود در اروپا و تحصیل در آنجا، پیشرفت و توسعجوامع غربی را نظاره گر بود و به جای آنکه مانند بسیاری از مسلمانان که به اروپا سفر می کنند، مجذوب و مقهور فرهنگ و تمدن غرب شود، به شدت به دنبال راه حل جهت برون رفت جوامع مسلمان از وضعی که در آن زمان گرفتار آن بودند، برآمد. اقبال در این خصوص میگوید:

گرچه دارد شیوه های رنگ رنگ

من بجز عبرت نگیرم از فرنگ

ای به تقلیدش اسیر آزاد شو

دامن قرآن بگیر آزاد شو

(کلیات اشعار فارسی اقبال، ۱۳۶۶، ص۳۱۱)

مهمترین راهکار اقبال در این راستا استقلالطلبی و ایجاد یکپارچگی میان مسلمانان بود، به عبارت دیگر راهکار اساسی ایشان ایدهی تشکیل امت واحده بود.

اقبال با توجه به پویایی و تحرکی که در متن آموزههای اجتماعی اسلام میدید، معتقد بود که با بهره گیری از روح تعلیمات اسلامی، مسلمانان امروز می توانند به رفع دشواری های سیاسی و اجتماعی ملتهای مسلمان نائل شوند. او معتقد بود که به دلیل اعمال سیاستهای استعماری و تفرقه اندازی میان ملتها و مذاهب اسلامی از سوی دشمنان اسلام، مسلمانان، خود را در چنگال اسارت استعمارگران غربی خوار و ذلیل و بی هویت ساختهاند. اقبال معتقد بود که مسلمانان با تمسک به قرآن و سنت رسول خدا(ص) و همچنین بازگشت به گذشتپر افتخار خود، توان بازسازی فرهنگ و تمدن نوین اسلامی را دارند.

تحقیق حاضر در صدد بیان اندیشه ها و دیدگاه های اجتماعی اقبال در موارد مشخصی همچون: خیزش و بیداری مسلمانان، یکپارچگی و همبستگی مسلمانان، تجدید بنای اندیشه و تفکر اسلامی و کار و کوشش جمعی میباشد، بستر اصلی تحقیق را نیز کلیات اشعار اقبال قرار داده ایم.

۱- زندگی ناماقبال

۱- ۱ تولد

در خانکوچک و یک طبقه و در یکی از اطاق های تیره و تار، در شعاع نور ضعیف شمع، شیخ نورمحمد، صاحب فرزندی زیبا گردید. فرزندی که با جذبخویش توجه خانواده را به خود جلب کرد. نورمحمد چهل ساله، نوزاد تازه متولد را«محمد اقبال»نامید.

تاریخ تولد اقبال به صورت دقیق مشخص نیست، بعضی تولد ایشان را ۲۲ فوریه۱۸۷۳م. و بعضی۲۹ دسامبر۱۸۷۳م. و بعضی ۹ نوامبر ۱۸۷۷م. دانستهاند. (جاوید اقبال، ۱۳۷۲، ج۱، ص۶۲) اما آنچه دقیق تر به نظر میرسد و به صواب نزدیک تر است و با گفتهی خود اقبال، سخنان بزرگان و افراد معتبر از خانواداقبال تناسب دارد و با کارنامتحصیلی ایشان نیز مطابقت دارد، سوم ذی القعده۱۲۹۴هجری قمری مطابق با نهم نوامبر۱۸۷۷ میلادی میباشد. (جاوید اقبال، ۱۳۷۲، ج۱، ص۷۹)

