پاورپوینت کامل تحلیل تاریخی اربعین حسینی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل تحلیل تاریخی اربعین حسینی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تحلیل تاریخی اربعین حسینی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل تحلیل تاریخی اربعین حسینی ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
>
چکیده:
پاسداشت اربعین سالار شهیدان حضرت حسین بن علی(ع) در میان شیعیان آن حضرت از اهتمام ویژه ای برخوردار است. از دیدگاه بسیاری از صاحب نظران و موّرخین شیعه و اهل سنّت، مبنای تاریخی چنین بزرگداشتی، اولین اربعین حسینی (سال ۶۱ هجری) است.
جمعی اندک از مورّخان و صاحب نظران نیز بر این عقیده اند که نظریه پیش گفته از اعتبار تاریخی لازم برخوردار نیست.
مقاله حاضر در یک بررسی و تحلیل تاریخی، در مقام اثبات اعتبار تاریخی اربعین حسینی است.
مراسم اربعین مشتمل بر چهار برنامه است که هر یک از نظر تأیید و مقبولیت تاریخی و مذهبی در مراحل مختلفی قرار دارند. این مراسم عبارتند از:
۱- زیارت مخصوصه: در استحباب و سنت زیارت امام حسین (ع) در روز اربعین (بیستم صفر) – از دور یا نزدیک – اختلاف نظر وجود ندارد، چنان که در زیارت ایام متبرکه نیمه شعبان و لیالی قدر اختلافی مشاهده نمی شود.
۲- ورود جابر و زیارت وی در بیستم صفر: این مسأله مورد شک استبعاد مرحوم سید بن طاووس قرار گرفته است.
۳- دفن سرهای مطهر و الحاق آنها به بدنهای اطهر در روز اربعین: که مورد شهرت بین علما و فقها و مورخان شیعه است.
۴- ورود اهل بیت (ع) در روز اربعین به کربلا:
این مسأله مورد اظهار نظرهای مختلف و متضاد، تشکیک و استبعاد شدید و جدّی است. این موضوع از دو جهت محل بحث است: ورود به کربلا، تاریخ ورود.
الف) اصل ورود اهل بیت به کربلا
گروه بسیاری از علمای برجسته و مشاهیر متقدم و متأخر و مورخان شیعه و سنّی آن را تأیید کرده اند که اشاره به برخی از آنان ضروری است. در برابر، جمعی از متأخران و برخی از پیشینیان این جریان را بعید، بلکه ممتنع و محال عادی دانسته اند[۱] و به تعبیر بعضی کذب محض و افسانه است.[۲]
سند این گروه در استبعاد و استحاله و تکذیب، دو امر است:
اول: سکوت و عدم تعرض مورخان و کتب تاریخ، با این که موضوع مهم و قابل ذکر و شایسته تعرض بود. پس «عدم الدلیل، دلیل العدم». چگونه می توان باور داشت این جریان تا قرن هفتم پنهان و مخفی مانده باشد و تنها به وسیله سید بن طاووس ابراز و اعلان شود.
دوم: فاصله بین شام و عراق یا دمشق و کوفه است در صورتی که مدت رفتن از کوفه تا شام را بیست روز و مدت اقامت اهل بیت در دمشق را یک ماه (چنانچه نقل شده) در نظر بگیریم. به علاوه مدتی که کسب تکلیف ابن زیاد از یزید نیاز دارد. خصوصا این که گوینده جریان اربعین – سید بن طاووس – در کتاب دیگر خود که بعدا تألیف نمود،[۳] این نظر را رد کرده آن را بسیار بعیدمی داند و به تبعیت از استبعاد ایشان، مرحوم حاج میرزا حسین نوری نیز بعید می شمرد[۴] و علامه شعرانی و شهید مطهری نیز با تعبیرهای مختلف همیننظریه را ابراز داشته اند.
