پاورپوینت کامل اصول مدیریت اسلامی و انطباق آن با مدیریت حضرت مهدی علیه السلام ۸۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل اصول مدیریت اسلامی و انطباق آن با مدیریت حضرت مهدی علیه السلام ۸۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل اصول مدیریت اسلامی و انطباق آن با مدیریت حضرت مهدی علیه السلام ۸۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل اصول مدیریت اسلامی و انطباق آن با مدیریت حضرت مهدی علیه السلام ۸۱ اسلاید در PowerPoint :

>

مقدمه

عمدتاً، الگوهای مدیریتی که در کشور، تدریس و یا بکار برده می شوند بر اساس مدل های غربی و فرهنگ های غیر اسلامی شکل گرفته است. بی شک، بکار بستن این الگوها در جامعه اسلامی، نه تنها توفیق چندانی نداشته، بلکه صدمات جبران ناپذیری را به بار آورده است. عدم توجه به کرامت انسانی که خداوند آن را ترسیم نموده است، عدم توجه به بعد معنوی انسان، فقدان روح دینی، عدم توجه به اصول انسانی و اسلامی و مؤلفه هایی حیاتی همچون معاد، و تقوی، از جمله امور ضروری در مدل مدیریتی اسلامی است که در مدل های غربی از آنها اثری یافت نمی شود. در باب مدیریت اسلامی، تا کنون آثار بسیاری منتشر شده است. نویسنده در این اثر تلاش دارد ضمن ارائه اجمالی اصول مدیریت اسلامی، آن را با مشخصه های مدیریت حضرت مهدی(ع) که از متن روایات قابل برداشت است، تطبیق دهد و نشان دهد که الگوی مدیریتی ایشان، کامل ترین الگوی مدیریت اسلامی است که می توان از اصول و شاخصه های آن بهره برداری نمود.

ضرورت و معنای مدیریت اسلامی

«برای اثبات ضرورت بکارگیری مدل مدیریت اسلامی دو راه وجود دارد:

۱- دانش مدیریت مرسوم، به دلیل آمیختگی با فرهنگ غربی پاسخ گوی نیازهای مدیریتی ممالک اسلامی نیست. از این رو ضرورت دارد تا با پژوهش به سوی شیوه های مدیریت اسلامی نیازهای موجود را برطرف کنیم؛

۲- وظیفه مسلمانی ما اقتضاء می کند که در برابر فرامین الهی مطیع بوده و با توجه به دستورات مدیریتی که از سوی مدیران معصوم جامعه اسلامی صادر شده است ضرورت دارد تا با عمل به آن دستورهای مدیریتی را به کار گیریم که مورد رضایت و خشنودی خداوند است»(الوانی، ۱۳۸۳: ص ۱۰).

مدیریت اسلامی شیوه خاصی از رهبری است که مبتنی بر مبانی فکری و عقیدتی اسلامی است. نویسندگان و صاحب نظرانی که در قلمرو مدیریت اسلامی قلم زده اند هر یک با بررسی شیوه مدیریت معصومین علیهم السلام به طور مستقیم و غیرمستقیم تعاریف و توضیحاتی را ارائه داده اند که نوعی مفهوم مدیریت اسلامی از آن مستفاد می شود.

«مدیریت اسلامی مقوله ای مکتبی است و مکتب نیز به دنبال ارائه راه حل هایی است برای زندگی بشریت: نظام مدیریت در تفکر اسلامی از اصول اعتقادات آن سرچشمه می گیرد بنابراین مدیریت بر یک مجموعه انسانی مدیریت را به عنوان یک بینش مطرح می کند که در آن مدیر نیز عنصری از اعضای آفرینش است که باید همراه و هماهنگ در جهت نظام کلی و برای پیشبرد فعالیت های بشری به منظور دست یابی به سطوح آرمانی باشد بدین معنی که در تمام سطوح آن تقوا پیشه می شود.

در مدیریت اسلامی، ابتدا محور، رابطه با خدا و حرکت به سوی او، همراه با قادر مطلق دانستن اوست. مدیریت در اسلام، بدون در نظر گرفتن معاد و دنیای دیگری ناقص است. وقتی صحبت از مدیریت در اسلام می شود ابتدا منظور، اداره امور در تمام سطوح است. بدین معنا که کلید رفتار انسان ها با مدیران، باید بر مبنای جهان بینی توحیدی که منطبق با جامعه اسلامی است باشد.