۲- ۱- تحصیلات

پدر اقبال مردی متدین بود و همیشه آرزو داشت که پسرش فقط آموزش های دینی ببیند. از همین روی اقبال چهار و نیم ساله، به محضر درس «مولانا غلام حسن» قدم گذاشت و در مسجد شروع به آموختن قرآن کریم نمود. یک روز به طور اتفاقی استاد، اقبال را در حال آموزش قرآن دید. قیافمعصوم و فراخی پیشانی این کودک وی را بسیار تحت تأثیر قرار داد به نحوی که پرسید این فرزند کیست؟ به سبب آشنایی و مراودقبلی او با پدر اقبال، مولانا سید میرحسن از شیخ نورمحمد خواست که علاوه بر آموزش های دینی، فرزندش را با آموزش های علوم جدید نیز آشنا کند. شیخ نورمحمد پس از مدتی تأمل به این امر رضایت داد و اقبال در جوار منزل پدری اش نزد سیدمیرحسن، آموختن ادبیاتِ اردو، فارسی و عربی را آغاز نمود. (جاوید اقبال، ۱۳۷۲، ج۱، ص۸۲)

این دوره با توجه به هوش و زیرکی اقبال سه سال طول کشید. پس از این آموزش ها و با توصیسید میرحسن، شیخ نورمحمد فرزندش را در مدرساسکاتلندی ثبت نام کرد. (جاوید اقبال، ۱۳۷۲، ج۱، ص۸۳)

در سال ۱۸۹۵م اقبال موفق شد که به کالج دولتی لاهور راه یابد. (جاوید اقبال، ۱۳۷۲، ج۱، ص۱۱۵) اقبال علاوه بر اینکه دروس فلسفه و انگلیسی را در دانشگاه دولتی می آموخت، در کنار آن مضامینی همچون زبان و ادبیات عرب را در دانشکدشرقی که در آن زمان در ساختمان دانشگاه دولتی مستقر بود، آموزش می دید.

در ۱۸۹۶م اقبال مدرک لیسانس را با مضامین عربی و انگلیسی با کسب درجممتاز به دست آورد و نظر به اینکه به فلسفه علاقمند بود، در مقطع فوق لیسانس در رشتفلسفه ثبت نام کرد و در سال ۱۸۹۹م علاوه بر اینکه موفق به پشت سرگذاشتن این مرحله شد، در تمام پنجاب در رشتفلسفه مقام اول را کسب کرده و جائز کاپ نقره ای را به خود اختصاص داد. (جاوید اقبال، ۱۳۷۲، ج۱، ص۱۱۸ و ۱۱۹)

در اثنای تحصیل در رشتفلسفه وی به دانشکدحقوق لاهور نیز می رفت، اما در امتحان ورودی آن مردود شد. آنها وی را جهت اداماین رشته نپذیرفتند. بالاخره این خواستاو در لندن اجابت شد و در سال ۱۹۰۴م وی لاهور را به مقصد انگلستان ترک کرد.

اقبال پس از اتمام دکتری در رشتفلسفه در دانشگاه مونیخ و اخذ گواهی وکالت از دانشگاه لندن، در ژوئی۱۹۰۸م به کشور خود بازگشت و در دهلی با شکوه فراوان مورد استقبال دوستان و علاقمندان خود قرار گرفت. وی در لاهور ساکن شد و شغل وکالت را برای کمک به هم نوعان خود برگزید و در کنار آن به تدریس فلسفه در دانشکددولتی پرداخت.

۳- ۱- درگذشت

اقبال دراثر بیماری در سال ۱۹۳۴م دست از کار وکالت کشید. او مبتلا به گرفتگی صدا، سنگ کلیه و بیماری قلب بود. اقبال در سپیده دم ۲۱ آوریل ۱۹۳۸م چشم از جهان فرو بست. پس از انتشار خبر مرگ وی سرتاسر هند تعطیل شد و جسد او با شکوه تمام در کنار مسجد شاهی لاهور به خاک سپرده شد. (جاوید اقبال، ج۲، ص ۸۸۶۸۸۷؛ چراغ لاله، ۱۳۸۲، ص ۱۹۲۶)

۲- آثار اقبال

الف: آثار منثور

۱- علم الاقتصاد (به زبان اردو)؛ سیر فلسفه در ایران (رسالدکتری)؛ احیای تفکر دینی در اسلام