از آن جا که هدف این نوشتار بررسی علل استبعاد اربعین در کلام سید بن طاووس و اثبات جریان اربعین می باشد، لازم است به ذکر نام عده ای که جریان اربعین را تصریح یا تأیید نموده اند بپردازیم؛ چرا که قائلان به اربعین دو دسته اند، یک دسته تصریح نموده اند که اهل بیت در روز اربعین به کربلا آمده اند و دسته دیگر گفته اند سر مطهر امام (ع) و سایر شهدا در کربلا دفن گردیده و یا سرهای مطهر به وسیله امام سجاد (ع) به بدنهای مطهر الحاق شد.
از آنجا که دفن سر مطهر در کربلا قطعا به دست مبارک امام سجاد (ع) انجام شد و ورود ایشان به همراه سرهای مطهر شهدا به کربلا نیز فقط در بیستم صفر بود و هیچ یک از مورخان شیعه و سنی نگفته اند سرهای مطهر – مخصوصا سر مطهر امام حسین (ع) – به وسیله کسی غیر از امام سجاد (ع) دفن شده یا این که امام سجاد (ع) در غیر بیستم صفر سال ۶۱ برای دفن سرهای مقدس به کربلا آمده باشد، لذا اعتراف و تصدیق به دفن سر مطهر امام حسین (ع) در کربلا توسط امام سجاد (ع) در روز بیستم صفر خود گواه و شاهدی صادق و عالی بر آمدن اهل بیت در روز اربعین به کربلا می باشد.
اربعین در آثار بزرگان
الف) آثار مستقل
عده ای از محققان و بزرگان، کتاب مستقل در اثبات ورود اهل بیت به کربلا تألیف کرده اند. از جمله: ۱- عالم بزرگوار شیخ حسن بلادی کتابی با عنوان «فاجعه الاربعین» یا «حدیث الاربعین» تألیف نموده اند.
۲- علامه محقق سید محمد علی قاضی طباطبایی شهید محراب مصلای جمعه تبریز کتابی به نام «تحقیق در باره اولین اربعین حضرت سید الشهدا (ع)» تألیف نموده اند که بیش از هشتصد صفحه می باشد با مراجعه و بررسی و استفاده از بیش از پانصد و هفتاد کتاب. در تکمیل نوشتار حاضر از این کتاب نفیس استفاده بسیاری شده است. (جزاه الله خیرا»
همچنین موضوع اربعین و ورود اهل بیت به کربلا را بسیاری از ادبا و علما در قالب اشعار عربی و فارسی بازگو و ضبط کرده اند.
ب) تصریحات و تأییدات
اما عده ای که قبل از سید بن طاووس در آثار یا مقاتل خود به مناسبت، تصریح و یا تأییدی بر اربعین داشته اند:
۱- ابو مخنف – لوط بن یحیی – معاصر امام حسین (ع)[۵]
۲- شیخ صدوق، (متوفای سال ۳۸۱ق):
«امام سجاد (ع) با اهل بیت و سرهای مطهر شهیدان از دمشق خارج شد و سرهای مقدس را در کربلا دفن کرد.»[۶]
هر چند ایشان تصریح نکرده اند اما چون از خارج می دانیم که امام سجاد(ع) – اگر به کربلا آمده باشند – اربعین یعنی بیستم صفر سال ۶۱ بوده است، چون هیچ کس زمان دیگری را در تاریخ به ثبت نرسانده است، نتیجه آن تأکید جریان اربعین سال ۶۱ می باشد.
۳- اسفرائنی (متوفای ۴۰۶ق) – از علمای بزرگ شافعیه – در مقتل خود تصریح می کند اهل بیت، بیستم صفر وارد کربلا شده و با جابر ملاقات کردند. او می گوید: «و لمّا وصلوا الی بعض الطریق» نمی گوید: «و لمّا وصلوا الی طریق کربلا او العراق» تا اشکال شود راه کربلا از بین راه مدینه نیست، بلکه از خود شام است.
