پاورپوینت کامل امام خمینی و احیای تفکر دینی ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل امام خمینی و احیای تفکر دینی ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام خمینی و احیای تفکر دینی ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل امام خمینی و احیای تفکر دینی ۱۰۶ اسلاید در PowerPoint :

>

حسن رضائی مهر[۱]

چکیده:

آنچه در ذیل می آید نگاهی به زوایای مختلف احیای تفکر دینی در مکتب امام خمینی رحمه الله است. سلوک و روش ایشان در احیای اندیشه اسلامی برگرفته از سنت و روش پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در صدر اسلام یعنی انعکاس شیوه رفتاری او و نیز تأسی از رویه اهل بیت علیهم السلام بود.

از مهمترین ویژگیهای نهضت بزرگ احیاگری امام خمینی رحمه الله تشخیص موانع و تحریفات عارض بر دین و جامعه دینی و ارائه راهکارهای جدی و اهتمام در اجرای آنها بود. بازسازی تفکر دینی از ناحیه ایشان در دو حوزه نظری و عملی صورت پذیرفت. بعضی از مؤلفه های این بازسازی در عرصه نظری احیای قلمرو دین از حیث جامعیت آن نسبت به تمامی شؤونات دنیوی و اخروی انسان و مبارزه با سکولاریزم است. تشکیل حکومت اسلامی، احیای حج ابراهیمی و نماز جمعه نمونه هایی از این بازسازی در حوزه عملی است.

بازسازی و احیای تفکر دینی، یکی از مقوله هایی است که از گذشته های دور، مورد توجه احیاگران دینی بوده و هست. این مقوله از حیث غایتی که دنبال می کند، امری شریف و ستودنی است؛ چرا که در پی صیانت از دین و دینداری در جوامع دینی است؛ یعنی از آن جا که احیاگری دینی در پی کالبد شکافی دین از حیث شناخت و رفع چالش ها و موانعی است که رشد و بالندگی دین را به مخاطره می اندازد و در واقع حفظ و بازسازی دین را در مقطعی که دچار آسیبها و تحریف هایی در عرصه نظری و عملی می گردد، به عهده دارد، از توجه خاص شرع مقدس برخوردار بوده و امری ضروری می نماید.

با یک نگاه تاریخ گرایانه به گذشته درمی یابیم که تاریخ، معرِّف افراد بزرگی است که در برهه های مختلف به احیای تفکر دینی پرداخته اند. و به گواهی تاریخ، بدون تردید موفقترین احیاگر مسلمان دوره معاصر، بنیانگذار جمهوری اسلامی، حضرت امام خمینی رحمه الله است. نوشته حاضر به اصول و مبانی احیای تفکر دینی از نظرگاه این بزرگ مرد الهی می پردازد، اما قبل از پرداختن به این مهم، توجه به نکاتی ضروری است.

۱- فرق اصلاح و احیا: از آن جا که دو اصطلاح مذکور از حیث بار معنایی، در جهت یاری رساندن به دین و تفکر دینی مشترکند، توجه به وجه تمایز آنها به منظور عدم القای در مغالطه، امری بجا و تبیین ماهوی هر یک از آنها خالی از فایده نخواهد بود.

اصلاح: عموما اصلاح و اصلاح طلبی در عرف متداول سیاسی و اجتماعی را می توان: «هواداری از سیاست تغییر زندگی اجتماعی یا اقتصادی و یا سیاسی اما با روشهای ملایم و بدون شتاب»[۲]دانست. امروزه وقتی می گویند اصلاح، یعنی سامان دادنهای آرام و تدریجی غیربنیادی[۳] و اصلاح در عرف سیاسی نیز ایجاد و تغییرات در بخش هایی از یک نظام است، البته با تحفظ بر ساختار اساسی و اصلی آن. نکته قابل توجه آن است که اصولاً اصلاح در دین، معقول نیست بلکه آنچه متصور است اصلاح در اندیشه دینی است و اصلاح در اندیشه دینی «زمانی معنا خواهد داشت که جهت اصلی دین در اندیشه دینی محفوظ باشد.