ب: آثار منظوم

از علامه اقبال آثار فراوانی به یادگار مانده است از جمله اسرار خودی (فارسی)؛ رموز بیخودی (فارسی)؛ پیام مشرق (فارسی)؛ بانگ درا (اردو)؛ زبور عجم (فارسی)؛ جاویدنامه (فارسی)؛ مسافر (فارسی)؛ بال جبرئیل (شاهکار ادبی اقبال به زبان اردو)؛ پس چه باید کرد ای اقوام شرق (فارسی)؛ ضرب کلیم (اردو)؛ ارمغان حجاز (فارسی)

۳- اندیشه های اجتماعی اقبال

اقبال لاهوری، اندیشمندی بود که دردهای کهنه و زخم های ناسور جوامع اسلامی را خوب درک می کرد؛ چه اینکه درک و احساس دردهایی اجتماعی اولین قدمی است که انسان در صدد بر طرف کردن آن است:

طبیب عشق مسیحا دم است و مشفق لیک / چو درد در تو نبیند که را دوا بکند

(کلیات اشعار فارسی اقبال، ۱۳۷۲، ص۴۱۰و۴۱۱)

این دردها و عقب ماندگی های مسلمانان در اشعار اردو و فارسی این متفکر مبارز اسلامی هویداست. وی مسلمانان را به این مشکلات که گریبان گیر آنان است آگاهی می دهد و از ایشان می خواهد جهت حل این مشکلات و برون رفت از این وضعیت، به جای سستی، رخوت، تقلید و پذیرش سلطاستعمارگران، به تلاش، کوشش، علم آموزی و نوآوری روی بیاورند.

اصلاحاتی که اقبال به دنبال آن بود وسیع و همه جانبه بود و همحوزه ها اعم از دینی، تربیتی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را شامل می شد. تفکر اصلاحی اقبال مبتنی بر «فلسفخودی» بود.

اقبال با موشکافی های فراوان در تاریخ تفکر اسلامی متوجه این نکته شده بود و می گفت تا وقتی که محصول کلام اسلامی جبر، و محصول عرفان و ادبیات، سکر و سستی و محصول فقه و قرائت، تقلید و پیروی صرف باشد، به طور طبیعی سرنوشت انسان و امت اسلامی همان خواهد شد که در سه قرن اخیر بدان دچار آمده اند و تا زمانیکه این علتها پابرجا هستند، انتظار بهبودی بیهوده است.

از طرفی او این نکته را نیز دریافته بود که تمدن جدید، مایه و گوهر خویش را از آزادی فرد، به دست آورده است. اما این آزادی با توجه به اینکه انسان را در انحصار مادیت قرار داده به ضد خود منجر شده است.

انسان امروز به جای استفاده از آزادی و معنوی ساختن زندگی خود، در بدترین زندان خودخواسته و خودساخته گرفتار آمده است (چراغ لاله، ۱۳۸۲، ص۴۸):

در نگاهش آدمی آب و گل است / کاروان زندگی بی منزل است

(کلیات اشعار فارسی اقبال، ۱۳۶۶، ص۴۰۹)

۱- ۳- خیزش و بیداری مسلمانان

یکی از نظریه ها و اندیشه های اقبال که در جای جای دیوان شعر فارسی اش بدانها اشاره شده است، آگاهی و بیداری مسلمانان است. او از اینکه می دید جوامع اسلامی غرب زده شده و مهمتر از همه دچار رخوت و سستی گشته و در مقابل غرب جز انفعال و اثرپذیری کار دیگری انجام نمی دهند، بسیار غم زده و ناراحت بود. از همین روی تلاش می کرد که امت اسلامی را با تمام اختلافات قومیتی، نژادی و زبانی نسبت به اوضاع زمانه حساس و آگاه سازد:

ای غنچخوابیده چو نرگس نگران خیز

کاشانما رفت به تاراج غمان خیز

از نالمرغ سحر از بانگ اذان خیز

از گرمی هنگامآتش نفسان خیز

از خواب گران خواب گران خواب گران خیز

خاور همه مانند غبار سر راهی است

یک نالخاموش و اثر باخته آهی است

هر ذراین خاک گره خورده نگاهی است

از هند و سمرقند و عراق و همدان خیز

از خواب گران خواب گران خواب گران خیز

ناموس ازل را تو یساری تو امینی تو امینی

دارای جهان را تو یساری تو یمینی

ای بندخاکی تو زمانی تو زمینی

صهبای یقین درکش و از دیر گمان خیز

از خواب گران خواب گران خواب گران خیز

فریاد ز افرنگ و دلاویزی افرنگ

فریاد ز شیرینی و پرویزی افرنگ

عالم همه ویرانه ز چنگیزی افرنگ

معمار حرم باز به تعمیر جهان خیز

از خواب گران خواب گران خواب گران خیز

(کلیات اشعار فارسی اقبال، ۱۳۷۲، ص۱۴۰ و ۱۴۱)

اقبال در دیباچپیام مشرق می نویسد: خاور زمین، و به ویژه شرق مسلمان، پس از یک خواب آلودگی دیرپای چشمانش را باز کرده است. (کلیات اشعار فارسی اقبال، ۱۳۷۲، ص۲۵۹ و۲۶۰) اقبال با هماینها به هنگام نوشتن مطالبی و اشاره به بیداری و هشیاری مسلمانان، مسیر و راه دگرگونی و انقلاب را در جوامع اسلامی ترجیح می دهد. اقبال دریافته بود، برای اینکه بتوان جهانی نو آفرید، انسان باید سرشت و ماهیت خود را دگرگون سازد.

از دیدگاه اقبال، کمال اخلاقی بشر شرط اساسی دگرگونی های اجتماعی می باشد و تنها راه موثر این دگرگونی را، راه و روش اسلام می دانست.

اقبال دریافته بود که پس از انقلاب اکتبر، مردم خاور زمین دیگر نمی توانند بیش از این در زیر یوغ استعمارگران گردن نهند؛ روان شناسی اقبال برای دگرگونی جوامع، تغییر و دگرگونی وجود آدمی است که وجدان انسانها باید به گونه ای گریزناپذیری بیدار گردد:

ای اسیر رنگ پاک از رنگ شو

مومن خود کافر افرنگ شو

رشتسود و زیان در دست توست

آبروی خاوران در دست توست

این کهن اقوام را شیرازه بند

رایت صدق و صفا را کن بلند

اهل حق را زندگی از قوت است

قوّت هر ملت از جمعیت است

هم هنر هم دین ز خاک خاور است

رشگ گردون خاک پای خاور است

ای امین دولت تهذیب و دین

آن ید بیضا برآر از آستین

خیز و از کار امم بگشا گره

نشئافرنگ را از سر بنه

نقشی از جمعیت خاور فکن

واستان خود را ز دست اهرمن

(کلیات اشعار فارسی اقبال، ۱۳۶۶، ص۳۰۴،۳۰۵)

۲- ۳- یکپارچگی و همبستگی مسلمانان

اقبال به شدت دنبال وحدت و همبستگی اسلامی بود، وحدتی که بیداری مسلمانان را به دنبال داشته باشد و عامل اتحاد را نیز اسلام می دانست. به عبارت دیگر وی به ملت اسلام اعتقاد داشت. ملتی که پیرو آموزه های حیاتی و جاوید اسلام بوده باشد.

دو عامل مهم درگسترش اندیشه های اجتماعی اقبال نقش داشت، یکی ظهور جنگ جهانی اول و دیگری اندیشه های بیدارگر سید جمال الدین افغانی و شاگردان وی، اقبال شدیدا تحت تاثیر دیدگاه سید جمال در تفسیر جدید از احادیث و سنت پیامبر (ص) قرار داشت، دیدگاهی که می توانست هم ابزار و وسیلباشد برای رهایی مسلمانان استعمارزده از زیر یوغ استعمار و هم وسیلباشد برای همبستگی و اتحاد مسلمین. اقبال نقش سید جمال را در گسترش اندیشاجتماعی مبتنی بر اسلام بسیار بزرگ می داشت. به باور اقبال: اگر سید جمال هم نیروهای خستگی ناپذیر خود را متمرکز می ساخت و دچار پراکندگی نمی شد و از طرفی زمین همبستگی و وحدت واقعی میان ممالک اسلامی وجود میداشت، یقینا وضعیت جوامع اسلامی به مراتب بهتر از امروز بود. (احیای فکر دینی، اقبال لاهوری، ص۹۷، متن انگلیسی)