۴- علم الهدی سید مرتضی (متوفای ۴۳۶ق): «انّ رأس الحسین (ع) اعید الی بدنه فی کربلا»[۷]
۵- ابو ریحان بیرونی، محقق و ریاضیدان شهیر (متوفای ۴۴۰ق). در کتاب نفیس خود «الاثار الباقیه» چنین می گوید:
«و فی العشرین رد رأس الحسین (ع) الی جثته حتی دفن مع جثته و فیه زیاره الاربعین و هم حرمه بعد انصرافهم من الشام»[۸]
پس ایشان تصریح می کند که ورود اهل بیت به کربلا پس از بازگشت از سفر شام بود نه قبل از رفتن به شام که شعرانی ترجیح می دهد.
۶- شیخ طوسی (متوفای ۴۶۰ق). ایشان علت سنت شدن زیارت امام حسین (ع) را در اربعین فقط همین انجام مراسم تدفین سرهای مطهر امام (ع) و سایر شهدا در کربلا می داند. به نقل شهر آشوب در مناقب و نقل عده ای دیگر در مناقب خود، از جمله مرحوم محدث قمی در کتاب نفس المهموم (ص۴۶۶) و تحقیق اربعین شهید قاضی (ص۳۴۱). هر چند سید بن طاووس در کتاب اقبال ص۵۸ می گوید شیخ طوسی معتقد است امام سجاد (ع) با اهل بیت، روز اربعین (بیستم صفر) وارد مدینه شدند (نه کربلا) و سید بن طاووس استبعاد می کند از این جهت که در مدت ۴۰ روز چگونه ممکن بود به مدینه برسند؟
شایان توجه است که سید بن طاووس هر چند با دلایلی که به ذکر آن خواهیم پرداخت این نظریه را بعید می شمرد ولی در کتاب اقبال خود علاوه بر ذکر نام شیخ طوسی، چند نفر دیگر از قائلان جریان اربعین را نام می برد.
۷- شیخ فتّال نیشابوری (متوفای ۵۰۸ق) می فرماید:
«خرج علی بن الحسین (ع) بالنسوه و ردّ رأس الحسین (ع) الی کربلا»[۹]
۸- عماد الدین طبری آملی (متوفای اوایل قرن ششم) در کتاب بشاره المصطفی به نقل سید محسن امین در اعیان ج۴،ص۴۷، ق۲، س۲.
۹- شیخ شهید طبرسی در سال ۵۰۸ در اعلام الوری ص۲۵۰ چاپ بیروت ۱۳۹۹ق به نقل از سید مرتضی.
۱۰- ابن شهر آشوب (متوفای سال ۵۸۸ق) در مناقب اعاده سر مطهر به بدن را ذکر کرده است. به نقل از سید مقرّم در مقتل الحسین ص۴۶۹.
۱۱- علامه شهیر و مورّخ کبیر، سبط ابن الجوزی از علمای بزرگ اهل سنت (متوفای سال ۶۵۴ق) چنین می گوید: «الاشهر انّه ردّ الی کربلا فدفن مع الجسد.»[۱۰]
۱۲- سید بن طاووس – علی بن موسی بن جعفر – (متوفای ۶۶۸ق)، در کتاب لهوف، رجوع اهل بیت به کربلا و همچنین دفن سر مطهر در کربلا را نقل کرده، و در کتاب اقبال، ص۵۸۸ لحوق سر مطهر به بدن در روز بیستم صفر را پذیرفته، گر چه در باره آورنده سر مطهر و کیفیت دفن اعلام سکوت کرد.
۱۳- شیخ فقیه ابن نما حلی – جعفر بن محمد بن جعفر – (متوفای اواخر قرن هفتم) در کتاب «مثیر الاحزان» ص۵۹، ۱۳۱۸ق، به نقل شهید قاضی در تحقیق اربعین ج۲، ص۲۰ و نیز نقل سید مقرم در مقتل خود ص۴۶۹ به ورود اهل بیت به کربلا و ملاقات با جابر تصریح می کند.
قابل توجه است که شیخ اجازه ما مرحوم آیت الله حاج شیخ آقا بزرگ تهرانی در کتاب الذّریعه ج۱۹، ص۳۴۹ تاریخ وفات ابن نما مؤلف کتاب «مثیر الاحزان» را سال ۶۴۵ ثبت نموده، در صورتی که این سال، سال تاریخ فوت پدرش فقیه نامی محمد بن جعفر بن نما استاد سید بن طاووس و محقق حلّی است.