اندیشمند دینی، روح و جان دین و سمتگیری دین را به خوبی دریافته باشد، اما در لابه لای مجموعه عقاید و باورهای دینی اش، مواردی بر خطا می رود. و مصلح اندیشه دینی آن کسی است که می کوشد تا این موارد خطا را به صلاح و صواب مبدل سازد. اگر ناراستیهایی در جای جای اعتقادات دینی یک دیندار مشاهده شد و در حالی که سمت و سوی اندیشه دینی بر صواب باشد، این جا، جای اصلاح اندیشه دینی است.»[۴]

احیا: احیا به معنای زنده کردن است. اماته نقطه مقابل آن است، پس احیا زنده کردن چیزی است که از بین رفته است. آیات و روایات عدیده ای، احیا را جان دادن به کالبد بی جان و روح بخشیدن به موجود بی روح دانسته اند «و الله انزل من السماء ماء فاحیا به الارض بعد موتها»[۵] احیا برای کالبد بی جان ضرورت دارد و عدم تحقق آن مستلزم محقق نشدن آن موجود بی جان است و یا این که موجودی که رو به زوال است در صورت عدم احیا، از بین می رود؛ یعنی همان طور که اگر روح در کالبد بی جان جاری نشود، آن کالبد ذی روح نمی گردد، عدم احیای آن نیز با از بین رفتن آن، مساوق خواهد بود.

از طرفی احیا از امور اضافیه است؛ یعنی بدون تصور طرف و متعلَّق، تصور معقول ندارد. تعلق احیا به هر امری نیز ممکن است؛ از جمله به دین و تفکر دینی، اما هرگاه متعلق آن، دین باشد نمی توان به ظاهر معنای احیا تمسک کرد؛ چرا که متعلق احیا از این خصوصیت جدا نیست که هم می تواند بمیرد و هم زنده شود و هرگاه دین متعلق احیا قرار گیرد، لازمه آن تصور از بین رفتن دین است در حالی که دین از بین رفتنی نیست و مردن دین تصور معقول و مثبت ندارد.

پس می توان گفت:

«منظور از احیا یا بیداری به طور عموم، توجه کردن به جنبه هایی است که دچار غفلت یا فراموشی شده اند؛ برای مثال یک مکتب فکری [را در نظر بگیرید که] در بعضی جنبه ها مورد توجه است در حالی که جنبه های دیگر آن به طور کلی به دست فراموشی سپرده شده که در نتیجه آن پوششی از غفلت و فراموشی، آن مکتب را در بر می گیرد. شخصیت هایی که منجی جوامع انسانی هستند، جنبه های فراموش شده یک مکتب فکری را احیا کرده و شکلی جدید به آن می بخشند و به جامعه مرده خود، روح تازه ای اعطا می کنند.»[۶]

از این روی موضوع احیای دینی، تلقی و برداشتهای غلط از دین و آموزه های دینی است که در این صورت وظیفه احیاگر دینی، ازاله ابهام و تصحیح برداشتهای ناصواب و نیز زدودن غبار انحراف از ساحت دین است.

احیاگری در صلاحیت کیست؟

اصولاً واگذاری امور تخصصی به عنصر غیر متخصص، امری است غیر معقول که پیامدهای جبران ناپذیری را به دنبال دارد. نه تنها آن امر به سر منزل مقصود نمی رسد بلکه چنین گزینشی موجب انحراف و تباهی آن می گردد. احیاگری نیز از این مقوله مستثنی نیست. درک صحیح اصول و مبانی دین، آشنایی کامل به موقعیت زمانی و مکانی احکام، و نیز شبهات و بدعتهای زمانه که بر ساحت دین وارد می شود، قدرت تشخیص حقیقت از باطل، از شرایط احیاگری دینی است. احیاگر دینی، زمانی می تواند غبار تحریف را از چهره دین بزداید که به این اصول مسلم متصف باشد و در آن صورت نه تنها احیاگری او امری ممدوح بلکه واجب خواهد بود. حضرت نبی اکرم صلی الله علیه و آلهمی فرمایند:«اذا ظهرت البدع فی امتی لیظهر العالم علمه فمن لم یفعل فعلیه لعنه الله»[۷]

اگر در امت من بدعتها ظاهر شوند، بر عالم لازم است که علم خود را آشکار سازد که اگر چنین نکند لعنت خدا بر او باد.