اسلام دارای نظام ارزشی عمیق، گسترده و منسجمی است که مدیریت مدیران را تحت تأثیر قرار می دهد و به حرکت آن ها جهت می دهد. قرار گرفتن واژه مدیریت در کنار اسلام به این مناسبت است که کیفیت تأثیرگذاری ارزش ها بررسی شود. در واقع، جهت دادن به مدیریت و تبیین «چرایی»، در «هدف» و معیارهاست اما مقصود از مدیریت علمی، نظریه مدیریتی است که از غرب سرچشمه می گیرد و بر ارزش های الهی مبتنی نیست و ناشی از تفکراتی است که به جدایی دین از زندگی مردم، همان «سکولاریسم» اعتقاد دارد. طبق این اعتقاد اگر اسلام واقعاً دینی صحیح باشد حداکثر رابطه بین انسان و خداست که محل آن کلیسا، معبد یا مسجد می باشد و به زندگی مردم در صحنه اجتماعی ارتباطی ندارد. بلکه اسلام در مورد تمام شئون زندگی انسان از جمله مدیریت خرد یا کلان رهبری جامعه و. . . سخن دارد و بالاترین نقش آن به عنوان یک دین، تأثیرگذاری از طریق نظام ارزشی است»(مصباح یزدی، ۱۳۸۵: ص ۲۶۴).

انسان شناسی، پیش نیاز مدیریت اسلامی

از آنجا که محور همه علوم انسانی، «انسان» است، شایسته است برای شناخت انسان به صورت اختصاصی بحثی ایجاد شود؛ ولی در رشته مدیریت، از جهات متفاوت ضرورت دارد. اول این که مباحثی وجود دارد که در مورد ایجاد انگیزه کار یا پذیرش مسئولیت سخن می گوید و ایجاد انگیزه فقط در صورتی امکان پذیر است که ابعاد وجودی انسان، کیفیت انگیزش او و ارزش های حاکم به وجود آورده را بشناسیم و بدانیم که چگونه می توان برای رسیدن به این هدف انگیزه های فطری و روحی انسان را مورد استفاده قرار داد.

دوم این که بتوان در افراد، عامل درونی ایجاد کرد که مسئولیت خود را به بهترین صورت و بدون نیاز به کنترل بیرونی، انجام دهند تاهدف از مدیریت اسلامی محقق شود. از این جهت هم باید انسان را شناخت و بررسی کرد که چه باید کرد که افراد یا اصلاً به کنترل خارجی نیاز نداشته باشند یا این که نیاز به کنترل کمتری باشد.

کامل ترین شناخت انسان همان شناختی است که قرآن با تبیین معصومین علیهم السلام بیان می کند که نقطه اوج و کمال انسان است (همان: ص ۲۴).

باید دقت داشت که قرآن بیانگر شأن ربوبیت و قانون گذاری خداوند متعال است و قوانینی که او برای بشر وضع می کند از حیث عقل و شرع واجب الاتباع می باشد. این فکرِ غلط که عقل ما برای قانون گذاری برای انسان کافی است از همان ابتدای تاریخ تاکنون در بعضی وجود داشته و دارد که گمان می کنند انسان می تواند برای خودش قانون گذاری کند در حالی که منقطع از خداوند باشد. در قرآن کریم آیاتی داریم که دلالت بر این می کند که فقط نباید خداوند را خالق دانست بلکه ربیّت و قانونگذاری هم از آن خداوند است، نمونه آن در مورد مجادله احسن حضرت موسی(ع)با فرعون بود که اختلافشان بر سر شأن ربوبیت خداوند متعال بود و فرعون قبول داشت که خداوندی خالق و الهی خالق وجود دارد اما حاضر نبود شأن ربوبیت خداوند را قبول کند و می گفت تمام مردم رعیت من هستند و زمین های کشاورزی و آب و رودخانه مال من است. پس من باید قانون بگذارم و مسیر کمال بشریت را انتخاب کنم (اعراف/۱۲۷) « وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِ فِرْعَوْنَ أَ تَذَرُ مُوسی وَ قَوْمَهُ لِیُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ یَذَرَکَ وَ آلِهَتَکَ قالَ سَنُقَتِّلُ أَبْناءَهُمْ وَ نَسْتَحْیی نِساءَهُمْ وَ إِنَّا فَوْقَهُمْ قاهِرُونَ» آیا موسی و قوم او را رها می کنی تا در زمین فساد کند و تو و خدای تو را رها کنند؟ (عسگری، ۱۳۸۹: ص ۴۱).