۱۴- مورخ معروف خواند میر (متوفای ۹۴۲ق)، اربعین را اصح روایات در دفن سر مطهر دانسته، می گوید:
«امام چهارم با خواهران و… در بیستم شهر صفر، سر امام حسین (ع) و سایر شهیدان کربلا (رضی الله عنهم) را به بدنهای ایشان منضمّ ساخت.»[۱۱]
۱۵- شیخ بهائی، محمد بن حسین بن عبد الصّمد، (متوفای ۱۰۳۱ق) در کتاب توضیح المقاصد به نقل شهید قاضی در تحقیق اربعین ص۳۴۶، چ۳.
۱۶- شیخ فقیه کبیر فخر الدین طریحی نجفی (متوفای ۱۰۸۵ق) در کتاب منتخب ص۴۸۳ چ قم، ۱۳۷۱ ش.
۱۷- الشبراوی، عبد الله بن محمد، شیخ جامع ازهر در قاهره صاحب کتاب «الاتحاف بحبّ الاشراف» (متوفای ۱۱۷۲ق) نقل می کند:
«بعد از چهل روز سر به بدن ملحق شد.»[۱۲]
۱۸- زکریا بن محمد قزوینی (متوفای ۱۳۰۵ق) در کتاب عجائب المخلوقات چنین می گوید:
«الیوم الاول منه عید بنی امیه ادخلت فیه رأس الحسین (رضی الله عنه) بدمشق و العشرون منه ردّ رأس الحسین الی جثته.»
۱۹- علامه جلیل القدر سید محسن امین عاملی به نقل از بشاره المصطفی در «اعیان الشیعه» می گوید: «ولو اعج الاشجان»[۱۳]
و اضافه می کند:
«ورود اهل بیت به کربلا مشهور است»
۲۰- عالم شریف سید عبد الرزاق مقرّم در «مقتل الحسین(ع)» چنین می گوید:
«اهل بیت در کربلا با جابر ملاقات کردند»[۱۴]
و نیز می گوید:
«امام سجاد (ع) سر مطهر پدر و سایر شهدا را در کربلا ملحق به بدنها کرد.»[۱۵]
۲۱- ابن حجر مکی، احمد بن محمد، (متوفای سال ۹۳۷ق) صاحب کتاب «الصواعق المحرقه» و شرح قصیده همزیه بوصیری می گوید:
«بعد از چهل روز سر به بدن ملحق شد.»[۱۶]
۲۲- سید جلیل زبده الفقهاء فاضل قزوینی، رضی بن نبی، (متوفای سال ۱۱۱۸ق) در کتاب نفیس «تظلم الزهرا» عین عبارت سید بن طاووس در کتاب اقبال را نقل می کند و به طور جدّی و صریح گفته سید را پاسخ می دهد:
«اقول: غایه ما قال (ره) – بعد تسلیمه ـ محض استبعاد و لا ینبغی بمحضه انکار الروایات فانّا سمعنا من الموثقین قرب کوفه من دمشق بما قد تیسّر للبرید أن یسیرَ بثلاثه أیام و لا سیما للولاه و الحکام بالجور و سیما مثل هذا الخبر المشوم الّذی هو عید للشامیین و مده مقامهم فی دمشق – علی ما فی المنتخب – لا یعلم کونها زائده علی ثمانیه أیام تقریبا و لم نظفر علی روایه دلّت علی مقامهم فیها مده شهرٍ. والله یعلم. و ایضا قد یذهب الحمام بالمکاتب باسرع من ذلک.»
همچنین عده دیگری از مشاهیر علمای شیعه و سنی قائل به اربعین هستند که برای اطلاع بیشتر می توانید به مقتل مقرم و تحقیق اربعین مراجعه کنید.
علل استبعاد از زبان سید بن طاووس
قبل از نقل جریان اربعین، بررسی ادله ای که سید بن طاووس برای بعید شمردن جریان ذکر می کند، لازم است.