و در روایتی دیگر در خصوص عالمی که به احیای دین نپردازد آمده است که متعفن ترین بو را در جهنم خواهد داشت و تمام جنبندگان او را لعنت می کنند.[۸]

آغاز احیاگری دینی در اسلام

از آن جا که احیا در مقابل اماته است، پس از هر اماته ای باید در انتظار احیا و تحقق آن بود. بدیهی است ادیان الهی در طول دوره های خود، از کینه توزی دشمنان در امان نبوده اند. از این رو در تشعشع و نورافشانیشان دچار قبض و بسط هایی می شدند و گاهی به سبب دسیسه های دین ستیزان، حقایق دینی بر خداپرستان مخفی می گردید. و همین امر اعتقاد به احیاگری تمام انبیا را تصحیح می سازد. و در خصوص احیاگری دینی در اسلام باید گفت:

«گذشته احیا، گذشته بسیار غم انگیز و دردناکی است؛ چرا که گمراهان از همان ابتدای بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله فعالیتهای وسیع و گسترده ای را شروع کردند و در اولین فرصت بعد از رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله دین را جدای از سیاست قلمداد کردند. آنها اسلام را در حد پرستش و عبادت محدود کرده بودند.

این روند همچنان ادامه داشت تا این که در زمان بنی امیه و بنی عباس روشهای دیگری را برگزیدند. ممنوع کردن نقل احادیث پیامبر صلی الله علیه و آله و احادیث مربوط به فضائل خاندان رسالت، اشاعه احادیث جعلی و ساختگی، توهین و گستاخی به حضرت علی علیه السلام، اذیت و آزار ائمه علیهم السلام، قتل عام مسلمانان، ترویج عقاید یهود و نصارا و به فراموشی سپردن سیرت نبوت از جمله عواملی بودند که حقایق دینی را محو و یا کمرنگ کردند.[از این رو می توان گفت] احیای دین از زمان رسول اکرم صلی الله علیه و آله شروع شد و تا زمانهای مختلف ادامه داشت.»[۹]

در چنین موقعیتهای غمباری، احیای دین و فرهنگ دینی، امری لازم و واجب بود و این امر نه تنها از زمان پیغمبر صلی الله علیه و آله انجام گرفت بلکه ائمه علیهم السلام و پس از آنها علما و فقهای دینی نیز، امر احیای دین را در رأس امور قرار دادند.

در قرون اخیر، امر احیاگری توسط افرادی از قبیل سید جمال الدین اسدآبادی، شهید آیت الله مدرس، سید قطب، شهید مطهری و… و بالاخره حضرت امام خمینی رحمه الله به اوج خود رسید. «عماد بزی» که نویسنده ای از کشور استرالیاست، می نویسد:

«عظیمترین و موفقترین احیاگر مسلمان دوره معاصر، بی شک امام خمینی رحمه الله است که با اعلان دوره ای جدید، سیر تاریخ را تغییر داد و با فرستادن نیروهای جدید به میدان انقلاب، تغییرات عمیقی بوجود آورد که عمق آنها را نسلهای آینده بهتر درک خواهند کرد».[۱۰]

امام خمینی و شیوه احیای تفکر دینی

چنان که از سلوک و عملکرد امام خمینی رحمه الله مشهود است، شیوه ایشان در احیای اندیشه اسلامی، شیوه حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله بوده است؛ یعنی انعکاس همان شیوه رفتاری پیامبر صلی الله علیه و آله در صدر اسلام و نیز ادامه طریق و روش اهل بیت علیهم السلام.