پس مهم ترین و بی نقص ترین قوانین برای بشریت، قانونی است که خداوند متعال برای انسان بیان می کند که از مهم ترین نیازهای مدیریت اسلامی شناخت انسان و شناخت قوانینی است که خداوند برای انسان وضع کرده است.

ویژگی های مدیریت اسلامی

امانتداری:

روایات زیادی دلالت به اهمیت امانتداری دارد، به عنوان نمونه امام صادق (ع)از پیامبر اکرم (ع)نقل می کند از ما نیست کسی که به امانت خیانت کند (کلینی، ۱۳۷۲: جلد ۵/ ص ۱۳۳). از این روایت فهمیده می شود فردی که امانتدار نیست در واقع مسلمان نیست.

ابوحمزه ثمالی نیز از امام سجاد (ع)نقل می کند که به شیعیان خود می فرمود: بر شما باد ادای امانت، به خدای که محمد (ع)را به حق به پیامبری مبعوث کرد اگر قاتل پدرم حسین بن علی به من اعتماد کند و شمشیری را که با آن پدرم را کشته نزد من به امانت بگذارد بدون شک به او برمی گردانم. (شیخ حرعاملی، ۱۴۰۴: جلد ۱۳/ ص ۲۵۵) که بیان گر اهمیت امانت داری برای عموم می باشد و این مهم برای مدیران اهمیت ویژه و خاصی دارد.

مدیر باید خود را امانتدار خدا بداند و تمام سعی خود را برای باز گرداندن این امانت به صاحبش داشته باشد. در نامه ای که حضرت علی(ع)به اشعث بن قیس کارگزار آذربایجان می نویسد، نمونه ای بسیار بارز در ویژگی مدیریت اسلامی است. می نویسند: «کاری که در دست توست، طعمه و شکار نیست که به چنگت افتاده باشد. بلکه امانت و سپرده ای است که به گردن تو که بایستی از آن مراقبت کنی و در راه آن قدمی غیر راه خداوند برنداری، تو را نرسد که به استبداد و ستم با مردم برخورد کنی یا به کاری دست بزنی که به آن فرمان نیافته ای. در دست های تو مال و دارایی وجود دارد که از آن خداوند بزرگ است و تو یکی از خزانه داران من هستی تا آن را به من برسانی» (نهج البلاغه، نامه ۵).

رهبری و قدرت، رابطه تنگاتنگی با یکدیگر دارند، گرچه در فرهنگ عمومی و در میان عموم مردم، واژه «قدرت»، مفهوم خوشایندی ندارد و اغلب مردم قدرت را به معنای زور و خشونت واستبداد می دانند؛ اما در ادبیات مدیریت، هر گونه قدرت و اعمال مدیریتی ناخوشایند نیست. قدرتی که مدیران نیاز دارند تا به وسیله آن به اهداف مشروع خود برای اداره امور جامعه دست یابند، مذموم وناپسند نیست. قدرتی ناپسند است که اعمال فشار و زور از طرف کارگزاران باشد تا به وسیله این قدرت، به هر نحوی به تمام خواسته های خود برسند. مدیران باید این منسب را یک امانت الهی بدانند که درباره آن باید باز خواست شوند و این قدرت را نباید در رسیدن به امیال خود صرف کنند وخیانت در این امانت الهی کنند.