دلایل استبعاد از نظر او عبارتند از ۱- استجازه ۲- اقامت یکماهه ۳- بُعد مسافت، که به بررسی هر یک می پردازیم:
۱- استجازه
سید بن طاووس معتقد است مدت زمانی که برای رفتن قاصد ابن زیاد به شام، برای کسب تکلیف در باره اعلام پایان یافتن جنگ و انجام مأموریت محوله و کسب تکلیف از یزید در باره سرهای مطهر و اسیران، صرف شد با ورود اهل بیت در روز بیستم صفر به کربلا سازگار نیست.
در رد این دلیل سید بن طاووس باید بگوییم اولاً: جریان استجازه، مبهم و معمّاگونه است چرا که نه معلوم شد و نه کسی گفته است حامل و ناقل اجازه چه کسی بود؟ چه وقت رفت و کدام زمان برگشت؟ و…؟ علاوه بر این چرا قاصد، سر مطهر امام (ع) را به منظور اثبات صحت گفتارش به همراه خود برای یزید نبرد؟ چون خود سید می گوید سر امام (ع) همراه با اهل بیت از کوفه خارج شد.
محدث خیابانی می گوید:
حقیر تا به حال با وجود فحص شدید و تفتیش اکید در هیچ تاریخ و تألیفی از خاصّه و عامّه ایصال این مکتوب و جواب را به شام و کوفه ندیده ام که به چه نحو و کدام وسیله بوده و حال آن که از تذکره الخواص و قمقام مستفاد می شود که روز پانزدهم رؤوس و اسرا را از کوفه به شام حرکت دادند.»[۱۷]
ابن اثیر در الکامل و طبری در تاریخ خود داستانی راجع به ایام زندانی بودن اهل بیت در کوفه نقل می کند که گویای استجازه است ولی مبهم و سربسته، آن هم به صورت حکایت قول «قیل»[۱۸]
ثانیا: داستان استجازه با گفته شیخ مفید که مفادش حرکت اهل بیت در روز سیزدهم یا چهاردهم است[۱۹] و به وضوح دلالت بر عدم استجازه می نماید،تعارض دارد و عند التعارض گفتار شیخ مفید از چند جهت بر سید بن طاووس مقدم است: ۱- تقدم زمانی دو قرن و نیم ۲- دقت نظر و ضبط و…
علاوه بر مطالب گذشته، زمینه سؤال جدیدی وجود دارد و آن این که مگر عمر سعد برای فرستادن سرها و اهل بیت از کربلا به کوفه از ابن زیاد اجازه خواست که ابن زیاد از یزید اجازه بخواهد؟ بلکه به طور طبیعی فرستاد.
نکته دیگری که در تعیین اربعین نقش دارد، جریان خروج و ورود اهل بیت از کوفه به شام است لذا بررسی آن ضروری به نظر می رسد.
شیخ مفید در مورد خروج از کوفه چنین شرح می دهد:
«روز دوازدهم یا سیزدهم ابن زیاد سر مطهر امام (ع) را به وسیله زحر بن قیس برای یزید به شام فرستاد. پس از آن در روز چهاردهم یا پانزدهم اهل بیت را روانه شام کرد و کاروان اهل بیت به کسانی که سرها را می بردند، رسیدند.»[۲۰]
شهید قاضی طباطبایی می گوید:
«در کتب تاریخ، کاروان اهل بیت روز پانزدهم محرم از کوفه به سمت شام خارج شدند.»[۲۱]
تقویم و سالنامه پژوهشی آستان قدس رضوی (سالهای ۷۰ و ۷۱) روز نوزدهم محرم را روز حرکت و خروج اهل بیت از کوفه به شام می داند.