مهمترین ویژگی نهضت احیاگری امام خمینی رحمه الله در تشخیص موانع و تحریفات و انحرافات عارض بر دین و جامعه دینی و سپس ارائه راهکارهای جدّی و اهتمام در اجرای آنها بود؛ چرا که احیای حقایق دینی بر شناخت دقیق موانع و آسیبهای موجود در راه احیای فرهنگ دینی متوقف است که چنین امری با توجه به جامعیت حضرت ایشان، به شکل بایسته و شایسته ای به وقوع پیوست. اکنون به بعضی از این موانع اشاره می شود:

۱- عدم احساس استقلال ملتها و خودباختگی آنها در برابر بیگانگان

از سویی سلطه فراگیر فرهنگ غرب و شرق بر جوامع اسلامی و باوراندن این مطلب که چنین جوامعی بدون اتکای بر فرهنگ غربی و شرقی نمی توانند به حیات خود ادامه دهند و از طرفی، تأثیرپذیری برخی از روشنفکران داخلی از فرهنگهای بیگانه، این باور را در آنها بوجود آورد که با عدم اتکا بر قدرتهای اجنبی، نمی توانند زنده باشند و یا حق حیات برای آنها ثابت نیست. و چنین تفکری باعث جایگزینی فرهنگ بیگانه به جای فرهنگ دینی و نقطه انحراف از اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله گردید. امام خمینی رحمه اللهدر این زمینه می فرمایند:

«یکی از مصیبتهای مهمی که برای ملت بار آوردند این که ملت را نسبت به خودشان هم بدبین کردند. به این معنا که ما اگر یک مریض پیدا کنیم در تهران،… می گویند که این جا نمی شود، بروید به انگلستان، بروید به پاریس، این مطلبی است که از دست آنها برای ما پیدا شده است؛ یعنی ما خودمان را باختیم در مقابل آنها.»[۱۱]

و بر این مسأله گوشزد می کنند که:

«آن خودباختگیهایی را که دولت سابق و دولتهای سابق داشتند و چَشم گو بودند…. آنها دیگر نباید باشد.»[۱۲]

و در پیام خود به زائران بیت الله الحرام فرمودند:«… به خود آیید و شخصیت اسلامی خود را بیابید؛ زیر بار ظلم نروید و هشیارانه نقشه های شوم جهانخواران بین المللی را که در رأس آنها آمریکا است، افشا کنید.»[۱۳]

۲- ایجاد اختلاف در جوامع مسلمین توسط قدرتهای بیگانه

قدرت عظیم مسلمانان که حاصل گسترش فراگیر اسلام در جهان خصوصا مغرب زمین بود و نیز ناسازگاری این پدیده مبارک با مذاق قدرتهای بیگانه و استعمارگر، آنان را بر آن داشت تا در راستای تضعیف و انحلال این قدرت بزرگ و نیز به منظور جلوگیری از توسعه روزافزون اسلام، به ایجاد اختلاف در جوامع مسلمین بپردازند و با ترویج فرقه گرایی و ایجاد درگیریهای مقطعی و قومی -قبیله ای، مسلمانان را به خود مشغول کرده تا در سایه این ترفند استعماری، هم قدرت عظیم و یکپارچه آنان را از بین ببرند و هم به مقاصد شوم خود و غصب سرزمینها و منابع مسلمین برسند؛ چرا که تنها راه انحلال قدرت و عزت جوامع مسلمان را بر هم ریختن وفاق و وحدت کلمه آنها می دانستند. حضرت امام خمینی رحمه الله با تشخیص این توطئه در جای جای پیامها و سخنرانیهای خود، نسبت به این امر هشدار داده است. به یک نمونه دقت کنید:

«آمریکا و شوروی برای تضعیف اسلام و دولتهای اسلامی، مشغول فعالیت از قبیل تفرقه افکنی و ایجاد تشنجات داخلی به دست عمّال مزدور یا فریب خورده و برافروختن جنگ بین کشورهای اسلامی و مستضعف جهان هستند.»[۱۴]

۳- تحجّرگرایی و مقدس مآبی و عدم درک مقتضیات زمان و مکان

یکی از معضلات عمده در باب احیای دین و اندیشه اسلامی، وجود تحجرگرایان و مقدس نماهای وابسته است. امام خمینی رحمه الله در گوشزد کردن خطر این افراد برای دین و نظام این چنین می فرمایند:

«امروز عده ای با ژست مقدس مآبی چنان تیشه به ریشه دین و انقلاب و نظام می زنند که گویی وظیفه ای غیر از این ندارند. خطر تحجرگرایان و مقدس نمایان احمق در حوزه های علمیه کم نیست. طلاّب عزیز، لحظه ای از فکر این مارهای خوش خط و خال کوتاهی نکنند. اینها مروج اسلام آمریکایی اند و دشمن رسول الله.»[۱۵]