برنامه ریزی:

برنامه ریزی، تعیین اهداف درست و انتخاب روش و وسیله مناسب برای به دست آوردن اهدافی مخصوص است. دو معیار مهم در برنامه ریزی وجود دارد: الف) اثربخشی؛ ب) کارایی. اگر برنامه ریزی صورت نگیرد، تمام اهداف در پرده ای از ابهام است و این ابهام و سردرگمی به دیگران نیز منتقل می شود. پیامبر اکرم(ع)در یکی از سفارش های خود به ابن مسعود این موضوع (برنامه ریزی) را چنین یادآوری می کند: « إِذَا عَمِلْتَ عَمَلًا فَاعْمَلْ بِعِلْمٍ وَ عَقْلٍ- وَ إِیَّاک وَ أَنْ تَعْمَلَ عَمَلًا بِغَیْرِ تَدْبِیرٍ فانه جل جلاله یقول: وَلاَ تَکُونُواْ کَالَّتِی نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّهٍ أَنکَاثًا » (مجلسی، ۱۴۰۴: ج ۷۷/ ص ۱۰۰) ای پسر مسعود آن گاه که کاری انجام می دهی، با آگاهی و عقل انجام بده. مبادا کاری را بدون برنامه ریزی انجام دهی. همانا خداوند می فرماید: مانند زنی نباشید که رشته های خود را بعد از محکم تابیدن، وا تابد.

پیامبر اکرم (ع)در این روایت، پس از آن که اهمیت و ضرورت تدبیر و برنامه ریزی را مورد توجه قرار می دهد، به آیه ای از قرآن استشهاد می کند. این آیه اشاره به داستان زنی از قریش به نام «رایطه» دارد که در زمان جاهلیت از صبح تا ظهر، خود و کنیزی را که شب ها در اختیار داشته، نخ ها را می تابیدند. اما پس از آن همه آن را می شکافتند، که نمونه ایی از یک کار بی هدف و بدون برنامه ریزی است.

امیرالمؤمنین(ع)نیز در این رابطه می فرمایند: « مَن قَعَد عن حیلتِه أقامَتْه الشدائد»؛ هر کس دست از برنامه ریزی بردارد، گرفتار مشکلات و سختی ها می شود (تمیمی آمدی، ۱۴۱۰ ق: حدیث ۸۶۷۱)؛ و در روایت دیگر، داشتن برنامه ریزی خوب، مناسب و صحیح را محکم ترین و روشن ترین دلیل بر خردمندی انسان و کامل بودن عقل او می داند: «ادل شیء علی غزاره العقل حسن التدبیر»؛ بهترین دلیل بر کمال عقل، برنامه ریزی خوب و مناسب است (همان: حدیث ۳۱۵۱).

داشتن برنامه ریزی مناسب، باعث در امان ماندن از اسراف و صرف بیهوده بیت المال و عمر می شود. «التدبیر قبل العمل یؤمن الندم» (همان: حدیث ۱۴۸۲).

امیرالمؤمنین(ع)درباره امکانات و برنامه ریزی بر اساس آن می فرمایند: «حسن التدبیر مع الکفاف اکفی الکثیر مع الاسراف» (مجلسی، ۱۴۰۴: جلد ۷۸/ص ۱۲)؛ برنامه ریزی خوب با همان امکانات کافی و مورد نیاز، کار سازتر از امکانات زیاد به همراه اسراف است، و در فرمایش لطیف دیگری بیان می کند که «مَن قَعَد عن حیلتِه أقامَتْه الشدائد» دقت و ظرافت در برنامه ریزی، بهتر از امکانات و ابزار است.

برنامه ریزی پانزده ساله حضرت یوسف (ع)را می توان از نمونه های بارز برنامه ریزی صحیح قلمداد نمود که در قرآن به آن اشاره شده است.

برنامه ریزی در صورتی موفق است که متناسب با امکانات باشد. پیامبر اکرم(ع)در این باره می فرماید: «علیکم من العمال به ما یطیقون» (متقی هندی، ۱۴۰۹ ق: ج ۳/ص ۲۸). همچنین رسول اکرم(ع)این نکته را متذکر شده و می فرمایند: « لَا یَنْبَغِی لِلْمُؤْمِنِ أَنْ یُذِلَّ نَفْسَهُ قِیلَ لَهُ و کیْفَ یُذِلُّ نَفْسَهُ قَالَ یَتَعَرَّضُ لِمَا لَا یُطیق» (طبرانی، بی تا: ج ۱۲/ ص ۳۱۲).

عوامل معنوی در حصول برنامه ریزی

در برنامه ریزی، باید اسباب معنوی را نیز مورد توجه قرار داد و از نقش مهم آن، غافل نشد. عوامل معنوی، عواملی هستند که رابطه نامحس

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.