ورود سرهای مطهر به شام، در روز اول صفر معروف و مشهور است و تاریخ دیگری نقل نشده است. و بسیاری عید شدن اول صفر سال ۶۱ را نقل کرده اند. از طرف دیگر، همراهی سرهای پاک و اهل بیت هنگام ورود به شام، گویا مورد اتفاق نظر همگان است. سید بن طاووس، شیخ مفید و دیگران معتقدند اهل بیت و سرهای مطهر با هم به سمت شام حرکت کرده و با هم وارد شام شدند. هر چند سید تاریخ خروج اهل بیت از کوفه و ورود آنها به شام را معین نمی کند، امّا همین مقدار که قبول دارد اهل بیت و سرها با هم از کوفه خارج و با هم وارد شام شدند، برای پذیرفتن ورود اهل بیت در روز اول صفر به شام، کافی است. همچنین ایشان گفته مورخان معتبر و معروف را در رابطه با خروج و ورود از کوفه به شام وارد نکرده است.
بنا بر این پذیرش ورود اهل بیت به شام در روز اول صفر، الزامی است. و در نتیجه یا استجازه انجام نشد – چنانچه احتمال قوی همین طور است – یا در ده روز اول انجام نشد. یعنی دهه اول به رفت و برگشت قاصد و کسب اجازه صرف شد، دهه دوم صرف حرکت اهل بیت به شام شد و روز اول صفر – طبق نظر معروف – وارد شام شدند و به همین مناسبت آن روز عید رسمی امویان و دشمنان اهل بیت شد.
۲- اقامت یک ماهه
سید بن طاووس با استناد به روایتی دال بر اقامت یک ماهه اهل بیت در شام، آن را با جریان اربعین سازگار نمی دانند. این موضوع نه تنها از نظر تاریخی قابل تأیید نیست، بلکه از استجازه ضعیفتر است، چون در استجازه نقل ابن اثیر و طبری – هر چند به طور مبهم – وجود داشت. سید نیز در کتب دیگر خود به آن اشاره نمی کند فقط در اقبال به عنوان استبعاد می گوید:
«اربعین با روایت اقامت یک ماه در دمشق سازگار و هماهنگ نیست.»[۲۲]
علاوه بر این، تتبع تواریخ، شاهد خوبی بر عدم اقامت یک ماهه اهل بیت در شام است، و از قرائن متعدد و عبارات مختلف استفاده می شود که از هشت یا ده روز بیشتر نشده است.
کلمات محدث قمی و دیگران گویای این است که چون مردم شام از حقیقت امر مطلع شدند و فهمیدند که کشته شدگان، فرزندان پیغمبر (ص) و اسرا، خاندان نبوت می باشند، شرایط و اوضاع کاملاً بر علیه یزید برگشت، لذا وجود اهل بیت در شام، مایه نفرت بیشتر شامیان از بنی امیه و تزلزل سلطنت این دودمان می شد. بنا بر این با تظاهر به احترام این بزرگواران، سعی در برگرداندن آنها به مدینه نمود.
ابن اثیر می گوید:
«یزید گفت: لعن الله ابن مرجانه… فانّه بغّضنی- بقتل الحسین – الی المسلمین و زرع فی قلوبهم العداوه فابغضنی البرّ و الفاجر بما استعظموه من قتلی الحسین. مالی و لابن مرجانه؟ لعنه الله و غضب علیه.»[۲۳]
شیخ مفید نیز می گوید:
«و لمّا وضعت الرؤوس بین یدی یزید و فیها رأس الحسین علیه السلام قال یزید… ثم امر بالنسوه اَن ینزلن… فأفرد لهم دارا یتصل بدار یزید فاقاموا ایاما ثم ندب النعمان بن بشیر و قال: تجهّز لتخرج بهؤلاء النسوه الی المدینه.»[۲۴]
این کلمات به وضوح دلالت بر عدم اقامت یک ماهه در شام می کند.