گرچه ایده های اقبال در جهت ایجاد وحدت و یکپارچگی میان مسلمانان مانند سید جمال الدین، آرمان گرایانه به نظر میرسد اما واقعیت این است که مسلمانان عملا نیز چارهای جز، تحقق بخشیدن به آن ایدهها را ندارند؛ باید گفت تا مسلمانان به همان مسیری که افرادی مثل سید جمال و اقبال حرکت کردند، حرکت نکنند به هیچ عزت و افتخاری نخواهند رسید و در میان کشورهای جهان جایگاه اصلی خود شان را نخواهند یافت.

از منظر اقبال ملی گرایی از جمله امور و مفاهیمی است که غربیان و استعمارگران در میان ملل شرقی به خصوص مسلمانان رواج دادند. از نظر او آنچه که مایه و عامل اتحاد مسلمانان باید میشود همانا اسلام و دو اصل مهم آن یعنی وحدانیت خدا و رسالت حضرت ختمی مرتبت(ص) است. با توجه به مفهوم توحید و هدف رسالت این نکته روشن می گردد که ملت اسلام در محدودجغرافیایی خاصّی نمی گنجد چنانکه محدود به زمان خاصی نیز نمی باشد زیرا ملت همان صورت خارجی دین است نه قلمرو جغرافیایی کشورها. (زندگینامه اقبال، ۱۳۷۲، ج۲، ص ۱۸۱)

ایدوحدت گرایی مبتنی بر ملیت اسلامی در جای جای اشعار اقبال مورد تأکید قرار گرفته است:

تو ای کودک منش خود را ادب کن

مسلمان زاده ای ترک نسب کن

برنگ احمر و خون و رگ و پوست

عرب نازد اگر ترک عرب کن

نه افغانیم و نی ترک و تتاریم

چمن زادیم و از یک شاخساریم

تمیز رنگ و بو بر ما حرام است

که ما پروردیک نو بهاریم

(کلیات اشعار فارسی اقبال، ۱۳۶۶، ص۲۰۳)

اقبال ملیت گرایی و وطن گرایی را آنگونه که در جهان امروز مصطلح می باشد جزو اندیشه های استعماری می داند. البته اقبال بین وطن دوستی و وطن گرایی تفاوت قائل است.

به نظر اقبال ملی گرایی و وطن گرایی باعث تفرقه مسلمانان شده است و حال آنکه غربیان و استعارگران همواره در پی اتحاد و همبستگی در بین ملتهای خودشان هستند و پیوسته اختلاف و چند دستگی را در بین ملل دیگر ترویج می کنند تا بتوانند استعمار خویش را تداوم بخشند:

لرد مغرب آن سرا پا مکر و فن

اهل دین را داد تعلیم وطن

او به فکر مرکز و تو در نفاق

بگذر از شام و فلسطین و عراق

تو اگر داری تمیز خوب و زشت

دل نبندی با کلوخ و سنگ و خشت

آن کف خاکی که نامیدی وطن

این که گویی مصر و ایران و یمن

با وطن اهل وطن را نسبتی است

زانکه از خاکش طلوع ملتی است

گرچه از مشرق برآید آفتاب

با تجلی های شوخ و بی حجاب

در تب و تاب است از سوز درون

تا ز قید شرق و غرب آید برون

فطرتش از مشرق و مغرب بری است

گرچه او از روی نسبت خاوری است

(کلیات اشعار فارسی اقبال، ۱۳۶۶، ص۳۰۴،۳۰۵)

گرچه اندیشه های در عمل با تشکیل کشور مستقل اسلامی به نام پاکستان به واقعیت تبدیل شد اما باید پذیرفت که اعتقادات اقبال مخصوص ملت مسل

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.