۴- برداشتهای انحرافی از بعضی روایات

یکی دیگر از موانع احیای تفکر دینی، وجود برخی روایات و یا استنباطها و برداشتهای نادرست از روایاتی است که در منابع اسلامی آمده است؛ از جمله، روایاتی که پرچمداران قیامها را، طاغوت معرفی کرده[۱۶] و یا قیامهای قبل از ظهور حجت را شکست خورده تلقّی می کند،[۱۷]در حالی که تمسک به چنین اخباری از جهاتی ممنوع است؛ چرا که برخی از آنها جعلی و برخی هم به موضوع و حادثه شخصی مربوط است. بعضی از روی تقیه صادر شده و قسمتی هم از برداشتهای غلط ناشی بوده است. علاوه بر این، تمسک به چنین روایاتی با ادله قطعی عقلی و نقلی سازگاری ندارد؛ چرا که آیات و روایات زیادی مثلاً درباره امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه و جهاد با دشمن و عدم پذیرش ظلم و… وارد شده است، که با مفاد آن روایات در تعارض است.

در هر حال این هم یکی از چالشهای موجود بوده است که حضرت امام خمینی رحمه الله بارها در مقابل آن موضع گیری کرده اند. ایشان در این خصوص می فرمایند:

«ممکن است فراوان، روایت را نشان بدهند که [بوسیله] عمّال ظلمه و آخوندهای درباری در تعریف و تمجید سلاطین جعل شده است. به طوری که ملاحظه می کنید با دو روایت ضعیف چه بساطی راه انداخته اند و آن را در مقابل قرآن قرار داده اند. قرآنی که جدّیت دارد [که] بر ضد سلاطین قیام کنید و موسی را به قیام علیه سلاطین وا می دارد.»[۱۸]

و در خصوص عدم لزوم تمهید و تحصیل مقدمات جهت ظهور حضرت حجت علیه السلام که عقیده بعضی افراد غافل است، می فرمایند:

«نظر بعضی عامی های منحرف آن است که برای ظهور آن بزرگوار باید کوشش در تحقق کفر و ظلم کرد تا عالم را ظلم فرا گیرد و مقدمات ظهور فراهم شود، فانّا لله و انا الیه راجعون.»[۱۹]

۵- استظهار ناقص از حکومت حقّه اسلامی

برخی عقیده دارند تشکیل حکومت اسلامی تنها وظیفه امام معصوم علیه السلام است و هر حکومتی جز حکومت معصوم علیه السلام ناحق است. یکی از طرفداران این نظریه می گوید:

«شما آن مصداق حاکم اسلامی را نشان بدهید، آنی که معصوم از گناه باشد. آنی که از هوا و هوس و حبّ ریاست و… به هیچ وجه در او اثر نکند، نشان بدهید، او بیاید میدان، جلو بیفتد، ملت می افتد به پایش.»

حضرت امام راحل رحمه الله در پاسخ به این نوع تفکر می فرمایند:

«اعتقاد به چنین مطالبی یا اظهار آنها، بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است… هر که اظهار کند که تشکیل حکومت اسلامی ضرورت ندارد، منکر ضرورت اجرای احکام شده و جامعیت احکام و جاودانگی دین مبین اسلام را انکار کرده است.»[۲۰]

۶- جدایی دین از سیاست

یکی دیگر از عوامل انحراف و سقوط مسلمین از قدرت، تلقی جدا بودن دین از سیاست و نیز ترویج آن است. لازم به ذکر است که ریشه چنین تفکری به پایان قرون وسطی در اروپا بر می گردد و پیدایش این تفکر در اروپا به منظور تقلیل و یا از بین بردن قدرت کلیسا و نیز فلسفه «اسکولاستیک» حاکم بر آن بود. بدیهی است وارد کردن چنین تفکری در فرهنگ اسلامی سزاوار نبوده و امری نابخردانه است. قیاس اسلام با مسیحیت موجود از جهاتی مع الفارق است: الف) رویکرد کلیسای سنتی در تبیین جهان و شکوفایی علم، متحجرانه بود در حالی که چنین

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.