همچنین طبری می گوید:
«ثم ادخلهم علی عیاله فجهّزهم و حملهم الی المدینه.»[۲۵]
و در جای دیگر می گوید:
«و لمّا حبس یزید دعا بعلی بن الحسین و صبیتان الحسین و نسائه فادخلوا علیه و الناس ینظرون… ثم قال یزید: یا نعمان بن بشیر جهّزهم بما یصلحهم و ابعث معهم اجلاً من اهل الشام فیسیر بهم الی المدینه ثم امر بالنسوه ان ینزلن فی دار… فدخلن دار یزید… فاقاموا علیه المناحه ثلاثا…»[۲۶]
ظاهر این عبارت این است که در همان روز اول ورود اهل بیت به شام و مجلس یزید، او دستور داد تا مقدمات رفتن به مدینه را فراهم آورند. «ثم امر بالنسوه ان ینزلن» از واژه «ثم» استفاده می شود که پس از امر به فراهم نمودن مقدمات رفتن به مدینه، دستور داد «نزول» کنند. یعنی بار سفر باز کنند. چون نزول وارد و داخل شدن نیست، بلکه فرود آمدن و پیاده شدن از وسایل نقلیه است. پس پیش از بار انداختن مسافران کربلا در شام، فرمان بازگشت آنان صادر شد.
ابن کثیر نیز می گوید:
«اهل تحقیق گفته اند: بیشتر از یک هفته یا هشت روز، اقامت اهل بیت در شام نبود.»[۲۷]
در مقتل ابی مخنف نیز عباراتی با همین مضامین وجود دارد.
نتیجه بحث این می شود که اقامت یک ماهه در دمشق، از نظر اسناد و مدارک تاریخی قابل قبول و مورد تأیید نیست.
۳- بُعد مسافت (فاصله طولانی بین کوفه و شام):
سید بن طاووس می گوید فاصله بین کوفه و شام حدود ده روز راه است که با برگشت آن ۲۰ روز می شود، لذا این فاصله طولانی به علاوه اقامت یک ماهه اهل بیت در شام، با ورود اهل بیت در بیستم صفر منافات دارد.
در جواب این سخن سید بن طاووس، لازم است ادله ای را که دلالت دارند بر این که پیمودن این مسافت در مدتی کمتر از آنچه سید معتقد است امکان دارد، بررسی کنیم:
۱- سید بن طاووس خود اعتراف دارد که مسافت بین کوفه و شام برای رفتن و پیمودن عادی ۱۰ روز است. چون فرمود رفت و بازگشت نیاز به بیست روز یا بیشتر دارد. لذا می توان باور داشت که پیک و قاصد سریع السیر دولتی که حامل پیام مهم امنیتی نظامی نیز باشد، راه را پنج روزه طی می کند.
۲- بعضی از طوایف اطراف دمشق، مسافت دمشق تا نجف اشرف را هشت روزه و برخی از قبایل هفت روزه می پیمایند.[۲۸]
۳- از شخصی به نام ابو خالد نقل می کنند که روز جمعه کنار شط فرات با میثم تمار بودم، او گفت: الساعه معاویه در شام مرد، و من روز جمعه آینده با قاصدی که از شام آمده بود ملاقات کردم و خبر از شام گرفتم، گفت معاویه از دنیا رفت و مردم با پسرش یزید بیعت کردند. گفتم کدام روز معاویه مرد؟ گفت: روز جمعه گذشته.[۲۹]
با توجه به این که یزید هنگام مرگ معاویه در شام نبود و فرصتی هر چند کوتاه برای آمدن یزید به شام و بیعت مردم با او لازم بود، اگر این قاصد پس از بیعت مردم بلافاصله از شام خارج شده باشد حد اکثر مدت شش روز بین راه بود.
۴- اشخاص موثق می گویند مسافت کوفه تا شام را طی سه روز به راحتی می توان پیمود.[۳۰]
۵- در تابلو وزارت راه سوریه نوشته شده: دمشق – بغداد = ۵۰۰ کیلومتر.
از بغداد تا کوفه نیز حدود ۱۵۰ کیلومتر و از بغداد تا کربلا حدود ۷۰ کیلومتر می باشد.
محدث قمی می گوید:
«روز هشتم، یزید اهل بیت را روانه کرد.»[۳۱]
با توجه به ورود اهل بیت در روز اول صفر و فاصله ده روزه کوفه به شام (چنانچه سید اعتراف دارد) رسیدن اهل بیت به کربلا را در بیستم صفر به آسانی می توان تصدیق و باور کرد. چون حدود دوازده روز می شود.
۶- امام حسین (ع)، فاصله
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 